چرا جنگ علیه ایران و اوکراین برخلاف انتظارات جلو رفت؟ | هرجا گلوله قابل استفاده است، نیروی انسانی اعزام نکنید!
اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: در عصر کنونی، ماهیت جنگها تغییر کرده و میدان نبرد با ظهور پهپادها، موشکها و هوش مصنوعی تا حدی برابرتر شده است؛ یعنی کشورها و گروههایی که از نظر نظامی ضعیفتر هستند، اکنون میتوانند به توانمندیهایی دست پیدا کنند که در گذشته در اختیار قدرتهای بزرگ بود.
به گزارش اقتصادنیوز، هفته گذشته، کنفرانس دفاعی لندن برای دومین سال متوالی در واشنگتن برگزار شد. این رویداد که در سال ۲۰۲۲ و در واکنش به حمله روسیه به اوکراین پایهگذاری شد، خود را متعهد به تقویت توان دفاعی در برابر تهدیدهای در حال تحول میداند.
موضوع کنفرانس امسال، «پیروزی در جنگهای آینده» بود؛ اما پرسش اصلی همچنان بیپاسخ باقی مانده است: آیا غرب و آمریکا میتوانند در درگیریهای کنونی و جنگهای آینده پیروز شوند؟
اقتصادنیوز: جنگ سایه روسیه علیه ناتو همین حالا هم جریان دارد. مسئله اصلی این است که آیا اروپا و آمریکا پیش از آنکه این جنگ پنهان به یک بحران گسترده و کنترلناپذیر تبدیل شود، راهی برای پاسخ هماهنگ و بازدارنده پیدا خواهند کرد یا نه؟
واقعا غرب پیروز میدان بود؟
هارلان اولمن در هیل نوشت: اگر قرار باشد که پایان جنگ سرد را پیروزی غرب درنظر بگیریم، کارنامه غرب پس از آن چندان درخشان نیست.
در این میان، حتی میتوان این استدلال را مطرح کرد که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بیش از آنکه نتیجه یک پیروزی نظامی مستقیم باشد، حاصل فروپاشی داخلی این کشور در پی اصلاحات میخائیل گورباچف بود.
جنگها پایانی برخلاف انتظارات داشتند
جنگ در ایران برای آمریکا پیامدهای بسیار سنگینی داشته است. در اوکراین نیز این پرسش مطرح است که آیا ۲۹ میلیون اوکراینی، با وجود مقاومت و پایداری قابلتوجه، میتوانند در برابر روسیهای با بیش از ۱۴۰ میلیون نفر جمعیت ایستادگی کنند؟ این کشور تاکنون حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار کشته و زخمی متحمل شده است.
درحقیقت، پیروزیهای نظامی واقعی غرب در دوره پس از جنگ جهانی دوم، تنها به موارد محدودی برمیگردد. برای مثال یکی از نمونههای شاخص، شکست آرژانتین در جنگ فالکلند در سال ۱۹۸۲ بود. مارگارت تاچر، نخستوزیر وقت بریتانیا، عملیات «کورپوریت» را برای بازپسگیری مجموعهای نسبتاً کوچک از جزایر در اقیانوس اطلس جنوبی که آرژانتین تصرف کرده بود، آغاز کرد و نیروهای بریتانیایی را به فاصله حدود ۶ هزار مایل اعزام کرد. اما جهان امروز دیگر شاهد جهان جنگهای گذشته نیست.
میدان جدید نبرد؛ از سرباز تا پهپاد
در عصر کنونی، ماهیت جنگها تغییر کرده و میدان نبرد با ظهور پهپادها، موشکها و هوش مصنوعی تا حدی برابرتر شده است؛ یعنی کشورها و گروههایی که از نظر نظامی ضعیفتر هستند، اکنون میتوانند به توانمندیهایی دست پیدا کنند که در گذشته در اختیار قدرتهای بزرگ بود.
مشکل اینجاست که مقابله با این تهدیدها اغلب به استفاده از تسلیحات بسیار گرانقیمت نیاز دارد. برای نمونه، یک موشک بالستیک نسبتاً ارزانقیمت را میتوان با موشک رهگیر SM-3 نیروی دریایی آمریکا منهدم کرد؛ اما قیمت هر فروند از این موشک رهگیر بیش از ۲۷ میلیون دلار است.
هر جا گلوله قابل استفاده است، نیروی انسانی اعزام نکنید!
همین مسئله باعث شده تا استفاده از تسلیحات ارزانتر و سامانههای بدون سرنشین به یکی از اولویتهای اصلی جنگهای آینده تبدیل شود. بر اساس همان منطق قدیمی که میگوید: هر جا گلوله قابل استفاده است، نیروی انسانی اعزام نکنید!
بنابراین، استفاده از سامانههای بدون سرنشین سطحی، زیرسطحی و هوایی میتواند جان نیروهای انسانی را حفظ کند.
اما همچنان یک پرسش مهم باقی میماند: اگر هزینه سامانههای تسلیحاتی بدون سرنشین به هزینه تجهیزات سرنشیندار نزدیک شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
از سوی دیگر، اگرچه پهپادها میتوانند جان سربازان را نجات دهند، اما همین سامانهها اکنون به یکی از مرگبارترین ابزارهای میدان نبرد در اوکراین تبدیل شدهاند.
مشکل شناخت نادرست از جنگ است
نویسنده در ادامه نوشت: کنفرانس دفاعی لندن بحثی را آغاز کرد که آمریکا باید آن را جدی بگیرد. پیشتر درباره این موضوع نوشتهام که چرا آمریکا از پایان جنگ جهانی دوم در تمام جنگهایی که خود آغاز کرده، شکست خورده است. فارغ از اینکه کدام حزب سیاسی در قدرت بوده، ریشههای این شکستها در بسیاری موارد مشابه بوده است.
هر دو حزب در شکلگیری این اشتباهات نقش داشتهاند، اما یکی از مهمترین عوامل شکست، فقدان شناخت و درک درست از چگونگی تبدیل قدرت نظامی به یک نتیجه راهبردی بوده است.
اعتماد بیش از حد به برتری نظامی آمریکا، تصور اینکه دشمن دقیقا همانگونه رفتار خواهد کرد که واشنگتن انتظار دارد، ترجیح ملاحظات سیاسی کوتاهمدت و بوروکراسی فلجکننده، همگی در این شکستها نقش داشتهاند.
اشتباهات تاریخی واشنگتن در جنگها
از ویتنام، جایی که لیندون جانسون تصور میکرد آمریکا با یک تهدید فوری ناشی از کمونیسم مواجه است، تا عراق، جایی که مشخص شد صدام حسین سلاحهای کشتار جمعی در اختیار نداشت، دلایلی که برای ورود به جنگ ارائه شد، در عمل نادرست از آب درآمد.
در افغانستان نیز مأموریت اولیه، یعنی شکار اسامه بنلادن، به پروژهای برای ملتسازی تبدیل شد؛ مأموریتی که تحقق آن از ابتدا بسیار دشوار بود.
در حمله به ایران نیز دولت آمریکا احتمال بسیار جدی بسته شدن تنگه هرمز از سوی تهران را بهدرستی در محاسبات خود لحاظ نکرد؛ او همچنین انتظار نداشت ایران به متحدان آمریکا در منطقه خلیج فارس حمله کند.
سیاست ابهام راهبردی در برابر چین
دولتهای جمهوریخواه و دموکرات هر دو مرتکب چنین اشتباهاتی شدهاند. بنابراین پرسش اساسی این است که چگونه میتوان احتمال تکرار این خطاها را در دولتهای آینده کاهش داد؟
امروز چین اصلیترین رقیب آمریکا محسوب میشود. هدف واشنگتن، با وجود سیاست «ابهام راهبردی»، دفاع از تایوان در برابر هرگونه حمله احتمالی چین است.
در اروپا نیز نگرانیها درباره آینده افزایش یافته است. برخی مقامهای اروپایی نگرانند که پس از پایان جنگ اوکراین، ولادیمیر پوتین به سمت غرب حرکت کند و یکی از کشورهای بالتیک یا حتی جزیرهای در نزدیکی اروپا، از جمله سوالبارد در نزدیکی سواحل نروژ، را هدف قرار دهد. اما آیا این نگرانیها بیش از اندازه بزرگنمایی شدهاند؟
راستیآزمایی تهدیدات پیش از آغاز درگیریهای مستقیم
این احتمال وجود دارد که برخی از تهدیدهایی که امروز درباره آنها هشدار داده میشود، در آینده همانند تهدید «کمونیسم یکپارچه» در دهه ۱۹۶۰، سلاحهای کشتار جمعی عراق یا حتی نگرانیها درباره برنامه هستهای ایران، بیش از اندازه بزرگ جلوه کنند.البته ممکن است هیچگاه نتوان با قطعیت کامل به این پرسشها پاسخ داد. اما بررسی دقیق سناریوهای احتمالی پیش از اتخاذ تصمیم نظامی، ضرورتی انکارناپذیر است.
رونالد ریگان، رئیسجمهور پیشین آمریکا، زمانی عبارتی معروف را به کار برد: «اعتماد کن، اما راستیآزمایی کن.»
امروز نیز واشنگتن و متحدانش باید همین رویکرد را در قبال چین و روسیه در پیش بگیرند؛ یعنی پیش از آنکه وارد اقدام نظامی دیگری شوند، باید اطمینان حاصل کنند که چین و روسیه واقعاً همان تهدیدهایی هستند که تصور میشود.
برتری نظامی کافی نیست
اگر قرار باشد تا آمریکا تنها یک درس از تجربه جنگهای چند دهه گذشته بگیرد، درک این واقعیت است که برتری نظامی بهتنهایی تضمینکننده پیروزی نیست. آنچه پیش از ورود به هر جنگی اهمیت دارد، شناخت دقیق تهدید، تعریف روشن هدف سیاسی و راهبردی، برآورد واقعبینانه رفتار دشمن و درک این مسئله است که چگونه میتوان از قدرت نظامی برای دستیابی به یک نتیجه سیاسی پایدار استفاده کرد.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه