خاطره جالب رهبر شهید انقلاب از جلسه پنهانی با آیت الله هاشمی
اقتصاد ایران: رهبر شهید انقلاب در یک مصاحبه مطبوعاتی در سال 61 بیان کردند: یکروز عصر من توی خیابان انقلاب کنونی میرفتم. آقای هاشمی رسید و گفت «توی اتوبوس بودم، تو را دیدم و فورا اولینایستگاه پیاده شدم.» گفت «آمدم به تو بگویم داری آزادانه راه میروی ولی تحت تعقیب هستی!»
به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، آیت الله شهید سیدعلی خامنهای در مصاحبه مطبوعاتی که در 26مرداد 1361 برگزار شد خاطره ای را که شهید باهنر و آیت الله هاشمی رفسنجانی در آن حضور داشته اند بیان کردند. در این خاطره آمده است:
سال ۱۳۴۴ من از مشهد آمده بودم تهران. پروندهای در مشهد داشتم که بهخاطرش من را تعقیب میکردند. بهخاطر آن مجبور بودم برنگردم مشهد و تهران بمانم.
در همینحینی که در تهران آزادانه میگشتم و فکر میکردم مسالهای برایم وجود ندارد، بهوسیله آقای هاشمی رفسنجانی اطلاع پیدا کردم بهمناسبت پرونده دیگری، من و آقای هاشمی و ۹ نفرد یگر از برادرانمان از روحانیون قم، تحت تعقیب هستیم.
اینخاطره را فراموش نمیکنم؛ خاطره جالبی است؛ یکروز عصر من توی خیابان انقلاب کنونی میرفتم. آقای هاشمی رسید و گفت «توی اتوبوس بودم، تو را دیدم و فورا اولینایستگاه پیاده شدم.» گفت «آمدم به تو بگویم داری آزادانه راه میروی ولی تحت تعقیب هستی!»
قرار ملاقاتی با آقای هاشمی و دوستان گذاشتیم. قرارمان کجا بود؟ چون در تهران جا نداشتیم؛ اتاق انتظار دکتر واعظی در انتهای کوچه روحی. دکتر واعظی از دوستان آقای منتظری بود. مرد مومن و علاقهمند به مبارزین بود و میدانستیم اگر به اتاق انتظار او برویم و بفهمد، ما را بیرون نخواهد کرد. اما خب اتاق انتظار یکطبیب چهقدر جای ناامنی است! ولی مجبور شده بودیم آنجا برویم.
رفتیم توی اتاق انتظار آقای دکتر واعظی بهعنوان مریضهایی که آمدند و منتظر نوبت هستند. نشستیم که حرفهایمان را بزنیم. بعد دیدیم یکزن آنجا نشسته، یکمرد اینجا نشسته و نمیشود صحبت کرد. متحیر ماندیم چه کنیم.
یکدفعه یکی از دوستان گفت برویم خانه آقای باهنر. آنزمان خانه آقای باهنر در کوچه شترداران – میدان شاه سابق که امروز اسمش میدان قیام است – بود و به آنمحلی که ما قرار داشتیم، نزدیک بود.
گفتیم برویم خانه آقای باهنر و همه خوشحال به طرف منزل ایشان رفتیم. ایشان دوتا اتاق در طبقه بالای یک منزل اجاره کرده بود.
خوشبختانه خانه ایشان هم خانه نبود و ما توانستیم خود ایشان را هم از خانه بیرون کنیم و بنشینیم حرفهایمان را بزنیم. خاطره چهره نجیب ایندوست قدیمی و عزیز ما که میدید ما در حضور او داریم حرفی میزنیم و میخواهیم او نباشد و مطلقا نگران و ناراحت نمیشد از یادم نمیرود. چون میفهمید مساله مهمی است. خیلی صریح به ایشان گفتیم «ما یکصحبتی داریم، میخواهیم شما نباشید»؛ آنهم با خوشرویی.
به نظرم چای و میوه هم برای ما فراهم کرد و خودش از خانه گذاشت رفت بیرون که ما حرفهایمان را آنجا بزنیم.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه