زخمِ آتش بر پیشانیِ محراب؛ روایتی از شبِ تلخِ شهرک امام

اقتصاد ایران: کرمانشاه- اینجا فقط خشت و آجر نبود که می‌سوخت؛ باور و پناهگاه مردمانی در میان شعله‌ها گرفتار شده بود، زبانه‌های سرخ آتش، حرمت خانه خدا را نشانه رفت و سیاهی دوده را بر چهره سپید معنویت پاشید.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- عقربه‌های ساعت از ۲۰ گذشته بود، دولت‌آباد، این محله‌ی قدیمی و پرجمعیت کرمانشاه که روزهایش را با هیاهوی کار و تلاش سپری می‌کند، حالا زیر نور کم‌رمق چراغ‌های خیابان، نفسی تازه می‌کرد تا برای فردایی دیگر آماده شود.

ناگهان، بوی تند دود، مشام شب را آزرد. در چشم‌برهم‌زدنی، رقص ناموزون نورهای نارنجی و سرخ بر دیوارهای آجری مسجد حضرت ابوالفضل(ع) نقش بست. مسجدی که برای اهالی این محل، فقط یک ساختمان نبود؛ سنگ صبور بود. جایی بود که پیرمردها غروب‌ها در حیاطش نفس تازه می‌کردند و جوان‌ها در شب‌های قدر، اشک‌هایشان را پای ستون‌هایش می‌ریختند.

آتش اما زبان نمی‌فهمید. شعله‌ها با قساوتی عجیب، از در و پنجره‌ها بالا می‌رفتند. گویی دستی ناپاک اراده کرده بود تا نور را با آتش خاموش کند. صدای ترق‌ترق سوختن چوب‌ها و شکستن شیشه‌ها، خواب همسایه‌ها را آشفته کرد.

پنجره‌ها یکی پس از دیگری باز شد و فریاد «آتش! مسجد آتش گرفت!» در کوچه و خیابان پیچید.

مردمی که تا لحظاتی پیش در آرامش بودند، سراسیمه به خیابان ریختند. منظره‌ای که می‌دیدند، باورکردنی نبود. مسجد محل در محاصره آتش بود. بغض، راه گلوی خیلی‌ها را بست.

جوانان محل، بی‌محابا و با دست‌های خالی به سمت شعله‌ها دویدند. غیرت کرمانشاهی‌شان اجازه نمی‌داد بایستند و سوختن محراب را تماشا کنند. یکی با سطل آب، یکی با شلنگ حیاط و دیگری با فریاد «یا ابوالفضل»، سعی در مهار هیولای سرکش داشتند.

دقایقی که مثل قرن‌ها گذشت تا بالاخره صدای آژیر آتش‌نشانی، نوید کمک داد. آتش‌نشانان جنگیدند؛ نه فقط برای خاموش کردن آتش یک ساختمان، که برای نجات حرمت یک محله. وقتی بالاخره زبانه‌های آتش فروکش کرد و دود غلیظ سیاه جای نور سرخ را گرفت، عمق فاجعه نمایان شد.

فرش‌هایی که سجده‌گاه پیشانی‌های خسته بود، حالا خاکستر شده بودند. رحل‌های قرآن، که روزی صدای تلاوت از آن‌ها بلند می‌شد، در گوشه‌ای سوخته و مچاله افتاده بودند. دیوارهای مسجد که همیشه بوی گلاب و تربت می‌داد، حالا بوی تند سوختگی و کینه می‌داد.

صبح که شد، اهالی محل دوباره جمع شدند. پیرمردی با محاسن سفید، دست بر دیوار دوده گرفته مسجد می‌کشید و اشک می‌ریخت. جوانی تکه‌ای از یک پرچم نیم‌سوخته را از روی زمین برداشت و بوسید. سوالی تلخ در نگاه همه موج می‌زد: با کدام منطق؟ با کدام هدف؟

آتش‌سوزی مسجد حضرت ابوالفضل(ع) در شهرک امام خمینی(ره)، تنها خسارت به یک بنا نبود. این آتش، قلب مردمی را سوزاند که در سخت‌ترین روزهای زندگی، پناهشان همین چهاردیواری مقدس بود. مهاجمان شاید توانستند فرش و پرده را بسوزانند، اما ندانستند که محبت اهل بیت(ع) در دل این مردم، جنسی از نور دارد که با هیچ آتشی خاکستر نمی‌شود.

امروز، مسجد زخم‌خورده است؛ دیوارهایش سیاه و شیشه‌هایش شکسته. اما در همین ویرانی، روایتی از ایستادگی موج می‌زند. مردم شهرک امام خمینی(ره) کرمانشاه، مصمم‌تر از قبل ایستاده‌اند تا غبار از چهره خانه خدا پاک کنند و دوباره صدای اذان را رساتر از همیشه از گلدسته‌های سوخته اما سربلندِ این مسجد به گوش شهر برسانند. آتش شاید جسم مسجد را سوزاند، اما روح ایمان را در این محله شعله‌ورتر کرد.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ