همافزایی راهبردی ایران و چین در صنعت خودرو
اقتصاد ایران: خروج شرکتهای غربی از بازار ایران، بهویژه در صنعت خودرو، فرصتی استثنایی برای شرکتهای چینی فراهم کرد تا این خلأ را پر کنند. این همکاری به سمت تولید بومی و یکپارچهسازی زنجیره تامین با شرکای داخلی تکامل یافته است
به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، قرن بیست و یکم، عرصه تلاقی دو روند کلان جهانی است: از یک سو، انقلاب فناورانه که با گذار به انرژیهای پایدار، بهویژه در صنعت خودروهای برقی (EV)، نمود مییابد؛ و از سوی دیگر، بازآرایی ژئوپلیتیک ناشی از پایان دوره تکقطبی و ظهور رقابت سیستمی میان قدرتهای بزرگ. در این بستر، صنعت جهانی خودروهای برقی نه تنها یک جبهه صرفا فناورانه، بلکه یک میدان نبرد استراتژیک است که در آن سیاستهای صنعتی، کنترل منابع و نفوذ بینالمللی به رقابت گذاشته میشوند.
در حالی که مطالعات آکادمیک بسیاری بر رقابت خودروهای برقی میان چین، اروپا و ایالاتمتحده متمرکز شدهاند، یک محور همکاری حیاتی و استراتژیک که عمدتا دور از نگاه غرب در حال توسعه است، مشارکت رو به تعمیق میان جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران است. این همکاری رو به گسترش در بخش خودروسازی و بهویژه در حوزه خودروهای برقی، عمدتا پیامد مستقیم و منطقی فشارهای ژئواستراتژیک اعمالشده از سوی ایالات متحده بر هر دو کشور است. جنگ تجاری و فناوری میان آمریکا و چین، بهویژه سیاستهای اعمالشده در دولت ترامپ، انگیزه استراتژیک اولیه برای این همکاری را فراهم آورد. این همکاری نه تنها بیانگر مکمل بودن اقتصادی دو کشور است، بلکه یک انتخاب راهبردی در میانه بازیهای پیچیده ژئوپلیتیک محسوب میشود.
این همکاری جزء اصلی استراتژی این کشور برای ایجاد تابآوری در زنجیره تامین و ایجاد مصونیت از تحریمها و تعرفههای آمریکا محسوب میشود. چین با اتکا به بازار عظیم داخلی خود، در حال تبدیل شدن به پیشتاز جهانی در عرصه خودروهای برقی است و فعالانه به دنبال کسب جایگاه رهبری در زنجیره ارزش جهانی این صنعت است. این مشارکت، یک طرح استراتژیک برای چین بهمنظور شکستن محاصره فنی و بازاری غرب و تضمین امنیت زنجیره تامین منابع کلیدی است. این مشارکت، به مثابه یک نمونه کوچک از یک پویایی نوین جهانی عمل میکند که در آن، ملیگرایی فناورانه و الزامات ژئوپلیتیک، اتحادهای غیرسنتی را شکل میدهند که میتوانند چشماندازهای صنعتی جهانی را به طور بنیادین تغییر دهند. این همکاری راهبردی بین ایران و چین در حوزه خودروهای برقی، نه تنها پاسخی به یکجانبهگرایی و هژمونی ایالات متحده است، بلکه راهکاری کلیدی برای موازنه استراتژیک و کسب منافع متقابل برای هر دو کشور محسوب میشود.
این موضوع در قالب چهار بخش به تفصیل توضیح داده خواهد شد که در بخش نخست، بسترهای ژئوپلیتیک را تشریح میکند و نشان میدهد که چگونه جنگ تجاری و فناوری آمریکا و چین، بهویژه سیاستهای اعمالشده در دولت ترامپ، انگیزه استراتژیک برای این همکاری را ایجاد کرده است را بررسی میکنیم و در شمارههای آتی به بررسی سه بخش دیگر خواهیم پرداخت؛
فشارهای ایالات متحده بر چین و ایران؛ کاتالیزور بازآرایی همکاریهای راهبردی
درک تعمیق همکاریهای خودروسازی میان ایران و چین، مستلزم تحلیل دگرگونی ساختاری در روابط ایالات متحده و چین است که از تعامل راهبردی به رقابت آشکار و سیستمی تغییر یافته است. این تغییر، که در دوران دولت ترامپ (۲۰۱۷-۲۰۲۱) آغاز شد و در حال حاضر نیز ادامه یافته است، محاسبات راهبردی پکن را اساسا متحول کرد. ایالاتمتحده، صعود فناورانه چین را تهدیدی مستقیم برای امنیت اقتصادی و ملی بلندمدت خود شناسایی کرده و این امر به یک کارزار چندجانبه مهار منجر شد که در نهایت، ایران و چین را به یک همگرایی اقتصادی و صنعتی سوق میدهد.
ایالات متحده برای مهار چین، از ابزارها و موانع متعددی استفاده کرد:
- تعرفههای تجاری: از سال ۲۰۱۸ تاکنون، دولت ترامپ تعرفههای سنگینی را بر صدها میلیارد دلار کالای چینی وضع کرده است. این تعرفهها، صنایعی را هدف قرار دادند که در قلب سیاست صنعتی «ساخت چین ۲۰۲۵» پکن قرار داشتند، از جمله ماشینآلات پیشرفته، رباتیک و بهویژه قطعات خودرو و باتریهای لیتیوم-یون. هدف این اقدام، تضعیف مزیت هزینه تولید در چین، افزایش هزینه صادرات خودروهای نهایی به بازار آمریکا و اخلال در زنجیرههای پیچیده تامین قطعاتی مانند نیمههادیها، حسگرها و مواد پیشرفته بود. جنگ تعرفهای، ریسک وابستگی زنجیره صنعتی خودروی چین به بازارهای خارجی را برجسته ساخت و خودروسازان چینی را وادار به تسریع راهبرد تنوعبخشی به بازارهای صادراتی خود کرد.
- موانع غیرتعرفهای و محدودیتهای فناوری: ایالات متحده از موانع غیرتعرفهای قویتری نیز استفاده کرد، مانند قرار دادن غولهای فناوری چینی نظیر هواوی در «فهرست نهادها» (Entity List) وزارت بازرگانی آمریکا. این اقدام، اگرچه عمدتا بخش مخابرات را هدف قرار داده بود، اما این پیام را منتقل کرد که هر شرکت چینی فعال در فناوری پیشرفته میتواند مشمول محدودیتها شده و دسترسی آن به نرمافزارها، نیمههادیها و مالکیت فکری با منشأ آمریکایی قطع شود. این امر بهویژه برای بخش خودروهای برقی نگرانکننده بود؛ چراکه «خودروی برقی هوشمند» مدرن بهشدت به اتصال 5G، سیستمهای رانندگی خودران مبتنی بر هوش مصنوعی و پلتفرمهای اطلاعات و سرگرمی پیچیده متکی است. تهدید قطع شدن از ورودیهای فناوری ضروری جهانی، سیاستگزاران و استراتژیستهای شرکتهای چینی را مجبور کرد تا برنامه بلندمدت ایجاد یک اکوسیستم فناورانه خودکفا را تسریع کنند. چین مشتاق است تا یک اکوسیستم جهانی مستقل از هژمونی فناوری آمریکا ایجاد کند که شامل حلقه کاملی از تامین منابع بالادستی، تولید قطعات اصلی، تا تولید خودروی نهایی و کاربردهای بازار باشد.
همزمان با فشار بر چین، دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ بهطور یکجانبه از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) خارج شد و شدیدترین تحریمهای تاریخ را علیه ایران بازگرداند و تشدید کرد. این تحریمها نه تنها نهادهای آمریکایی را از تجارت با ایران منع میکرد، بلکه از طریق «تحریمهای ثانویه»، هر شرکت یا موسسه مالی در جهان را که با ایران معامله میکرد، تهدید میکرد. این اقدام مستقیما به خروج گسترده غولهای خودروسازی اروپایی (مانند گروه پژو-سیتروئن فرانسه (PSA) و رنو) از بازار ایران منجر شد. این خروج، ضربهای مهلک به صنعت خودروسازی ایران وارد کرد و خلأ بزرگ بازاری و شکاف عمیق فنی به وجود آورد که منجر به کاهش شدید تولید خودرو در ایران شد.
فشارهای فزاینده آمریکا، ایران و چین را با یک چالش مشترک برای حفظ حاکمیت و توسعه اقتصادی در برابر نظام تحت سلطه واشنگتن روبهرو کرده و به یک همسویی راهبردی سوق داده است. در واکنش، چین استراتژی «گردش دوگانه» را برای کاهش وابستگی به غرب و توسعه روابط با شرکای مصونتر تدوین کرد. ایران به دلیل بازار بزرگ، موقعیت ژئوپلیتیک در ابتکار «کمربند و راه» و قرار داشتن تحت تحریمهای حداکثری (که ریسک تعامل با آن را برای چین کاهش میدهد)، به شریکی کلیدی در این استراتژی تبدیل شد. این همکاری به پکن در تضعیف هژمونی دلار و دسترسی به منابع استراتژیک نیز کمک میکند.
سوق صنعت خودرو ایران به همکاری با بازیگران شرقی
از نگاه ایران، این همکاری محور اصلی سیاست «نگاه به شرق» و راهکاری حیاتی برای جذب سرمایه و فناوری در دوران انزوای غربی است. خروج شرکتهای غربی از بازار ایران، بهویژه در صنعت خودرو، فرصتی استثنایی برای شرکتهای چینی فراهم کرد تا این خلأ را پر کنند. این همکاری که ابتدا به شکل مونتاژ قطعات بود، به تدریج به سمت تولید بومی و یکپارچهسازی زنجیره تامین با شرکای داخلی تکامل یافته و نفوذ اقتصادی چین را در ایران عمیقتر کرده است.
بنابراین، روابط ایران و چین اساسا بر پایهای ژئوپلیتیک استوار است و بهعنوان یک راهبرد کلیدی برای ایجاد موازنه در برابر هژمونی ایالات متحده عمل میکند. خروج شرکتهای غربی از بازار ایران، فرصتی استثنایی برای نفوذ خودروسازان چینی فراهم آورد؛ شرکتهایی که پیش از آن، صرفا جایگاهی حاشیهای و اقتصادی در بازار داشتند. تشدید تحریمها اما این معادله را تغییر داد و صنعت خودروسازی ایران را به سمت همکاری با بازیگران شرقی سوق داد. شرکتهای چینی مانند چری (Chery)، جک (JAC) و دانگفنگ (Dongfeng) با سرمایهگذاری مشترک و تعمیق همکاری با شرکای داخلی نظیر ایرانخودرو و سایپا، به سرعت خلأ بازار را پر کردند. این همکاری از مدلهای ساده واردات (CBU) و مونتاژ (CKD) فراتر رفته و به سمت تولید بومی و یکپارچهسازی زنجیره تامین تکامل یافته است.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه