ترامپیسم؛ فراتر از ترامپ!

تولد یک گفتمان بحران‌ساز در سیاست آمریکا

اقتصاد ایران: ترامپیسم به‌عنوان پدیده‌ای فراتر از فرد ترامپ، با ملی‌گرایی افراطی، ضد نخبگی و پوپولیسم اقتصادی توانسته سیاست و جامعه آمریکا را دگرگون کند و پیامدهای جهانی مخربی برجای گذارد.

به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، ظهور «دونالد ترامپ» به‌عنوان یک چهره خارج از ساختار سنتی سیاست آمریکا، نقطه عطفی در تحولات سیاسی این کشور بود. او که با سابقه تجاری و رسانه‌ای شناخته می‌شد، در انتخابات ۲۰۱۶ با شعار «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» (Make America Great Again) توانست بسیاری از قواعد مرسوم رقابت‌های سیاسی را به چالش بکشد و به کاخ سفید راه یابد. در طول دولت اول، سبک خاص او در حکمرانی و خطابه، زمینه‌ساز شکل‌گیری جریانی شد که به‌سرعت از مرزهای فردی عبور کرد و به یک پدیده سیاسی اجتماعی با عنوان «ترامپیسم» بدل شد؛ جریانی که در دور دوم ریاست‌جمهوری (۲۰۲۴ تا کنون) نیز با شدت و عمق بیشتری خود را نشان داده‌است.

ترامپیسم در واقع بیش از آن‌که صرفاً بازتاب شخصیت ترامپ باشد، ترکیبی از پوپولیسم راست‌گرا، ملی‌گرایی افراطی، ضدنخبگی و بی‌اعتمادی به نهادهای سنتی دموکراسی آمریکایی است. این جریان توانست با بسیج توده‌های ناراضی از جهانی‌شدن، مهاجرت و تغییرات اجتماعی فرهنگی، نوعی هویت جدید برای بخش بزرگی از جامعه آمریکا ایجاد کند. از همین رو، بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که ترامپیسم یک «جنبش پایدار» است که صرفاً به حضور یا غیاب ترامپ گره نخورده و به‌عنوان یک گفتمان ریشه‌دار در ساختار سیاسی و اجتماعی آمریکا تثبیت شده است.

به بیان دیگر، ترامپیسم اکنون بیش از آن‌که یک «سبک حکمرانی فردی» باشد، به‌مثابه یک ایدئولوژی سیاسی عمل می‌کند که مختصات مشخصی دارد: از اولویت‌دادن به سیاست «اول آمریکا» (America First) و تقابل با جهانی‌شدن گرفته تا چالش مستقیم با رسانه‌ها، نهادهای لیبرال و ارزش‌های چندجانبه‌گرایی.

بر همین اساس، فهم دقیق ابعاد ترامپیسم برای تحلیل آینده سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده ضروری است، چرا که این جریان فارغ از جایگاه ترامپ در قدرت، همچنان موتور محرک بخش مهمی از نیروهای سیاسی و اجتماعی آمریکا به شمار می‌آید.

ترامپیسم؛ فراتر از ترامپ، تولد یک گفتمان بحران‌ساز در سیاست آمریکا

مختصات و ویژگی‌های ترامپیسم

۱. ملی‌گرایی افراطی و سیاست «اول آمریکا»

ترامپیسم به‌طور بنیادین بر ایده بازگرداندن عظمت به ایالات متحده از طریق تمرکز صرف بر منافع ملی متکی است. سیاست «اول آمریکا» به معنای فاصله گرفتن از چندجانبه‌گرایی، نادیده‌گرفتن تعهدات بین‌المللی و بازتعریف روابط با متحدان سنتی بود. جنگ تجاری با چین، تهدید به خروج از ناتو و خروج رسمی از توافق پاریس نمونه‌هایی از این رویکرد بودند. در این چارچوب، ترامپیسم بر نوعی انزواگرایی مدرن تکیه دارد که برخلاف سیاست خارجی سنتی آمریکا، نگاه جهانی‌گرایانه را به حاشیه می‌راند.

۲. ضد نخبگی و ضد سیستم سیاسی رسانه‌ای

یکی از ستون‌های اصلی ترامپیسم حمله مداوم به نخبگان سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای است. ترامپ بارها «باتلاق واشنگتن» (فضای سیاسی اداری فاسد واشنگتن) را هدف قرار داد و خود را نماینده «مردم عادی» معرفی کرد که علیه سیستمی فاسد و غیرپاسخگو می‌جنگد. این نگاه ضدسیستمی، هم کنگره و دستگاه قضائی را در بر می‌گرفت و هم رسانه‌های جریان اصلی را که او به‌طور مکرر «دشمن مردم» می‌نامید. چنین گفتمانی به بی‌اعتمادی گسترده در جامعه دامن زد و قطبی‌سازی سیاسی را به اوج رساند.

۳. پوپولیسم اقتصادی و ضدیت با جهانی‌شدن

ترامپیسم با تمرکز بر طبقه کارگر سفیدپوست و کارگران صنایع سنتی، نوعی پوپولیسم اقتصادی را پیش می‌برد که در تضاد با روندهای جهانی‌سازی قرار دارد. شعار بازگرداندن مشاغل به آمریکا، خروج از پیمان‌های تجاری چندجانبه و افزایش تعرفه‌ها بر کالاهای وارداتی، از سیاست‌های مشخص این جریان است. در واقع، ترامپیسم خود را به‌عنوان پاسخی به احساس «بازنده‌بودن» بسیاری از آمریکایی‌ها در اقتصاد جهانی معرفی می‌کند.

۴. مهاجرت‌ستیزی و هویت‌گرایی سفید

از برجسته‌ترین ابعاد ترامپیسم، سیاست‌های مهاجرتی سختگیرانه و تأکید بر برتری فرهنگی جامعه سفیدپوست آمریکایی است. دیوار مرزی با مکزیک، ممنوعیت ورود اتباع برخی کشورهای مسلمان و روایت‌سازی درباره تهدید مهاجران برای امنیت و اقتصاد کشور، ابزارهایی هستند که این جریان برای تقویت پایگاه اجتماعی خود به کار می‌گیرد. این رویکرد شکاف‌های نژادی و فرهنگی آمریکا را تعمیق بخشیده و منجر به تقویت نوعی هویت‌گرایی انحصاری شده‌است.

۵. سیاست‌ورزی رسانه‌ای و دیجیتال

ترامپیسم بیش از هر جریان سیاسی دیگر در آمریکا بر قدرت رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تکیه کرده‌است. ترامپ با استفاده از توئیتر و دیگر پلتفرم‌ها، نه‌تنها توانسته به‌طور مستقیم با میلیون‌ها هوادار ارتباط برقرار کند، بلکه موفق شده روایت‌های بدیل در برابر رسانه‌های جریان اصلی ایجاد کند. این روش سیاست‌ورزی دیجیتال، ساختار ارتباطات سیاسی در آمریکا را دگرگون و به یکی از عوامل اصلی در بسیج هواداران بدل کرده‌است همانند آنچه در جریان تحریک به شورش ۶ ژانویه ۲۰۲۱ شاهد بودیم.

۶. اقتدارگرایی و بی‌اعتمادی به دموکراسی لیبرال

ترامپیسم ویژگی‌هایی از اقتدارگرایی را در خود جای داده است؛ از تلاش برای شخصی‌سازی قدرت و بی‌اعتنایی به نهادهای مستقل گرفته تا زیر سوال بردن مشروعیت انتخابات. ترامپ بارها فرآیندهای دموکراتیک را مخدوش و نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ را تقلب‌آمیز توصیف کرد. این رفتارها به بحران مشروعیت در دموکراسی آمریکایی دامن زد و نشان داد که ترامپیسم تمایلی به پذیرش محدودیت‌های نهادی و قواعد لیبرال ندارد.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای ترامپیسم در عرصه داخلی، دگرگونی بنیادین در حزب جمهوری‌خواه بود. این حزب که سال‌ها بر سنت‌های محافظه‌کاری کلاسیک، سیاست خارجی مداخله‌گرانه و اقتصاد بازار آزاد استوار بود، تحت نفوذ ترامپ به سمت یک پوپولیسم ملی‌گرا و ضدسیستمی حرکت کرد. رهبران سنتی یا به حاشیه رانده شدند یا برای بقا ناچار به پذیرش خط ترامپی شدند. در نتیجه، حزب جمهوری‌خواه امروز بیش از هر زمان دیگری با هویت ترامپیسم تعریف می‌شود و حتی در غیاب ترامپ، بسیاری از سیاست‌ها و چهره‌های کلیدی آن همچنان متأثر از گفتمان او عمل می‌کنند.

در سطح اجتماعی، ترامپیسم شکاف‌های سیاسی و فرهنگی آمریکا را به‌شدت تعمیق بخشید. جامعه به‌طور فزاینده‌ای به دو قطب متقابل تقسیم شد: یک قطب که خود را وارث ارزش‌های سنتی، ملی‌گرایی سفید و ضد مهاجرت می‌داند و قطب دیگر که بر ارزش‌های لیبرال، چندفرهنگی و چندجانبه‌گرایی تأکید دارد. این قطبی‌سازی نه‌تنها در عرصه سیاست، بلکه در زندگی روزمره، رسانه‌ها و حتی روابط اجتماعی شهروندان نیز بازتاب یافته‌است.

از سوی دیگر، ترامپیسم با حملات مداوم به نهادهای دموکراتیک، بحران اعتماد به ساختارهای سیاسی آمریکا را تشدید کرد. بی‌اعتبارسازی رسانه‌ها به‌عنوان «دشمن مردم»، زیر سوال بردن مشروعیت انتخابات ۲۰۲۰ و اصرار بر وجود «تقلب گسترده»، ضربات سنگینی به سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی وارد ساخت. حمله به کنگره نماد آشکار این بحران بود؛ لحظه‌ای که نشان داد چگونه یک جریان سیاسی می‌تواند اساس قواعد به اصطلاح دموکراتیک را به چالش بکشد.

فراتر از سیاست رسمی، ترامپیسم موجب بازتعریف هویت فرهنگی و اجتماعی آمریکا شد. این جریان موفق شد نوعی هویت‌گرایی جدید بسازد که در آن شهروند «واقعی آمریکایی» به سفیدپوست، مسیحی و ملی‌گرا تقلیل یابر. در مقابل، اقلیت‌های نژادی، مهاجران و گروه‌های لیبرال به‌طور فزاینده‌ای به‌عنوان «دیگری» تعریف شدند. چنین تحولی نه‌تنها گفت‌وگوی ملی را دشوارتر ساخت، بلکه مفهوم شهروندی در آمریکا را وارد بحرانی عمیق کرد.

پیامدهای جهانی ترامپیسم

ظهور ترامپیسم در سیاست خارجی آمریکا، بسیاری از معادلات سنتی نظام بین‌الملل را دستخوش تغییر کرد. شعار «اول آمریکا» به معنای عقب‌نشینی آشکار از تعهدات چندجانبه و تمرکز بر منافع کوتاه‌مدت ملی بود. خروج از توافق آب‌وهوایی پاریس، خروج یک‌جانبه از برجام، کاهش حمایت از نهادهایی چون سازمان بهداشت جهانی و حتی تردید در مورد تعهد به ناتو، نشانه‌هایی از این تغییر جهت بودند. این اقدامات نشان دادند که آمریکا در عصر ترامپیسم تمایل کمتری به ایفای نقش «رهبر نظم جهانی لیبرال» دارد و بیشتر به‌عنوان یک قدرت معامله‌گر ظاهر می‌شود.

ترامپیسم؛ فراتر از ترامپ، تولد یک گفتمان بحران‌ساز در سیاست آمریکا

در روابط با قدرت‌های جهانی، ترامپیسم تنش‌ها را تشدید کرده‌است. چین به‌عنوان رقیب اصلی آمریکا با فشارهای بی‌سابقه تجاری و امنیتی مواجه و روابط دو کشور وارد مرحله‌ای از رقابت راهبردی شده‌است. در مقابل، اتحادیه اروپا و متحدان سنتی آمریکا با بی‌اعتمادی فزاینده نسبت به واشنگتن مواجه شده‌اند؛ زیرا رویکرد معامله‌گرانه ترامپ، اساس اتحادهای پایدار را به چالش کشیده است. این تحولات باعث شده بسیاری از متحدان آمریکا به فکر استقلال راهبردی بیشتر در حوزه‌های امنیتی و اقتصادی بیفتند.

ترامپیسم همچنین پیامدهای گسترده‌ای در سطح گفتمانی داشته است. این جریان با مشروعیت‌بخشیدن به پوپولیسم راست‌گرا، الهام‌بخش جنبش‌ها و رهبران مشابه در دیگر نقاط جهان شده است؛ از برزیل و اروپا گرفته تا بخش‌هایی از آسیا. تأکید بر ملی‌گرایی، مقابله با مهاجرت و بدبینی به نهادهای بین‌المللی به یک دستورکار جهانی بدل شده که ریشه در گفتمان ترامپیسم داشته است. در نتیجه، میراث جهانی ترامپیسم صرفاً در سیاست‌های رسمی آمریکا خلاصه نمی‌شود، بلکه در شکل‌گیری و تقویت موج جدیدی از ملی‌گرایی و اقتدارگرایی در جهان معاصر نیز بازتاب یافته است.

چشم‌انداز ترامپیسم

آینده ترامپیسم را نمی‌توان صرفاً به سرنوشت شخص ترامپ گره زد. این جریان به‌دلیل ریشه داشتن در شکاف‌های اجتماعی، نارضایتی‌های اقتصادی و تحولات فرهنگی، ظرفیتی فراتر از یک رهبر فردی پیدا کرده است. حتی اگر ترامپ به‌طور کامل از عرصه سیاست کنار برود، بسیاری از رهبران جمهوری‌خواه و جریان‌های راست‌گرا در آمریکا میراث او را ادامه خواهند داد. ساختار حزب جمهوری‌خواه عملاً با این گفتمان بازتعریف شده و پایگاه اجتماعی قدرتمندی که ترامپ بسیج کرده بود، همچنان به‌عنوان نیرویی تعیین‌کننده در سیاست آمریکا باقی خواهد ماند.

از منظر تحولات بین‌المللی نیز ترامپیسم توانسته گفتمانی جهانی بسازد که به تقویت پوپولیسم، ملی‌گرایی افراطی و اقتدارگرایی در کشورهای مختلف دامن زده است. بنابراین، حتی اگر ایالات متحده در دوره‌های بعدی به سیاست‌های سنتی‌تر بازگردد، بازتاب‌های جهانی ترامپیسم همچنان باقی خواهد ماند. در واقع، این جریان بیش از آن‌که یک «لحظه گذرا» در سیاست آمریکا باشد، به‌مثابه یک روند پایدار عمل می‌کند که آثار آن در داخل و خارج آمریکا ادامه‌دار خواهد بود.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ