ابعاد منطقهای «قطرگیت»؛ بازگشت به قبل از نشست «العُلا»
اقتصاد ایران: انتشار ابعاد پرونده قطرگیت در فلسطین اشغالی علاوه بر تاثیر در فضای داخلی اسرائیل در منطقه نیز اثرگذار بوده و تردیدها درباره رفتار قطر در ارتباط با رژیم صهیونیستی را با سوالات و ابهاماتی جدی مواجه کرده است.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، رسانهای شدن پرونده موسوم به «قطرگیت» در فضای سیاسی رژیم صهیونیستی انعکاس زیادی داشته است، اما با توجه به برخی از مسائل این پرونده درحال پیداکردن ابعاد منطقه ای است.
براساس گزارش رسانههای صهیونیستی بخشی از رشوههایی که از سوی طرف قطری به «یوناتان اوریخ» و «الی فیلدشتاین»، دو دستیار بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی منتقل شده با هدف تضعیف نقش و جایگاه مصر در مذاکرات با رژیم صهیونیستی در پرونده مذاکرات آتش بس و تبادل اسرای فلسطینی و اسرائیلی با غزه بوده است.
بر اساس اسناد دادگاه که قاضی «مناخم میزراحی» با لغو دستور منع انتشار اطلاعات در مورد این پرونده، در رسانه ها منتشر شده شرکت لابیگری آمریکایی تحت عنوان «دایره سوم»، متعلق به فردی به نام «جی فوتلیک»، با هدف بهبود تصویر قطر در اسرائیل، به دو دستیار نتانیاهو به نام های وجوهی را پرداخت کرده است.
فوتلیک در تماس با فیلدشتاین از او خواسته که دو هدف اصلی را دنبال کنند؛ اول، برجسته کردن نقش مثبت قطر و تلاش برای معرفی این کشور به عنوان میانجی کلیدی و مؤثر در مذاکرات آزادی اسرا و دوم تضعیف نقش مصر از طریق پخش اطلاعات و تحلیلهای منفی درباره نقش قاهره در این مذاکرات.
اکنون انتشار این جزئیات در ارتباط با بازی دوگانه قطر علیه مصر در فضای منطقهای با سوالات زیادی همراه شده است. هرچند مقامات رسمی در قاهره واکنشی به انتشار اسناد دادگاههای اسرائیلی نداشتهاند ولی تحلیلگران و افکار عمومی به انتقاد از دوحه پرداختهاند.
منتقدان با اشاره به اینکه قطر با رویکردی اخوانی در حال ضربه زدن پنهانی به مصر است تاکید کردند که دوحه با وجود برگزاری نشست العُلا و توافق درباره توقف اقدامات خرابکارانه علیه مصر و دیگر دولتهای عربی، همچنان در مسیر سابق گام بر میدارد.
منطقه العُلا در نزدیکی شهر مدینه عربستان در سال 1399 میزبان نشست سران شورای همکاری و مصر بود که طی این نشست توافق گردید تحریم هوایی، زمینی و دریایی که عربستان، مصر، امارات و بحرین علیه قطر وضع کرده بودند، لغو شود. در مقابل دوحه نیز پذیرفته بود اقدامات تحریکآمیز به ویژه در ارتباط با حمایت از گروه اخوان المسلمین و همچنین تبلیغات رسانهای از طریق شبکه تلویزیونی الجزیره را علیه کشورهای مذکور متوقف کند.
هرچند به نظر میرسد با توجه به شرایط جاری منطقه (در سایه ادامه بحران غزه) احتمال تقابل مجدد مصر با قطر در حوزههای سیاسی و امنیتی در واکنش به گزارشهای منتشر شده در اسرائیل پائین باشد، اما دور از انتظار نیست که انتشار این گزارش دیدگاههای منفی در ارتباط با دوحه را دوباره احیا نماید.
نکته خطرناک اینجاست که در دوره دونالد ترامپ این امر برای قطر نگران کننده تر خواهد بود و به نظر میرسد دوحه برای جلب نظر رئیسجمهور آمریکا احتمالا باید مبلغ هنگفتی را در اقتصاد آمریکا سرمایهگذاری کند.
در مجموع افشای ماجرای قطرگیت در اسرائیل تصویری واقعی از سیاست خارجی دوپهلوی قطر را به تصویر کشید که همزمان با انتقاد مستمر رسانههای قطری از عادیسازی روابط امارات و بحرین با تل آویو، خود نیز درحال پرداخت رشوه و لابی گری در اسرائیل هستند.
انتهای پیام /