گرینلند میان هیاهو و واقعیت؛ پیروزی ترامپ یا عقبنشینی پنهان واشنگتن؟
اقتصاد ایران: بخش عمده آنچه رئیسجمهور بهعنوان «دستاورد» معرفی میکند، پیشتر در قالب توافق ۱۹۵۱ میان آمریکا و دانمارک وجود داشته یا بدون نیاز به فشار و تهدید قابل حصول بوده است.
خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: اظهارات ناگهانی دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا درباره دستیابی به «چارچوب یک توافق آینده» درباره گرینلند، موجی از ابهام و واکنش را در محافل سیاسی و رسانهای جهان برانگیخت. ترامپ روز چهارشنبه در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس اعلام کرد که به چارچوبی برای توافق با گرینلند دست یافته است؛ ادعایی که تقریباا همه طرفهای درگیر از جمله متحدان آمریکا درباره جزئیات آن سکوت اختیار کردند.
وقتی از مارک روته دبیرکل ناتو درباره مفاد این توافق پرسیده شد، او صرفاً به پست ترامپ در شبکههای اجتماعی ارجاع داد؛ پستی که عملاً فاقد توضیح مشخصی بود. در گفتوگویی دیگر، کیتلن کالینز خبرنگار CNN از ترامپ پرسید آیا این توافق خواسته اصلی او یعنی «مالکیت آمریکا بر گرینلند» را تأمین میکند یا نه. ترامپ مکث کرد، از پاسخ مستقیم طفره رفت و گفت: «این یک توافق بلندمدت است… بینهایت است… توافقی برای همیشه.»
همین پاسخ به گفته تحلیلگران، حامل نشانههای مهمی است. ترامپ نهتنها از پاسخ به سؤال اصلی درباره مالکیت عقبنشینی کرد، بلکه به ویژگیهایی از توافق اشاره کرد که عملاً از دههها پیش در قالب یک توافق امنیتی میان آمریکا و دانمارک وجود داشته است؛ توافقی که در سال ۱۹۵۱ امضا شد و به آمریکا اجازه حضور نظامی دائمی در گرینلند را میدهد.
توافق ۱۹۵۱؛ آنچه ترامپ «دستاورد» مینامد، از قبل وجود داشت
بر اساس توافق ۱۹۵۱ میان آمریکا و دانمارک (که کنترل گرینلند را در اختیار دارد)، واشنگتن مجاز است حضور نظامی خود را در این جزیره «بهطور نامحدود» حفظ کند. با این حال، ترامپ بارها از این امکان بهگونهای سخن گفته که گویی یک پیشرفت جدید حاصل شده است. او حتی صبح پنجشنبه در شبکه فاکس بیزنس تأکید کرد: «هیچ محدودیت زمانی وجود ندارد.»
در حالی که هنوز اطلاعات زیادی درباره جزئیات این چارچوب در دست نیست و سی ان ان گزارش داده که حتی هیچ سند مکتوبی نیز تاکنون تنظیم نشده، آنچه تاکنون مطرح شده شباهت زیادی به همان امتیازاتی دارد که آمریکا پیشتر در اختیار داشته است. این مسئله باعث شده برخی تحلیلگران نتیجه بگیرند که ترامپ در نهایت از خواسته اصلی خود عقبنشینی کرده است؛ عقبنشینیای که در ادبیات سیاسی روز آمریکا با اصطلاح «TACO» (Trump Always Chickens Out) یعنی«ترامپ در لحظه آخر کوتاه میآید» توصیف میشود.
آنچه تاکنون درباره «چارچوب توافق» گفته شده
بر اساس اطلاعات موجود که هنوز صرفاً در حد یک تفاهم شفاهی میان ترامپ و مارک روته است، این چارچوب شامل محورهای زیر میشود:
-گفتوگو درباره بهروزرسانی توافق امنیتی ۱۹۵۱
-ادعای ترامپ مبنی بر دسترسی «کامل دفاعی» آمریکا از جمله استقرار سامانه دفاعی «گنبد طلایی» مشابه سامانه دفاع موشکی اسرائیل
-احتمال گنجاندن بندی برای جلوگیری از حضور چین و روسیه در گرینلند به پیشنهاد یک سخنگوی ناتو
-تقویت نقش ناتو در گرینلند
-ابهام و تناقض درباره افزایش دسترسی آمریکا به منابع معدنی گرینلند، موضوعی که ترامپ آن را یکی از اولویتهای خود معرفی کرده است
در ظاهر این موارد میتوانند امتیازات مهمی تلقی شوند، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که آمریکا بخش بزرگی از این اختیارات را پیشتر نیز داشته یا میتوانسته بدون تهدید و فشار به دست آورد.
اختیارات گسترده آمریکا در گرینلند از دههها پیش
توافق ۱۹۵۱ به آمریکا اجازه میدهد در مناطق دفاعی خود در گرینلند «صلاحیت انحصاری» اعمال کند. این توافق (که در سال ۲۰۰۴ نیز بهروزرسانی شد) امکان توسعه پایگاهها، نصب و نگهداری تجهیزات، استقرار نیرو، تأمین امنیت، ایجاد فروشگاهها و حتی کنترل رفتوآمد کشتیها و هواپیماها را به آمریکا میدهد.
پایگاه فضایی پیتوفیک (پایگاه سابق توله) در شمال گرینلند نمونهای از این حضور است. همچنین آمریکا مجاز است بدون محدودیت میان مناطق دفاعی تردد کند و قوانین دانمارک نیز نمیتواند مانع ورود یا خروج کارکنان کلیدی و خانوادههایشان شود.
آیا تهدید لازم بود؟
با توجه به این اختیارات، پرسش اصلی این است که کدامیک از اهداف ادعایی ترامپ واقعاً نیازمند تهدید نظامی، فشار اقتصادی یا اعمال تعرفههای تجاری بود؛ اقداماتی که اخیراً اروپا را ملتهب کرد و بازارها را به لرزه انداخت، پیش از آنکه ترامپ از آنها عقبنشینی کند.
مقامات گرینلند و دانمارک بارها اعلام کرده بودند که برای گفتوگو درباره تقویت همکاری امنیتی آمادگی دارند. وزیر خارجه گرینلند اوایل ماه جاری گفت این کشور به دنبال «مسیر درست» و تقویت همکاری امنیتی است. حتی وزیر خارجه دانمارک در ۶ ژانویه تأکید کرده بود که توافق ۱۹۵۱ «فرصتهایی برای افزایش همکاری امنیتی» فراهم میکند.
در مورد جلوگیری از نفوذ چین و روسیه نیز هیچ نشانهای از مخالفت طرفهای دیگر وجود نداشت؛ بهویژه آنکه دانمارک خود عضو ناتو است. درباره منابع معدنی نیز مذاکراتی از هفتهها قبل آغاز شده بود، ضمن آنکه استخراج این منابع به دلیل شرایط جغرافیایی بسیار دشوار است.
انتقادها از داخل آمریکا
حتی در داخل آمریکا نیز انتقادهایی مطرح شده است. میچ مککانل سناتور جمهوریخواه،هفته گذشته گفت: «هنوز نشنیدهام که این دولت حتی یک چیز از گرینلند بخواهد که مردم مستقل آن حاضر نباشند در اختیار ما بگذارند.» با این حال، ترامپ پیشتر اصرار داشت که «یا مالکیت کامل یا هیچ» و گفته بود هر چیزی کمتر از آن «غیرقابل قبول» است. او حتی در گفتوگو با نیویورک تایمز تأکید کرده بود که مالکیت از نظر «روانشناختی» برای موفقیت ضروری است و چیزی فراتر از اجاره یا معاهده به آمریکا میدهد.
هزینههای سیاسی یک دستاورد محدود
اگرچه هنوز مشخص نیست توافق نهایی چه خواهد بود و قرار است سند آن در نشست آتی کارگروه آمریکا–دانمارک–گرینلند (احتمالاً هفته آینده) تنظیم شود، اما هزینههای این مسیر از هماکنون قابل مشاهده است.
ترامپ با تاکتیکهای خشن خود، سرمایه سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی را مصرف کرد و اتحاد غربی را بهشدت متزلزل ساخت. رهبران کانادا و اروپا در روزهای اخیر سخنانی کمسابقه مطرح کردهاند و حتی از لزوم فاصله گرفتن از آمریکا سخن گفتهاند؛ گویی با یک بازیگر غیرقابل پیشبینی و صرفاً منفعتطلب مواجهاند.
در نهایت شاید مهمترین نتیجه این ماجرا نه چارچوب مبهم توافق گرینلند، بلکه تغییر نگاه متحدان آمریکا به واشنگتن باشد؛ تغییری که میتواند سالها بر روابط فراآتلانتیک سایه بیندازد.
نتیجه
چارچوب ادعایی ترامپ برای گرینلند بیش از آنکه نقطه عطفی در سیاست خارجی آمریکا باشد، نمونهای گویا از شکاف میان هیاهوی سیاسی و واقعیتهای حقوقی و ژئوپلیتیکی است. بررسی دقیق مفاد مطرحشده نشان میدهد که بخش عمده آنچه ترامپ بهعنوان «دستاورد» معرفی میکند، پیشتر در قالب توافق ۱۹۵۱ میان آمریکا و دانمارک وجود داشته یا بدون نیاز به فشار و تهدید قابل حصول بوده است. از حضور نظامی دائمی و اختیارات گسترده دفاعی گرفته تا محدودسازی نفوذ چین و روسیه، همگی موضوعاتی بودهاند که طرفهای اروپایی و گرینلند آمادگی گفتوگو درباره آنها را اعلام کرده بودند.
در این چارچوب، عقبنشینی ضمنی ترامپ از مطالبه «مالکیت کامل» گرینلند، پرسشهای جدی درباره هزینه–فایده رویکرد تهاجمی او مطرح میکند. تاکتیکهای مبتنی بر تهدید نظامی، تعرفههای اقتصادی و فشار دیپلماتیک، نهتنها دستاوردی فراتر از وضع موجود به همراه نداشته، بلکه اعتماد متحدان سنتی آمریکا را نیز تضعیف کرده است. واکنشهای کمسابقه در اروپا و کانادا نشان میدهد که این پرونده میتواند به تغییر پایدار در نگاه غرب به رهبری آمریکا منجر شود. در نهایت، شاید اهمیت واقعی این ماجرا نه در آینده توافق گرینلند، بلکه در تثبیت تصویری جدید از واشنگتن باشد؛ بازیگری غیرقابل پیشبینی که برای دستیابی به امتیازات محدود، هزینههای راهبردی سنگینی بر روابط بینالمللی خود تحمیل میکند.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه