به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، تیمور رحمانی، اقتصاددان و استاد دانشگاه تهران، در یادداشتی با عنوان «بیمارى هلندى و بازار سهام ایران» نوشت:
مىدانیم اقتصاد ایران در دو مقطع تاریخى دهه ١٣٥٠ و دهه ١٣٨٠ دچار بیمارى هلندى زیانبارى شد. اگر اولى ناشى از نبودن دانش مرتبط با بیمارى هلندى در علم اقتصاد آن زمان بود، دومى گزیده شدن دوباره از همان سوراخ بود و اقتصاد ایران را در برابر تحریمهایى که در راه بود، آسیبپذیر کرد. احتمالا اندیشکدههاى مستقر در واشنگتن آن بیمارى هلندى را با شور و شوق نظاره میکردند تا ثمر دهد که داد.
مىدانیم بیمارى هلندى به این معنى است که اگر قیمت جهانى منابع طبیعى کشورى بهطور قابلتوجهی افزایش یابد، چون آن کشور در ایجاد آن منابع طبیعى ارزشمند تلاشى به خرج نداده است (و حاصل تولید کالاها و خدمات آن کشور نبوده است) اما صاحب قدرت خرید کالاهاى خارجى شده است، مىتواند کالاهاى قابل مبادله سایر کشورها را وارد کند و به بازار داخلى تزریق کند تا کالاى ارزان خارجى فراهم باشد. در شرایطى که درآمد حاصل از آن منابع طبیعى با سرمستى به اقتصاد تزریق مىشود و تقاضا براى کالاها شدت مىگیرد، فشار تورمى شکل مىگیرد و هزینه تولید کالاهاى داخلى از جمله در بخش قابل مبادله افزایش مىیابد و در صورتى تولید کالاهاى داخلى به صرفه باقى مىماند که قیمت آنها افزایش یابد؛ اما واردات کالاهاى ارزان با توسل به ارز حاصل از منابع طبیعى سبب مىشود بخش تولید کالاهاى قابل مبادله کشور در مقابل کالاى ارزان خارجى تضعیف شود و این به آن معنا است که شرکتهاى تولیدکننده کالاها هم در بخش قابل مبادله تضعیف مىشوند و بازار سهام در آن بخش نیز شکوفا نمىشود.
در چنین شرایطى بازار سهام نیز فقط در بخشى رشد مىکند که بهگونهاى از رانت منابع طبیعى بهرهمند باشد. واضح است مقصر این وضعیت بازار سهام نیست، بلکه سیاستهاى اقتصاد کلان است. شوربختانه در چنین شرایطى بازار سهام باید منتظر باشد بلکه تشدید تورم و افزایش نرخ ارز به داد آن برسد و رونق در بازار سهام را شکل دهد و رونق بازار سهام همزمان با درد و رنج مردم باشد؛ درحالىکه در اقتصادى بدون تورم رونق بازار سهام تصویرى از بهبود وضعیت جامعه هم هست.
این چنین است که بیمارى هلندى یقه همه و از جمله بازار سهام را هم مىگیرد و اسباب عدم رونق مبتنى بر نوآورى و بهرهورى آن مىشود. موفقترین برندگان بیمارى هلندى کسانى هستند که در طول بیمارى هلندى سرمایه خود را به جهان خارج (نمونه کانادا) منتقل مىکنند و اقتصاد کشور را پسانداز مىکنند؛ اما تبدیل به سرمایهگذارى نمىشود و اسباب رونق مقوم رشد اقتصادى بازار سهام نمىشود. دارند؟