هوش مصنوعی حتی مناسبات سیاسی دنیا را هم تغییر میدهد

اقتصاد ایران: حامد بیدی، کنشگر حق اینترنت می‌گوید: وسط یک کویر، بدون آب و زیرساخت، نمی‌توان تصویب کرد که قرار است آنجا به یک باغ بزرگ صادراتی تبدیل شود.این آرزو، آرزوی زیبایی است؛ اما بر پایه واقعیت‌های موجود بنا نشده است. در حوزه هوش مصنوعی هم همین اتفاق در حال رخ دادن است.

به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ،در شرایطی که «هوش مصنوعی ملی» به یکی از تازه‌ترین دغدغه‌های سیاست‌گذاران ایرانی تبدیل شده و طرح‌هایی برای بومی‌سازی و توسعه فناوری در حال تدوین است، یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: آیا کشوری با چالش‌های جدی در زیرساخت اینترنت، محدودیت‌های ارتباطی، مهاجرت گسترده نیروی متخصص و نبود یک زیست‌بوم پایدار فناوری، می‌تواند به رقابت در یکی از پیچیده‌ترین حوزه‌های فناوری جهان وارد شود؟

حامد بیدی، کنشگر حقوق اینترنت، معتقد است مسئله اصلی ایران کمبود قانون یا نبود طرح‌های بلندپروازانه نیست، بلکه فقدان یک زیست‌بوم واقعی برای رشد فناوری است؛ زیست‌بومی که بدون اینترنت پایدار، سرمایه‌گذاری، ارتباطات بین‌المللی و امید اجتماعی شکل نمی‌گیرد.

****

*آقای بیدی! ایران در حال طراحی برنامه‌هایی برای حضور در جمع کشورهای پیشرو هوش مصنوعی است، اما هم‌زمان با چالش‌هایی مانند اینترنت ناپایدار، محدودیت دسترسی و ضعف برخی زیرساخت‌های دیجیتال مواجه است. آیا بدون حل این مسائل پایه‌ای، صحبت از توسعه هوش مصنوعی ملی بیشتر یک هدف‌گذاری بلندپروازانه است یا یک برنامه عملیاتی؟

ما معمولاً در حوزه سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری، آرزوهایمان را با اهداف اشتباه می‌گیریم و بخش زیادی از مشکلات هم از همین نقطه شروع می‌شود.

اگر به اسناد بالادستی، چشم‌اندازهای توسعه، برنامه‌های پنج‌ساله و سیاست‌هایی که در حوزه فضای مجازی تدوین شده نگاه کنیم، می‌بینیم که معمولاً مسئولان با مشاهده رشد پرشتاب فناوری در جهان متوجه عقب‌ماندگی کشور می‌شوند، اما علت این عقب‌ماندگی را خیلی ساده‌انگارانه فقط در نبود منابع مالی یا نبود قانون می‌بینند.

در حالی که در فناوری، صرفاً با تصویب یک قانون یا اختصاص بودجه نمی‌توان یک تحول ایجاد کرد. مسئله اصلی، وجود یک زیست‌بوم ارگانیک و مناسب برای رشد فناوری است.

وقتی درباره زیست‌بوم فناوری صحبت می‌کنیم، مجموعه‌ای از عوامل در کنار هم قرار می‌گیرند؛ از سرمایه‌گذاری خارجی و همکاری با شرکت‌های بزرگ جهانی گرفته تا تعاملات بین‌المللی، زیرساخت‌های فنی، شرایط اقتصادی و حتی سرمایه اجتماعی. اگر هر کدام از این عوامل را بررسی کنیم، می‌بینیم که بسیاری از آن‌ها در ایران وجود ندارند.

مشکل ما قانون نیست؛ مشکل نبود زیست‌بوم فناوری است

*یعنی از نگاه شما مسئله اصلی پیش از ورود به هوش مصنوعی، آماده نبودن بسترهای لازم است؟

دقیقاً. ما امروز با مشکلات اساسی در همان زیرساخت‌های اولیه مواجه هستیم. یکی از ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های مورد نیاز برای توسعه فناوری، شبکه اینترنت است؛ اما ما امروز متأسفانه با وضعیتی مواجه هستیم که عملاً چیزی به نام اینترنت پایدار و آزاد، آن‌گونه که برای رشد فناوری لازم است، نداریم.

از طرف دیگر، فناوری بدون نیروی انسانی و بدون انگیزه اجتماعی رشد نمی‌کند. مجموعه سیاست‌هایی که در سال‌های اخیر در حوزه فناوری و حتی در حوزه‌های کلان‌تر سیاسی و اقتصادی اتفاق افتاده، باعث شده بسیاری از جوانان و متخصصان کشور مهاجرت کنند.

بخش قابل توجهی از نخبگان حوزه فناوری، از جمله هوش مصنوعی، کشور را ترک کرده‌اند یا اگر مانده‌اند، انگیزه کافی برای فعالیت و سرمایه‌گذاری بلندمدت ندارند.

بنابراین ما نه‌تنها عناصر لازم برای ساخت یک زیست‌بوم فناوری را ایجاد نکرده‌ایم، بلکه با محدودیت اینترنت، مقررات بازدارنده، جرم‌انگاری برخی فعالیت‌های معمول در دنیا و سیاست‌های محدودکننده، همان زیست‌بوم نحیفی را هم که وجود داشت تضعیف کرده‌ایم.

تصویب کنیم کویر تبدیل به باغ شود که نمی‌شود؛ آن هم بدون آب و خاک مناسب

*برخی معتقدند با برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری دولتی می‌توان این فاصله را جبران کرد. آیا این نگاه را واقع‌بینانه می‌دانید؟

تصور کنید وسط یک کویر، بدون اینکه آب، خاک مناسب یا شرایط کشاورزی وجود داشته باشد، صرفاً تصویب کنیم که می‌خواهیم این منطقه تبدیل به باغی شود که هر ماه چندین تن محصول صادراتی تولید کند. این آرزو، آرزوی زیبایی است؛ اما بر پایه واقعیت‌های موجود بنا نشده است.

در حوزه هوش مصنوعی هم همین اتفاق در حال رخ دادن است. ما باید ابتدا به اهداف کوچک‌تر و واقعی‌تر برسیم؛ یعنی ساختن یک زیست‌بوم فناوری سالم که حداقل موانع رشد را نداشته باشد.

چرا حتی اروپا هم در رقابت هوش مصنوعی عقب مانده است؟

*اگر جایگاه ایران را در رقابت جهانی هوش مصنوعی بررسی کنیم، وضعیت ما چگونه است؟ آیا امکان رقابت با کشورهایی مانند امارات و دیگر کشورهای منطقه وجود دارد؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید بدانیم حتی کشورهای توسعه‌یافته هم در این رقابت شرایط ساده‌ای ندارند. امروز در حوزه هوش مصنوعی، بازی اصلی عمدتاً در اختیار آمریکا و چین است. اروپا با وجود سرمایه‌گذاری‌های گسترده، فناوری پیشرفته و زیست‌بوم بسیار مساعدتر از ایران، پذیرفته که در این رقابت از بازیگران اصلی عقب مانده است.

چین هم با وجود سرمایه‌گذاری‌های عظیم و فعالیت‌های گسترده، بیشتر با ارائه مدل‌های متن‌باز و ایجاد تغییر در بازار نقش‌آفرینی می‌کند و همچنان با آمریکا فاصله دارد.

وقتی حجم سرمایه‌گذاری‌های آمریکا و چین را در کنار شرایط کشورهای دیگر قرار می‌دهیم، مشخص می‌شود که تصور برخی تصمیم‌گیرندگان درباره امکان ساخت سریع یک بازیگر هم‌سطح با شرکت‌های بزرگ جهانی، بسیار ساده‌انگارانه است.

بیدی

کشورها دنبال «سهمی از زنجیره ارزش» هستند، نه اختراع دوباره چرخ

*پس کشورهای دیگر که قدرت رقابت با آمریکا و چین را ندارند، چه رویکردی را انتخاب کرده‌اند؟

بسیاری از کشورها پذیرفته‌اند که نمی‌توانند در همه بخش‌های زنجیره هوش مصنوعی نقش اول باشند، اما تلاش می‌کنند سهمی از این زنجیره به دست بیاورند.

برای مثال، کشورهایی مانند امارات و قطر روی توسعه زیرساخت‌های دیتاسنتری و میزبانی مراکز پردازش هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند. شرکت‌های بزرگ فناوری هم به دلیل شرایط مناسب اقتصادی و انرژی، به این مناطق توجه نشان می‌دهند.

در کشورهای آسیای جنوب شرقی هم شاهد ساخت دیتاسنترهای بزرگ و سرمایه‌گذاری گسترده در زیرساخت‌های هوش مصنوعی هستیم.

اما نکته مهم این است که هیچ‌کدام از این کشورها نمی‌گویند می‌خواهیم از صفر یک مدل هوش مصنوعی در سطح شرکت‌هایی مانند OpenAI یا گوگل ایجاد کنیم.

آن‌ها واقع‌بینانه‌تر عمل می‌کنند؛ روی استارتاپ‌ها، خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی، بهینه‌سازی فرآیندهای صنعتی، کشاورزی، خدمات عمومی و استفاده کاربردی از این فناوری سرمایه‌گذاری می‌کنند.

قدرت سیاسی هم به زنجیره هوش مصنوعی وابسته است

*چرا حضور در زنجیره هوش مصنوعی برای کشورها تا این اندازه اهمیت پیدا کرده است؟

هوش مصنوعی فقط یک فناوری جدید نیست؛ این فناوری می‌تواند بسیاری از مناسبات اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی جهان را تغییر دهد.

کشورها تلاش می‌کنند بخشی از زنجیره ارزش هوش مصنوعی را در اختیار داشته باشند، چون این موضوع در آینده حتی می‌تواند به یک ابزار امنیت ملی تبدیل شود.

برای مثال، کشوری که میزبان دیتاسنترهای بزرگ منطقه‌ای باشد، در آینده می‌تواند به یک بازیگر مهم تبدیل شود؛ چون بسیاری از کشورها و صنایع منطقه به آن زیرساخت‌ها وابسته خواهند شد.

این موضوع می‌تواند نوعی پدافند غیرعامل ایجاد کند؛ یعنی کشورها از طریق نقش‌آفرینی فناورانه، برای خودشان جایگاه و امنیت ایجاد می‌کنند.

راه درست، پیدا کردن جایگاه ایران در زنجیره جهانی است

*در نهایت اگر بخواهیم یک مسیر واقع‌بینانه برای ایران تعریف کنیم، این مسیر چه خواهد بود؟

مسیر واقع‌بینانه این نیست که تصور کنیم می‌توانیم از ابتدا یک غول فناوری هم‌سطح بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان بسازیم.اول باید بپذیریم که در این رقابت جهانی، هر کشوری باید جایگاه خودش را پیدا کند.

برای ایران، گام اول ایجاد یک زیست‌بوم واقعی فناوری است؛ زیست‌بومی که در آن اینترنت پایدار، آزادی فعالیت‌های فناورانه، حضور سرمایه‌گذاری، ارتباطات بین‌المللی و انگیزه برای نیروی انسانی وجود داشته باشد.

بدون این مقدمات، طرح‌های بزرگ فقط تبدیل به فهرستی از آرزوها می‌شوند، نه برنامه‌ای که بتواند کشور را وارد رقابت واقعی هوش مصنوعی کند.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ