کتاب فردوسی را با نگرانی منتشر کردیم/ سرکوب تخیل کودک در نظام آموزشی!
اقتصاد ایران: یک نویسنده و پژوهشگر با انتقاد از نقش نظام آموزشی در از بین بردن قدرت تخیل کودکان گفت: نظام آموزشی ما بهجای پرورش این توانایی، آن را سرکوب میکند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: حمید عبدالهیان نویسنده، پژوهشگر ادبی و استاد دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی است که به خاطر آثارش در زمینه داستانهای کودکان، نوجوانان و پژوهشهای ادبی شناخته میشود. او متولد ۱۳۵۰ شمسی است و تحصیلات خود را در دانشگاههای فردوسی مشهد، شهید بهشتی و تربیت مدرس در رشته ادبیات فارسی گذرانده و از پایاننامه دکترای خود در سال ۱۳۷۸ در ادبیات معاصر فارسی دفاع کرده است. عبدالهیان سالها در دانشگاههای ایران از جمله دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه اراک و دانشگاه خوارزمی تدریس کرده و اکنون به عنوان پژوهشگر ادبی فعال است. او بر ادبیات معاصر فارسی تمرکز دارد و در زمینه داستاننویسی برای کودکان و نوجوانان جوایز متعدد برده است. درباره مجموعه کتابهای طنزآمیزش برای کودکان و نوجوانان با او به گفتگو نشستیم، که بخش اول آن را میخوانید:
با توجه به مجموعههای متنوعی که نوشتهاید از «مشاهیر خندان» گرفته تا «سرکارگزاران»، «کار عجیبکنان»، «خوشمزههای تاریخ ایران»، «کیکا هپروتی» و «ما نباشیم خوبه؟» ایده شکلگیری هر یک از این مجموعهها از کجا آغاز شد؟
اگر بخواهم ریشه همه این مجموعهها را بگویم، باید به «نیاز» اشاره کنم؛ نیاز جامعه. من عضو هیئتعلمی دانشگاه بودم، تخصصم ادبیات معاصر و شاهنامه است و تا حدود چهلسالگی اساساً در حوزه ادبیات کودک و نوجوان فعالیتی نداشتم. اما مثل بسیاری از نویسندگان دیگر، زمانی که فرزندم به سن مدرسه و کتاب رسید، این نیاز برایم جدی شد. خوب بچهها از پدر و مادرشان کتاب میخواهند و وقتی والدین میبینند کتاب مناسب و باکیفیت کم است، ناچار خودشان دست به قلم میشوند. این تجربهای است که مثلاً آقای فرهاد حسنزاده هم داشتهاند. ایشان هم برای فرزندان خودشان دنبال کتاب مناسب بودند و وقتی پیدا نکردند، نوشتن را آغاز کردند و امروز از بهترین نویسندگان کودک و نوجوان ایران و حتی جهان محسوب میشوند.

پس احتیاج موجب اختراع و در اینجا تألیف شد!
متأسفانه در شرایط فعلی، فضای نشر به گونهای است که آثار ترجمهشده بهراحتی در دسترس قرار دارند و فرایند چاپ کتابهای ترجمه برای بسیاری از ناشران به کاری ساده و رایج تبدیل شده است. حتی برای این آثار، بازار و مخاطب مشخصی نیز وجود دارد؛ بهطوریکه در مدتزمان کوتاهی منتشر میشوند و معمولاً فروش مناسبی هم دارند. در مقابل، میزان تولید آثار تألیفی بهشدت کاهش یافته است. بر اساس آماری که مشاهده میشود و شما نیز بهعنوان فردی فعال در حوزه کتاب بهخوبی بر آن واقف هستید حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد کتابهای کودک و نوجوان ما ترجمه هستند و تنها حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد به آثار تألیفی اختصاص دارند. پس سهم ما ر تولید جهانی چه میشود؟ پس آثار کودک و نوجوان با رنگ و بوی ایرانی چه میشود؟
ما نیز با همین دغدغه، تصمیم گرفتیم بهجای ادامه این روند، وارد حوزه تألیف شویم. آغاز این مسیر با مجموعهای بود که اکنون با عنوان «مشاهیر خندان» در خدمت شماست. این کار در ابتدا کاملاً اتفاقی شکل گرفت، اما پس از انتشار جلد مربوط به ابوعلیسینا و کسب جایزه، فروش مناسب و استقبال مخاطبان، ادامه این مسیر برای ما جدیتر شد. پس از آن، جلدهای فردوسی، ابوریحان بیرونی، رازی و فارابی منتشر شد.
یکی از ویژگیهای شیوه کاری من این است که معمولاً همزمان روی چند پروژه فعالیت میکنم و یک اثر را بهصورت پیوسته و متمرکز به پایان نمیبرم؛ بلکه برای جلوگیری از یکنواختی و خستگی، میان پروژههای مختلف جابهجا میشوم. پس از انتشار مجموعه «مشاهیر خندان» و بازخوردهایی که دریافت کردیم، به این جمعبندی رسیدیم که کودکان بهشدت به چنین آثاری نیاز دارند و این مسیر باید با جدیت بیشتری ادامه پیدا کند.
یکی از ویژگیهای پررنگ آثار شما استفاده از طنز است. چرا طنز را برای این حوزه انتخاب کردید؟
طنز هم یکی از نیازهای جامعه بود. بچهها کتابهای طنز را خیلی دوست دارند. پیش از این، تجربهای در زمینه نوشتن آثار طنز نداشتم و کتاب طنزی منتشر نکرده بودم، اما با توجه به این علاقه، تصمیم گرفتم وارد این حوزه شوم و بهنوعی طنزنویسی را آغاز کنم. البته طنزنویسی در کشور ما کاری بسیار ظریف، حساس و دشوار است و میتوان آن را حرکت بر لبه تیغ دانست. این حساسیت بهویژه در مورد کتاب «فردوسی» برای من بسیار پررنگ بود و دغدغههای زیادی داشتم؛ چرا که فردوسی شخصیتی بسیار کاریزماتیک است و کوچکترین برداشت از بیاحترامی به او میتواند واکنشهای شدید، از سوی استادان دانشگاه تا عموم مردم، به دنبال داشته باشد. شوخی کردن با فردوسی بسیار سخت است!

به همین دلیل، در نگارش این کتاب تلاش کردم هرگز با خود فردوسی شوخی نکنم، بلکه طنز را به سمت حواشی زندگی او، مخالفانش و برخی شخصیتهای فرعی شاهنامه هدایت کنم. حتی در نسخه اولیه قبل از چاپ، در مواردی که با شخصیتهایی مثل رستم شوخی شده بود، بازخوردهایی دریافت کردیم که این بخشها مناسب نیست. پیش از انتشار، نسخه اولیه کتاب را در اختیار چند نفر از علاقهمندان و طرفداران جدی فردوسی قرار دادم تا نظرشان را جویا شوم. پس از مطالعه، چند نکته اصلاحی مطرح کردند که اعمال شد و بعد کتاب در اختیار کودکان قرار گرفت. بازخورد کودکان مثبت بود و در نهایت، با نگرانی و احتیاط فراوان، کتاب فردوسی منتشر شد. این تجربه به من کمک کرد تا بهتدریج درک بهتری از مرزهایی که امکان دریافت مجوز دارند، سلیقه کودکان و همچنین نوع طنزی که خانوادهها میپذیرند، به دست آورم.
شما خانوادهها را هم در نظر داشتید؟
یکی از دشوارترین جنبههای ادبیات کودک و نوجوان این است که نویسنده ناگزیر باید خانوادهها را نیز در نظر بگیرد؛ اثری تولید کند که هم برای کودک جذاب و مفید باشد و هم مورد پذیرش والدین قرار گیرد. والدینی که کتاب را ورق میزنند و نسبت به هرگونه بیاحترامی یا توهین حساسیت بالایی دارند. به همین دلیل، تعداد نویسندگان طنز در حوزه ادبیات کودک و نوجوان بسیار محدود است و به چند نفر بیشتر نمیرسد. بسیاری از نویسندگانی که وارد این حوزه شدهاند، طنز را با نوعی لودگی آمیختهاند که این امر گاه از چارچوبهای اخلاقی فاصله میگیرد.
زبان طنز باعث شد بچهها کتابهایی را بخوانند که در حالت عادی شاید هرگز سراغشان نمیرفتند. زندگینامه ابوعلیسینا یا ابوریحان بیرونی و بقیه مشاهیر اگر خشک و رسمی نوشته شود، برای کودک جذاب نیست، اما وقتی طنز وارد میشود، بچهها میخندند، میخوانند و یاد میگیرند.
در آثار شما، مسئله «هویت ایرانی» بسیار پررنگ است. این دغدغه از کجا میآید؟
بهطور کلی، تمامی آثار من در حوزه «هویت» تعریف میشوند و مسئله هویت، دغدغه اصلی من است؛ بهویژه در سالهای اخیر به دلیل شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه، شاهد آن هستیم که بعضی از خانوادهها ناخودآگاه فرزندان خود را به سمت فاصله گرفتن از ایران سوق میدهند؛ تا جایی که گاه بیعلاقگی یا حتی نارضایتی نسبت به کشور در فضای خانوادگی دیده میشود. این مسئله برای من بسیار نگرانکننده بود و از همینجا به این نتیجه رسیدم که باید اقدامی انجام دهم تا کودکان، پیش از هر چیز، ایران را دوست بدارند. اما دوست داشتن، بدون شناخت امکانپذیر نیست؛ بنابراین نخستین گام، آگاهیبخشی است.
ما ایرانیانِ معاصر، تا حدی شبیه کودکانی هستیم که سنگی قیمتی در اختیار دارند، اما ارزش آن را نمیشناسند. در نتیجه، ممکن است آن را در برابر یک شکلات یا امتیازی زودگذر از دست بدهند. ایران امروز نیز با چنین وضعیتی روبهروست. بدون نگاه اغراقآمیز یا تعصبآلود، کشور ما از آبوهوای مطلوب، تنوع زیستمحیطی گسترده، منابع طبیعی ارزشمند، موقعیت جغرافیایی ممتاز و پیشینهای غنی در تاریخ، ادبیات، هنر و فرهنگ برخوردار است؛ ویژگیهایی که بسیاری از کشورها آرزوی داشتن یکی آنها را دارند. افزون بر این، ایران سرزمین مشاهیر بزرگی است که جایگاه آنها در سطح جهانی محل بحث و افتخار است، اما متأسفانه کودکان ما شناخت چندانی از هیچکدام از این سرمایهها ندارند.
همین ناآگاهی موجب میشود که برخی کودکان و نوجوانان با نوعی دلزدگی یا بیمیلی نسبت به کشور، محیطزیست و حتی داشتههای فرهنگی خود برخورد کنند. رسالت اصلی من این است که ابتدا کودکان را آگاه کنم و سپس در دل آنها عشق ایجاد کنم؛ عشقی به کشورشان، به ادبیات، هنر و فرهنگشان. اگر کودکان ما اسحاق نیوتن، آلبرت انیشتین، ایلان ماسک یا استیو جابز را میشناسند، باید بدانند که ما نیز روزگاری رازی، فارابی، ابوریحان، مولانا و بسیاری اندیشمندان و هنرمندانی داشتهایم که نام و اندیشهشان در جهان محل توجه و رقابت است.

جالب آنکه برخی کشورها با تکیه بر شخصیتهایی بهمراتب کماثرتر، هویت فرهنگی خود را ساختهاند. برای مثال، پاکستان بخش عمدهای از هویت فرهنگی خود را بر پایه اقبال لاهوری بنا کرده و بهطور مستمر همایشها و برنامههای علمی و فرهنگی متعددی درباره او برگزار میکند. یا کشورهایی مانند ازبکستان و ترکمنستان، با تمرکز بر چند چهره ادبی مشخص، توانستهاند سرمایه فرهنگی خود را برجسته کنند. ترکیه هم با محور قرار دادن مولانا، بهرهبرداری گستردهای از این میراث فرهنگی کرده است. در حالی که متأسفانه در کشور ما، آنگونه که شایسته است، از این ظرفیت عظیم فرهنگی و تاریخی استفاده نمیشود.
سی سال است در دانشگاه به تدریس مشغولم و در این مدت با بزرگسالان، خانوادهها و بهویژه پدر و مادرها ارتباط مستقیم داشتهام. صادقانه بگویم، در این حوزه تا حد زیادی به این نتیجه رسیدهایم که ایجاد تغییر اساسی در نگرش بزرگسالان بسیار دشوار است؛ چراکه آنها با مسائل و مشکلات متعدد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی درگیر هستند و عملاً امکان تأثیرگذاری عمیق بر نگرششان محدود است. اما در مقابل، کودکان ظرفیت بالایی برای تأثیرپذیری دارند و میتوان از طریق آموزش صحیح، نقش مؤثری در شکلگیری نگاه و هویت آنها ایفا کرد. بر همین اساس، مسیر کاری خود را بر تمرکز بر کودکان بنا کردیم.
درباره دیگر مجموعهها، مانند خوشمزههای تاریخ ایران و کار عجیبکنان هم توضیح میدهید؟
نخستین مجموعهای که نوشتم مجموعه «مشاهیر خندان» بود و پس از آن، مجموعه «خوشمزههای تاریخ ایران» شکل گرفت. در این مجموعه، همکاری ارزشمندی با آقای دکتر عبدالله متولی، استاد تمام رشته تاریخ در دانشگاه اراک، داشتیم. این همکاری از گفتوگوهای غیررسمی و حتی در حین فعالیتهای ورزشی آغاز شد و بهتدریج به این ایده رسیدیم که تاریخ را به زبانی جذاب، ساده و دوستداشتنی برای کودکان روایت کنیم. در این فرایند، دکتر متولی اطلاعات و دادههای خام تاریخی را در اختیار من قرار دادند و من آنها را متناسب با زبان کودکانه، همراه با طنز و روایتهای بامزه، بازنویسی کردم.
مجموعه «خوشمزههای تاریخ ایران» قرار است در مجموع در ۱۳ جلد منتشر شود که تاکنون پنج جلد از آن به چاپ رسیده است. این مجموعه به بررسی دورههای مختلف تاریخی ایران میپردازد؛ از جمله هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان ۳ جلد اول خواهند بود که هنوز آماده نشدهاند. سپس به دورههای پس از اسلام میرسیم مانند صفاریان (با محوریت یعقوب لیث)، سامانیان (با محوریت نصر)، غزنویان (با محوریت محمود)، سلجوقیان (با محوریت ملکشاه)، دوره شاهعباس صفوی (با محوریت شاه عباس)، این جلدها منتشر شده است. جلدهای مغولان و تیموریان هنوز آماده نشده. پس از آن نیز دورههای صفویه، افشاریه، زندیه، قاجار و در صورت فراهم شدن شرایط، دوره پهلوی ممکن است کار کنیم.

هدف این مجموعه آن است که تاریخ ایران برای کودکان به زبانی بسیار ساده و قابل فهم روایت شود. هر جلد به معرفی یک سلسله پادشاهی و مهمترین پادشاه آن دوره میپردازد تا کودکان بتوانند تصویری کلی و منسجم از تاریخ کشور خود به دست آورند. این موضوع یکی از نیازهای جدی جامعه ماست. از ویژگیهای مثبت این آثار آن است که علاوه بر جذابیت و خواندنی بودن برای کودکان، برای بزرگسالان نیز قابل استفاده است؛ چراکه در عمل، ادبیات کودک و نوجوان به نام کودکان است، اما به کام بزرگسالان!
از بزرگسالان بازخوردی داشتهاید؟
بله. بسیاری از مخاطبان، کتابهای من را نهتنها برای فرزندانشان، بلکه برای استفاده شخصی تهیه کردهاند و بارها عنوان کردهاند که هم خودشان از خواندن این آثار لذت میبرند و هم فرزندشان. خوشبختانه خانوادهها استقبال گستردهای از این کتابها داشتهاند.
مجموعه کی کا هپروتی چطور شکل گرفت؟
پس از آن تجربهها، به یکی دیگر از نیازهای جامعه در حوزه تعلیم و تربیت توجه کردیم؛ کودکان از قدرت تخیل بسیار بالایی برخوردارند. اگر به کودکان پیشدبستانی و دبستانی در اطراف خود نگاه کنیم، بهوضوح میبینیم که تخیل آنها بسیار فعال و پویاست. اما متأسفانه نظام آموزشی ما بهتدریج این قدرت تخیل را از کودکان میگیرد. من بهعنوان کسی که حدود سی سال در دانشگاه تدریس کردهام، بهروشنی میبینم که دانشجویان هنگام ورود به دانشگاه، بخش زیادی از قوه تخیل خود را از دست دادهاند؛ در حالی که همین افراد در دوران کودکی سرشار از تخیل بودهاند. به نظر من، مهمترین عنصر رشد فکری و خلاقیت، همین تخیل است.
نام انتشارات ما نیز «خیالانگیز» انتخاب شده و این انتخاب اتفاقی نبوده است. ما به این باور رسیدهایم که قوه خیال، منشأ خلاقیت، اختراع، حل مسئله و پیشرفت در همه حوزههاست. بسیاری از مسائل را میتوان با نیروی تخیل پیش برد. اما نظام آموزشی ما بهجای پرورش این توانایی، آن را سرکوب میکند. امروز با نسلی روبهرو هستیم که مرز میان خیال و واقعیت برایش کمرنگ شده است. گاهی این موضوع را حتی در قالب داستانپردازیها و دروغهای بسیار باورپذیر کودکان میبینیم؛ آنقدر ماهرانه و با جزئیات روایت میکنند که همه را قانع میکنند. ما با نسلی مواجهیم که چنان در خیال غوطهور است که مرز خیال و واقعیت را نمیشناسد. این مسئله نشان میدهد که قدرت خیال آنها بسیار بالاست، اما بهدرستی هدایت نمیشود.

بر همین اساس، شخصیت «کیکا هپروتی» شکل گرفت. جلد اول این مجموعه رمان با عنوان «کیکا هپروتی در مدرسه» منتشر شد و در واقع، نقدی غیرمستقیم به نظام آموزشی کشور است؛ نظامی که از کودکان میخواهد خیالپردازیهای خود را کنار بگذارند. کی کا هپروتی کودکی بسیار باهوش و خلاق است که با تخیل خود، فضای مدرسه را به چالش میکشد و اتفاقات غیرمنتظرهای رقم میزند.
این مجموعه چند جلدی است؟
این مجموعه قرار است دستکم در پنج جلد منتشر شود. تصمیم داریم یکی از جلدها را به داستانی ترسناک اختصاص دهیم، کودکان علاقه زیادی به داستانهای ترسناک دارند و بارها این درخواست را مطرح کردهاند. از طریق داستانهای ترسناک میتوان بسیاری از مفاهیم و مسائل را به شکلی مؤثر بیان کرد؛ همانگونه که برخی نویسندگان توانستهاند از این قالب برای روایت تاریخ یا مسائل اجتماعی استفاده کنند. یکی دیگر از جلدها نیز به موضوع کارهای خیریه اختصاص خواهد داشت.
کیکا هپروتی، کودکی خیالپرداز است که با قدرت تخیل خود، بزرگترها را به چالش میکشد و موقعیتهای جذاب، پرحادثه و تأملبرانگیزی خلق میکند. این مجموعه به تفاوت نسلها، روابط میان کودکان و بزرگسالان، دغدغههای تربیتی خانوادهها و مسائل اجتماعی میپردازد. تاکنون این کتاب سه نوبت به چاپ رسیده و با استقبال بسیار خوبی از سوی مخاطبان روبهرو شده است.
این گفتگو ادامه دارد...
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه