دوران گذار بین المللی؛

بازگشت هیولاها؛ پوپولیسم و ملی‌گرایی افراطی

اقتصاد ایران: جهان امروز در یک دوره گذار تاریخی قرار دارد؛ دوره‌ای که جهان قدیم در حال مرگ است و جهان جدید هنوز شکل نگرفته است.

به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، سال ۲۰۲۵ به‌وضوح نشان داد که نظم بین‌المللی شکل گرفته پس از جنگ جهانی دوم دیگر توانایی مدیریت بحران‌های پیچیده قرن بیست‌ویکم را ندارد. جهانی که زمانی بر مبنای قواعد، هنجارها و نهادهای بین‌المللی اداره می‌شد، اکنون در میانه یک دوره گذار تاریخی قرار گرفته است. هفته نامه گاردین در مقاله ای به صورت مبسوط به تشریح نظم در حال گذار جهانی پرداخته است. در این مقاله آمده است که همان‌طور که آنتونیو گرامشی هشدار داده بود، «جهان کهنه در حال مرگ است و جهان نو هنوز زاده نشده؛ در این فاصله، هیولاها پدیدار می‌شوند.» این جمله امروز به روشنی وضعیت سیاست جهانی را توصیف می‌کند؛ جهانی که در آن نه قانون و نه اجماع، بلکه قدرت عریان و توان ایجاد بحران، معیار تصمیم‌گیری کشورهاست.

در این محیط بی‌ثبات، عقب‌نشینی آمریکا به دلیل ضعف‌های مفرط در ایفای نقش سنتی خود به‌عنوان «مدیر نظم جهانی» باعث شده که نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد به حاشیه رانده شود. این عقب‌نشینی زمینه ظهور بحران‌های اخلاقی، سیاسی و امنیتی را فراهم آورده است. جنگ غزه و حمایت‌های آشکار آمریکا از اسرائیل نمونه‌ای از فروپاشی مشروعیت نهادهای بین‌المللی و قوانین جهانی است.

فروپاشی نظم جهانی و ضعف قواعد بین‌المللی

نظم بین‌المللی پس از ۱۹۴۵، با وجود تمام ضعف‌ها و مشکلات، برای دهه‌ها توانست تا حدی روابط میان کشورها را تنظیم کند. اما اکنون، شواهد فراوانی نشان می‌دهد که این پایه‌ها سست شده‌اند. دولت‌های متوالی آمریکا به ویژه در دوره دونالد ترامپ، نشان داده‌اند که قوانین بین‌المللی تنها زمانی ارزش دارند که با منافع ملی این کشور هم‌راستا باشند. قواعد جهانی، نهادهای چندجانبه و حتی متحدان سنتی، دیگر ابزاری برای همکاری و ثبات نیستند، بلکه وسیله‌ای برای اعمال نفوذ و تأمین منافع استراتژیک واشنگتن محسوب می‌شوند.

این تغییر رویکرد، باعث بازگشت سیاست زور و حاکمیت عریان شده است. کشورها اکنون با تکیه بر ابزار نظامی، تغییر مرزها و اولویت دادن مطلق به منافع ملی، اقدامات خود را پیش می‌برند. بی‌اعتنایی به حقوق بین‌الملل، به ویژه در مواردی مانند حمایت از اسرائیل در جنگ غزه، نشان‌دهنده یک بحران اخلاقی و حقوقی عمیق است. نهادهای بین‌المللی که زمانی قادر به بازدارندگی بودند، امروز تحت فشار سیاسی و مالی آمریکا قرار دارند و کارایی خود را از دست داده‌اند.

بحران غزه؛ نمادی از فروپاشی مشروعیت غرب

جنگ غزه نمونه‌ای بارز از فروپاشی اخلاقی و حقوقی نظم بین‌المللی است. در حالی که نهادهای جهانی مانند سازمان ملل و دیوان بین‌المللی دادگستری به صراحت نسبت به کشتار غیرنظامیان هشدار می‌دهند، آمریکا و متحدانش یا سکوت می‌کنند یا حمایت فعال از اسرائیل ارائه می‌دهند. این وضعیت نشان می‌دهد که ادعای غرب در دفاع از حقوق بشر و رعایت قوانین بین‌المللی، بیش از پیش زیر سؤال رفته است.

قضات دیوان بین‌المللی دادگستری که باید در حل اختلافات بین‌المللی نقش بازدارنده داشته باشند، عملاً توان اجرای عدالت در برابر فشار آمریکا و اسرائیل را از دست داده‌اند. به عنوان مثال در سال ۲۰۲۴ وقتی دیوان بین المللی دادگستری خواستار بازگشایی دفاتر آژانس آنروا در شرق قدس شد، اسرائیل و واشنگتن با توجیهات سیاسی و امنیتی مانع اجرای دستور شدند. چنین رفتارهایی نشان می‌دهد که قوانین بین‌المللی دیگر نمی‌توانند جلوی اقدامات غیرقانونی و نسل‌کشی را بگیرند و هنجارها به حاشیه رانده شده‌اند.

بازگشت هیولاها؛ پوپولیسم و ملی‌گرایی افراطی

دوره گذار جهانی همان‌طور که گرامشی پیش‌بینی کرده بود دوره ظهور «هیولاها» است. امروز پوپولیسم، ملی‌گرایی افراطی، جنگ‌های منطقه‌ای و فروپاشی نهادهای قانونی و اخلاقی نشانه‌های این دوره‌اند. ظهور رهبران راست‌گرای پوپولیست و سیاست‌های معامله‌محور آمریکا به ویژه در خاورمیانه باعث شده که قدرت عریان جایگزین قواعد شود.

جهان امروز نه تنها فاقد نظم مبتنی بر قوانین است، بلکه فقدان چارچوب مشترک باعث شده که بحران‌ها بدون سازوکار مؤثر انباشته شوند و فشار بر کشورهای ضعیف و جنوب جهانی افزایش یابد. کشورهایی مانند مصر، اردن و مراکش که در محیط جهانی بی‌ثبات فعالیت می‌کنند، باید علاوه بر مسائل داخلی، توانایی مدیریت بحران‌های خارجی را نیز توسعه دهند. این وضعیت نشان می‌دهد که سیاست‌های مستقل، سرمایه‌گذاری در فناوری، زیرساخت‌ها و بخش‌های غیرنفتی تنها راه ایجاد تاب‌آوری اقتصادی است.

قدرت‌های نوظهور و نقش آن‌ها در احیای نظم

با عقب‌نشینی آمریکا و ضعف کشورهای اروپایی، قدرت‌های نوظهور می‌توانند نقش مهمی در احیای نظم جهانی ایفا کنند. این کشورها با رشد اقتصادی، توسعه جمعیتی و مدیریت منابع طبیعی، ظرفیت قابل توجهی برای مشارکت در قوانین بین‌المللی دارند. اما موفقیت آن‌ها منوط به اراده جمعی برای پذیرش حقوق بین‌الملل و اجرای واقعی آن است.

بر اساس تحلیل الکساندر استاب رئیس‌جمهور فنلاند، احیای نظم جهانی نیازمند برگزاری یک کنفرانس جهانی است که در آن همه کشورها به صورت رسمی و عمومی متعهد به رعایت قوانین بین‌المللی شوند. این فرآیند باید شامل تعیین عواقب برای عدم پایبندی به قوانین باشد و دیوان بین‌المللی دادگستری می‌تواند نقش کلیدی در اجرای این تعهدات ایفا کند. چنین اقداماتی می‌تواند خلأ قدرت و بی‌ثباتی کنونی را کاهش دهد و زمینه بازگشت مشروعیت به نهادهای بین‌المللی را فراهم کند.

جهان ترامپی و معامله‌محوری قدرت

یکی از شاخصه‌های دوره فعلی، سیاست معامله‌محور و نفوذ قدرت‌های بزرگ است. در جهانی که روابط شخصی با رئیس‌جمهور آمریکا معیار ارزش کشورها شده، قانون، اخلاق و نهادهای بین‌المللی به حاشیه رانده شده‌اند. رهبران جهانی که زمانی خود را حامی نظم لیبرال معرفی می‌کردند، اکنون در برابر ترامپ تسلیم می‌شوند و سیاست‌های خود را با منافع او هماهنگ می‌کنند.

این وضعیت موجب نومیدی دیپلماتیک شده است. به گفته تام فلچر رئیس دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل، نسل‌های آینده شاهد ناکارآمدی نهادهای بین‌المللی در جلوگیری از فجایع انسانی خواهند بود. تمرکز بر گفتار دیپلماتیک، بدون اقدامات اجرایی، تنها باعث تشدید بحران‌ها و ادامه خشونت شده است.

خلأ اروپا و شکست پروژه لیبرال

اروپا که سال‌ها به چتر امنیتی آمریکا تکیه داشته، اکنون در موقعیت شکننده‌ای قرار گرفته است. جنگ اوکراین، وابستگی انرژی و ناتوانی در تعریف سیاست خارجی مستقل، نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا بیش از آنکه بازیگر اصلی باشد به میدان بازی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. تلاش‌های اروپا برای جذب کشورهای نوظهور و احیای ارزش‌های لیبرال تا حد زیادی با شکست مواجه شده است، چرا که قدرت‌های دوران پس از جنگ جهانی دوم دیگر توان ارائه امتیاز ندارند و کشورهای اقتدارگرا مقاومت می‌کنند.

این وضعیت نشان می‌دهد که نظم جهانی بدون آمریکا و اروپا، نیازمند بازتعریف و مشارکت فعال قدرت‌های میانی است. بدون چنین بازسازی، جهان به سمت بی‌نظمی مطلق حرکت خواهد کرد؛ جهانی که هر کشوری، بزرگ یا کوچک، می‌تواند بدون بازخواست هر کاری انجام دهد.

نتیجه

جهان امروز در یک دوره گذار تاریخی قرار دارد؛ دوره‌ای که جهان قدیم در حال مرگ است و جهان جدید هنوز شکل نگرفته است. عقب‌نشینی آمریکا، فروپاشی مشروعیت نهادهای بین‌المللی و ظهور بحران‌های منطقه‌ای و اخلاقی، نشانه‌های این فاصله خطرناک هستند. با این حال، فرصت‌هایی نیز وجود دارد. قدرت‌های نوظهور می‌توانند با پذیرش قوانین بین‌المللی و همکاری جمعی، خلأ نظم جهانی را پر کنند. احیای قانون و بازگشت مشروعیت به نهادهای بین‌المللی، بدون اقدامات عملی و تعهدات صریح ممکن نخواهد بود. این فاصله تاریخی، همان «فاصله خطرناک» گرامشی است؛ دوره‌ای که هیولاها پدیدار می‌شوند، نظم قدیم فرو می‌پاشد و تنها از طریق اراده جمعی، بازسازی نهادها و اجرای واقعی قوانین بین‌المللی می‌توان جهان نو را شکل داد. بدون چنین بازسازی، بی‌ثباتی، درگیری و آشفتگی، ویژگی غالب سیاست جهانی باقی خواهد ماند و نسل‌های آینده باید پیامدهای آن را تحمل کنند.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ