داستان سیدحسن نصرالله‌ -72|راهبرد «وطن نهایی» امام موسی صدر درعرصه عمل

اقتصاد ایران: در این قسمت، ابعاد و حواشی نوع نگرش امام موسی صدر در «وطن‌دوستی» را واکاوی می‌کنیم.

بین الملل

خبرگزاری تسنیم طی سلسله‌یادداشت‌هایی به بازخوانی فراز و نشیب زندگی رهبران مقاومت اسلامی لبنان می‌پردازد. در همین راستا بازخوانی حیات سیدحسن نصرالله رهبر شهید و اسطوره‌ای حزب‌الله لبنان و نقش وی در بالندگی محور مقاومت با عنوان «زندگی و زمانه سیدحسن نصرالله» در قالب مجموعه مقالاتی منتشر خواهد شد و اکنون قسمت هفتاد و دوم آن پیش روی شماست.

تاکنون چهار فصل در مورد شرایط زندگی شهید سیدحسن نصرالله منتشر شده است. فصل نخست به «دوران کودکی و نوجوانی» ایشان اختصاص داشت. علیرغم اهمیت موضوع، ما این از این فصل به سرعت عبور کردیم تا به بحث‌های بعدی بپردازیم. فصل دوم، «ریشه‌یابی علل شکل‌گیری جنگ داخلی لبنان» بود. هدف ما در این فصل چنین بود که ثابت کنیم اولاً جنگ لبنان پدیده‌ای خلع الساعه نبود و ثانیاً باید ریشه‌های شکل‌گیری آن را شناخت؛ زیرا این جنگ هم در روند تاریخی تجارب ملت لبنان نقش داشت و هم به صورت مستقیم باعث شکل‌گیری «مقاومت اسلامی لبنان» شد. ضمن این‌که حیات و سرنوشت سیدحسن نصرالله را نیز به صورت مستقیم تغییر داد. فصل سوم، «مرور مهم‌ترین رویدادهای تاریخی تا وقوع جنگ داخلی لبنان» بود. در فصل سوم، به جای تمرکز بر ریشه‌ها، به صورت خاص خود وقایع تاریخی منجر به شروع جنگ داخلی را مورد توجه قرار دادیم. فصل سوم را با ماجرای مهاجرت (معکوس) خانواده سیدحسن نصرالله به خاستگاه خانوادگی خود در حومه شهر «صور» خاتمه دادیم.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله لبنان , سید حسن نصرالله , لبنان , داستان سیدحسن نصرالله ,
امام موسی صدر (در دوران جوانی) در کنار علامه سید عبدالحسین شرف الدین در بیروت
امام موسی صدر از خویشاوندان علامه سید عبدالحسین شرف‌الدین بود و طبق وصیت ایشان، بعد از فوت علامه به لبنان آمد تا زعامت شیعیان را عهده‌دار شود

از قسمت سی و سوم وارد فصل چهارم شدیم که به «ورود سوریه به جنگ داخلی لبنان» اختصاص یافت. در بخش‌های ابتدایی فصل چهارم، طی چند قسمت، فضای بیروت و جنگ داخلی لبنان بعد از بازگشت خانواده سیدحسن نصرالله به جنوب را مرور کردیم. این موارد، به صورت مستقیم در زندگی سیدحسن نصرالله نقش نداشت؛ اما در شکل‌گیری و بالندگی روح مقاومت در جامعه لبنان قطعا اثرگذار بوده است. در ادامه فصل چهارم بحث «ورود نظامی مستقیم سوریه به لبنان» مورد واکاوی قرار گرفت؛ رویدادی که بی‌تردید یکی از عوامل مؤثر در شکل‌گیری مقاومت اسلامی لبنان بود. در همان بستر، به رقابت استراتژیک سوریه و رژیم صهیونیستی در خاک لبنان، تأسیس میلیشیای «قوات» به‌عنوان بزرگ‌ترین نیروی نیابتی اسرائیل و بالاخره پوست‌اندازی ساختار سیاسی‌ـ‌نظامی لبنان در دوگانه «الیاس–بشیر» پرداختیم. در پایان این فصل به نقطه عطف مهم تصادم این سه روند یعنی رویارویی مستقیم ارتش سوریه با قوات پرداختیم؛ ماجرایی که به «جنگ صد روزه» مشهور شده است.

اما اگر تاریخ را در آن دوره ورق بزنیم، خارج از فضای سه قطبی داخلی «جناح چپ» (جبهه وطنیه) و «جناح راست افراطی» (جبهه لبنانیه) و «جناح راست میانه» (مدرسه شهابی) و سه‌گانه خارجی «سازمان آزادیبخش فلسطین»، «رژیم صهیونیستی» و «حکومت بعث سوریه»، جامعه لبنان دارای یک ضلع بسیار مهم دیگر بود: «شیعیان»

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله لبنان , سید حسن نصرالله , لبنان , داستان سیدحسن نصرالله ,

علامه سید عبدالحسین شرف الدین در کنار تنی چند از علمای نجف در حاشیه سفر زیارتی به عراق

«شیعیان لبنان» از قدیمی‌ترین طوایف سرزمین لبنان‌اند و بومیان این منطقه محسوب می‌شوند، از طرف دیگر، از نظر جمعیتی نیز بزرگ‌ترین یا دست‌کم یکی از بزرگ‌ترین طوایف لبنان به حساب می‌آمدند (می‌آیند)، با این حال، در هیچ‌یک از سه دسته داخلی فوق‌الذکر نمی‌گنجیدند! طایفه شیعه، گرچه از نظر جمعیتی، طی تاریخ جبل‌عامل و جغرافیای فعلی کشور لبنان یک طایفه بسیار بزرگ به حساب می‌آمد؛ اما تا دهه شصت میلادی فاقد «تشخص» بالایی بود، اما در این دوره، کسی به میدان آمد که به شیعه تشخص بخشید و آن را به یکی از بزرگ‌ترین بازیگران عرصه سیاست و اجتماع لبنان تبدیل کرد، او کسی نبود جز «امام موسی صدر». ما در فصل پنجم این سلسله‌یادداشت به بررسی سیر رشد شیعیان در جامعه لبنان تا زمان تأسیس «حزب‌الله» می‌پردازیم.

وطن نهایی؛ گونه‌ای از «ناسیونالیسم انتقادی»

در قسمت شصت و هشتم این سلسله‌یادداشت با عنوان «رویکرد امام موسی صدر به جنگ داخلی لبنان» به تشریح رویکرد و موضع امام موسی صدر نسبت به جنگ داخلی لبنان پرداختیم و آن را در سه بعد «فتنه برای لبنان»، «دام برای شیعیان» و «تن دادن به قواعد جنگ به مثابه امر واقع شده» تبیین کردیم. همان‌گونه که در قسمت شصت و نهم این سلسله‌یادداشت با عنوان «چرا صدر،جنگ داخلی لبنان را «فتنه» می‌خواند؟» تشریح شد، دال محوری ایده «جنگ به مثابه فتنه»، مسأله فروپاشی کشور لبنان بود و برابر آن، رهبر شیعیان لبنان گونه‌ای از میهن‌دوستی را ارائه داد که «الوطن النهائی» خوانده شد.

در قسمت هفتادم این سلسله‌یادداشت با عنوان «وطن نهایی؛ نظریه طلایی صدر برای نجات لبنان» به تشریح این نظریه (الوطن النهائی) پرداختیم و نشان دادیم که چگونه این نظریه توانست به منزله یک نخ تسبیح اجزاء (دانه‌های) مختلف لبنان را به یکدیگر متصل کرده و مانع فروپاشی کشور لبنان شود. با تبیینی که در آن یادداشت صورت گرفت، نظریه وطن نهایی را می‌توان به نوعی در زمره یکی از قرائت‌های ناسیونالیستی لبنان ارائه داد. لذا در قسمت گذشته با عنوان «مصاف امام موسی صدر با ایدئولوژی‌های افراطی» این اندیشه را با قرائت‌های رقیب در حوزه بحث‌های ناسیونالیستی مقایسه کرده و تبلور عینی آن در فضای جنگی لبنان را نشان دادیم. این مسأله را در این قسمت بیش‌تر واکاوی می‌کنیم.

در اندیشه امام موسی صدر، «لبنان» به مثابه یک «رسالت تمدنی» مطرح می‌شد و در نتیجه از این منظر، قاعده «حب الوطن من الإیمان» که در قالب «میهن‌دوستی» قابل تببین است؛ به عنوان یکی از قرائت‌های ناسیونالیستی برای لبنان مورد واکاوی قرار می‌گیرد. در این خوانش نهایتاً به نوعی «ناسیونالیسم انتقادی» می‌رسیم که وفاداری به دولت را مشروط به عدالت‌خواهی می‌دانست و همزمان استفاده از سلاح را تنها در مقابله با اشغالگر خارجی مجاز می‌شمرد. او در همین مسیر با ابتکارات بدیع خود، هویت شیعی را در چارچوب یک «وطن نهایی» بازتعریف کرد و لبنان را به آزمایشگاهی برای همزیستی ادیان تبدیل نمود.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله لبنان , سید حسن نصرالله , لبنان , داستان سیدحسن نصرالله ,

مدرنیزاسیون هویت شیعی: از «رعیت» به «شهروند مسئول»

طبق قواعد رایج جهانی، یک نیروی ناسیونالیست و ملی‌گرا باید به دنبال تقویت نهادهای ملی باشد. یکی از این نهادهای ملی، بی‌تردید «ارتش» است که وظیفه پاسداری از کیان کشور و حفظ تمامیت ارضی را بر عهده دارد. اما در این میان، امام موسی صدر به سمت تشکیل نیروی نظامی رفت. این مسأله را چگونه باید تحلیل کرد؟

شاید یکی از پیچیده‌ترین فصول زندگی سیاسی امام صدر در لبنان، رابطه او با «سلاح» باشد. ایشان که همواره منادی گفتگو بود و سلاحش را کلامش می‌دانست، چگونه با تأسیس شاخه نظامی «امل» (افواج المقاومه اللبنانیه) کنار آمد؟ منتقدانش او را متهم کردند که او نیز مانند دیگر جنگ‌سالاران، وارد بازی کثیف‌ میلیشیاها شده است. اما واکاوی دقیق رفتار او نشان می‌دهد که منطق‌ صدر در تسلیح، کاملاً متفاوت از دیگران بود.

«آگوستوس ریچارد نورتون»، استاد دانشگاه بوستون و نویسنده کتاب مرجع «امل و شیعیان»، تفکیک ظریفی را در استراتژی صدر شناسایی می‌کند. نورتون می‌نویسد که صدر میان «سلاح برای دفاع» و «سلاح برای تحمیل عقیده» دیواری بلند کشیده بود. صدر معتقد بود در خاورمیانه‌ای که اسرائیل هر لحظه تهدید به حمله می‌کند و دولت مرکزی ناتوان است، نداشتن سلاح به معنای «دعوت دشمن به تجاوز» است. اما نکته کلیدی اینجاست: او کاربرد این سلاح را منحصراً در مرزهای جنوبی و علیه اشغالگر خارجی تعریف کرده بود.

صدر در تبیین این استراتژی، جمله‌ای کلیدی و بسیار عمیق دارد که معادله جنگ و صلح را در اندیشه او تعریف می‌کند. او خطاب به مبارزانی که تصور می‌کردند با جنگیدن در بیروت به آرمان فلسطین کمک می‌کنند، نهیب زد: «صلح داخلی در لبنان، برترین و مؤثرترین نوع جنگ با اسرائیل است.» این عبارت (السلم الأهلی هو أفضل وجوه الحرب مع إسرائیل)، یک انقلاب در ادبیات مقاومت بود. صدر با این جمله اعلام کرد که هر گلوله‌ای که در جنگ داخلی شلیک شود، عملاً هدیه‌ای به اسرائیل است، زیرا جامعه‌ای که از درون پاره‌پاره باشد، توان ایستادگی در برابر دشمن خارجی را نخواهد داشت. او «همزیستی» را نه یک انتخاب اخلاقی، بلکه یک «سلاح استراتژیک» معرفی کرد.

نورتون بر جنبه «نهادسازی» این تفکر تأکید می‌کند و می‌نویسد که تأسیس «مجلس اعلای شیعیان» در سال 1969 تنها یک اقدام اداری نبود، بلکه اعلام رسمی پایان دوران قیمومیت فئودال‌ها و آغاز عصر شهروندی نهادینه بود. نورتون استدلال می‌کند که صدر با این کار شیعیان را از یک «توده بی‌شکل» به یک «جماعت متشکل» (Community) تبدیل کرد که می‌تواند با دولت چانه‌زنی کند.

نورتون نقل می‌کند که صدر همواره تأکید داشت: «ما صدقه نمی‌خواهیم، ما حقوق قانونی خود را می‌خواهیم. دولتی که شهروندانش را نادیده بگیرد مشروعیت خود را از دست می‌دهد، اما راه حل نابودی دولت نیست، بلکه وادار کردن آن به عدالت است.» این منطق زیربنای «ناسیونالیسم انتقادی» صدر بود؛ ناسیونالیسمی که دولت را تقدیس نمی‌کرد اما وجودش را ضروری می‌دانست.«سابرینا ماروین»، مورخ و اسلام‌شناس فرانسوی، در تحقیقات خود به سوگندنامه‌های اولیه اعضای جنبش امل اشاره می‌کند که در آن‌ها صراحتاً ذکر شده بود: «سلاح ما، زینت ماست تا زمانی که به سوی دشمن صهیونیستی باشد؛ اما لحظه‌ای که به سوی هم‌وطن (چه مسیحی و چه مسلمان) نشانه رود، این سلاح نجس و حرام است.» این یک موضع‌گیری اخلاقی صرف نبود، بلکه یک دکترین سیاسی بود.

در سال 1976، زمانی که نیروهای «جنبش ملی» (ائتلاف چپ‌ها و فلسطینی‌ها) در حال پیشروی به سوی مناطق مسیحی‌نشین و سقوط احتمالی کاخ ریاست‌جمهوری بودند، صدر دست به اقدامی زد که همه را شوکه کرد. او به جای پیوستن به موج پیروزی متحدانش، مخالفت کرد و گفت: «سقوط دولت و تحقیر مسیحیان، پیروزی نیست؛ بلکه آغاز‌ تجزیه لبنان است.»

دفاع از «دولت» در عصر‌ بی‌دولتی

یکی دیگر از ارکان‌ اندیشه وطن‌دوستی صدر، وفاداری عجیب و سرسختانه‌ی او به نهاد «دولت» (State) و «ارتش ملی» بود، آن هم در زمانی که دولت عملاً فروپاشیده بود و ارتش، متهم به جانبداری فرقه‌ای بود. از سویی مارونی‌ها ارتش را به جانبداری از راست افراطی کشانده بود که ماجرای آن را به تفصیل در فصل دوم و خصوصاً قسمت سیزدهم با عنوان «تشییع جنازه جنجالی؛ مقدمه جنگ داخلی» شرح دادیم و از سوی دیگر چپ‌ها ارتش را ابزار دست مارونی‌ها می‌دانستند و خواهان انحلال آن بودند. اما صدر با وجود تمام انتقاداتی که به تبعیض‌های ساختاری داشت، انحلال ارتش را «خودکشی ملی» می‌نامید.

صدر در مواجهه با طرح‌های تجزیه‌طلبانه که زمزمه‌های آن تحت عنوان «فدرالیسم فرقه‌ای» یا «تقسیم لبنان» شنیده می‌شد، موضعی رادیکال و سازش‌ناپذیر اتخاذ کرد. او هشدار می‌دهد که «همزیستی اسلامی-مسیحی ثروتی است که باید به آن چنگ زد.» (التعایش الاسلامی المسیحی ثروة یجب التمسک بها) و در جای دیگر تصریح می‌کند: «هر کس به سمت تجزیه برود، در واقع اسرائیلی است.»

صدر بارها تکرار می‌کرد: «ما دولت را می‌خواهیم، اما دولتی عادل؛ ارتش را می‌خواهیم، اما ارتشی که از همه دفاع کند.» او در اوج جنگ، زمانی که پادگان‌ها غارت می‌شد، دستور داد که نیروهای امل از پادگان‌های ارتش در مناطق شیعه‌نشین محافظت کنند، اما حق ندارند وارد آن‌ها شوند یا سلاح‌های سنگین را مصادره کنند. این سطح از انضباط و وفاداری به ساختارهای ملی، در آن فضای آنارشیک، بی‌نظیر بود. او به دنبال آن بود که دولت را مجبور کند تا مسئولیت‌هایش را بپذیرد، نه اینکه جایگزین‌ دولت شود.

لبنان به مثابه یک «رسالت تمدنی»

چرا موسی صدر تا این حد بر حفظ یکپارچگی‌ سرزمینی اصرار داشت که ساکنانش به خون هم تشنه بودند؟ پاسخ در نگاه‌ تمدنی‌ او به لبنان نهفته است. او لبنان را نه فقط یک کشور، بلکه یک «لابراتوار‌ گفتگوی ادیان» می‌دید.

«ژوزف ال‌آقا»، پژوهشگر برجسته علوم سیاسی، در تحلیل ناسیونالیسم صدر از اصطلاح «ناسیونالیسم‌ الهیاتی» استفاده می‌کند. به باور ال‌آقا، صدر معتقد بود که جهان‌ آینده، جهان‌ تکثر و همزیستی است و اگر تجربه لبنان (به عنوان تنها کشوری که مسیحیان و مسلمانان در قدرت شریک‌اند) شکست بخورد، این به معنای شکست‌ امکان‌ همزیستی‌ ادیان ابراهیمی در کل جهان خواهد بود.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله لبنان , سید حسن نصرالله , لبنان , داستان سیدحسن نصرالله ,

صدر این آرمان‌شهر‌ عینی را با کلامی شاعرانه و در عین حال مانیفست‌گونه توصیف می‌کند. او در یکی از مصاحبه‌های مطبوعاتی خود در بحبوحه جنگ، تصویری از جامعه مطلوبش ارائه داد که هنوز هم بدیع است: «ما لبنانی می‌خواهیم که در آن مسلمان جز با شادی‌ مسیحی، احساس شادی نکند و مسیحی جز با آرامش‌ مسلمان، احساس آرامش نکند.» این جمله، اوج‌ قله‌ی ناسیونالیسم‌ صدر است؛ جایی که «دیگری» نه یک تهدید یا رقیب، بلکه شرط‌ لازم برای سعادت‌ «خود» تعریف می‌شود. او وطن را شبکه‌ای از عواطف‌ متقابل می‌دید، نه صرفاً مجموعه‌ای از حقوق‌ قانونی.

صدر در سخنرانی معروفش در کلیسای کبوشیین – که خود‌ این حضور یک تابوشکنی‌ بزرگ بود – جمله‌ای گفت که مانیفست‌ وطن‌دوستی‌ اوست: «ادیان یکی بودند، زیرا مبدأ آن‌ها یکی است… اما منافع، آن‌ها را از هم جدا کرد.» او با این سخن، دین را از عامل تفرقه به عامل وحدت تبدیل کرد. او استدلال می‌کرد که دفاع از مسیحیان‌ لبنان، وظیفه‌ی شرعی‌ مسلمانان است، زیرا حضور مسیحیان، به لبنان «غنای فرهنگی» می‌بخشد و آن را از یک کشور‌ عربی‌ معمولی متمایز می‌کند.

این دیدگاه، دقیقاً نقطه مقابل‌ دیدگاه‌های «همسان‌گرا» (Assimilationist) بود که می‌خواستند همه را یک‌شکل کنند. صدر «وحدت در کثرت» را می‌خواست. او وطن‌دوستی را در احترام به تفاوت‌ها می‌دید، نه در حذف آن‌ها. برای او، لبنان‌ بدون مسیحی، دیگر لبنان نبود؛ بلکه صرفاً یک استان‌ دیگر در جهان اسلام بود و این برای صدر، ارزشی نداشت.

جمع‌بندی

امام موسی صدر با ارائه قرائتی نو از هویت شیعی، مرزهای سنتی «رعیت» و «فرقه» را درنوردید و گفتمان «شهروندی مسئول» را جایگزین آن کرد. در این نگاه، شیعه نه موضوعی برای حمایت‌های قبیله‌ای، که شهروندی دارای حقوق و تکالیف در قبال دولت ملی تعریف شد. این تحول، بنیادی‌ترین دستاورد صدر بود که شیعیان را از حاشیه به مرکز معادلات سیاسی لبنان کشاند و آنان را از وضعیت انفعال تاریخی به موقعیت کنشگری فعال ارتقا داد.

استراتژی تسلیحاتی صدر نیز نه بر مبنای میل به جنگ داخلی، که بر پایه محاسبه‌ای استراتژیک برای دفاع از تمامیت ارضی در برابر تهدید خارجی استوار بود. او با تفکیک دقیق «جنگ داخلی» از «مقاومت در برابر اشغال»، سلاح را به ابزاری برای تضمین امنیت جمعی تبدیل کرد و همزمان، صلح داخلی را مؤثرترین سلاح در برابر دشمن مشترک خواند. این نگاه دووجهی، هم از فروپاشی کامل دولت جلوگیری کرد و هم جامعه شیعه را به بازیگری قدرتمند در عرصه ملی مبدل ساخت.

وفاداری صدر به نهاد دولت، حتی در اوج بی‌ثباتی، نشان دهنده تعهد او به اصل «حاکمیت قانون» بود. او با محافظت از پادگان‌های ارتش و مخالفت با طرح‌های تجزیه‌طلبانه، عملاً نشان داد که نقد دولت به معنای نفی آن نیست، بلکه تلاشی است برای وادار کردن آن به ایفای نقش واقعی‌اش به عنوان ضامن حقوق تمام شهروندان. این موضع، الگویی از «مخالفت سازنده» ارائه داد که در تاریخ معاصر لبنان کم‌نظیر است.

رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله لبنان , سید حسن نصرالله , لبنان , داستان سیدحسن نصرالله ,

نگاه تمدنی صدر به لبنان، فراسوی منافع فرقه‌ای، آرمانی جهانی را نشانه می‌رفت. او لبنان را «آزمایشگاه همزیستی ادیان» می‌دانست و شکست این تجربه را برابر با شکست امکان گفت‌وگوی تمدن‌ها قلمداد می‌کرد. تأکید او بر غنای فرهنگی ناشی از تنوع مذهبی و تعریف شادی هر گروه در گرو آرامش گروه دیگر، وطن‌دوستی را به عاطفه‌ای متقابل و مسئولیت‌پذیر ارتقا داد.

 

سرانجام، میراث فکری موسی صدر را می‌توان در تلاش او برای برقراری «توازن دشوار» میان پایبندی به هویت اسلامی، تعهد به ملیت لبنانی و مسئولیت‌پذیری در قبال جامعهٔ جهانی خلاصه کرد. او نشان داد که می‌توان هم مؤمن بود و هم شهروند؛ هم منتقد دولت بود و هم مدافع آن؛ هم مسلح بود و هم صلح‌طلب. این پیچیدگی آگاهانه، نه ضعف که نقطه قوت پروژه او بود و چراغ‌راهی برای لبنان و هر جامعه چندفرهنگی درگیر بحران هویت باقی گذاشت.

انتهای پیام/

 

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ