کلید طلایی انرژی در دست ایران؛
امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز با مسیر ایران معنا پیدا میکند
اقتصاد ایران: وقتی از امنیت خلیجفارس سخن گفته میشود، معمولا روایت غالب در رسانههای غربی بر محور حضور نظامی آمریکا و متحدانش میچرخد؛ روایتی که سالها تلاش کرده چنین القا کند که ثبات جریان انرژی جهانی، بدون چتر امنیتی غرب ممکن نیست. اما تحولات اخیر نشان داده این تصویر بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیت میدانی باشد، محصول یک چارچوب تبلیغاتی فرسوده است.
به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، در شرایطی که آمریکا بار دیگر مسیر فشار، تهدید و خروج از تعهدات را در پیش گرفته، ایران نه در موضع انتظار، بلکه در جایگاه طراحی یک قاعده تغییرناپذیر ظاهر شده است.
قاعدهای ساده اما تعیینکننده که با توجه به اشراف جغرافیایی، تاریخی و طبیعی ایران بر تنگه هرمز، دیگر هیچ فرمول پایداری برای امنیت انرژی بدون در نظر گرفتن نقش تهران قابل اجرا نیست. به بیان روشنتر، اگر بازار جهانی انرژی میخواهد از شوک، جهش قیمت و اخلال در زنجیره تامین دور بماند، باید این واقعیت را بپذیرد که مسیر امن در این تنگه، مسیری است که ایران آن را تعیین و تضمین میکند. همین نقطه، آغاز تغییر موازنهای است که نه فقط در سطح منطقه، بلکه در معادلات جهانی نیز خود را نشان داده است.
تهدید به محاصره، نتیجه معکوس میدهد
برخلاف تصویرسازیهای شلوغ و هیجانی برخی اتاقهای فکر غربی، هر بار که واشنگتن تلاش کرده با زبان تهدید، فشار اقتصادی یا بازگرداندن سازوکارهای تنبیهی و نظامی، ایران را وادار به عقبنشینی کند، منجر به فعالتر شدن ظرفیتهای ژئوپلیتیکی تهران در منطقه شده است. در دور تازه تنشها نیز همین الگو تکرار شد؛ با این تفاوت که ایران این بار به جای واکنش صرف، یک چارچوب ایجابی و جایگزین را روی میز دارد.
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر این واقعیت که تنگه هرمز تنها یک آبراه بینالمللی بیصاحب نیست، بلکه گلوگاهی است که امنیت آن به شدت از محیط پیرامونیاش تاثیر میگیرد، به دوران امنیت خودخوانده غرب پایان داده است و نظم نوین خودش را اعمال میکند. تجربه عملی در سطح دریا، کشتیرانی، رهگیری و هدایت ترافیک دریایی قابل مشاهده است. ایران نه از موضع شعار، بلکه از موضع تسلط جغرافیایی و ظرفیت میدانی سخن میگوید.
در چنین شرایطی، تهدید به محاصره دریایی بیش از آنکه یک ابزار واقعی باشد، به یک توهم تبلیغاتی شبیه شده است. زیرا طرفی که قصد دارد ایران را در تنگهها تحت فشار قرار دهد، خود به همان تنگهها برای کنترل قیمت و عرضه جهانی نفت نیازمند است. این پارادوکس راهبردی، همان جایی است که ابزار فشار را از کار میاندازد و دست ایران را برای تعریف قواعد جدید باز میگذارد. به همین دلیل است که هر بار فشار تشدید شده، وزن چانهزنی تهران نیز افزایش یافته است.
شطرنج انرژی در هرمز و بابالمندب
بخش عظیمی از نفت و میعانات گازی جهان از تنگه هرمز عبور میکند و هر اخلال، تهدید یا حتی ابهام در وضعیت آن، بلافاصله به بازارهای جهانی سیگنال میفرستد. به همین دلیل، هر تغییر در آرایش امنیتی هرمز، تنها یک موضوع منطقهای نیست، بلکه بهطور مستقیم بر قیمت، بیمه دریایی، حملونقل و سیاست انرژی قدرتهای بزرگ اثر میگذارد.
در کنار هرمز، بابالمندب نیز در سالهای اخیر به یکی از نقاط حساس زنجیره انتقال انرژی و کالا بدل شده است. ناامن شدن این گذرگاه، معادله را برای شرکتهای کشتیرانی و ناوگانهای نفتکش بهمراتب پیچیدهتر میکند. وقتی این مسیرها با ریسک فزاینده مواجه شوند، کشتیها ناگزیر باید میان دو گزینه دشوار دست به انتخاب بزنند؛ یا مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتر را از پیرامون آفریقا طی کنند، یا از گذرگاهی عبور کنند که امنیت آن در عمل با مدیریت ایران پیوند خورده است.
اینجاست که کنترل دریایی ایران و متحدانش از یک پیشفرض خارج شده و به یک مفهوم ژئوپلیتیک تبدیل میشود. در فضای جدید، دیگر صرف حضور نظامی غرب یا تردد ناوها تعیینکننده امنیت نیست؛ آنچه تعیینکننده شده، توان واقعی در ایجاد اطمینان برای عبور ایمن و کمهزینه است. تهران به خوبی دریافته که در شطرنج انرژی، کسی برنده است که بتواند امنترین و کمهزینهترین مسیر را به جهان تحمیل کند. و مسیر ایرانی تنگه هرمز دقیقا در همین چارچوب معنا پیدا میکند.
مسیر شمالی؛ فرمول تهران برای امنیت قابل اتکا
اهمیت راهبردی مسیر شمالی تنگه هرمز از آنجا ناشی میشود که ایران توانسته با اتکا به زیرساختهای نظارتی، اشراف اطلاعاتی، ظرفیتهای پهپادی و کنترل میدانی، این مسیر را به گزینهای قابل اتکا برای عبور کشتیهای تجاری بدل کند. در شرایطی که بسیاری از شرکتهای بیمه و اپراتورهای حملونقل دریایی نسبت به افزایش نااطمینانی در کل منطقه هشدار میدهند، ایران در حال صورتبندی یک گزاره متفاوت است که در آن امنیت دریایی معنا پیدا میکند و احتمال تنش، برخورد و غافلگیری به حداقل خود میرسد.
همین منطق باعث شده تهران نیاز به رویکردهای پرهزینه و پرریسکی مانند انسداد کامل تنگه را کنار بگذارد و به جای آن، بر تعریف مسیر امن تمرکز کند. این یک تغییر مهم در سطح راهبردی است. در این چارچوب، ایران لازم نیست کل معادله را بر هم بزند تا اثر بگذارد؛ کافی است جهان بپذیرد که عبور کمهزینه، سریع و قابل پیشبینی از گلوگاه انرژی، از مسیری ممکن است که تحت نظارت و مدیریت ایران قرار دارد. این همان نقطهای است که قدرت سخت و قدرت تنظیمگری به هم میرسند.
از منظر رسانهای و سیاسی نیز این فرمول برای تهران یک بازی دو سر برد محسوب میشود. از یک سو، ایران خود را به عنوان عامل بیثباتی معرفی نمیکند، بلکه در جایگاه تامینکننده ثبات ظاهر میشود؛ از سوی دیگر، به جهان یادآوری میکند که حذف تهران از معادلات امنیت منطقه، نه ممکن است و نه بهصرفه. در نتیجه، مسیر شمالی نماد بازتعریف جایگاه ایران از یک بازیگر تحت فشار به یک بازیگر تنظیمکننده در بازار امنیت انرژی است.
هزینه بیتوجهی به این چارچوب برای بازار جهانی
بازارهای جهانی معمولا زودتر از سیاستمداران واقعیت را میفهمند. به محض آنکه نشانههای ناامنی در برخی مسیرهای دریایی برجسته شد و ایده وابستگی عبور امن به مسیرهای تحت اشراف ایران قوت گرفت، واکنش در قیمت نفت، کرایه نفتکشها و نرخ بیمه آشکار شد. بازار انرژی به شایعه هم حساس است، چه برسد به تغییری واقعی در معادله امنیتی گلوگاههای انتقال نفت. از همین رو، هر سطحی از ابهام در عبور کشتیها میتواند به جهش قیمت و بازتعریف فوری ریسک منجر شود.
شرکتهای بیمه دریایی و موسسات ارزیاب ریسک بیش از هر بازیگر دیگری میدانند که امنیت واقعی را نمیتوان با بیانیه سیاسی جایگزین کرد. وقتی یک منطقه روی کاغذ تحت پوشش ائتلافهای غربی قرار دارد اما در میدان با نااطمینانی مواجه است، بیمهگر بر اساس شعار تصمیم نمیگیرد؛ او نرخ را بر اساس ریسک واقعی تنظیم میکند. نتیجه روشن است: افزایش هزینه بیمه، رشد کرایه حمل، تاخیر در تحویل و در نهایت سرریز شدن این فشار به بازارهای مصرف در اروپا و آمریکا. این همان نقطهای است که سیاست فشار حداکثری، به بحران داخلی برای دولتهای غربی تبدیل میشود.
در این میان، افسانه محاصره دریایی نیز بیش از گذشته رنگ میبازد. ایران نه کشوری منزوی در یک بنبست جغرافیایی، بلکه بازیگری با مرزهای متعدد زمینی، شبکه بندری گسترده و ظرفیت رو به توسعه در کریدورهای منطقهای است. هر تلاشی برای محدودسازی دریایی، تهران را بیشتر به سمت تنوعبخشی در مسیرهای تجاری و تقویت پیوندهای زمینی و بندری سوق داده است. به بیان دیگر، پروژهای که قرار بود ایران را تضعیف کند، در عمل به تقویت منطق خوداتکایی و توسعه راههای جایگزین انجامیده است.
به همین دلیل، کلید طلایی انرژی امروز بیش از هر زمان دیگری در پیوند با تصمیم تهران معنا پیدا میکند. هر کشوری که بخواهد از شوک قیمت، اختلال در عرضه و آشفتگی در زنجیره انتقال انرژی دور بماند، ناگزیر باید این واقعیت را بپذیرد که امنیت خلیجفارس از مسیری میگذرد که ایران آن را امن میداند.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه