«چله کوچک»؛ در باورهای مردمی

اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی در دل زمستان سرد خراسان، آیین کهن فرصتی است برای باز زنده‌سازی گرما در طبیعت و جان آدمیان؛ جایی که مردم با روشن‌کردن آتش، پختن خوراک‌های گرم و گردآمدن بر گرد قصه‌های مادربزرگ، طلوع دوباره خورشید و امید را جشن می‌گیرند.

چله کوچک یا به اصطلاح خراسانی‌ها چله خُرد، همانند چله بزرگ، بخشی از تقویم بومی ایرانیان است که ریشه در فلسفه‌ زیست طبیعی و آیین‌های کشاورزی و دامداری دارد. این جشن در واقع پایان روزهای سخت زمستان و آستانه‌ امید برای گرم شدن زمین است.

در خراسان رضوی، چله کوچک نه فقط یک نقطه زمانی در تقویم قدما، بلکه مجموعه‌ای از باورها، رفتارهای نمادین و روابط اجتماعی بوده که به مردم کمک می‌کرد تا در سرمای شدید، با روحیه‌ای گرم‌تر زندگی کنند.

در تقسیم‌بندی سنتی اقوام ایرانی، زمستان از دو چله تشکیل می‌شود که چله بزرگ از پایان شب یلدا آغاز و حدود ۴۰ روز ادامه دارد و پس از آن چله کوچک با ۲۰ روز زمان، از نهم یا دهم بهمن آغاز می‌شود و تا پایان ماه ادامه دارد. این دوره در نگاه مردم خراسان، فرصتی برای «دفع سرما و استقبال از نور» به شمار می‌آید.

ریشه‌های فلسفی و زیستی جشن

ایران باستان، تقویمی زنده و هماهنگ با چرخه طبیعت داشت. مردمان باور داشتند که زمستان، دوره پاک‌سازی زمین و بازگشت نیروهای طبیعت به تعادل است. چله بزرگ نماد رنج و سکون و چله کوچک نشانه‌ حرکت و امید است؛ انگار زمین، پس از انجماد و سکوت، به آرامی به سوی جوانه زدن پیش می‌رود.

یک پژوهشگر مسائل بومی جنوب خراسان در گفت و گو با ایسنا گفت: در باور مردم خراسان رضوی، چله کوچک دوره‌ای است که موازنه میان گرما و سرما آغاز می‌شود. مردم بر این باورند؛ «چِلِّه کوچیکه، خُورَش بَرَنِه!» یعنی؛ چله کوچک، خورشید را بر زمین می‌کشد.

 مریم روشندل‌طرقی افزود: این جمله عامیانه هسته فلسفی آیین را روشن می‌کند که خورشید دوباره قدرت می‌گیرد، یخ از دل خاک می‌رود و مردم برای آمدن بهار آماده می‌شوند.

«چله کوچک»؛ در باورهای مردمی

وی خاطرنشان کرد: در خراسان رضوی، چله کوچک همواره با آیین‌هایی همراه بوده که هم جنبه نمادین و هم کاربردی داشتند. در روستاهای گناباد، بردسکن، کاشمر و تعدادی دیگر تا همین چند دهه پیش، شب آغاز چله کوچک را با گردهمایی خانوادگی آغاز می‌کردند. بزرگ‌تر خانواده در بالای اتاق کرسی می‌نشست و همه دور هم جمع می‌شدند و خوراکی‌های گرم می‌خوردند. هدف این بود که با خوردنی‌های گرم، روح و بدن را در برابر سرمای چله تقویت کنند.

در برخی نواحی، رسم جالبی وجود داشت؛ خانواده‌ها، در نخستین شب چله کوچک، خاکستر کرسی یا آتش‌دان را با احترام از خانه بیرون می‌بردند و در گوشه‌ای از زمین می‌ریختند تا سرما از خانه بیرون برود. این عمل نماد خروج سختی‌های زمستان و دعوت به گرمای نو بود.

بر اساس روایات مردم بومی، چله کوچک همواره با نشانه‌هایی همراه بوده است. بسیاری از کشاورزان به زمان و رفتار آسمان در چله کوچک دقت ویژه‌ای می‌کردند. اگر در این دوره بادهای جنوبی می‌وزید، نشانه‌ای از زنده شدن زمین تلقی می‌شد؛ اما اگر بارش برف سنگین ادامه می‌یافت، باور داشتند که طبیعت می‌خواهد چرخه پاکی خود را کامل کند و سال نو را پرباران بسازد. در واقع هر پدیده طبیعی، معنای اخلاقی و عرفانی داشت.

این پژوهشگر مسائل بومی جنوب خراسان گفت: در فرهنگ عامیانه، چله کوچک همراه با باور به ترس از سرما و احترام به آتش بود. در بسیاری از روستاهای خراسان، کودکان در این روزها با شعرهای محلی بازی می‌کردند و یکی از محبوب‌ترین ترانه‌های زمستانی در این منطقه چنین آغاز می‌شود؛ «چله کوچیکه اومده، پا گذاشته رو برفه / مادر بپز آش گرم، دل بچه‌ها خوشه!»

این ترانه‌ها حاصل تلفیق شور کودکانه و حکمت مردمی‌ نوعی آموزش غیررسمی برای حفظ روح جمعی در سرمای دشوار است.

روشندل طرقی ادامه داد: چله کوچک یا همان چله خُرد در خراسان فقط یک جشن طبیعی نبوده، بلکه یک رویداد اجتماعی و فرصتی برای بازسازی روابط انسانی بوده است.

وی گفت: در روزهای سرد چله، وقتی رفت‌وآمدها محدود می‌شد، این آیین فرصتی بود تا خانواده‌ها دور هم جمع شوند، قصه‌های قدیمی را بازگو کنند و از خاطرات پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها بشنوند. بسیاری از مردم حتی باور داشتند که دعا و قصه در این شب‌ها چون دل‌ها نزدیک‌تر می‌شوند اثر بیشتری دارد.

این پژوهشگر مسائل بومی اظهار کرد: این آیین، پیوند نسل‌ها را تقویت می‌کرد. جوانان در کنار بزرگ‌ترها می‌نشستند و از آنها رمزهای زندگی روستایی، مهارت در پیش‌بینی هوا، یا داستان‌هایی از زمستان‌های سخت گذشته را یاد می‌گرفتند.

پوشیدنی‌ها و نمادهای چله

در برخی نواحی خراسان، به‌ویژه نیشابور و سبزوار، در چله کوچک رسم بود که زنان پوشاک‌های گرم دست‌دوز را آماده می‌کردند؛ جوراب‌های پشمی، دستکش‌های بافته و کلاه‌های نمدی که با نقش‌هایی از خورشید و نور تزئین می‌شد.

روشندل طرقی در این خصوص گفت: این لباس‌ها فقط برای محافظت از سرما نبودند. باور داشتند که نماد خورشید، برکت می‌آورد و صاحب آن را از بیماری زمستانی در امان نگه می‌دارد. رنگ‌های زرد و قرمز در این محصولات بیشتر به کار می‌رفت، زیرا رنگ گرما و حیات بودند.

وی افزود: در کنار لباس‌ها، بعضی خانواده‌ها نمادی از آتش جاودان را در خانه نگه می‌داشتند؛ شعله کوچکی که گاه تا پایان چله کوچک خاموش نمی‌شد، نشانه‌ای از پیروزی نور بر تاریکی بود.

این پژوهشگر فرهنگ عامه اضافه کرد: آیین چله کوچک ریشه‌هایی دور در اسطوره‌های ایرانی دارد؛ اگر به متون اوستایی نگاه کنیم، دوگانگی نور و سرما جزئی از جهان‌بینی ایرانی است. زمستان دوره‌ سلطه دیو سرما و فرسایش قواست، اما چله کوچک زمان بازگشت نیروهای اَهورایی یعنی نیروهای نور، گرما و زندگی است. حتی در برخی روایت‌ها، این زمان را دوران نبرد نهایی میان نیروهای خیر و شر می‌دانستند.

از همین رو، بسیاری از رفتارهای آیینی چون روشن کردن آتش، خوردن خوراک گرم، یا دعا برای سلامتی زمین، جنبه‌ای از «مقابله با تاریکی» را نشان می‌دهند.

تحولات معاصر و فراموشی تدریجی آیین

روشندل طرقی با نگرانی از کمرنگ شدن این آیین در سال‌های اخیر گفت: امروز در شهرهای بزرگ مانند مشهد، کمتر کسی حتی می‌داند که چله کوچک چه معنایی دارد. تقویم رسمی این روز را یادآور نمی‌شود، رسانه‌ها هم به سراغش نمی‌روند. همه‌چیز در سایه‌ جشن‌های جهانی و خریدهای خارجی قرار گرفته است. در حالی‌که آیین‌هایی از این دست، هویت اقلیمی ما را شکل داده‌اند.

وی تأکید کرد: احیای آیین‌های این‌چنینی باید با زبان امروز صورت گیرد، نه صرفاً با بازگویی گذشته؛ اگر بخواهیم جوانان با چله کوچک ارتباط بگیرند، باید آن را به تجربه روزمره تبدیل کنیم؛ مثلاً مدارس یا گروه‌های محلی بتوانند شب چله کوچک را با بازی‌های سنتی، خوراک‌های قدیمی و موسیقی بومی برگزار کنند. یا حتی تولید محصولات فرهنگی با نمادهای خورشید و آتش، در قالب مد و صنایع دستی، می‌تواند این مفهوم را زنده نگه دارد.

این پژوهشگر مسائل بومی  ادامه داد: حتی قدیم در بخش‌های روستایی نواحی مرزی نیز، سنتی دیده می‌شد که خانواده‌ها در چله کوچک برای هم هدایای ساده‌ای می‌بردند؛ معمولاً ظرفی از خرما، گردو یا نان گرم. این رسم را «هدیه گرما» می‌نامیدند. هدف آن، زنده نگه داشتن گرمی رابطه انسانی در سرمای زمستان بود.

وی ادامه داد: چله کوچک در ظاهر تنها چند شب از زمستان است، اما در باطن، یادآور تعادل بزرگ طبیعت و انسان است. ما از طریق این جشن، نه تنها دمای هوا بلکه دمای روانمان را تنظیم می‌کردیم. مردمان گذشته می‌دانستند که برای عبور از سختی، باید امید، قصه و آتش را به عنوان سه رکن اصلی بقای فرهنگ ایرانی کنار هم حفظ کنند.

روشندل طرقی گفت: چله خُرد نماد گذر از یخ به نور است. در اوج سرمای بهمن، مردم خراسان رضوی هنوز با خوراکی‌های گرم، قصه‌های زمستانی و نگاه به طلوع خورشید، پیام بزرگ نیاکان را تکرار می‌کنند؛ «زمستان می‌گذرد، اما گرمای دلِ ایرانی همیشه می‌ماند.»

این آیین، اگرچه در سکوت و خاطره‌های نسل‌های قدیمی آرام گرفته، هنوز ظرفیت آن را دارد که به یکی از نمادهای زیست فرهنگی معاصر بدل شود؛ نمادی که ساده و صادقانه یادآوری می‌کند؛ گرما آغازِ نو شدن است و چله کوچک سالیانه، تمرینی برای زنده نگه داشتن این گرما در درون آدمی است.

هنوز هم همه ساله آئین باستانی چله خُرد در روستای عارف آباد شهرستان کاشمر برگزار می‌شود.

انتهای پیام

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ