فرماندهی به سبک حاج قاسم؛ وقتی سردار از تشریفات نظامی فرار کرد
اقتصاد ایران: بیرجند- امروز خاطرات افرادی که از سردار حاج قاسم این مرد بزرگ برای ما روایتهایی دارند، بسیار درس آموز است.
خبرگزاری مهر، گروه استانها: سیزدهم دی ماه ۱۳۹۸ ملت ایران بزرگ مردی را از دست داد که به معنای واقعی رستم و پهلوان دوران خود بود. کسی که سالهای نوجوانی اش در مبارزه با رژیم شاهنشاهی، سالهای جوانی اش در مبارزه با رژیم متجاوز بعث عراق، میانسالی اش نیز در دفع جنایتهای اشرار و قاچاقچیان در شرق کشور و دوران موی سپیدی اش نیز در مجاهدت با فتنه داعش و مبارزه با صهیونیستها گذشت.
و در نهایت بعد از گذشت از هفت خوان مبارزه با دیوها و تاریکیها در ۶۳ سالگی آرزو کرد که «خدایا مرا پاکیزه بپذیر» و ساعتی بعد آسمانی شد.
مرور خاطرات افرادی که از این مرد بزرگ برای ما روایتهایی دارند بسیار درس آموز است.
محمد علی پردل از فعالان دوران انقلاب و رزمنده و آزاده دوران دفاع مقدس که متولد شهرستان زیرکوه خراسان جنوبی است و بعد از آزادی از زندان رژیم بعثی هم در تأمین امنیت شرق کشور فعالیتهای مؤثری داشته در خاطرات خود بیان کرد: یک بار خبر دادند که قرار است آقای سلیمانی به ماده کاریز بیاید.
رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: سروکله هلی کوپتر که پیدا شد، نیروها را به صف کردم تا برای آقای سلیمانی احترام نظامی کنند.
وی افزود: هلیکوپتر نشست و نیروها آماده بودند و من هم دوان دوان دم در هلیکوپتر رفتم و منتظر ماندم تا آقای سلیمانی پیاده شود.
پردل در ادامه خاطره خود میگوید: دیدم کسی پایین نیامد و پرسیدم: «کو آقای سلیمانی؟» که گفتند: رفتند.
رزمنده دوران دفاع مقدس بیان کرد: با ناراحتی گفتم بچهها اینجا منتظرند و در نهایت توی آشپزخانه رفتم و دیدم آقای سلیمانی با لباس شخصی روی نیمکت نشسته، کتش را کنار گذاشته است و دارد چای میخورد.
میگفت «من پیشفنگ و پافنگ نمیخوام»
پردل ادامه داد: پایم را چسباندم و گفتم: بچهها بیرون منتظر شما هستند و میخواهند ادای احترام کنند.
آزاده دوران دفاع مقدس تصریح کرد: ایشان گفت: من عمداً از این طرف اومدم که دوباره از این کارها نکنید، اومدیم دیگه، چرا باز بچهها رو به صف کردید و اذیت میکنید؟! من پیشفنگ و پافنگ نمیخوام.
مرتضی عفتی سرخ آبادی از دوستان شهید سلیمانی نیز در گفت و گو با خبرنگار مهر گفت: دوستی و رفاقت ما بیشتر به سالهای دهه ۷۰ برمی گردد که سپاه جنوب خراسان و کرمان و سیستان و بلوچستان در کنترل عملیاتی قرارگاه قدس شرق کشور برای تأمین امنیت جنوب شرق فعالیت میکردند و فرماندهی این قرارگاه را سردار شهید سلیمانی بر عهده داشتند و من نیز در آنجا مسئولیتهای مختلفی داشتم.
سه درس از حاج قاسم
عفتی سرخ آبادی با اشاره به اینکه خاطرم هست یک روز با سردار سلیمانی در شهر کرمان به بیرون رفته بودیم، گفت: در ابتدا به مرکز شهر کرمان و به بازار مرکزی کرمان رفتیم و برخی که ایشان را میشناختند با ایشان احوال پرسی میکردند تا اینکه به یک رستوران سنتی رسیدیم و با هم داخل آن رستوران شدیم.
وی افزود: من مرتب از خودم میپرسیدم که چرا حاج قاسم من را به این رستوران سنتی آورده است و این کار او چه دلیلی دارد.
همرزم سردار شهید سلیمانی گفت: خاطرم هست ایشان با لبخندی گفتند حتماً از خودت میپرسی که چرا تو را به اینجا آوردم که این کار سه دلیل دارد، اول اینکه تو را به اینجا آوردم تا بدانی فقط شما مشهدیها طرقبه شاندیز ندارند.
عفتی سرخ آبادی افزود: وقتی نشستیم ایشان یکی از افرادی که آنجا مشغول به کار بود، صدا زد و از او پرسید شغل شما چی بود و آن فرد پاسخ داد آقای سلیمانی شما که شغل من را میدانید و سردار اشاره به من کردند که میخواهیم این دوستم بداند.
وی ادامه داد: آن فرد جواب داد که افسر نیروی هوایی است و بعد از اینکه رفت شهید سلیمانی گفت دلیل دومی که تو را به اینجا آوردم همین بود و اینکه آیا درست است که یک افسر نیروی هوایی ما مجبور باشد گارسونی کند (اتفاق مربوط به دهه ۷۰ است).
نمیخواست گذشتهاش را فراموش کند
عفتی سرخ آبادی افزود: نکته دیگر اینکه از من خواستند که پرده آن رستوران سنتی را کنار بزنم و از من پرسیدند از پشت پنجره چه چیزهایی را میبینی که من به یک مهمانسرا و چند مکان دیگر اشاره کردم و ایشان گفتند من در نوجوانی در همین مهمانسرا کار میکردم.
روایتی از تعامل سردار سلیمانی با عشایر مرزنشین
محمد سیروانی از بازنشستگان سپاه انصارالرضا (ع) خراسان جنوبی نیز در خاطرات خود بیان کرد: خاطرم هست سردار سلیمانی سه روز از حاشیه مرز جنوب خراسان بازدید کردند و در اولین منطقهای که توقف کردند با مردم و عشایر منطقه به گفت و گو نشستند.
سیروانی گفت: من سوالات ایشان از مردم و عشایر را به خاطر دارم و ایشان با این سوالات میخواستند مشکلات مردم را شناسایی کرده و بدانند اشرار چگونه در منطقه نفوذ کردهاند.
وی با اشاره به اینکه ایشان حتی با چوپان در منطقه مرزی گفت و گو کرده و از سربازان نیز مشکلاتشان را میپرسیدند، بیان کرد: این رفتارها دقت و ظرافت ایشان در فرماندهی را نشان میداد.
سرهنگ بازنشسته سپاه انصار الرضا (ع) خراسان جنوبی گفت: ایشان از سران قبایل میپرسیدند در صورت وجود دو چاه کشاورزی چه مشکلی دارید که کشاورزی نمیکنید.
سیروانی با اشاره به اینکه سران قبایل میگفتند در صورت وجود چاه، کشاورزی میکنیم، یادآور شد: در مدت حضور ایشان در منطقه شرق، با همکاری جهاد کشاورزی چندین چاه کشاورزی ایجاد و تحویل سران قبایل شد.
وی با تأکید بر اینکه ایشان با فراهم کردن شرایط اشتغال برای مردم و عشایر در مرز میخواستند از مشکلات مردم بکاهند، ادامه داد: این اقدام این مرد بزرگ هم امنیتی و هم اقتصادی و سیاسی بود.
مراقبتهای شرعی از عملیاتهای نظامی
سرهنگ بازنشسته سپاه انصارالرضا (ع) خراسان جنوبی با اشاره به اینکه شهید سلیمانی به کوچکترین مسائل شرعی هم دقت داشت، بیانکرد: برای پاکسازی اشرار در روستای تخت بودیم که سردار تأکید کردند در صورت استفاده از نارنجک، مراقب باشید خانههای مردم و خانههای دام مردم تخریب نشود.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه