به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق، از بزرگراه آبشناسان بنای سوخته و فروپاشیده «بازار جنتآباد» که بین مردم به «بازار جنت» شناخته میشود، معلوم است. در کنار این بنای سوخته، ساختمان بزرگ، بلند و آجریرنگ «نیایشمال»، تضادی تلخ با بازارچه سوخته جنت ساخته است. دو ماشین آتشنشانی کنار بازارچه ایستادهاند و شلنگهای آب از آنها به درون بازارچه کشیده شده است.
خودروهایی که در حال گذرند، به ساختمان که میرسند سرعتشان را کم میکنند، به ساختمان سوخته نگاهی میاندازند و میروند. کرکرههای فلزی بر اثر حرارت کج شدهاند، حفاظی آبیرنگ دورتادور بازارچه کشیده شده و از بین تابلوهای سردر غرفهها، تنها تابلوی «کافه مهیاس» که در انتهای بازارچه و نزدیک به در نیایشمال قرار دارد، سرپا مانده است.
در دیوار آجری مجاور محل آتشسوزی، رد آتش تا نزدیک عنوان طلایی «مجتمع تجاری نیایشمال» کشیده شده است. بوی خاکستر هنوز در هواست؛ خاکستری برآمده از آتشی که روز سهشنبه 14 بهمنماه بر جان غرفههای «بازارچه جنت تهران» افتاد و سرمایه و امید صدها کاسب را در نزدیکی شب عید دود کرد و به هوا داد. کاسبان بازارچه درخواست جبران خسارات خود و معلومشدن علت این حادثه را دارند. آنها نمیخواهند آنطور که مسئولان شهرداری گفتهاند، به جای دیگری منتقل شوند؛ چون سالهاست در این محله مشغول به کارند و مشتری دارند.
آتشنشانی بدون آب رسید
صبح 14 بهمنماه، در روزی که تهران ابری بود، ویدئوهای زیادی در فضای مجازی از دودی عظیم در غرب تهران دست به دست میشد؛ دودی که بهسرعت معلوم شد ناشی از آتشگرفتن «بازارچه جنت» در شمال غرب تهران، در کنار اتوبان شهید آبشناسان است. پس از شروع آتشسوزی، نیروهای امدادی خود را به محل رساندند، اما غرفهداران میگویند آتشنشانی با 40 دقیقه تأخیر و خودروهایی بدون امکانات لازم به محل رسیده است. پنجشنبه، دو روز پس از آتشسوزی، کاسبان بازارچه جنت که حالا تمام مال و اموال خود را در آتش از دست دادهاند، برای شنیدهشدن صدایشان در خیابان «نیلوفر» که کوچه کناری بازارچه است، جمع شدهاند. همه در حال گفتوگو هستند. چند مرد و زن به دیگران میگویند که در مصاحبه با تلویزیون درخواست جبران خسارات کنند. یک زن مشغول گرفتن شماره مالباختگان است تا لینک کارزاری را که برای مطالبه جبران خسارات بازارچه جنت ایجاد شده است، برای آنها بفرستد.
در این میان «خانم میم» در گوشه خیابان به دیوار حائل بزرگراه تکیه داده است؛ او که دارای دو غرفه لباس زیر مردانه و زنانه بود، میگوید: «آتشنشانی دیر رسید و وقتی هم رسید، تانکرهایش آب نداشت. قبلا اینجا یک لوله آب اضطراری بود که چند سال پیش برای زدن ورودی مناسب معلولین برداشته شد. یکی از آتشنشانان به من گفت شانس آوردید در «نیایشمال» آب وجود داشت، وگرنه آتشسوزی خاموش نمیشد». او از سال 1392 در «بازار جنت» کار میکند و نزدیک به 12 سال از عمر خود را صرف ایجاد یک کسبوکار مطمئن برای خود در این بازارچه محلی کرده است: «الان هرکسی هرچه را داشته و نداشته از دست داده است. ما اینجا 350 غرفه بودیم، همه غرفهداران هم از قشر ضعیف هستیم و حالا در شب عید، تمام سرمایه خود را از دست دادهایم و کلی چک داریم که باید پاس شود». «خانم میم» میگوید پیمانکار بازارچه برای آنکه از مخارج کم کند، سیستم اطفای حریق را از اول فعال نکرده است: «این بازارچه را در 20 روز ساختند و پس از ساخت به خاطر اینکه هزینه نکنند، تنها به گذاشتن چیلر و سیستم اطفای حریق نمایشی بسنده کردند. این امکانات هیچگاه به شکل واقعی فعال نشد و همیشه به مأموران بازرسی شهرداری (hse) میگفتند کپسولها چک شده و ایمن است؛ درحالیکه هیچوقت چک نمیشد و در این حادثه نیز کپسولها فقط 20 ثانیه کار کردند». سروصدایی بلند میشود، «خانم میم» بیتوجه به جمعیت ادامه میدهد: «دستفروش نیستیم که ما را به جای دیگری منتقل کنند. ما اصلا دیگر چیزی برای فروش نداریم. ما درخواست داریم اول خسارت ما را بدهند و دوم اینجا را مثل دفعه اول که 20روزه ساخته شد، دوباره بسازند».
تمام کپسولهای آتشنشانی خالی بود
مرد، قد بلندی دارد و با شور و حرارت با دیگران حرف میزند و میخواهد همه را برای یک مطالبه مشترک همسو کند؛ مطالبهای که سه بخش را شامل میشود: «اول میزان خسارت معلوم شود، دوم این مسئله بیان شود که طرف خسارت ما پیمانکار است یا شهرداری و سوم همینجا بازسازی شود و ما را جای دیگری نبرند». او صاحب سه غرفه در این بازارچه بود و در کنار فروشندگی، عضو هیئتامنا و هیئتمدیره بازارچه نیز بود: «درباره علت آتشسوزی به ما چیزی نگفتند، ولی روایت شاهدان عینی و فیلمهای باقیمانده از دوربینها قصور کادر انتظامات را نشان میدهد». حرفهایش را تند و تند میزند و مردی مسن را به من معرفی میکند؛ مرد کلاهی آفتابگیر بر سر دارد و ریش و موهای سفیدی دارد: «مسئولین انتظامات به ما گفتند آتش در ابتدا بسیار کوچک بود و برای اطفای آن سراغ 10 کپسول موجود در بازارچه رفتند، اما چون هیچکدام کار نکرد، آتشسوزی بزرگ و بزرگتر شد». او که از ریشسفیدان بازارچه است، روز حادثه با پیمانکار بازارچه درگیر شده، او آتشسوزی را نتیجه بیمسئولیتی پیمانکار میداند: «پرسیدم چرا همه کپسولها خالی بودند، اما بهجای پاسخ و عذرخواهی به من گفت که به شما ربطی ندارد و حمله کرد تا من را بزند. اگر دیگران واسطه نمیشدند کتکم زده بود». مرد که برای شب عید بیش از سه میلیارد تومان کالای مغازهاش را از دست داده، از فشاری که این حادثه بر کاسبان گذاشته، میگوید: «دیروز یک خانم در همینجا از حال رفت. زنانی که اینجا کار میکردند، اغلب سرپرست خانوارند و این آتشسوزی آنها را به خاک سیاه نشاند».
بیشتر غرفهداران سرپرست خانوارند
مدتی از تجمع گذشته، دیگر مردم به گروههای مختلف تقسیم شدهاند و در حال حرفزدن هستند. مردی که فروشنده لباس مردانه در غرفهای 16متری بوده، درحالیکه تلاش میکند وارد بازارچه سوخته شود، میگوید: «ساعت 9 یا 9:15 آتش شروع شده و دو کاسبی که به بازارچه رسیده بودند، همراه با نیروهای حراست برای اطفای حریق سراغ کپسولها رفتند، اما هر کپسولی را که امتحان کردند، کار نمیکرد؛ زیرا پیمانکار هیچکدام را پر نکرده بود. بعد از اینکه خرابی کپسولها را دیدند، ساعت 9:30 با آتشنشانی تماس گرفتند، اما ساعت 10:15 یا 10:30 آتشنشانی رسید». او میگوید که آتشنشانی وقتی رسید، دیگر همه چیز از دست رفته بود: «بیشتر غرفهداران سرپرست خانوار بودند و یک تا سه میلیارد تومان در بازارچه سرمایه داشتند. تنها درخواستمان این است که مقصر مشخص شود و بازارچه را دوباره برای ما بسازند».
بازارچه محلی قربانی پاساژ نوساز؟
سمت راست بازارچه جنت، ساختمان تازهساز، آجری و بزرگ «نیایشمال» است؛ یکی از دهها پاساژی که در اینسالها آسمان و زمین تهران را بلعیدهاند. در سمت چپ، کوچه نیلوفر است و در میان کوچه و پشت بازارچه، پارک محلی کوچکی، همراستا با مجموعه آپارتمانی سفیدرنگ، قرار گرفته است. در پارک، درختان بلندی قرار دارد، درختانی که بیشترشان خشکیدهاند. کاسبان مالباخته ادعا میکنند نیایشمال از ابتدای تأسیس به بازارچه جنت و زمین اطراف آن چشم داشته؛ زیرا برای ساخت و گسترش پارکینگ خود نیازمند چنین فضایی است. زنی با مادر و دختر خود در میان جمعیت ایستاده. آنها نیز به شکل خانوادگی غرفهدار بودند: «دو سال پیش قرار بود اینجا را خراب کنند تا پارکینگ پاساژ شود، اما با مقاومت غرفهداران نتوانستند این کار را انجام دهند. من حدس میزنم آتشسوزی برای تخلیه بازارچه و تصاحب آن بوده است».
زن ادامه میدهد: «من خانهام را فروختم تا اینجا غرفه بگیرم که آن پول را پیمانکار قبلی از ما دزدید و رفت. حالا نیز من و بسیاری از زنان سرپرست خانوار که بازارچه محل درآمدمان بود، با اجارهخانه و چک و خرج و مخارج زندگی، آس و پاس شدهایم. من سه میلیارد داراییام سوخت و با 600 میلیون بدهی بیکار شدهام».
میگوید از صاحبان یکی از خانههای نزدیک پارک شنیده نیایشمال برای خرید خانه آنها با رقمی بسیار بالاتر از ارزش واقعی نیز اقدام کرده است: «دوستم در آنجا خانه دارد و میگوید به ما گفتهاند حاضریم با دو تا سه برابر قیمت، خانههایتان را بخریم. پارک را هم اگر دیده باشید از زمانی که این پاساژ باز شد درختهایش شروع به خشکشدن کرد». مادر این زن مدعی است کاسبان نیایشمال نیز گفتهاند در قرارداد آنها پارکینگی در زمین فعلی بازارچه قید شده است: «در قرارداد نوشتهاند اینجا قرار است پارکینگ شود. صاحبان پاساژ میخواهند در ازای به خاک سیاه نشاندن ما، زمین و املاک خود را گسترش دهند». این مادر میگوید با قطعشدن درآمدش، نمیداند با بیماری و اجارهخانه چگونه سر کند: «من شیمیدرمانی میشوم و هزینه زیادی باید پرداخت کنم. 17 میلیون نیز به شکل ماهانه اجاره خانه میدهم. بعد
13 سال کار در اینجا و چهار تا پنج میلیارد تومان شال و روسری سوخته، چگونه باید بروم جای دیگری کاری شروع کنم؟ همین الان در کارت بانکی من یک ریال نیست».
نیایشمال سالهاست دنبال تصاحب بازارچه است
پسر جوان موهای بلندی دارد که از پشت بسته است. چشمانش گود افتاده. میگوید از سهشنبه خواب ندارد: «تازه اینجا بهجای پدرم شروع به کار کرده بودم. نزدیک به
700 میلیون چک دادم و فکر میکردم با فروش شب عید تمام بدهیهایم را تسویه میکنم». با دست به بازارچه سوخته اشاره میکند و میخندد، گویی امید و آرامشش سوخته و به هوا رفته است: «نمیدانم چه کسانی مقصرند. پیمانکار که کلا جواب سربالا میدهد، از مسئولین شهرداری نیز فقط رئیس شورای شهر سری به اینجا زد و رفت. آتشنشانی نیز تا الان حتی علت آتشسوزی را نگفته است». او درباره نقش سرمایهگذاران نیایشمال در این ماجرا میگوید: «سرمایهگذاران نیایشمال از قدیم، از زمانی که کلنگ پاساژ خورد، برای تصاحب بازارچه ما اقدام کردند. بارها جلسه گذاشتند، قیمت پیشنهاد دادند، تهدید کردند، اما ما نمیخواستیم و نمیخواهیم اینجا را از دست بدهیم. کاسبان اینجا سالهای زیادی تلاش کردهاند از این بازارچه مکانی مناسب برای خرید مردم و جذب مشتری بسازند». این جوان، امیدی به بازسازی بازارچه ندارد؛ زیرا معتقد است مسئولان اهمیت این بازارچه برای مردم و کاسبان را نمیدانند: «آنها فکر میکنند ما دستفروشیم و میتوانند ما را به سوله یا زمین خاکی دیگری منتقل کنند؛ آنها درک نمیکنند بازارچه جنت ارزش و سود کمتری از نیایشمال حداقل برای ما و مشتریانمان ندارد».
بازارچه جنت 3 اخطار ایمنی داشت
«جلال ملکی» سخنگوی آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری است. او به ادعایی که مالباختگان مبنی بر تأخیر در اعزام نیروهای آتشنشانی اعلام کردهاند، توضیح میدهد: «تمام اسناد موجود نشان میدهد که با توجه به شرایط ترافیکی منطقه، نیروهای آتشنشانی هفت دقیقه بعد از تماس به محل آتشسوزی رسیدند. متأسفانه در حوادث آتشسوزی اتفاقی که میافتد این است که مردم خودشان اول و پیش از تماس با آتشنشانی اقدام به مقابله با آتش میکنند و این مسئله باعث تأخیر در اطفای حریق میشود». «ملکی» میگوید بازارچه جنت از ساختمانهای پرخطر شهر تهران بود: «این بازارچه سه اخطار داشت و در فهرست ساختمانهای پرخطر بود. به گفته خود ساکنین نیز سیستم اطفای حریق بازارچه خوب کار نکرده است».
او درباره این ادعا که خودروهای آتشنشانی بدون آب و تجهیزات کامل به محل اعزام شدند، میگوید: «آبنداشتن ماشینهای آتشنشانی ممکن نیست؛ زیرا اولین اقدام هنگام تغییر شیفت در تمام مراکز، بازبینی و کنترل موجودی آب خودروهاست. هنگام اعزام خودروها نیز رانندگان با فهم سبکی و سنگینی خودروها بهراحتی میفهمند آب در تانکر موجود است یا خیر و خودروی بدون آب اعزام نمیشود. در اینباره که از آب نیایشمال نیز استفاده شده باید بگویم این اتفاقی طبیعی است. ما در چند جبهه در حال مقابله با آتش بودیم و طبیعی است که از منابع آب مختلفی استفاده کنیم». سخنگوی آتشنشانی تأکید میکند این سازمان با تمام قوا برای کنترل آتش اقدام کرده است: «ما 10 ایستگاه با تمام امکانات را به محل اعزام کردیم. برخی از این نیروها از ایستگاههایی دور از حادثه مثل ایستگاه نازیآباد به منظور حمایت و کمک به اطفای حریق اعزام شدند».
بازارچه سال گذشته 5 اخطار دریافت کرده است
مسئولان شهرداری تهران و اعضای شورای شهر از روز حادثه تا به حال اظهارات مختلفی درباره این حادثه داشتهاند. 16 بهمنماه «سوده نجفی»، عضو هیئترئیسه شورای اسلامی شهر تهران، بر اهمیت جبران فوری خسارات تأکید کرد: «ضروری است مدیریت شهری اقدامات حمایتی فوری و عملیاتی را برای جبران خسارات و فراهمسازی شرایط فعالیت موقت این کسبه در کوتاهترین زمان ممکن انجام دهد. این حمایتها باید شامل پرداخت خسارات، تأمین محل موقت کسب و تسهیل ادامه فعالیت اقتصادی آسیبدیدگان باشد تا فشار معیشتی و روانی ناشی از حادثه به حداقل برسد». همینطور «زهرا شمس»، رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران، با ابراز تأسف از حادثه پیشآمده گفت شورای شهر مدتها پیش به لزوم بهسازی و ایمنسازی بازار جنت تأکید کرده بود: «با درک شرایط خاص بازار جنت، شورا صراحتا بر اجرای طرحهای بهسازی و ایمنسازی تأکید کرده بود. منظور از بهسازی، ارتقای زیرساختهای ایمنی، اصلاح شبکه برق، تأمین سیستمهای استاندارد اطفای حریق و استحکامبخشی سازههایی بود که منبع اصلی درآمد اقشار کمبرخوردار محسوب میشوند؛ اما متأسفانه این تذکر بهدرستی اجرا نشد». او درباره لزوم بازسازی فوری بازارچه و بررسی دقیق علل حادثه گفت: «مدیریت شهری موظف است با تشکیل فوری کمیته فنی برای بررسی دقیق علل حادثه و چرایی عدم اجرای الزامات ایمنی، در کوتاهترین زمان ممکن نسبت به جبران خسارت و ایجاد محل موقت کسب برای آسیبدیدگان، بهویژه در آستانه شب عید، اقدام کند». «کامران عبدولی»، معاون حفاظت و پیشگیری سازمان آتشنشانی تهران نیز گفته است بازارچه در سال گذشته پنج بار اخطار دریافت کرده که آخرین آن برای آذر 1403 بوده است: «متأسفانه اصول ایمنی مانند جداسازی و منطقهبندی حریق، عدم آماده به کار بودن سیستمهای اعلام و اطفای حریق رعایت نشد و همچنین سیمکشیهای ناایمن نیز ازجمله موارد ناایمنی این بازارچه بودند». «ناصر امانی»، دیگر عضو شورای شهر نیز در همین راستا گفته است اخطار کافی نیست: «درست است که شهرداری چند بار در این مورد تذکر داده، اما این تذکرات کافی نیست و باید پیگیری کرده و مالکان را برای ایمنسازی به کمیته مربوطه دعوت میکردند. دستگاه قضائی، نیروی انتظامی، آتشنشانی و سایر مدیران امر باید مالکان را ملزم کنند در یک زمان مشخص نسبت به ایمنسازی اقدام کنند».
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه