از احمدینژاد تا ظریف؛ در ۴۸ ساعت گذشته همه دادگاهی شدند!
اقتصاد ایران: پس از آنکه تروئیکای اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان) اعلام کردند مکانیسم ماشه را در قبال ایران فعال میکنند، فضای سیاسی کشور به شدت ملتهب شد.
برترینها: پس از آنکه تروئیکای اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان) اعلام کردند مکانیسم ماشه را در قبال ایران فعال میکنند، فضای سیاسی کشور به شدت ملتهب شد. بهویژه آنکه این سازوکار، عملاً به معنای بازگشت تمامی تحریمهای شورای امنیت علیه ایران است. به هر حال قطبهای مختلف سیاسی در ایران به جان هم افتادهاند و حالا هرکدام در حال مرور دو دهه گذشته هستند تا سهم تقصیر را بر دوش رقیب بگذارند. رسانههای رسمی و جناحی هم به این جدال دامن زدهاند و هر یک تفسیر متفاوتی از ابعاد سیاسی و اقتصادی این اقدام ارائه میکنند.
روایت رسانههای اصولگرا و محافظهکار
برخی روزنامههای اصولگرا مانند وطن امروز، همشهری و کیهان، مکانیسم ماشه را بیش از آنکه یک واقعیت حقوقی بدانند، «عملیات روانی غرب» معرفی کردهاند. آنها معتقدند غرب در شرایطی که درگیر جنگ اوکراین، بحران انرژی و رقابت چین و آمریکا است، توان بازگرداندن تحریمها به صورت گسترده را ندارد و هدفش صرفاً جنگ روانی علیه ایران است. حتی روزنامه خراسان در یادداشتی نوشت که «بازار ایران به قدری درگیر مشکلات ساختاری است که مکانیسم ماشه تأثیر ملموس تازهای بر اقتصاد نخواهد گذاشت.» با این حال، در فضای سیاسی کشور کمتر کسی این تحلیل را میپذیرد و بیشتر جناحها ترجیح دادهاند توپ را به زمین یکدیگر بیندازند.
باز هم پای یک ظریف در میان است؟
مخالفان محمدجواد ظریف، که عمدتاً از طیف جبهه پایداری و چهرههایی نزدیک به اصولگرایان تندرو هستند، برجام را اصلیترین منشاء وضع فعلی میدانند. به باور آنها، توافقی که در سال ۱۳۹۴ با قدرتهای جهانی امضا شد «ناپایدار» و «غیرقابل اعتماد» بود و ظریف و تیم دیپلماسی دولت روحانی با سادهلوحی تصور کردند که غرب به تعهدات خود پایبند خواهد ماند. طی روزهای اخیر چهرههایی چون حمید رسایی و نزدیکان سعید جلیلی بارها در توییتر و رسانههایشان این پرسش را تکرار کردهاند که «وقتی برجام نهایتاً به مکانیسم ماشه ختم میشود، چرا اصلاً آن را امضا کردید؟» آنها حتی بازخوانی میکنند که مجلس وقت، با شتاب و فشار دولت روحانی، این توافق را تصویب کرد و امروز کشور هزینه همان تصمیم را میدهد.
آقای لاریجانی شما هم؟
در مقابل، عدهای دیگر سهم بزرگی برای علی لاریجانی در این روند قائلاند. آنها میگویند لاریجانی، چه در دوران ریاست مجلس و چه پیشتر در زمان مسئولیت پرونده هستهای در شورای عالی امنیت ملی، نقش مهمی در مدیریت سیاستهای کلان هستهای داشت. یادآوری میشود که هنگام تصویب سه قطعنامه مهم شورای امنیت علیه ایران در سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷، لاریجانی مسئول مستقیم مذاکرات بود و به باور منتقدانش، عدم مدیریت درست آن دوره زمینهساز فشارهای بعدی شد. لاریجانی در روزهای اخیر واکنش چندانی نشان نداده و صرفاً گفته «باید به منافع ملی نگاه کرد نه منافع جناحی»، اما منتقدانش معتقدند او نمیتواند از زیر بار مسئولیت تاریخی شانه خالی کند.
احمدینژاد یا همان تحریم نمنهدی؟!
اصلاحطلبان نیز در این میانه بیکار ننشستهاند و سهم بزرگی از وضعیت امروز را متوجه سعید جلیلی و دولت احمدینژاد میدانند. به باور آنها، سیاست «مقاومت بیهزینه» و شعارهای تند آن دوران باعث شد ایران در فاصله سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ تحت سختترین تحریمهای تاریخ خود قرار بگیرد. این روزها دوباره ویدئوهایی از محمود احمدینژاد در فضای مجازی دستبهدست میشود که در آن تحریمها را «کاغذپاره» میخواند. اصلاحطلبان میگویند نتیجه همان نگاه تحقیرآمیز، ایجاد اجماع جهانی علیه ایران بود؛ اجماعی که در نهایت کشور را پای میز مذاکرات کشاند و شرایط شکننده کنونی را رقم زد.
مردم عادی بختبرگشته
اما در میان این همه جدال جناحی، مردم عادی بیش از همه به دغدغههای روزمره خود فکر میکنند. بازار ارز و طلا دوباره پرنوسان شده و بسیاری با نگرانی آینده پسانداز و معیشت خود را دنبال میکنند. عدهای در پاساژها و بازارها شایعات سیاسی را دست به دست میکنند، گروهی خسته از دعوای اصولگرا و اصلاحطلباند و برخی هم به این باور رسیدهاند که کشور نیازمند تغییرات ساختاری و عمیق است. در مجموع، به نظر میرسد افکار عمومی چندان تمایلی به دنبال کردن جزئیات دعواهای سیاسی ندارد و بیشتر نسبت به نتایج عملی آن برای زندگی روزمره خود حساس است.
در نهایت، مکانیسم ماشه صرفاً یک موضوع حقوقی در روابط بینالملل نیست؛ بلکه به آینهای تبدیل شده که در آن تمام جریانهای سیاسی ایران تلاش میکنند گذشته و رقبای خود را بازخوانی کنند. با این حال، آنچه در کف جامعه دیده میشود، نه نبرد روایتها بلکه خستگی و دلزدگی مردمی است که دیگر کمتر به وعدههای سیاسی دل میبندند.