دستاورد یا توهم؟
روایت یکساله ترامپ زیر ذرهبین اسناد و دادهها!
اقتصاد ایران: ترامپ در سخنرانی اخیرش ادعاهای گوناگونی از صلحسازی و پایان دادن به جنگها تا مهار مهاجرت و رونق اقتصادی مطرح کرد؛ اما بررسی دادهها و اسناد رسمی تصویر متفاوتی از عملکرد وی ارائه میدهد.
به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶ (۳۰ دی ۱۴۰۴)، همزمان با نخستین سالگرد بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، او در یک نشست خبری با سخنرانی بیش از ۱۰۰ دقیقهای کوشید کارنامه دولت خود را بهعنوان مجموعهای از «دستاوردهای بزرگ، کمسابقه و تعیینکننده» روایت کند.
ترامپ در این سخنرانی، از پایان یا مهار چندین جنگ جهانی، تضعیف رقبا و دشمنان آمریکا بدون ورود به جنگ مستقیم، مهار مهاجرت، بهبود شاخصهای اقتصادی و بازگرداندن نظم داخلی سخن گفت و این موارد را نشانه بازگشت آمریکا به موقعیت برتر در داخل و خارج معرفی کرد.
اما ساختار این روایت بیش از آنکه بر دادههای قابل راستیآزمایی استوار باشد، بر کنار هم چیدن ادعاهایی بنا شده بود که تعریف، معیار و دامنه آنها مبهم باقی ماند. مفاهیمی مانند «پایان جنگ»، «تضعیف دشمن»، «کنترل مهاجرت» یا «بهبود اقتصاد» بدون ارجاع روشن به وضعیت میدانی، گزارش نهادهای مستقل یا روندهای بلندمدت مطرح شدند؛ بهگونهای که مرز میان دستاورد واقعی و دستاورد ادعایی در هم ادغام شد.
همین ابهام، ساختاری است که سخنرانی سالگرد را از یک گزارش عملکرد، به متنی سیاسی و قابل مناقشه تبدیل میکند؛ متنی که هر محور آن، تنها با رجوع به شواهد، سند و داده قابل سنجش است.
محور نخست؛ پایان یا مهار چندین جنگ
ادعای ترامپ درباره «پایان یا مهار چندین جنگ» زمانی با واقعیت سنجیده میشود که وضعیت میدانی در مهمترین کانونهای بحران بررسی شود. در اروپای شرقی، جنگ نهتنها پایان نیافته بلکه به مرحلهای از فرسایش نظامی و تثبیت خطوط درگیری رسیده است؛ وضعیتی که در ادبیات امنیتی بههیچوجه «صلح» تلقی نمیشود. فقدان توافق سیاسی پایدار، تداوم درگیریهای پراکنده و تداوم ارسال تسلیحات، نشان میدهد آنچه رخ داده بیش از هر چیز انجماد موقت بحران است، نه پایان جنگ.
در خاورمیانه نیز روایت «مهار جنگها» با واقعیت فاصله معنادار دارد. درگیریها در چند جبهه به شکل همزمان ادامه یافته و حتی در برخی مقاطع تشدید شده است. آنچه بهعنوان آرامسازی معرفی میشود، عمدتاً به جابجایی کانون بحرانها، کاهش مقطعی شدت درگیری یا تغییر شکل تقابلها محدود بوده است. در چنین شرایطی، نسبت دادن تحولات پیچیده و چندعاملی منطقه به «پایان جنگ» بیشتر به بازتعریف سیاسی واقعیت تا گزارش یک دستاورد امنیتی شباهت دارد.
تناقض اصلی روایت ترامپ زمانی آشکارتر میشود که همزمان با ادعای صلحسازی، اقدامات جنگافروزانه و تهدیدمحور نیز در دستور کار قرار گرفته است. به عنوان نمونه تجاوز نظامی به تأسیسات هستهای صلحآمیز در ایران که از سوی تهران و نهادهای بینالمللی بهعنوان نقض حقوق بینالملل توصیف شده و همچنین افزایش تهدیدهای مداخلهجویانه مستقیم و غیرمستقیم علیه تهران طی روزهای اخیر، با هر تعریف پذیرفتهشدهای از «مهار جنگ» در تضاد است. این اقدامات نهتنها به کاهش تنش منجر نشده، بلکه ریسک گسترش درگیری و بیثباتی منطقهای را افزایش داده است.
در مجموع، آنچه در سخنرانی سالگرد بهعنوان پایان یا مهار جنگها عرضه شد، بیش از آنکه بر توافقهای صلح، سازوکارهای تضمینشده امنیتی یا حل ریشهای منازعات استوار باشد، بر توقفهای شکننده، تهدید نظامی و بازدارندگی پرهزینه تکیه داشت. چنین وضعیتی شاید در چارچوب تبلیغات سیاسی قابل عرضه باشد اما در معیارهای حقوقی و راهبردی، نه پایان جنگ و نه نشانه صلح پایدار محسوب میشود.
محور دوم؛ تضعیف رقبا و دشمنان بدون ورود به جنگ مستقیم
ترامپ در سخنرانی سالگرد، ادعا کرد که دولتش بدون کشاندن آمریکا به جنگهای مستقیم و پرهزینه، «بازدارندگی» را برگردانده و رقبا و دشمنان را عقب رانده است؛ روایتی که آن را همردیف «موفقیتهای یکسالۀ سیاست خارجی» و حتی ادعای «پایان دادن به چند جنگ» گذاشت.
در اروپای شرقی، نشانههای میدانی دقیقاً خلاف این تصویر است؛ جنگ روسیه و اوکراین نه پایان یافته و نه به مهاری پایدار رسیده، بلکه حملات روسیه به زیرساختهای انرژی و گرمایش اوکراین در زمستان ۲۰۲۶ هم ادامه دارد و بحران انسانی و نیاز اوکراین به کمکهای بیرونی را تشدید کرده است. این وضعیت «تضعیف دشمن بدون جنگ» را تأیید نمیکند؛ بیشتر نشان میدهد که رقیب اصلی آمریکا در این پرونده، همچنان توان ضربهزنی و استمرار فشار را حفظ کرده است.
در منطقه آسیا-اقیانوسیه هم شواهد به نفع ادعای ترامپ نیست؛ چین در آغاز ژانویه ۲۰۲۶ با رزمایشها و نمایش قدرت پیرامون تایوان، فشار نظامی-سیاسی را بالا برده و خودِ گزارشهای خبری از افزایش فشار چین بر تایوان صحبت میکنند. همزمان، کره شمالی سال ۲۰۲۶ را با آزمایشهای موشکی از جمله موشکهای بالستیک و هایپرسونیک شروع کرده و آشکارا بر بازدارندگی هستهای تأکید کرده است. اینها یعنی در مهمترین پروندههای رقابت قدرتهای بزرگ، بهجای «عقبنشینی رقبا»، با تداوم یا تشدید کنشگری آنها روبهرو هستیم.
محور سوم؛ مهار مهاجرت غیرقانونی و بازگرداندن امنیت مرزی
ترامپ در سخنرانی سالگرد، مهار مهاجرت غیرقانونی را یکی از اصلیترین دستاوردهای دولت خود معرفی کرد و آن را مستقیماً به افزایش امنیت داخلی و کاهش جرم پیوند زد. او از تشدید گشتهای مرزی، محدودسازی روندهای پناهندگی و بازگرداندن مهاجران بهعنوان نشانههای «بازگشت کنترل دولت فدرال» بر مرزهای جنوبی آمریکا یاد کرد و این اقدامات را موفقیت ساختاری خواند.
اما آمارهای رسمی اداره گمرک و حفاظت مرزی آمریکا چنین تصویری از «مهار پایدار» را تأیید نمیکنند. دادههای این نهاد نشان میدهد اگرچه در برخی ماههای سال ۲۰۲۵ کاهش مقطعی در برخوردهای مرزی ثبت شده اما این روند نوسانی و کوتاهمدت بوده و در دورههای بعدی دوباره افزایش داشته است. گزارشهای رسمی تصریح میکنند که عواملی مانند تغییر مسیرهای مهاجرت، شرایط اقتصادی کشورهای مبدأ در آمریکای مرکزی و تصمیمات اجرایی مقطعی، تأثیر تعیینکنندهتری از سیاستهای بلندمدت فدرال داشتهاند؛ موضوعی که ادعای «کنترل ساختاری مرز» را تضعیف میکند.
از سوی دیگر، پیوند دادن مهاجرت غیرقانونی با افزایش جرم و ناامنی، با یافتههای پژوهشی همخوان نیست. گزارشهای مؤسسه کاتو و مطالعات منتشرشده در نشریه علمی آکادمی ملی علوم آمریکا نشان میدهد نرخ ارتکاب جرم در میان مهاجران ـ حتی مهاجران فاقد مدارک اقامتی ـ بهطور میانگین کمتر از شهروندان متولد آمریکا است.
همچنین دادههای اداره تحقیقات فدرال آمریکا (افبیآی) در گزارشهای سالانه جرایم، همبستگی مستقیمی میان افزایش مهاجرت و افزایش جرایم خشن نشان نمیدهد. در نتیجه، روایت امنیتی ترامپ بیش از آنکه بر شواهد جرمشناختی استوار باشد، کارکردی سیاسی برای توجیه سیاستهای سختگیرانه مرزی دارد.
محور چهارم؛ بهبود اقتصاد آمریکا و بازگشت ثبات معیشتی
ترامپ در بخش اقتصادی سخنرانی، از کاهش تورم، رشد اشتغال و رونق بازارها بهعنوان نشانههای موفقیت دولت خود یاد کرد و این شاخصها را مترادف با بهبود معیشت خانوارهای آمریکایی دانست. در این روایت، افت نرخ تورم نسبت به اوجهای قبلی و رشد بازارهای مالی، بهعنوان نشانه «بازگشت ثبات اقتصادی» معرفی شد.
اما دادههای اداره آمار کار آمریکا و اداره سرشماری تصویر پیچیدهتری ارائه میدهد. هرچند نرخ تورم سالانه کاهش یافته، سطح عمومی قیمتها همچنان بالاست و طبق نظرسنجیهای مؤسسه گالوپ و مرکز پژوهشی پیو، اکثریت آمریکاییها اعلام کردهاند که فشار هزینههای زندگی بهویژه در حوزه مسکن، درمان و مواد غذایی همچنان ادامه دارد. بهعبارت دیگر، کاهش شتاب تورم الزاماً به معنای بازگشت قدرت خرید به سطح پیشین نیست.
افزون بر این، رشد بازارهای مالی و افزایش ارزش سهام عمدتاً به نفع دهکهای بالای درآمدی بوده است. گزارشهای رسمی نشان میدهد بخش قابلتوجهی از خانوارهای کمدرآمد یا فاقد داراییهای بورسی، از این «رونق» سهم مستقیمی نداشتهاند. از این منظر، آنچه ترامپ بهعنوان «ثبات معیشتی» معرفی کرد، بیشتر بازتاب شاخصهای کلان انتخابی است تا تجربه واقعی بخش بزرگی از جامعه آمریکا.
محور پنجم؛ کاهش جرم و جنایت و بازگرداندن نظم داخلی
ترامپ در این سخنرانی مدعی شد که دولت او توانسته با تقویت اقتدار پلیس و اجرای سیاستهای سختگیرانه، نرخ جرایم خشن را کاهش دهد و «قانون و نظم» را به شهرهای آمریکا بازگرداند. این ادعا در امتداد روایت امنیتی او درباره مهاجرت و کنترل اجتماعی مطرح شد و بهعنوان یکی از دستاوردهای داخلی دولت برجسته شد.
دادههای اداره تحقیقات فدرال آمریکا اما نشان میدهد روند جرم در سالهای اخیر یکدست و سراسری نبوده است. در حالی که برخی شهرها کاهش نسبی در جرایم خشن را تجربه کردهاند، در شهرهای دیگر افزایش سرقت، جرایم مسلحانه یا خشونت شهری ثبت شده است. این ناهمگونی نشان میدهد که تحولات امنیتی بیش از آنکه نتیجه سیاستهای فدرال باشند، به عوامل محلی، اقتصادی و اجتماعی وابستهاند.
کارشناسان امنیت داخلی و جرمشناسی نیز تأکید دارند که بازگشت «نظم پایدار» بدون پرداختن به ریشههای ساختاری جرم مانند نابرابری اقتصادی، دسترسی به آموزش و خدمات اجتماعی امکانپذیر نیست. در این چارچوب، تأکید صرف بر اقتدار پلیس و برخورد سخت، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت اثرات موضعی داشته باشد اما بهتنهایی قادر به تحقق ادعای بازگرداندن نظم در مقیاس ملی نیست و بیشتر در خدمت یک گفتمان سیاسی قرار میگیرد.
سخن پایانی
مجموع ادعاهای مطرحشده در سخنرانی اخیرش ترامپ، اگرچه در قالب روایتی منسجم از «قدرت، کنترل و موفقیت» ارائه شد اما در برخورد با دادهها، اسناد رسمی و ارزیابی نهادهای مستقل، بیش از آنکه به یک کارنامه قابل اتکا شباهت داشته باشد، به بازسازی گزینشی واقعیت نزدیک میشود. از سیاست خارجی تا اقتصاد و امنیت داخلی، الگوی مشترک روشن است یعنی برجستهسازی دستاوردهای مقطعی، تعمیم نتایج محدود به گزارههای کلان و حذف متغیرهای ساختاری و بیرونی. در چنین چارچوبی، آتشبسهای شکننده به «پایان جنگ»، نوسانهای کوتاهمدت به «مهار پایدار»، و شاخصهای کلان به «بهبود معیشت عمومی» تبدیل میشوند؛ بیآنکه معیارهای سنجش شفاف یا ضمانتهای پایداری ارائه شود.
در نهایت، فاصله میان روایت سیاسی و واقعیت آماری، خود به مهمترین نتیجه این سخنرانی بدل میشود. آنچه بهعنوان «دستاورد» معرفی شد، در بسیاری موارد یا استمرار روندهای پیشین بود، یا پیامد عوامل بیرونی، یا نتایجی نابرابر و ناپایدار که هزینههای پنهان اجتماعی و امنیتی را نادیده میگرفت. این شکاف نه صرفاً یک اختلاف تفسیری، بلکه نشانهای از تبدیل سیاست به روایت است؛ روایتی که دوام آن نه با تکرار ادعا، بلکه با آزمون داده، زمان و پیامدهای واقعی سنجیده خواهد شد.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه