داستان سیدحسن نصرالله‌ ـ ۴۰| آغاز جنگ متحدان اسرائیل و سوریه در لبنان

اقتصاد ایران: خبرگزاری تسنیم در مجموعه مقالاتی به بازخوانی «زندگی و زمانه سیدحسن نصرالله» رهبر شهید و اسطوره‌ای حزب‌الله لبنان و محور مقاومت می‌پردازد. در این قسمت، به ادامه بحث «رقابت سرد رژیم صهیونیستی و سوریه در ابتدای جنگ داخلی لبنان» می‌پردازیم.

- اخبار بین الملل -

خبرگزاری تسنیم طی سلسله‌یادداشت‌هایی به بازخوانی فراز و نشیب زندگی رهبران مقاومت اسلامی لبنان می‌پردازد. در همین راستا بازخوانی حیات سیدحسن نصرالله رهبر شهید و اسطوره‌ای حزب‌الله لبنان و نقش وی در بالندگی محور مقاومت با عنوان «زندگی و زمانه سیدحسن نصرالله» در قالب مجموعه مقالاتی منتشر خواهد شد و اکنون قسمت چهلم آن پیش روی شماست.

تاکنون سه فصل در مورد شرایط زندگی شهید سیدحسن نصرالله منتشر شده است. فصل نخست به «دوران کودکی و نوجوانی» ایشان اختصاص داشت. علیرغم اهمیت موضوع، ما این فصل را بسیار سریع پشت‌سر گذاشتیم تا به بحث‌های بعدی بپردازیم. فصل دوم، «ریشه‌یابی علل شکل‌گیری جنگ داخلی لبنان» بود. هدف ما در این فصل چنین بود که ثابت کنیم اولاً جنگ لبنان پدیده‌ای خلق‌الساعه نبود و ثانیاً باید ریشه‌های شکل‌گیری آن را شناخت؛ زیرا این جنگ هم در روند تاریخی تجارب ملت لبنان نقش داشت و هم به‌صورت مستقیم باعث شکل‌گیری «مقاومت اسلامی لبنان» شد، ضمن این‌که حیات و سرنوشت سیدحسن نصرالله را نیز به‌صورت مستقیم تغییر داد. فصل سوم، «مرور مهم‌ترین رویدادهای تاریخی تا وقوع جنگ داخلی لبنان» بود. در فصل سوم، به‌جای تمرکز بر ریشه‌ها، به‌صورت خاص، وقایع تاریخی منجر به شروع جنگ داخلی را مورد توجه قرار دادیم.

سید حسن نصرالله , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله , لبنان , کشور سوریه ,
ورود گسترده ارتش سوریه به لبنان در سال 1976
بعد از این‌که گروه‌های نیابتی فلسطینی بستر را برای ورود ارتش سوریه فراهم کردند، ارتش سوریه در سال 1976 وارد لبنان شد تا خود را به عنوان طرف میانجی در جنگ نشان دهد. اما در عمل، وقایع به سمت و سوی دیگری رفت

فصل سوم را با ماجرای مهاجرت (معکوس) خانواده سیدحسن نصرالله به خاستگاه خانوادگی خود در حومه شهر صور خاتمه دادیم. از قسمت سی و سوم وارد فصل چهارم شدیم که به «ورود سوریه به جنگ داخلی لبنان» اختصاص دارد. در فصل چهارم، طی چند قسمت، فضای بیروت و جنگ داخلی لبنان بعد از بازگشت خانواده سیدحسن نصرالله به جنوب را مرور خواهیم کرد. این موارد، به صورت مستقیم در زندگی سیدحسن نصرالله نقش نداشت؛ اما در شکل‌گیری و بالندگی روح مقاومت در جامعه لبنان قطعا اثرگذار بوده است. به همین علت، به صورت کوتاه آن‌ها را مرور خواهیم کرد.

 

معاهده رفع تخاصم میان اسرائیل و سوریه

جنگ 6 روزه، یکی از فرازهای مهم منطقه غرب آسیاست و ما در قسمت پیشین این یادداشت با عنوان «رقابت رژیم صهیونیستی و سوریه در لبنان» اشاره کردیم که در خلال این جنگ، مساحت سرزمین‌های اشغال شده توسط صهیونیست‌ها سه برابر شد. یکی از مناطقی که در خلال این جنگ به اشغال ارتش اسرائیل درآمد، «ارتفاعات جولان» بود که امروزه «جولان اشغالی» خوانده می‌شود.

سید حسن نصرالله , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله , لبنان , کشور سوریه ,
ترکیب جمعیتی جولان تا پیش از اشغال آن توسط صهیونیست‌ها در سال 1967
پیش از جنگ شش روزه، جولان کاملا عرب‌نشین همراه با اقلیت ترکمانی بود. بعد از اشغال، به جز عمده دروزی‌ها – که با رنگ زرد مشخص شده‌اند – بقیه عرب‌ها مناطق اشغالی را ترک کرده و در عمق خاک سوریه آواره شدند

جنگ 6 روزه در روز 5 ژوئن 1967 برابر با 15 خرداد 1346 کلید خورد. در چهار روز ابتدایی نبرد، تبادل آتش میان ارتش سوریه و ارتش اسرائیل گسترده بود؛ اما هیچ تغییری در خطوط تماس پدید نیامد. تنها در یک مورد، در روز دوم جنگ، ارتش سوریه تلاش کرد وارد شهرک صهیونیست‌نشین«دان» شود که با مقاومت اسرائیلی‌ها این حمله شکست خورد! اما از روز پنجم جنگ یعنی 9 ژوئن، ارتش اسرائیل بعد از کاهش شدت درگیری در جبهه‌های اردن و مصر، به جولان حمله کرد و توانست منطقه‌ای به وسعت 1260 کیلومتر مربع از خاک سوریه را اشغال کند. به این ترتیب، جولان به اشغال صهیونیست‌ها درآمد.

در اثر این حمله، شهر «قنیطره» به عنوان مرکز این منطقه به طور کامل تخلیه و ساکنان آن به عمق خاک سوریه گریختند. ضمن این‌که درصد قابل توجهی از روستاهای جولان نیز تخلیه شد. با این حال، ساکنان روستاهای دروزی‌نشین شمال شرق جولان ترجیح دادند در مناطق خود باقی بمانند و همین موضوع باعث شده تا امروز – با گذشت نزدیک به 58 سال – هم‌چنان بخشی از ساکنان جولان تابعیت سوری خود را حفظ کرده باشند.

ماجرای سقوط جولان، جنجال گسترده‌ای در داخل سوریه ایجاد کرد و برخی طرف‌ها، حافظ اسد وزیر دفاع وقت و تعدادی از مقامات نظامی سوری را متهم می‌کردند. در واکنش به این فشارها، حافظ اسد – به موازات مصر - از ایده «الحرب الاستنزاف» حمایت کرد که معمولاً «جنگ فرسایشی» خوانده می‌شود. بعد از الحرکة التصحیحیة و رسیدن حافظ اسد به کرسی ریاست جمهوری، حاکم سوریه با جدیت بیش‌تری مسأله جولان را دنبال کرد و به این ترتیب درگیری‌های پراکنده با نظامیان صهیونیست در جولان به صورت مکرر رخ می‌داد. همین موضوع باعث شد تا اسرائیل نتواند هیمنه امنیتی خود را بر جولان تثبیت کند.

در جریان جنگ یوم کیپور در سال 1973، ارتش سوریه عملیات گسترده‌ای را در جولان کلید زد و بیش از نیمی از این منطقه (معادل 684 کیلومتر مربع) را آزاد کرد. اما در ادامه جنگ با ضد حمله‌های ارتش اسرائیل، بخش عمده این مناطق بار دیگر اشغال شد. با این حال نزدیک به 15 درصد این منطقه هم‌چنان در تصرف ارتش سوریه باقی ماند. در خلال این جنگ، اوج درگیری‌ها در شهر «قنیطره» و شهرک «طرنجه» صورت گرفت که چند بار در رفت و برگشت‌ها میان طرفین نبرد جابجا شد. درگیری‌ها در این منطقه به قدری شدید بود که حتی ارتش عراق نیز به کمک ارتش سوریه آمد و واحدهای زرهی و پیاده‌نظام خود را در این جبهه عملیاتی به کار گرفت.

با پایان جنگ یوم کیپور در روز 24 اکتوبر 1973، وضعیت جولان تا حد زیادی بلاتکلیف باقی مانده بود تا این‌که با وساطت هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده، در روز 31 مارس 1974 برابر با اول فروردین 1353 طرفین معاهده «رفع تخاصم» را امضا کردند. در این توافقنامه تصریح شده که سوریه و اسرائیل به «آتش‌بس دائمی» در جولان تن می‌دهند؛ اما این توافقنامه «به معنای صلح میان دو کشور» نیست! این معاهده به امضاء سران ارتش دو طرف رسید؛ اما رؤسای جمهور یا نخست‌وزیر پای آن را امضا نکردند! هرچند خود را متعهد و ملتزم به آن دانستند.

طبق این معاهده، مرزهای موقت میان دو طرف تعیین شد که البته به معنای رسمیت یافتن این مرزها نیست؛ اما طرفین نسبت به رعایت آتش‌بس در آن محدوده تن می‌دهند. اسرائیل نیز 60 کیلومتر مربع را به سوریه واگذار می‌کرد که شامل شهر قنیطره هم می‌شود؛ هرچند بخشی از جنوب غرب شهر قنیطره هم‌چنان در اشغال اسرائیل باقی ماند. هم‌چنین تا محدوده مشخصی در دو سوی مرز، طرفین متعهد شدند سلاح سنگین وارد نکنند و نیروهای صلح‌بان سازمان ملل نیز در بخشی از منطقه حائل مستقر شوند.

این توافقنامه موجب ثبات نسبی در جبهه جولان شد. کیسینجر نیز آن را «اولین تجربه موفق در دیپلماسی رفت و برگشت» خواند! در داخل سوریه، تثبیت حاکمیت بر شهر قنیطره به عنوان یک رویداد بزرگ و باشکوه گرامی داشته شد. ضمن این‌که موقعیت حافظ اسد را به عنوان رئیس جمهور تقویت کرد. اما رقابت سرد و نرم طرفین هم‌چنان ادامه داشت و نهایتاً به لبنان منتقل شد که در ادامه به آن می‌پردازیم.

 

لبنان؛ عرصه جدید رویارویی حافظ اسد و صهیونیست‌ها

بعد از معاهده رفع تخاصم میان سوریه و اسرائیل در سال 1974، هیچ‌یک از مقامات دمشق و تل‌آویو تمایلی نداشتند تا بار دیگر تنش در منطقه جولان اشغالی بالا بگیرد. دولت سوریه در جبهه جولان می‌خواست بر روی «روحیه وطن‌دوستی» اهالی جولان اشغالی شرط‌بندی کند و امیدوار بود در سایه کاهش تنش و برقراری ثبات و امنیت نسبی، آن‌ها فعالیت‌های فرهنگی و نرم گسترده‌ای را در مبارزه با صهیونیسم دنبال کنند. ضمن این‌که نمی‌خواست فشارها در جولان به جایی برسد که صهیونیست‌ها تغییر ترکیب جمعیتی منطقه و اخراج گسترده بومیان (عرب‌های – عمدتاً دروزی - سوری) را در دستور کار بگذارند. در مقابل اسرائیل هم می‌خواست بر روی جبهه لبنان تمرکز کرده و از استهلاک و اتلاف نیرو در جبهه جولان اجتناب کند. ضمن این‌که امیدوار بود با دروزی‌های ساکن جولان به توافق برسد و در نتیجه جامعه فعال اسرائیل از یهودی‌ها فراتر رفته و دروزی‌های جولان به عنوان نخستین طبقه یا دسته از اعراب ساکن سرزمین‌های اشغالی با دولت صهیونیستی وارد تعامل ایجابی شوند!

در چنین بستری، رقابت میان دو کشور در سطح راهبردی با جدیت دنبال می‌شد؛ اما تجلی آن در جولان به صورت «رقابت در عرصه جنگ نرم» درآمد. با توجه به پارادایم غالب آن زمان، طرفین به موازات رفع تخاصم سخت در جولان، مبارزه فرسایشی و از طریق نیروهای نیابتی در لبنان را در دستور کار قرار دادند. طبق باور رایج در آن زمان، باید فشارهای نظامی و امنیتی و ضربات کاری و مؤثر به طرف مقابل وارد شود تا با استهلاک آن، در جولان هم بشود تغییر معنادار ایجاد کرد.

در همین چارچوب، جنگ نیابتی و غیرمستقیم در لبنان آغاز شد. در قسمت پیشین این سلسله یادداشت با عنوان «رقابت رژیم صهیونیستی و سوریه در لبنان» به تفصیل در مورد زمینه‌های این رویارویی و پراکسی‌های هر کدام از طرفین صحبت کردیم. در بخش جمع‌بندی آن یادداشت نوشته شد: «سوریه و رژیم صهیونیستی هر کدام از زاویه خود سودای حضور در بیروت را در سر داشتند. گرچه هر کدام زاویه و منظر دید خود را داشته و طرح مجزایی را دنبال می‌کردند؛ اما بستر پیشبرد این طرح مشابه بود و همین موضوع ناگزیر سطحی از "اصطکاک" و "مواجهه" را ناگزیر می‌کرد. این در حالی بود که نه تل‌آویو و نه دمشق تمایلی به رویارویی مستقیم نداشتند.»

نکته قابل توجه این است که هر کدام از طرفین دارای مهره‌ها و نیروهای متحدی در داخل لبنان بودند تا مسیر تحولات را در جهت مطلوب خود هدایت کنند. در چنین فضایی هم اسرائیل و هم سوریه تصمیم گرفتند تا بر روی هم‌پیمانان خود - برای تقابل با طرح طرف مقابل - شرط‌بندی کنند. در این میان، تفاوت‌های محسوسی از نظر متحدان برای طرفین وجود داشت! متحدان اسرائیل تمایلی به نبرد با سوریه نداشتند و حتی سران آن (حزب کتائب و شخص پی‌یر جمیل) دارای رابطه ظاهری با دمشق بودند؛ اما همزمان باید طرح اسرائیل را در لبنان پیش می‌بردند. در مقابل متحدان فلسطینی سوریه گرچه انگیزه بالایی برای مبارزه با اسرائیل داشتند؛ اما در داخل لبنان – تا پیش از ورود مستقیم سوریه – باید رفتار خود را با جریان اصلی فلسطینی (سازمان آزادیبخش) تنظیم می‌کردند. همین موضوع باعث می‌شد تا حتی در جنگ متحدان نیز دمشق و تل‌آویو با پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های بیش‌تری مواجه باشند.

سید حسن نصرالله , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله , لبنان , کشور سوریه ,
صفحه اول روزنامه العمل (وابسته به حزب کتائب) در شماره فردای شنبه سیاه
در این شماره، اهمیت ویژه دیدار پی‌یر جمیل با حافظ اسد برای حزب کتائب را به وضوح می‌توان مشاهده کرد. استفاده از 4 عکس و تأکید پی‌یر جمیل بر این‌که اولاً «سوریه می‌تواند به لبنان برای خروج از بحران کمک کند» و ثانیاً این‌که «لبنان و سوریه با یک تهدید مشترک مواجه هستند»، معنادار است

در چنین بستری، طرفی که ابتکار عمل را به دست گرفت و تقابل غیرمستقیم را کلید زد، رژیم صهیونیستی بود. در قسمت سی‌ام این سلسله‌یادداشت با عنوان «شنبه سیاه لبنان» به تقارن زمانی یا علت انتخاب تاریخ 6 دسامبر 1975 (برابر با 15 آذر 1354) برای ارتکاب جنایت بزرگ «شنبه سیاه» و کشاندن لبنان و بیروت به مرحله بازگشت‌ناپذیر در جنگ داخلی پرداختیم. در آن قسمت توضیح دادیم که در همین روز، پی‌یر جمیل به دمشق رفته و با حافظ اسد دیدار کرد. راست‌های افراطی نمی‌خواستند تجربه سال 1973 تکرار شود و به دنبال آن بودند تا جنگ در لبنان به نقطه غیرقابل بازگشت برسد تا وارد فاز بعدی برنامه‌های خود شوند. به همین جهت، در چنین روزی فاجعه شنبه سیاه به وقوع پیوست.

در این زمینه به نظر می‌رسد که پی‌یر جمیل – و احتمالا رژیم صهیونیستی – به خوبی رقیب مهم خود را شناسایی کرده بودند و در صدد تحمیل یک معادله خاص به طرف مقابل بودند؛ به طوری که ابتکار عمل را در جنگ به دست بگیرند. اما واکنش و پاسخ سوریه هم معنادار بود. سوریه در ظاهر روابط خود را با حزب کتائب و جناح راست افراطی حفظ کرد و همزمان مذاکرات خود با ایالات متحده را پیش می‌برد؛ اما به موازات آن از طریق متحدان خود ضربات معناداری به راست‌های افراطی مارونی زد تا آن‌ها حد خود را شناخته و به دنبال تحمیل معادله خود به دمشق نباشند!

سید حسن نصرالله , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله , لبنان , کشور سوریه ,
نمونه‌ای از روایت روزنامه‌های لبنان در نبرد هتل‌ها

همان طور که در قسمت سی و پنجم این یادداشت با عنوان «ارتش لبنان و "نبرد هتل‌ها" در بیروت» تشریح شد، دقیقاً دو روز بعد از ماجرای «شنبه سیاه» گروه فلسطینی «قوات الصاعقة» خود را به مرابطون و چپ‌ها در قطاع چهارم بیروت رساند و موازنه قوا علیه حزب کتائب در نبرد هتل‌ها تغییر کرد. همان جا به نقل از «ادگار اوبالانس» نوشتیم: «[در این مرحله از نبرد هتل‌ها،] مرابطون و چپ‌ها در لبنان از RPG-7 (ساخت شوروی) و توپ‌های دوش‌پرتاب (Recoilless rifle) استفاده کردند که باعث شد تا به سرعت نتیجه بگیرند و ضربه سنگینی به فالانژها وارد کنند.به نظر می‌رسید این سلاح‌ها را ارتش سوریه در اختیار قوات الصاعقه قرار داده بود.»

این موضوع به سرعت در عرصه میدانی اثر خود را نشان داد و در روز 9 دسامبر نیروهای مرابطون و الصاعقه موفق شدند «هتل فینیسیا اینترکونتیننتال» را تصرف و فالانژهای وابسته به حزب کتائب را از آن‌جا اخراج کنند. در همان روز، نیروهای مرابطون موفق شدند هتل «سان جورج» را نیز تصرف کنند که در نتیجه آن، فالانژهای «نمور الاحرار» به طور کلی منطقه را ترک و گروه‌های مارونی هم‌پیمان خود را به حال خود رها کردند! در این ماجرا، ضربه بسیار سختی به حزب کتائب وارد شد؛ زیرا نمور الاحرار (به رهبری فرزند کمیل شمعون) مهم‌ترین گروه مسلح هم‌پیمان آن به حساب می‌آمد.

سید حسن نصرالله , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله , لبنان , کشور سوریه ,
مسلحین قوات الصاعقه سوار بر خودروی پلاک سوریه در دوران جنگ داخلی لبنان
گروه فلسطینی «قوات الصاعقة» سلاح نیمه‌سنگین را از ارتش سوریه دریافت و به معادلات جنگ داخلی سوریه ورود کرد. ورود آن‌ها، موازنه قوا را علیه فالانژها تغییر داد

به نظر می‌رسد این نخستین ضربه جدی بود که ارتش سوریه به صورت غیرمستقیم به فالانژها وارد کرد و از این منظر می‌توان گفت دمشق متحدان خود را برای نبرد علیه هم‌پیمانان اسرائیل روانه میدان کرد. نکته مهم در این ماجرا این بود که پراکسی‌های سوریه با سلاح‌های ارتش این کشور به مواضع حزب کتائب حمله کردند؛ یعنی همان حزبی که رهبرش درست در روز شنبه سیاه به دیدار بشار اسد آمده بود تا معادله مد نظر خود را به حافظ اسد تحمیل کند.

سید حسن نصرالله , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله , لبنان , کشور سوریه ,
یکی از معدود تصاویر به جا مانده از فاجعه کرنتینا که توسط عکاس انگلیسی دان مک‌کولین (Sir Don McCullin) عکسبرداری شد.
به شهادت این عکس و تصاویر مشابه، فالانژها بدون هیچ ملاحظه‌ای خانه‌ها را آتش می‌زدند و شهروندان بی‌دفاع و افراد مسن را آواره می‌کردند

در ادامه هم همین وضعیت ادامه داشت. همان طور که در قسمت سی و سوم این یادداشت با عنوان «نجات سید مقاومت از "فاجعه کرنتینا"» بیان شد، در روز یکشنبه 18 ژانویه 1976 برابر با 28 دی‌ماه 1354 سه گروه مسلح «کتائب»، «نمور الاحرار» و «حراس الارز» به محله کرنتینا حمله کردند. آن‌ها بدون اعلام قبلی و به‌صورت غافلگیرانه به این محله حمله کردند و به‌صورت بی‌محابا شهروندان لبنانی را به قتل (شهادت) رساندند. بر اثر این حمله، حدود 1500 نفر شهید و کل ساکنان محله (حدود 30 هزار نفر) آواره و به بخش غربی بیروت منتقل شدند، حتی برخی منابع مدعی هستند بر اثر این حمله، علاوه بر لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها، تعدادی از اتباع سوریه نیز کشته شدند!

سید حسن نصرالله , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله , لبنان , کشور سوریه ,
تیتر روزنامه‌های لبنان به موج گسترده آوارگی شهروندان بعد از جنایت کرنتینا اشاره دارد

این حمله سه روز به طول انجامید. در روز سوم و برای توقف جنایت در کرنتینا، این بار نوبت به «سعید مراغه» (ابو موسی) و هم‌چنین «قوات الصاعقه» رسید که در واکنش کرنتینا، به روستای «دامور» حمله کرده و مسیحی‌ها را قتل عام کنند تا ارتکاب جنایت در کرنتینا متوقف شود. در قسمت سی و چهارم این سلسله‌یادداشت با عنوان «بازخوانی "جنایت دامور"» این ماجرا را شرح دادیم و در خصوص نقش سوریه در پشت صحنه جنایت دامور نوشتیم: «رابرت فیسک در کتاب خود مدعی است یاسر عرفات هم می‌خواست عاملین این جنایت را محاکمه و اعدام کند؛ اما مداخلات بین المللی [و حمایت سوریه] باعث شد تا عاملان جنایت از تعرض مصون بمانند.» همان طور که در قسمت سی و هشتم با عنوان «فلسطینی‌های تحت حمایت حافظ اسد در لبنان» ذکر شد، سعید مراغه (ابو موسی) و قوات الصاعقة دو نیروی متحد سوریه در میان فلسطینی‌ها بودند و به نظر می‌رسد فاجعه دامور نیز پرده دیگری از تقابل غیرمستقیم سوریه و رژیم صهیونیستی در خاک لبنان بود. در واقع ارتش سوریه از طریق متحدین و نیروهای نیابتی خود در میان گروه‌های فلسطینی، به مواضع مسیحی‌های لبنان حمله کرد تا جنایت فالانژها در کرنتینا را پاسخ داده باشد.

سید حسن نصرالله , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , حزب الله , لبنان , کشور سوریه ,
کلیسای آتش گرفته در شهرک دامور
تصویر فوق، یکی از مشهورترین تصاویر فاجعه دامور است

این وضعیت در ماه‌های بعد نیز به شکل دیگری هم‌چنان تکرار شد تا این‌که سوریه به صورت رسمی و بی‌واسطه وارد لبنان شود که این موضوع را در قسمت‌های آینده شرح خواهیم داد.

 

جمع‌بندی

در این قسمت نشان دادیم که نبرد پنهان یا غیرمستقیم میان حکومت وقت سوریه (حافظ اسد) و رژیم صهیونیستی از زمان انعقاد معاهده رفع تخاصم در مارس 1974 در دستور کار طرفین قرار گرفت و به صورت مشخص‌تر از ابتدای 1975 در لبنان شروع شد. صهیونیست‌ها از میانه 1975 برای شروع جنگ داخلی لبنان عجله داشتند و به خوبی می‌دانستند که سوریه طرح دیگری را به موازات آن دنبال می‌کند.

از دسامبر 1975 هم پیمانان و متحدین رژیم صهیونیستی به ویژه حزب کتائب پروژه به آتش کشیدن لبنان را به دستور کارفرمای خود با جدیت دنبال کردند و در مقابل سوریه نیز بلافاصله با ابزارهای خود به مقابله با فالانژها روی آورد. در ادامه نیز با چرخش جناح راست میانه و همراهی نسبی آن‌ها با سوریه، دمشق تصمیم گرفت تا به صورت مستقیم وارد میدان شود که این موضوع را در قسمت آینده شرح خواهیم داد.

انتهای پیام/

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ