آنچه دیدیم اعتراض نبود؛ جنگ شهری واقعی بود

اقتصاد ایران: جنگ شهری این روزها دقیقاً در بستر همین تفاوت روحیات و ناهمگونی‌های اقتصادی شکل گرفت؛ جایی که شکاف معیشت، روان را مستعد سوءاستفاده می‌کند و دشمن دقیقاً همان نقطه را نشانه می‌گیرد.

یادداشت مهمان - سید محمد جواد جلالی، عضو و رئیس دفتر دفتر جامعه روحانیت مبارز؛ بستر را باید دید. جامعه‌ای که درگیر نان شب است، با جامعه‌ای که از آینده‌های دور سخن می‌گوید، یکسان واکنش نشان نمی‌دهد. درد از زندگی روزمره آغاز می‌شود؛ از سفره، از اجاره، از خجالت پدر و مادری که شرمنده خانه‌اند. همه صاحب توان تحمل دردهای سنگین، حتی به نام پیشرفت، نیستند. همان‌طور که جامعه صدر اسلام یکدست نبود؛ همه سلمان و عمار نبودند، همان‌طور که امروز هم جامعه در حجاب، رأی، سبک زندگی و افق آرزو یکدست نیست. این واقعیت را نمی‌توان با آرمان‌گویی یا تصویرسازی از آینده ساکت کرد. برای ایران باید با ایرانیانِ واقعی فکر کرد، نه با نسخه‌ای ایده‌آل و هم‌شکل از مردم. جنگ شهری این روزها دقیقاً در بستر همین تفاوت روحیات و ناهمگونی‌های اقتصادی شکل گرفت؛ جایی که شکاف معیشت، روان را مستعد سوءاستفاده می‌کند و دشمن دقیقاً همان نقطه را نشانه می‌گیرد. نادیده‌گرفتن این بستر، خطاست. اگر برای آن چاره نشود، اگر سیاست، اقتصاد و رسانه هم‌زمان ترمیم نشوند، تکرار نه یک احتمال، که یک قاعده خواهد بود.

واقعه را جنگ شهری ببینیم نه اعتراض!

این چند روز، ایران درگیر چیزی فراتر از «اعتراض» بود. مجموعه شاخص‌ها ــ از الگوی عملیات، نوع خشونت، سازمان‌دهی، تسلیح، انتخاب اهداف و زمان‌بندی ــ نشان می‌دهد با یک وضعیت جنگ شهری محدود اما واقعی مواجه بودیم. اصرار بر استفاده از واژه «اعتراض»، نه دقت تحلیلی دارد و نه کمکی به فهم مسئله می‌کند. اعتراض، منطق، مطالبه و سقف دارد؛ آنچه دیدیم، تخریب هدفمند و همه جانبه بود.

اشک تمساح‌ها را در مرداب ببینیم!

اشک تمساح را باید دید. همان کسانی که برخلاف تمام پروتکل‌های شناخته‌شده، مردم را به مسلح‌شدن تشویق کردند، از «بشارت سلاح» گفتند و خشونت را مشروع جلوه دادند، حالا تاب دیدن مرداب پدید آمده از رفتار خود را ندارند. نمی‌شود آتش افروخت و بعد، فقط بر دود گریست. مسئولیت اخلاقی و سیاسی خشونت، از لحظه دعوت به آن آغاز می‌شود، نه از لحظه‌ای که کنترل از دست می‌رود.

وطن‌پرستی را کوری نبینیم!

باید صریح بود: بخشی از مدعیان وطن‌پرستی، دچار کوری گزینشی شده‌اند. از دخالت‌های علنی و اعتراف‌شده نتانیاهو، پمپئو و ترامپ عبور می‌کنند؛ سربریدن‌ها،مثله کردن‌ها زنده‌سوزاندن‌ها و خشونت افسارگسیخته را نمی‌بینند؛ اما فقط بر «کشته‌ها» اشک می‌ریزند، بی‌آنکه لحظه‌ای به طراحان، مشوقان و معماران این کشتار اشاره کنند. این نه انسان‌دوستی است و نه ملی‌گرایی؛ این پاک‌کردن صورت مسئله است.واقعیت انست که کشته را از لحظه «تسلیح و شروه جنگ» باید دید نه از گاه «دفاع شهری» از سوی مدافعان امنیت.

توهم «ایران پسا جمهوری اسلامی» را بینیم!

کسانی که از «ایران پسا جمهوری اسلامی» حرف می‌زنند، به این چند روز نگاه کنند. نوع عملیات مهاجمان، تخریب هم‌زمان مظاهر علم، تمدن، مذهب، اقتصاد و نظم اجتماعی و...بود. این الگو نشان داد که مهاجمان هیچ خط قرمزی در پاسداشت میراث ایران‌ ندارند. این در حالی است که در انقلاب ۵۷، جامعه روحانیت به‌صراحت دستور عدم تخریب داد. مقایسه، خودش گویاست.

تاریخ اشغال و استعمار ایران را ببینیم!

تاریخ ایران روشن است: این کشور هیچ‌گاه با تکیه بر بیگانه پیش نرفته و هیچ بیگانه‌ای با نیت آبادانی وارد ایران نشده است. کسانی که خیال می‌کنند مشکل ترامپ فقط «حکومت روحانیت» است، دچار خطای تحلیلی‌اند. او روحانیت را مانع می‌بیند، چون آن را سدی در مسیر رسیدن به ایران می‌داند؛ نه صرفاً یک ساختار سیاسی.طعمه ایران است و نگهبان را باید کشت! این منطق دشمن است و در چشم بیگانه ،ما مردم رمه ای بیش نیستییم!

ایران را با کتاب ها ببینیم نه با اسکرول!

فضای مجازی عرصه فهم ایران نیست. روح‌هایی که در مرداب مجازی بزرگ می‌شوند، گل‌های چندروزه‌اند. ایران به سروقامتانی نیاز دارد که از دل کویر برویند؛ ایستاده، محکم و پایدار. بدون شناخت عمیق، شناختی سطحی با احساس «بدبختی» همیشه بر احساس «پیشرفت» غلبه می‌کند و ملتی که خود را بیچاره ببیند، پیش از شکست، باخته است.

داستان را از ریشه ببینیم!

در کشور مشکل هست، بله. اما ما بر نردبانی ایستاده‌ایم که هر روز یک لگد از سوی استکبار به پایه‌هایش می‌خورد و لگد به پایه ای پیشترفت ملتی که تصمیم گرفته خودش باشد! با این حال، هنوز بالا می‌رویم. اما مهارت‌ها در پیشترفت متفاوت است، گذشته انکه خائن هم داریم . اما اگر این لگدها نبود، امروز بسیار بالاتر بودیم. ملامت‌کردن کسی که روی پله‌های پیشرفت ایستاده ولرزان و کند می رود و ندیدن آنکه نردبان را می‌لرزاند، اوج بی‌تجربگی است؛ و تاوانش سقوط است. وقت کمک به داخل است، نه مچ‌گیری.

رسانهء بیگانه را نبینیم!

بخش بزرگی از جامعه، با وجود همه نجابت، از سواد رسانه‌ای کافی برخوردار نیست و ناخودآگاه در فضای شبه‌واقعی رسانه‌ها غرق می‌شود. واقعیت این است: دشمن هدف دارد، طراحی می‌کند، عملیات می‌کند، کشته می‌گیرد و بعد، دروغ می گوید، تزویرمی کند و بر همان کشته اشک می‌ریزد و اشک می‌گیرد. جمل و نهروان می‌سازد و برای علی(ع) نامه می‌نویسد که «بس است کشتن».

ضعف‌های امنیتی، اطلاعاتی را ببینیم!

ناتوانی در پیش‌بینی، طراحی پیش‌دستانه و کنترل شب اول را باید صریح گفت. این یک عملیات کور نبود؛ یک عملیات گسترده شهری بود با پشتیبانی، تجهیز، سازماندهی و طراحی. غافلگیری در شب ۱۸ دی، بیش از آنکه از قدرت دشمن باشد، از خامی ما حکایت دارد. خطای در تحلیل، خطای در برنامه‌ریزی، خطای در اجراء و عملیات هر چه که باشد! برخاسته از مشکلات ساختاری، عدم هماهنگی و موازی کاری یا هر مشکل دیگر. در کنار دست‌بوسی برای زحمات شبانه‌روزی نیروها، این نقد باید جدی و اصلاح‌گرانه مطرح شود، نه پنهان.
عدد غافلگیری که فزونی یابد، حکایت از نقص است!

القصه آنگه؛ چشم‌ها را باید شست؛ جور دیگر باید دید. نه ساده‌لوح، نه هیجانی، نه خودتحقیر. این، شرط ماندن ایران است.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ