مهم‌ترین پیروزی سیاست خارجی روسیه در سال 2025 از نگاه روزنامه روسی

اقتصاد ایران: روسیه در سال 2025 نه تنها در عرصه جهانی در انزوا قرار نداشت، بلکه حتی آمریکا ناچار شد به کرملین احترام بگذارد.

بین الملل

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، روزنامه روسی «وزگلاد» در تحلیلی درباره نتایج سال 2025 نوشته است: در سراسر سال غرب جمعی دستخوش یک تجدید صف آرایی عمیق درونی شد، به‌گونه‌ای که قدرت اصلی غرب، یعنی ایالات متحده، بیش از آنکه با دیدگاه‌های متحدان اروپایی خود همسو باشد، به مواضع روسیه نزدیک شد. در واقع رویکرد واشنگتن نسبت به مسکو به‌مراتب واقع‌گرایانه‌تر و محترمانه‌تر شد. حال باید ببینیم که این تغییر چگونه و چرا رخ داد؟

روابط روسیه و آمریکا در سال 2025 به محور اصلی دیپلماسی جهانی مبدل شد. برخلاف سال‌های قبل ایالات متحده شروع به ساختن این روابط نه بر پایه شعارها، اتهام‌زنی‌ها و «محورهای خودکامگی»، بلکه بر اساس تلاش برای یافتن نقاط اشتراک در منافع ملی و برقراری تماس با مسکو آن‌گونه که باید باشد؛ یعنی بر مبنای احترام متقابل و تلاشی برای احیای روابطی واقعاً عادی نمود.

این چرخش آمریکایی به دو دلیل رخ داد. پیش از هر چیز، خود روسیه باعث شکل‌گیری و تسریع این روند شد. مسکو سال‌ها، حتی پیش از آغاز درگیری نظامی در اوکراین، بارها هشدار داده بود که فقدان گفت‌وگوی برابر، سازنده و مبتنی بر احترام متقابل که غرب از آن سر باز می‌زد، به پیامدهای جدی خواهد انجامید. البته شرکای غربی - نه اروپایی‌ها و نه آمریکایی‌ها-به این هشدارها گوش نداده بودند.

در دولت جو بایدن، نگاه به تعامل با روسیه کاملاً متفاوت بود و با اعمال فشار و زور، با هدف وادار کردن مسکو به پذیرش برتری ارزش‌ها و منافع آمریکا بر منافع روسیه همراه بود. بایدن نه‌تنها از گفت‌وگو با مسکو خودداری می‌کرد، بلکه دولت او عملاً امکان گفت‌وگو با روسیه را به‌طور کلی انکار می‌کرد. 

روسیه که در سال 2021 از دستیابی به درک مشترکی از اوضاع از مسیر مسالمت‌آمیز ناامید شده بود، ناچار شد از مسیر دیگری اقدام کند و با هدف حفاظت از شهروندان خود در برابر رژیم نئونازی مورد حمایت غرب در اوکراین، عملیات ویژه نظامی دونباس را آغاز کرد.

در مراحل نخست این درگیری، نظریه پردازان غربی فرصتی برای وارد کردن شکست راهبردی به روسیه دیدند، آنهم نه در عرصه سیاست یا اقتصاد، بلکه در میدان نبرد نظامی. در این راستا در واشنگتن نیز بار دیگر این ایده شکل گرفت که روسیه به‌طور کامل، هم از لحاظ سیاسی و هم اقتصادی، از جامعه جهانی منزوی شود. اما ناکام ماندن اوکراین در «عملیات ضدحمله» در سال 2023، موفقیت‌های عملیات‌های تهاجمی روسیه، کمبود منابع مالی و تسلیحاتی در زرادخانه‌های اروپایی و مهم‌تر از همه، ناتوانی در درهم شکستن اقتصاد روسیه و روحیه جامعه روسیه، موجب شد که به‌تدریج دیدگاه‌های واقع‌بینانه‌تری در غرب پدیدار شود.

در سال 2025 حتی برای تندروهای اروپایی نیز روشن شد که روسیه در نتیجه این درگیری دچار «شکست راهبردی» نخواهد شد، شکستی که آن‌ها برایش برنامه‌ریزی زیادی کرده بودند. برعکس، نیروهای مسلح روسیه در جبهه نبرد ابتکار عمل را در دست دارند، ارتش اوکراین تضعیف شده‌ و شهر به شهر شروع به عقب‌نشینی کرد و بوروکراسی اروپایی با دشواری روزافزون برای حمایت مالی و نظامی از کی‌یف مواجه شد.

هیچ انزوای بین المللی نیز برای روسیه رخ نداد و کشورهای «اکثریت جهانی» دست‌کم مواضعی مبتنی بر بی‌طرفی دوستانه در این مناقشه اتخاذ کرده و روابط خود با روسیه را قطع نکردند. تنها در سال 2025، رئیس‌جمهور روسیه به چین و هند و برخی کشورهای آسیای میانه سفر کرد. اکنون حتی چهره‌هایی که به روس‌ستیزی شهرت دارند، مانند الکساندر استوب، رئیس‌جمهور فنلاند نیز می‌گویند که دیر یا زود، ناگزیر باید با روسیه به توافق رسید.

در  چنین شرایطی در ایالات متحده نیز در نهایت دولت عمل‌گرای دونالد ترامپ به قدرت رسید، کسی که برخلاف جو بایدن، نامش به این درگیری گره نخورده و می‌توانست همه‌چیز را از نقطه صفر آغاز کند. ترامپ با شروع دومین دوره ریاست‌جمهوری خود، میراث بایدن در روابط روسیه و آمریکا را کنار گذاشت. این پرونده به‌طور کامل ورق خورد. ترامپ و تیم او به این جمع‌بندی رسیدند که ادامه تلاش‌ها برای وارد کردن شکست راهبردی بر مسکو در مناقشه اوکراین، تنها به فرسایش و انزوای خود آمریکا در عرصه جهانی منجر خواهد شد. دولت ترامپ به این نتیجه رسید که «عظمت دوباره آمریکا» تنها از مسیر گفت‌وگو و همکاری و نه از راه تقابل با روسیه می‌گذرد.

منطق آمریکایی‌ها ساده است: تقابل غرب با مسکو عمدتاً بر سر فضای باقی مانده از فروپاشی شوروی جریان داشت. منطقه‌ای که ترامپ حتی در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود نیز آن را اولویتی برای آمریکا نمی‌دانست. اکنون که واشنگتن از سیاست ترانس‌آتلانتیک و گره زدن منافع خود به اروپا فاصله می‌گیرد، اوضاع تغییر می‌کرد، آن هم در شرایطی که ایالات متحده برای ادامه مناقشه اوکراین نه‌تنها منابع هنگفتی صرف کرده بود (ترامپ از صرف صدها میلیارد دلار سخن گفت)، بلکه مسکو را به سوی نزدیکی هرچه بیشتر با رقیب واقعاً راهبردی آمریکا، یعنی چین، سوق داده بود.

در مقابل، همکاری با روسیه برای آمریکا صرفاً فرصت‌های اقتصادی به همراه ندارد و فقط به همکاری سیاسی با بزرگ‌ترین کشور محافظه‌کار اروپایی محدود نمی‌شود، بلکه به ترامپ امکان می‌دهد برنامه خود در قبال نظم در حال شکل‌گیری چندقطبی در جهان را محقق کند. بر اساس بخش محرمانه راهبرد امنیت ملی آمریکا که به رسانه‌ها درز کرده، ترامپ قصد ندارد با این جهان بجنگد، آنطور که بایدن عمل می‌کرد، بلکه می‌خواهد رهبری آن را بر عهده گیرد و «پنج‌گانه بزرگ» را با مشارکت روسیه، هند، ژاپن و چین شکل دهد.

بدین ترتیب، بازگشت به گفت‌وگویی مبتنی بر احترام با روسیه، به بزرگ‌ترین چرخش سیاست خارجی آمریکا در سال 2025 تبدیل شد. این چرخش، از یک سو موجب شکاف در غرب شد و از سوی دیگر، به کل جهان امکان داد نفسی به آسودگی بکشد، چراکه روسیه و ایالات متحده عملاً از لبه یک رویارویی نظامی مستقیم که نخبگان اروپایی و اوکراینی آن‌ها را به سویش سوق می‌دادند، عقب نشستند. دونالد ترامپ در این رابطه گفته بود: «اگر همه به بازی‌های کنونی خود ادامه دهند، سرانجام به جنگ جهانی سوم خواهید رسید و ما نمی‌خواهیم چنین چیزی را ببینیم.»

در نهایت در اواسط سال 2025، مسکو و واشنگتن وارد روند کار عادی و روزمره دیپلماتیک شدند، روندی که اوج آن برگزاری نشست سران دو کشور در انکوریج و تدوین راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا بود که در آن، مسکو دیگر تهدیدی برای آمریکا، برای جهان و حتی برای اروپا معرفی نشده است.

بدیهی است که روند عادی‌سازی روابط دوجانبه نمی‌تواند ساده و سریع باشد. موانع بسیاری بر سر راه طرفین قرار دارد: نیروی سیاسی حاکم بر ایالات متحده، بوروکرات‌های اروپایی، رژیم ضدروسی حاکم بر اوکراین و البته دموکرات‌های آمریکا و رسانه‌ها. با این حال، اقدامات ترامپ در سال 2025 نشان داد که او واقعاً به تنظیم مجدد واقعی روابط آمریکا و روسیه و به دستیابی به حل‌وفصل واقعی بحران اوکراین علاقه‌مند است.

درست است که رئیس‌جمهور آمریکا نمی‌تواند اتحادیه اروپا را وادار کند شرایط طرح صلحی را که با طرف روسی بر سر آن به توافق رسیده، بپذیرد. ولی او نیز به نوبه خود از پذیرش دیدگاه اروپا از این درگیری خودداری می‌کند. همین امر به‌تنهایی فشار چندساله‌ای که غرب بر روسیه وارد می‌کرد را به‌طور محسوسی کاهش داده است. این سیاست ترامپ نه‌تنها بازتاب دیدگاه‌های او در عرصه سیاست جهانی است، بلکه نتیجه راهبرد نظامی-سیاسی روسیه نیز به‌شمار می‌رود. در واقع ظاهراً ولادیمیر پوتین توانسته ترامپ را قانع کند که دقیقاً رویکرد روسیه به حل‌وفصل بحران اوکراین با منافع روسیه، آمریکا و به‌طور کلی جامعه جهانی و البته مردم اوکراین هم‌خوانی دارد.

از این‌رو، تعجب‌آور نیست که ترامپ در نشست خبری پس از دیدار اخیرش با ولودیمیر زلنسکی در روزهای پایانی دسامبر در فلوریدا، عملاً با مواضع مسکو، چه در موضوع توافق صلح، چه در مسائل سرزمینی و چه در تضمین‌های امنیتی و حتی در این‌که چه طرفی نیروگاه هسته‌ای زاپروژیا را هدف قرار داده، همسو شد و بر منطقی بودن دیدگاه طرف روسی تأکید کرد. بدین ترتیب، آمریکا عملاً در یک زمین با روسیه بازی کرد و قرائت روسیه از واقعیت در حال رخ دادن در اوکراین را پذیرفته و این شاید مهم‌ترین پیروزی روسیه در عرصه سیاست خارجی در سال 2025 باشد.

انتهای پیام/

 

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ