ماجرای دوری از وطن از ترس دیکتاتور/ اهدای ۲۵هزار کتاب مینوی در آخر عمر
اقتصاد ایران: مجتبی مینوی، پژوهشگر و ادیب ایرانی است که بابت یک بدگویی از او نزد رضاخان، سبب شد ۱۵ سال تن به اقامتی دور از وطن بدهد و روزگارش را به سختی بگذراند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: آن وقت که به مصلحت در انگلیس مانده بود، جواب نامه وزارت فرهنگ را اینطور داد: «خدا بنده خود را بیروزی نمیگذارد و تا وقتی که بنده اینجا هستم، لقمه نانی که به آن سد رمق توان کرد به دست میآید. فعلاً به ادامه تحصیل و تتبع و تحقیق مشغول و به فرض ختم کار هم، به واسطه عدم استطاعت پرداخت خرج مسافرت به ماندن مجبورم.» مجتبی مینوی پژوهشگر برجسته و ایرانشناس نامدار، یکی از چهرههای شاخص در عرصه تصحیح متون کهن و نسخهشناسی به شمار میرود.
مجتبی شریعتمداری که بعدها نام خانوادگی مینوی را برگزید، در ۱۹ بهمن ۱۲۸۲ شمسی در تهران، در خانوادهای روحانی متولد شد. او نخستین فرزند شیخ عیسی شریعتمداری، از نوادگان ملامحمدجعفر شریعتمدار استرآبادی بود. که در خانهای در تکیه حاج رجبعلی بین راه مدرسه دارالشفا و روبهروی مسجد شاه بازار تهران (مسجد امام خمینی) به دنیا آمد، او یازده خواهر و برادر داشت.
دوران تحصیل او با سفر به سامرا (از ۳ تا ۹ سالگی به همراه خانواده) آغاز شد و با تحصیل در مدارس تهران نظیر مدرسه امانت، مدرسه اسلام، مدرسه افتخاریه(سپهر)، دارالفنون و دارالمعلمین ادامه یافت. در دورهای کوتاه تدریش را در مدرسه هدایت تجربه کرد و سپس برای تکمیل دانش خود به دانشگاههای لندن، از جمله کینگز کالج و مدرسه مطالعات آسیایی، راه یافت. مینوی در طول زندگی خود با شخصیتهای برجستهای چون صادق هدایت و گروه «ربعه» دوستی نزدیک داشت.
مینوی و علاقه به کتاب
از ۱۰ تا ۱۵ سالگیاش، رسمی در خانهشان برقرار بوده است، به این صورت که پدر کتابهای چاپی را امانت میگرفت و فرزندان را به خواندنشان تشویق میکرد. خانواده شبها به کتابخوانی میپرداختند، اینطور که یک نفر شروع میکرد کتاب را بلند خواندن، و تا نفس داشت میخواند. وقتی خسته میشد میداد به نفر بعدی و این روند سه چهار ساعت ادامه داشت. هزار و یک شب، اسکندرنامه، رموز حمزه، حسین کرد شبستری، امیرارسلان نامدار، شمس و طغراء، سیاحتنامه ابراهیمبیگ و کتابهای ترجمه شدهای مثل حاجی بابا اصفهانی، هشتاد روز دور دنیا، کنت دو مونت کریستو، سرگذشت ژیل بلاس، تلماک، لارن مارگو، تاریخ لویی چهاردهم، تاریخ سلمی و... را اینطور خوانده بودند. البته در این خواندنها به آثار داستانی یا تاریخی بسنده نمیشد و گاه داستانهایی از شاهنامه کلیات سعدی و غزلیات حافظ هم خوانده میشد. مینوی این لذت کتابخوانی جمعی را از لذتهای فراموش ناشدنی این دوره از زندگی خود میدانست.
مهارت تندنویسی مینوی
در دوران تحصیل در دارالفنون، انشای او نسبت به بقیه بهتر بود، اما او مهارت دیگری هم داشت که باعث میشد همکلاسیها به سراغش بیایند. مینوی در تندنویسی مهارت یافته بود، و جزوات دروسی را که استاد تدریس میکرد، مینوشت و گروهی از همکلاسیهایش از روی جزوه او استفاده میکردند. مینوی به دلیل اشتیاق وافر به مطالعه، بخشی از پول روزانه خود را که برای خرید غذا اختصاص یافته بود، پسانداز میکرد و با آن کتابهای مورد نیازش را تهیه مینمود، افزون بر این، چون امکان خریدن تمام کتابهای مورد علاقهاش را نداشت، برخی از آنها را امانت میگرفت و در دفتری به اندازه اصل کتاب مینوشت و بدین ترتیب نسخهای خطی از آن تهیه میکرد. او حتی گاهی نسخههای خطی را به امانت میگرفت و با همان خط نسخه، آن را برای خودش رونویسی میکرد. این مهارت باعث شد او در شغل تندنویسی در مجلس شورای ملی مشغول به کار شود، و به خاطر تجربه و دقتی که در خواندن و تصحیح نمونه ها داشت، با پیشنهاد مسئولان کتابخانه دانشگاه تهران به خواندن نمونهها و تصحیح متن دیوان ناصر خسرو اقدام کرد. اینها مقدمه آن کار بزرگی بود که او بعدها درباره جمعآوری نسخ خطی انجام داد.

او بعدها در دورههای کوتاهی به پاریس و لندن رفت، و در پاریس شاگرد مستقیم محمد قزوینی بود، با تکیه بر دانش وسیع خود و بهرهگیری از روشهای علمی، خدمات ارزندهای در راستای ترویج فرهنگ ایرانی و زبان فارسی انجام داد. تلاشهای بیدریغ او در تهیه میکروفیلم از نسخ خطی کتابخانههای معتبر جهان، به ویژه در ترکیه، میراث مکتوب ایران را برای نسلهای آینده حفظ کرد و جایگاهی رفیع برای او در تاریخ علم و ادب ایران رقم زد.
فعالیتهای مینوی
مسیر حرفهای مجتبی مینوی با فعالیتهای متنوع اداری و فرهنگی گره خورده است. او در سال ۱۳۰۵ به عنوان تندنویس در مجلس شورای ملی مشغول به کار شد و تنها دو سال بعد به ریاست کتابخانه ملی رسید. سمتهای دیگری همچون رایزنی فرهنگی سفارت ایران در لندن، پاریس و ترکیه، ریاست تعلیمات عالیه وزارت فرهنگ و استادی دانشگاه تهران از دیگر مسئولیتهای مهم او بودند که نشاندهنده جایگاه رفیع علمی و اجراییاش در کشور است.
آثار پژوهشی و تصحیحات مینوی گواهی بر دقت نظر و وسعت اطلاعات اوست. او بیش از ۱۲ هزار نسخه خطی از کتابخانههای معتبر جهان، از جمله توپقاپی، موزه بریتانیا و آکسفورد، را بررسی و میکروفیلم کرد. آنطور که ایرج افشار نوشته است، او فقط در مدت سالهایی که رایزن فرهنگی ایران در ترکیه بود: «توانست بیش از هزار میکروفیلم از نسخ خطی معتبر و مهم کتابخانه های مختلف آن سرزمین تهیه کند.» تصحیح آثار ماندگاری همچون دیوان ناصر خسرو، سیاستنامه، نامه تنسر، عیونالحکمه ابنسینا و تحریر المقال سنایی، از جمله دستاوردهای برجسته او محسوب میشوند که پایههای «نهضت ادبی تحقیقی» را در ایران استوار کردند.

روششناسی دقیق مجتبی مینوی در تصحیح متون، او را به بنیانگذار رویکردی نوین در این حوزه تبدیل کرد. او با سفر به ترکیه و تهیه میکروفیلمهای متعدد، زمینه را برای مقایسه دقیق نسخ خطی فراهم کرد و با الهام از نقد تحقیقی استادش محمد قزوینی، بر دقت لغوی، نحوی و تاریخی تأکید داشت. تلاش او در پاکسازی متون از تحریفها، مانند بازسازی متن اصیل شاهنامه، استانداردهای جدیدی را برای مصححان پس از خود ایجاد نمود و نقشی انکارناپذیر در احیای حماسه ملی و تربیت نسلهای بعد از پژوهشگران ایفا کرد.
مینوی و گروه ربعه
مجتبی مینوی یکی از اعضای اصلی گروه ربعه بود، گروهی ادبی نوگرا که در دهه ۱۳۰۰ شمسی در تهران شکل گرفت. گروه ربعه به طنز در مقابل «ادبای سبعه» (متشکل از بهار، فروزانفر، نفیسی، رشید یاسمی، قزوینی، اقبال و حکمت) تشکیل شد و بر تجدد ادبی، نقد سنتگرایی و آزادی فکری تأکید داشت. مینوی، صادق هدایت، مسعود فرزاد و بزرگ علوی هسته اصلی بودند؛ بعدها نوشین، خانلری و نیما نیز به آن پیوستند. جلسات در کافههای تهران مانند رنوار برگزار میشد.

او هدایت را مرکز دایره این جمع میدانست، خودش به عنوان پژوهشگر متون کهن، پل ارتباطی بین سنت و مدرنیته بود و با اطلاعات وسیعش، بحثها را غنی میکرد. این گروه سرانجام ۴ سال بعد با سفر صادق هدایت به هند و اقامت مینوی در اروپا و به زندان افتادن بزرگ علوی از هم پراکنده شد، اما تأثیرش بر ادبیات مدرن ایران ماند.
اقامت مصلحتی در لندن
مینوی در قبال ترجمه کتاب «وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان» که به سفارش کمیسیون ترجمه کتاب وزارت معارف انجام پذیرفت، مبلغ پانصد تومان حقالترجمه دریافت کرد و کتاب در سال ۱۳۱۴ منتشر شد، مینوی در همان سال برای سفری دو ماهه رهسپار لندن گردید. در خلال این سفر، با نامه علیاصغر حکمت وی از توقیف کتابش آگاه شد؛ عدهای از بدخواهان نزد رضاشاه به بدگویی از او پرداخته بودند و ادعا کردند که در کتاب ذکر شده است پارتها قومی چادرنشین بودهاند که از طریق راهزنی و غارت زندگی میکردهاند و واژه پهلوی نیز ریشهای مشترک با پارت دارد. در این وضعیت و با توصیههای خانواده مبنی بر مصلحتاندیشی، مینوی از بازگشت به ایران منصرف شد و بدین ترتیب اقامت او در انگلیس پانزده سال (تا سال ۱۳۲۹) به درازا کشید.
با قطع شدن حقوق دولتی، شرایط زندگی مینوی سخت شد، در این دوران کارهای مختلفی انجام داد، تا شروع جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸) در آکسفورد زبان و ادبیات فارسی تدریس میکرد، بعد از آن به مدت ده سال در رادیوی بیبیسی، دوبار در هفته گفتارهای ادبی و فرهنگی تهیه میکرد. آنطور که علی تقوی نوشته است: برنامه مینوی در رادیو بیبیسی، مخاطبان خاص خود را داشت و بسیاری از استادان و فرهیختگان ایرانی آن را میشنیدند. ملک الشعرا بهار در نامهای به مینوی ضمن بیان ارادت خود به او و ابراز تأسف از آواره و گریزان شدن «صاحبان قریحه و ذوق، و خداوندان فضل و نوابغ ادب» از وطن مینویسد: شبها مونس من شاهنامه و خمسه نظامی و دیوان خواجه و گفتارهای آقای مینوی است که در عصرها ساعت پنج از رادیو لندن به گوش میرسد.

سرانجام با توصیه تقیزاده (سفیر کبیر وقت ایران در انگلیس) و اصرار عیسیخان صدیق اعلم و علیاکبر سیاسی و بدیع الزمان فروزانفر و یحیی مهدوی، راضی به بازگشت به ایران شد و در راه طی اقامت دو هفتهای در پاریس از کتابهای خطی مهم آنجا فهرستبرداری کرد. بعد با ابلاغ وزارت فرهنگ رئیس دبستان ایرانیان در استانبول شد و طی چهار ماه با بازدید از کتابخانه های ترکیه از نسخ خطی آنجا هم فهرستی نوشت. او بالاخره در آبان ۱۳۲۹ وارد ایران شد و به همکاری با دانشگاه تهران پرداخت.
در سالهای بعد از آن بارها به استانبول سفر کرد و توانست در کنگره مستشرقین استانبول شرکت کند، و در سال ۱۳۳۶ رایزن فرهنگی ایران در ترکیه شد و طی ۴ سال علاوه بر تهیه فهرست و یادداشت از کتابهای کتابخانههای ترکیه، با جمعی از دانشمندان معروف آنجا مانند گولپینارلی، فواد کوپرولو، مکرمین خلیل، زکی ولیدی طوغان و... که تخصصشان تاریخ و ادب اسلام و ایران بود مراوده و مباحثه داشت.
بنیاد شاهنامه
مجتبی مینوی در سال ۱۳۴۸ بازنشسته شد، در آن سالها و پس از بازسازی آرامگاه فردوسی بر ضرورت توجه به فردوسی و شاهنامه تاکید شد و وزارت فرهنگ تصمیم به تاسیس بنیاد فردوسی گرفت و از مینوی دعوت به همکاری کرد. این بنیاد در سال ۱۳۵۰ شمسی توسط وزارت فرهنگ و هنر تأسیس شد، و مینوی سرپرست علمی آن بود. این بنیاد با هدف تصحیح انتقادی کامل شاهنامه فردوسی و پژوهشهای ادبی، تاریخی و هنری مرتبط با آن ایجاد شد. مینوی نسخههای خطی شاهنامه را از سراسر جهان جمعآوری و مقابله کرد تا متن اصیل فردوسی بازسازی شود، و البته آن محصول حاصل نشد؛ ولی این دستاوردها را داشت: انتشار بخشهایی مانند داستان رستم و سهراب و فرود و سیاوش؛ و تأسیس مجله سیمرغ (۱۳۵۱-۱۳۵۷) برای مقالات شاهنامهپژوهی.
مجتبی مینوی، نورانی وصالی، کاووس جهانداری، ضیاء ادلین سجادی، محمدامین ریاحی وعلی بلوکباشی( عکس از ایرج افشار)
هیئتامنای بنیاد شامل خانلری، نصر، ریاحی و دیگران بود؛ خود مینوی تا زمان مرگش در ۱۳۵۵ سرپرست علمی این بنیاد ماند. او که در مرداد ۱۳۵۵ از پله های کتابخانه شخصی خود به زمین افتاده و دندههایش شکسته بود، پس از چند ماه تحمل رنج بیماری سرانجام در ۶ بهمن ۱۳۵۵ چشم از جهان فرو بست و ۱۰ بهمن در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
میراث ارزشمند مینوی، کتابخانهای بود با ۲۵ هزار جلد کتاب و نشریه و نسخه خطی و رساله، به زبانهای فارسی و عربی و ترکی و فرانسه و انگلیسی و آلمانی و روسی و... و تعدادی میکروفیلم و عکس از نسخ خطی و مقالات و یادداشتهای مستشرقین. او ده روز پیش از در گذشتش در نامهای که از روی تخت بیمارستان به وزیر وقت مهرداد پهلبد نوشت، کتابخانه خود را که ۶۰ سال جمعآوری کرده بود به بنیاد فردوسی واگذار کرد؛ و اصغر مهدوی، یحیی مهدوی، ایرج افشار و علیرضا حیدری را به عنوان هیئت امنای آن پیشنهاد داد. پس از درگذشت او وزارت فرهنگ خانهاش را از همسرش خرید تا کتابخانه را به همان صورت حفظ کند. پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، بنیاد فردوسی با دیگر مؤسسات در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادغام شد، و کتابخانه مینوی نیز به آن پیوست.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه