تحلیل دلایل شکست آمریکا در تقابل با ایران
اقتصاد ایران: ترامپ با 4 هدف وارد جنگ با ایران شد؛ اما وضعیت کنونیِ منطقه نشان میدهد که او بار دیگر شکست سنگینی خورده است.
این نظریهپرداز آمریکایی میگوید: "ما در هر چهار مورد شکست خوردیم، علاوه بر این، تا 27 فوریه (9 اسفند) ایران کنترلی بر تنگه هرمز نداشت، اما اکنون کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد، فراتر از آن، ساختار پایگاههای نظامی ما در منطقه عملاً از هم پاشیده است، شبکه ائتلافهای ما در منطقه نیز متلاشی شده است."
در گزارش زیر به بررسی تحقق اهداف آمریکاییها در جنگ 40روزه و همچنین تشریح وضعیت توانمندیهای کشورمان پرداختهایم:
* تلاش برای سقوط نظام اسلامی
آمریکاییها و اسرائیلیها در 9 اسفند خیال میکردند میتوانند با ترور امام شهید امّت (که البته فقدان ایشان ضایعهٔ سنگینی است)، ساختار نظام اسلامی را از هم بپاشند، راه دستیابی به اهدافشان را هموار کنند و شکست در جنگ 12روزه را جبران کنند،
اما در مقابلِ این هدف، نظام اسلامی چه اقداماتی انجام داد؟ بعد از شهادت قائد امّت، طبق قانون اساسیِ کشورمان، شورای موقت رهبری با حضور رؤسای قوای مجریه و مقننه و همچنین حضور یکی از فقهای شورای نگهبان تشکیل شد تا امورات کشور پیش برود و همین مهم صورت گرفت.
بعد از تلاشهای آشکار دشمن برای عدمانتخاب رهبر برای کشورمان با حمله به اماکن جلسات مجلس خبرگان رهبری، اما سرانجام این مجلس حضرت آیتالله سید مجتبی حسینیخامنهای را به رهبریِ نظام اسلامی برگزید و نبودِ رهبر در ساختار کشور جبران شد.
کشور حدود 9 روز با شورای موقت رهبری اداره شد و ساختار نظام اسلامی بهقدری مستحکم بود که با وقعهٔ دردناک ترور امام شهید امّت توانست راه را ادامه دهد.
* هدف بعدی؛ نابودی توان هستهایِ ایران
ماجرای توان هستهایِ جمهوری اسلامی ایران بیش از 20 سال است که مطرح شده است و دشمنِ برخوردار از بمب هستهای نمیتواند ببیند که ایران از فناوری هستهایِ صلحآمیز استفاده میکند. قضیهی هستهای ایران فراز و فرودهای زیادی داشته و درباره آن سالها گفتوگو، توافق و مقاومت صورت گرفته است.
دشمن در مقابل این فناوریِ ایران، انواع ابزارها از جمله تحریم، خرابکاری، ترور دانشمندان، جنگ، بمباران و ... را بهکار گرفته تا ایران، هستهای نباشد اما باز هم ناکام مانده و نتوانسته زیرساختها و فناوریِ هستهای ایران را نابود کند. سرآخر مجبور شد بعد از 3 ماه گذشته، به میدان مذاکره بیاید تا تأثیری بر روند هستهای کشورمان بگذارد که مذاکره در موضوع هستهای نیز منوط به اجرای مرحله اول تفاهم و عمل به تعهداتش است؛ که در روزهای ابتدایی بار دیگر عیان شد که آمریکا بدعهد و ناقض تعهد است.
اگر دشمن توانسته بود هستهایِ ایران را نابود کند، پس چرا از طریق مذاکره میخواهد به آمال خود درباره هستهای برسد؟ پس این هدف نیز از در چنگ طرفِ مقابل قرار ندارد.
* نابودی محور مقاومت؛ خوابِ بیتعبیرِ آمریکایی-صهیونی
دشمن میپنداشت با شروع جنگ 9 اسفند و نابودی نظام اسلامی، محور مقاومت از بین میرود و اسرائیل میتواند در منطقهی غرب آسیا و جهان جولان دهد اما با شروع جنگ، ایران به فرمودهی امام شهید امت جامه عمل پوشانده و جنگ را منطقهای کرد. پس از دو ساعت از آغاز جنگ، زدنِ پایگاههای آمریکا در منطقه کلید خورد و کسی در منطقه و جهان فکر نمیکرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی میتوانند بعد از ترور فرمانده کل قوا، اینچنین توان خود را به رخ بکشند.
اتفاقاً بر خلافِ محاسبات آمریکا و اسرائیل، محور مقاومت علیرغم تحمل ضربات محکم اما راستقامت ایستاده و کابوسِ صهیونیسم است. حزبالله لبنان، انصارالله یمن، مقاومت عراق و حماس در مواضع خود ایستادهاند. برخی کارشناسان معتقدند علت اینکه آمریکا میپندارد با ضربه به ایران میتواند محور مقاومت را نابود کند این است که فکر میکند محور مقاومت نیروی نیابتی ایران است و در صورت ورود ضربه به جمهوری اسلامی، سایر اضلاع مقاومت درهم میشکند اما این برداشت صحیح نیست. مقامات نظام اسلامی بارها گفتهاند که گروههای مقاومت متکی بر خود هستند و از کسی دستور نمیگیرند.
در تحولات چند ماه گذشته دیدیم که اجزای جبهه مقاومت فعال است و جلوی جنایات اسرائیل را میگیرد و گرفته است. در اینباره به ذکر یک مثال بسنده میکنیم: اسرائیل بعد از دو سال جنگ و بارها ادعای نابودیِ حماس، سرآخر مجبور شد درباره غزه به مذاکره برود، مذاکره با حماس که ادعا کرده بود آن را نابود کرده است. در هفتههای اخیر نیز رهبر جدید حماس انتخاب شد، وقعهای که به کام صهیونیستها تلخ آمد.
* هدف چهارم؛ توهم نابودیِ توان موشکی ایران
اسرائیلیها در جنگ 12روزه و آمریکاییها نیز در پایانِ آن جنگ، طعم موشکهای ایرانی را چشیده و ناچار به شکست شده بودند اما با محاسباتِ اشتباه وارد جنگ 9 اسفند شدند.
دشمن در جنگ 12 روزه حملات بسیاری به ورودیهای تونلهای موشکی داشت و فکر میکرد میتواند از این طریق، توان موشکی ایران را محدود کند اما دیری نگذشت که آسمان اراضی اشغالی عرصهی جولان موشکهای ایرانی بود و از آن طرف هم، اسرائیل که از طرق مختلف تغذیهی نظامی میشد نمیتوانست در برابر موشکهای ایران قدم از قدم بردارد.
آنها در بررسیهایشان به این گزاره رسیده بودند که با ترور فرمانده کل قوا میتوانند ساختار نظامی را فلج کنند. در جنگ 12 روزه شاهد بودیم که شهیدان سپهبد باقری رئیس وقت ستاد کل، سپهبد سلامی فرماندهی وقت کل سپاه، سپهبد رشید فرمانده قرارگاه خاتم، سرلشکر حاجیزاده فرماندهی وقت هوافضای سپاه و دیگر معاونین ستاد کل نیروهای مسلح ترور شده و به شهادت رسیدند اما امام شهید امت سریعاً جایگزینها را منصوب فرموده و نواختِ موشکی ایران کمتر از 16 ساعت از آغاز جنگ علیه مواضع اسرائیل در اراضی اشغالی شروع شد.
آمریکاییها در خیالشان میپنداشتند اگر رهبریِ نظام را ترور کنند سیستمِ نظامی و موشکی ایران فلج میشود و امکان دستیابی به اهداف استکباریشان فراهم میشود اما واقعیت چیز دیگری بود. جنگ 9 اسفند ساعت 9.30 شروع شد و شاهد بودیم دو ساعت بعد از آغاز جنگ، در حالی که فرمانده کل قوا و فرماندهان عالیرتبهی نظامی به شهادت رسیدند عملیات موشکی و پهپادی علیهِ پایگاههای آمریکا و اسرائیل با حجم گستردهای شروع شد.
توان موشکی نیروهای مسلحمان در حدی قرار دارد که بعد از 40 روز جنگ تمامعیار و گسترده، عملیات علیه تمامی پایگاههای آمریکا در منطقه و پادگانِ دولت شریرِ آمریکا در منطقه (اسرائیل) نهتنها از توانش کاسته شد بلکه اصابتها روزبهروز دقیقتر و کُشندهتر میشود.
در تعریف و تبیین توان موشکیِ جمهوری اسلامی همین بس که از تاریخ 17 تیر 1405 الی 31 تیرماه (بعد از نقض تفاهم از سوی طرفِ آمریکایی) و عملیات نصر2، بیش از 200 تروریست آمریکایی در منطقه به هلاکت رسیده و آمار زخمیها نیز چندین برابر است.
با حدود 150 روز از 9 اسفند و جنگ منطقهای، آمریکا و اسرائیل نهتنها به اهدافشان نرسیدند بلکه بخشی از قدرت اصلیِ جمهوری اسلامی ایران نمایان شده و بر دشمنِ ناکاممانده، میتازد.
* اشتباه راهبردیِ آمریکا و عیانشدن ظرفیت راهبردیِ ایران
البته نکتهی بسیار مهم که از تصور جهانیان خارج بود، اینکه کسی فکر نمیکرد ایران تنگه هرمز را وارد معادلات کند. از ظهر روز 9 اسفند که جنگ 40روزه آغاز شد، سریعاً و با اقدام قاطع ایران تنگهی هرمز بسته شد. تنگنایی که آمریکاییها هماکنون در آن گرفتار شدهاند، ماحصل اقدام علیه ایران است که منجر به بستهشدن تنگه هرمز شد.
ترامپی که میخواست 4 روزه کار ایران را تمام کند، حالا بهدنبال مذاکره با ایران است تا بتواند تنگه هرمز را باز کند.
نکتهی قابل تأمل اینجاست که رهبر معظم انقلاب فرمودند "تنگه هرمز به وضع قبل از جنگ بازنمیگردد"؛ حتی اگر توافقی هم بشود، ایران ترتیبات مد نظر خود را برای اداره تنگه هرمز بکار میبندد و از این ظرفیت خدادادیِ راهبردی کمال استفاده را خواهد برد که منفعت اقتصادی، یک بخش از منافع آن است.
معادله ساده است، ترامپ برای تنگههرمزی میجنگد و مذاکره میکند که قبل از 9 اسفند باز بوده و حالا بسته است!
بسیاری از مقامات و کارشناسان بینالمللی و حتی آمریکایی ترامپ را بابت شکست در جنگ با ایران سرزنش میکنند؛ جنگی که قرار بود ایران را نابود کند! آمریکا را در خود گرفتار کرده است.
البته دشمن بیکار نمانده و با فضاسازیهای رسانهای و القای ناامیدی سعی دارد شکستهای خود را لاپوشانی کند؛ بهوضوح مشخص است که برندهی این جنگ کیست؛ طرفی که ایستاد و قدرتمندانه از آب و خاک خود دفاع کرده و میکند.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه