آقا وحید! اجازه بده ما هم چند خط از شما گله کنیم
اقتصاد ایران: قطعا، قطعا، قطعا سر و شکل جدایی وحید امیری از پرسپولیس باید بسیار محترمانهتر از این میبود.
صفحه اینستاگرامی تکبهتک: قطعا، قطعا، قطعا سر و شکل جدایی وحید امیری از پرسپولیس باید بسیار محترمانهتر از این میبود. این سه بار تصدیق و تاکید، برای روشن شدن اصل مساله در همین شروع کار است. باشگاه با بیکفایتی محض کاری کرد که هم شأن حرفهای وحید مخدوش شود و هم یک امضای ساده پای تمدید قرارداد او، دهها میلیارد تومان زیان به بار بیاورد. فرم پایان کار امیری در پرسپولیس، یک نمره منفی دیگر در کارنامه رضا درویش است. با این همه اما، شاید وسط این موج سوز و گدازی که در رثای وحید راه افتاده، بتوان به چند نکته ریز و متفاوت دیگر هم اشاره کرد.
امیری در پیام خداحافظیاش خطاب به هواداران نوشته: «گلایههایی هست که از آنها میگذرم.» اتفاقا شاید پرسپولیس هم درد دلهایی داشته باشد؛ گله و شکایتهایی از یک رفاقت نیمهراه، از بازیکنی که در حیاتیترین روزهای تاریخ باشگاه، تیمش را در اوج نیاز تنها گذاشت و بیخداحافظی رفت. تابستان نودوهفت، وقتی سختجانترین نسخه پرسپولیس پشت پنجرههای بسته نقلوانتقالاتی سینهخیز به سمت قهرمانی آسیا پیش میرفت، حرف و حدیثهایی در مورد جدایی چند نفر به گوش رسید. برانکو اساسا مغرورتر از آن بود که در مورد بازیکن خاصی حرف بزند، پیرمرد اما برای وحید عزت نفساش را کنار گذاشت: «من الان فقط نگران امیری هستم. قرار بود با ما تمدید کند، نمیدانم چرا هنوز این اتفاق نیفتاده.» کمی بعدتر تصویر وحید با پیراهن ترابوزاناسپور منتشر شد تا روشن شود مرد کروات عصای دستش را از کف داده. آخر آن حکایت حسرت و خسران را هم که همه میدانند؛ تسلیم پرسپولیس فرسوده و بییاور، در یکقدمی رویا.
این یک نبش قبر، برای کاستن از ارزشهای امیری نیست؛ هرگز. با این حال همانطور که کیفیت و سختکوشی او بارها مورد ستایش قرار گرفته، در چنین روزی باید بخش دیگر کارنامهاش را هم دید. در غیر این صورت، بیم آن میرود که هزینه جفاکاری برای آیندگان به «صفر» برسد و رد بیمعرفتی در هیاهوی احساسات گم شود.