هزینه 195 میلیارد دلاری مقاومت برای اوکراین
اقتصاد ایران: مقاومت اوکراین برابر روسیه علیرغم خسارت 195 میلیارد دلاری، باید درس مقاومت به جریان غربگرای داخل ایران باشد.
با این حال، روایت غالب بخش قابلتوجهی از جریان سیاسی و رسانهای غرب در خارج و حتی داخل کشور ما، در قبال اوکراین، لزوماً این نبوده که به دلیل هزینههای اقتصادی باید از ایستادگی در برابر روسیه صرفنظر کرد؛ بلکه مقاومت اوکراین، حتی در شرایطی که اقتصاد این کشور با کسری بودجه، افزایش بدهی، کاهش تولید و تخریب زیرساخت مواجه بوده، بهعنوان دفاع از حاکمیت ملی و ایستادگی در برابر فشار خارجی مورد حمایت قرار گرفته است.
اکنون همین تجربه یک پرسش مهم را پیش روی فضای سیاسی و اقتصادی ایران قرار میدهد: اگر هزینههای سنگین اقتصادی جنگ و تحریم، در مورد اوکراین بهعنوان بخشی از هزینه دفاع از حاکمیت ملی پذیرفته میشود، چرا در مواجهه با ایران، افزایش هزینههای اقتصادی بهعنوان دلیلی برای ناکارآمدی یا پایان یافتن «مقاومت» مطرح میشود؟
این گزارش ابتدا با تکیه بر آمار بانک جهانی، سازمان ملل، صندوق بینالمللی پول و مؤسسات پژوهشی، تصویری از آنچه جنگ بر زیرساخت و اقتصاد اوکراین تحمیل کرده ارائه میدهد و سپس این پرسش را بررسی میکند که آیا میتوان میان «هزینه اقتصادی مقاومت» و «بیفایده بودن مقاومت» یکی را بهجای دیگری نشاند و چرا تجربه اوکراین میتواند برای بحث درباره الگوی مواجهه ایران با فشار خارجی قابل تأمل باشد.
بر اساس تازهترین ارزیابی مؤسسه Kyiv School of Economics (KSE)، مجموع خسارت مستقیم واردشده به املاک، زیرساختها، وسایل نقلیه و موجودیهای اوکراین از زمان آغاز تهاجم تمامعیار روسیه تا فوریه 2026 به 197.5 میلیارد دلار رسیده است.
مسکن؛ 66 میلیارد دلار خسارت
بخش مسکن با 65.9 میلیارد دلار، بزرگترین سهم از خسارتهای مستقیم ثبتشده در اوکراین را به خود اختصاص داده است؛ رقمی که حدود یکسوم کل خسارت برآوردشده را تشکیل میدهد. بر اساس ارزیابی KSE، نزدیک به 416 هزار ساختمان مسکونی در جریان جنگ آسیب دیده یا تخریب شدهاند که شامل حدود 352 هزار ساختمان مسکونی مستقل، 63 هزار ساختمان آپارتمانی و حدود یک هزار خوابگاه است.
در این میان، مناطق شرقی و مناطق نزدیک به خطوط مقدم بیشترین میزان تخریب را تجربه کردهاند، هرچند آسیب به ساختمانهای مسکونی در نقاط مختلف اوکراین ثبت شده است.

حملونقل؛ 42 میلیارد دلار خسارت
پس از بخش مسکن، زیرساختهای حملونقل با 42 میلیارد دلار دومین بخش بزرگ خسارتدیده در اوکراین است. طبق گزارش KSE، حدود 29 هزار کیلومتر از جادههای ملی، محلی و شهری آسیب دیده یا تخریب شده است. همچنین خسارت واردشده به داراییهای راهآهن اوکراین حدود 5 میلیارد دلار، زیرساخت بنادر حدود 1.2 میلیارد دلار و بخش هوایی حدود 2 میلیارد دلار برآورد شده است.
بر اساس دادههای تفصیلی ارائهشده در گزارش، خسارت جادههای ملی حدود 10.9 میلیارد دلار، جادههای محلی 10.6 میلیارد دلار و جادههای شهری و سایر سکونتگاهها 9.7 میلیارد دلار بوده است. همچنین حدود 344 پل و گذرگاه پل در جریان جنگ آسیب دیده یا تخریب شدهاند.

صنعت و شرکتها؛ 18.4 میلیارد دلار خسارت
جنگ علاوه بر زیرساختهای فیزیکی، بخش تولید و فعالیت بنگاههای اقتصادی اوکراین را نیز تحت تأثیر قرار داده است. KSE خسارت واردشده به دارایی شرکتها در بخشهای صنعت، ساختمان و خدمات را 18.4 میلیارد دلار برآورد کرده است.
بر اساس این ارزیابی، دارایی حدود 12 هزار و 600 بنگاه اقتصادی آسیب دیده یا تخریب شده است. این مجموعه شامل حدود 100 شرکت بزرگ و متوسط خصوصی، حدود 12 هزار بنگاه کوچک و کارآفرین و حدود 500 شرکت دولتی است. بخش متالورژی نیز از جمله حوزههایی است که خسارت قابل توجهی متحمل شده و برخی مجموعههای بزرگ صنعتی در جریان جنگ تخریب شدهاند.

انرژی؛ 18.3 میلیارد دلار خسارت
بخش انرژی یکی دیگر از محورهای اصلی خسارتهای مستقیم جنگ در اوکراین است. بر اساس برآورد KSE، خسارت واردشده به زیرساختهای انرژی به 18.3 میلیارد دلار رسیده است که نسبت به ارزیابی قبلی 25 درصد افزایش دارد. این رقم شامل خسارت به ظرفیت تولید برق، شبکههای انتقال و توزیع، زیرساخت گاز، ذخایر نفت و فرآوردههای نفتی، معادن زغالسنگ و سامانههای گرمایش شهری است.
در مجموع، خسارت بخش برق حدود 14.6 میلیارد دلار و خسارت بخش نفت و گاز حدود 2 میلیارد دلار برآورد شده است. حملات به زیرساخت انرژی همچنین آثار خود را بر فعالیت اقتصادی و خدمات عمومی گذاشته است؛ چرا که آسیب به شبکه تولید و انتقال انرژی میتواند همزمان فعالیت صنایع، خدمات شهری و زندگی خانوارها را تحت تأثیر قرار دهد.

کشاورزی؛ بیش از 12 میلیارد دلار خسارت
بخش کشاورزی و منابع زمین نیز از دیگر بخشهای مهم اقتصاد اوکراین است که خسارت سنگینی متحمل شده است. KSE میزان خسارت این بخش را حدود 12.1 میلیارد دلار برآورد کرده است. بیشترین سهم این خسارت مربوط به ماشینآلات کشاورزی است که بیش از 7.1 میلیارد دلار برآورد شده است.
همچنین خسارت واردشده به تأسیسات ذخیره غلات بیش از 2 میلیارد دلار و ارزش محصولات کشاورزی تخریب یا سرقتشده نزدیک به 1.9 میلیارد دلار اعلام شده است. آسیب به ماشینآلات، انبارها و سایر زیرساختهای کشاورزی در کنار اختلال در مسیرهای حملونقل، ظرفیت تولید و صادرات بخش کشاورزی اوکراین را نیز تحت فشار قرار داده است.

آموزش، درمان و خدمات عمومی؛ بیش از 25 میلیارد دلار خسارت
آسیبهای جنگ تنها به داراییهای اقتصادی محدود نشده و زیرساختهای عمومی و اجتماعی اوکراین نیز خسارت قابل توجهی دیدهاند. بر اساس گزارش KSE، خسارت واردشده به زیرساختهای آموزشی و علمی 12.2 میلیارد دلار، بخش درمان 4.5 میلیارد دلار، فرهنگ، ورزش و گردشگری 4.5 میلیارد دلار، خدمات شهری و تأسیسات 3.8 میلیارد دلار و ساختمانهای اداری 1.3 میلیارد دلار برآورد شده است.
همچنین نزدیک به 4800 مرکز آموزشی آسیب دیده یا تخریب شدهاند. در بخش سلامت نیز خسارت مستقیم حدود 4.5 میلیارد دلار برآورد شده است.

خسارت 197.5 میلیارد دلاری برای اوکراین در جنگ با روسیه
برآورد KSE نشان میدهد خسارت مستقیم واردشده به اوکراین در بخشهای مختلف به این شکل توزیع شده است: در مجموع، جدول کلیدی گزارش KSE نشان میدهد که خسارت 197.5 میلیارد دلاری اوکراین در طیف بسیار گستردهای از بخشهای اقتصادی و اجتماعی توزیع شده است.

اما مسئله فقط «خسارت» نیست؛ اقتصاد اوکراین چه وضعیتی دارد؟
صندوق بینالمللی پول در فوریه 2026 اعلام کرد که تولید ناخالص داخلی واقعی اوکراین در سال 2025 حدود 20 درصد پایینتر از سطح پیش از جنگ بوده است. در ارزیابی جدیدتر IMF در ژوئیه 2026 نیز آمده است که رشد اقتصادی اوکراین در سال 2026 به دلیل آثار جنگ و حملات به زیرساختهای حیاتی با محدودیت مواجه شده است. IMF رشد واقعی اقتصاد را برای سال 2026 حدود 1 تا 1.6 درصد پیشبینی کرده است.
حتی در سهماهه نخست 2026، بر اساس گزارش IMF، اقتصاد اوکراین 0.6 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل کوچکتر شده و حملات به زیرساختهای انرژی و لجستیک از عوامل آن بودهاند.
از سوی دیگر، شکاف مالی خارجی اوکراین برای سالهای 2026 تا 2029 در سناریوی پایه IMF حدود 140.3 میلیارد دلار برآورد شده است. این دادهها یک نکته مهم را روشن میکند: اوکراین در شرایطی که هزینههای اقتصادی جنگ بسیار سنگین است، راهبرد خود را صرفاً بر مبنای محاسبه کوتاهمدت هزینه اقتصادی جنگ تعریف نکرده است.
در عین حال، باید در گزارش از یک سادهسازی مهم پرهیز کرد. مقاومت اوکراین فقط محصول تصمیمات داخلی دولت زلنسکی نیست. IMF تصریح میکند که ثبات اقتصادی اوکراین در سالهای جنگ به ترکیبی از سیاستگذاری داخلی، حمایت خارجی گسترده و برنامههای مالی بینالمللی متکی بوده است.
تناقض در مواجهه با مفهوم «مقاومت»
از اینجا میتوان به پرسش اصلی گزارش رسید: اگر در تحلیلهای سیاسی جریانهای غربگرای داخلی، ایستادگی اوکراین در برابر روسیه با وجود هزینههای سنگین انسانی، اقتصادی و زیرساختی بهعنوان نشانهای از «حفظ استقلال»، «دفاع از منافع ملی» یا «ایستادگی در برابر فشار خارجی» مورد تمجید قرار میگیرد، چرا هنگامی که همین مفهوم در مورد ایران مطرح میشود، نخستین استدلال منتقدان مقاومت، هزینه اقتصادی آن است؟
این پرسش، پرسشی درباره دو معیار متفاوت برای ارزیابی یک مفهوم واحد است.
اوکراین طی چهار سال جنگ با روسیه نهتنها با خسارت 197.5 میلیارد دلاری زیرساختی مواجه شده، بلکه برای حفظ اقتصاد خود همچنان به حمایت مالی خارجی نیاز دارد؛ با این حال، نهادهای غربی از جمله IMF سیاست خود را بر این مبنا تنظیم نکردهاند که چون جنگ هزینه اقتصادی دارد، بنابراین اوکراین باید برای کاهش هزینه اقتصادی، از مقاومت نظامی و سیاسی خود صرفنظر کند.
اتفاقاً IMF در گزارش 2026 خود تصریح کرده که ادامه جنگ آثار منفی بزرگی بر مالیه عمومی، رشد اقتصادی و تراز پرداختهای اوکراین گذاشته و خسارت زیرساختی ظرفیت اقتصادی این کشور را محدود کرده است. اما همزمان، همین نهاد تأکید دارد که سیاستهای اقتصادی و حمایت مالی خارجی برای حفظ ثبات اقتصاد اوکراین در شرایط جنگ ادامه پیدا کرده است.
بنابراین، وجود هزینه اقتصادی لزوماً به معنای بیاعتبار شدن راهبرد مقاومت نیست؛ بلکه نشان میدهد هر کشوری که در معرض یک تهدید امنیتی جدی قرار میگیرد، باید میان «هزینه مقاومت» و «هزینه تسلیم یا عقبنشینی» نیز مقایسه انجام دهد.
این دقیقاً نقطهای است که میتوان در تحلیل داخلی مورد توجه قرار داد.
سؤال اساسی برای جریان غربگرای داخلی
اگر منطق دفاع از اوکراین این باشد که: «اوکراین حق دارد برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود هزینه اقتصادی، انسانی و زیرساختی سنگینی بپردازد»
آنگاه باید پرسید:
چرا همین منطق نباید درباره ایران نیز موضوعیت داشته باشد؟
اگر گفته شود «شرایط ایران با اوکراین متفاوت است»، این سخن قابل بررسی است و باید تفاوتها دقیقاً مشخص شوند؛ برای مثال در جغرافیا، نوع تهدید، ساختار اقتصادی، ظرفیتهای انرژی، منابع طبیعی، موقعیت منطقهای، متحدان خارجی و نوع جنگ تفاوتهای مهمی وجود دارد.
اما اگر استدلال صرفاً این باشد که «مقاومت هزینه اقتصادی دارد»، آمار اوکراین نشان میدهد که چنین گزارهای بهتنهایی برای رد یک راهبرد کافی نیست؛ زیرا خود اوکراین نمونهای است که نشان میدهد یک کشور میتواند با وجود تحمل خسارتهای بسیار سنگین، همچنان مقاومت را بهعنوان بخشی از راهبرد امنیت ملی خود دنبال کند.
البته از سوی دیگر، از تجربه اوکراین نیز نمیتوان نتیجه گرفت که هر نوع مقاومت یا هر سطحی از هزینه اقتصادی الزاماً مطلوب یا موفق است. اینجا باید میان «اصل مقاومت در برابر فشار خارجی» و «نحوه طراحی، مدیریت و تأمین مالی یک راهبرد مقاومت» تفکیک کرد.
مقاومت اقتصادی؛ حلقه مفقوده بحث ایران
تجربه اوکراین همچنین نشان میدهد که مقاومت اقتصادی با شعار تفاوت دارد. وقتی زیرساخت انرژی هدف قرار میگیرد، مسئله فقط حفظ یک نیروگاه نیست؛ باید شبکه جایگزین، تعمیرات سریع، ذخایر، واردات اضطراری و مدیریت مصرف وجود داشته باشد.
وقتی خطوط ریلی و بنادر آسیب میبینند، باید مسیرهای جایگزین صادرات و واردات فعال شوند. وقتی نیروی کار از کشور خارج میشود یا جابهجا میشود، باید سیاست حفظ سرمایه انسانی و بازگشت نیروی متخصص طراحی شود. و زمانی که کسری بودجه و بدهی دولت افزایش مییابد، باید سازوکار تأمین مالی جنگ و حفظ خدمات عمومی طراحی شود.
به همین دلیل، تجربه اوکراین را میتوان از منظر ایران نه بهعنوان نسخهای برای کپیبرداری، بلکه بهعنوان مطالعهای درباره چگونگی حفظ کارکرد اقتصاد در شرایط فشار خارجی و جنگ بررسی کرد.
اقتصاد اوکراین امروز اقتصادی بدون هزینه نیست؛ برعکس، هزینههای جنگ برای این کشور بسیار سنگین بوده است. اما دادههای بانک جهانی و IMF نشان میدهد که در کنار پذیرش این هزینهها، سیاست اصلی دولت، حفظ فعالیت اقتصادی، تأمین مالی دولت، بازسازی زیرساخت، حفظ بخش خصوصی و جلب حمایت خارجی بوده است.
از همین زاویه، سؤال اصلی برای ایران شاید این نباشد که «مقاومت هزینه دارد یا نه؟»؛ زیرا تجربه اوکراین بهروشنی نشان میدهد که دارد.
سؤال مهمتر این است که:
اگر قرار است کشوری در برابر فشار خارجی مقاومت کند، چگونه باید اقتصاد خود را طوری سازمان دهد که هزینه مقاومت به فروپاشی ظرفیت تولید و رفاه عمومی منجر نشود؟ این همان نقطهای است که تجربه اوکراین را از یک مناقشه سیاسی درباره «مقاومت یا سازش» به یک مسئله اقتصادی قابل مطالعه تبدیل میکند.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه