کَمان فضای خاصی از جنگ و انقلاب را نشان میداد
اقتصاد ایران: جشن رونمایی «کتاب کمان» در کافه کتاب سمیه حوزه هنری برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، جشن رونمایی «کتاب کمان» در کافهکتاب سمیه حوزه هنری چهارشنبه (۲۹ بهمنماه ۱۴۰۴) برگزار شد. در این برنامه هدایتالله بهبودی، پژوهشگر و تاریخنگار، محبوبه عزیزی، گردآورنده یادداشتهای کتاب، کوروش پارسانژاد، طراح نشریه کمان و برخی چهرههای دیگر دستاندرکار این نشریه صحبت کردند.
مهدی شیخصراف، معاون ترویج و تبلیغ انتشارات سوره مهر در ابتدای مراسم گفت: من یک بار در یک برنامه گفتوگومحور میزبان هدایتالله بهبودی بودم، شرط حضورش در برنامه این بود که کتاب مورد بحث را بخوانم. شرط معقولی بود و در فرصت کمی که داشتم، کتاب را خواندم. حالا بعد از چندین سال، در برنامه امروز قرار است درباره نشریه کمان صحبت کنیم. امروز صبح فرصت کردم و کتاب را تورق کردم، در کتاب مطلبی درباره شماره تلفن نشریه کمان آمده است که جالب و خواندنی است.
او افزود: بهبودی درباره تلفن نشریه نوشته: «دو هفتهنامه کمان صاحب تلفن شد ٦٤ ٩٣ ٨٤۵ شماره را هم نوشتم نمیدانم زمانی که این یادداشتها را میخوانید آیا چنین شمارهای وجود دارد؟ از آن کیست؟ چه کسی گوشی تلفن را برخواهد داشت؟ شاید هم وقتی زنگ بزنید، کسی که گوشی را بردارد، بگوید آقای …اشتباه است. لطفا مزاحم نشوید. شماره را فروختن، خدا رحمت کند مدیر مسئول نشریه هم آدم خوبی بود…» ما امروز به این شماره زنگ زدیم و معلوم شد، شماره پس از تعطیلی نشریه به یک پیتزافروشی فروخته شده است!
شیخصراف در ادامه گفت: یادداشتنگاری روزانه کار جذابی است که اهمیت آن چندین سال پس از نوشتنش مشخص میشود. خیلی از افراد از یک جایی بهبعد به شخص مهمی تبدیل شدند و یادداشتهای روزانهشان هم ارزش و اعتبار خاصی پیدا کرده است. امروز که یادداشتهای هدایتالله بهبودی درباره نشریه کمان را میخواندم با خودم فکر میکردم چه جملاتی ممکن است از این یادداشتها حذف شده باشد و احیانا اصلاح؟ مطالبی که حتی پس از ٢٩ سال امکان انتشار آن نبوده باشد؟ شاید در این یادداشتها از افرادی نقد کردند و حالا صلاح نیست آن نقدها منتشرشود؛ اما با همه این تفاسیر، این یادداشتها برای من که هنوز خودم را خبرنگار میدانم، ارزشمند و جذاب است.
مرحوم احد گودرزیانی عصای دست کمان بود
هدایتالله بهبودی با یادی از احد گودرزیانی، پژوهشگر جنگ گفت: نمیدانم با چه کلماتی باید از جای خالی احمد گودرزیانی یاد بکنیم که واقعا یکی از عصاهای اصلی دست کمان بود. دختر کوچکش اینجا تشریف آورده و مادر محترمشان هم امیدواریم تشریف بیاورند. من میخواستم از همسر مرحوم گودرزیانی سؤال کنم که آیا هیچ اتفاقی افتاد که بالاخره شما برگردید به احد بگویید خوب این همه داری جان میکنی برای کمان، بالاخره آوردهاش چیست؟ درست است که با عشق و علاقه کار میکنی ولی به هر حال باید این چرخ خانه هم بچرخد. دیگر همه ما به یک نوعی مبتلای این قضیه بودیم. واقعا جایش خالی است. خدا رحمت کند احد عزیز را که تقریبا 20، 25 سال ما دست در گردن هم کار کردیم چه در نشریه چه قبل از آن، چه در روزنامه ایران چه در دفتر ادبیات اسلامی.
یادداشتهای بهبودی شفاف و صریح است
در ادامه مراسم محبوبه عزیزی، گردآورنده یادداشتهای نشریه کمان گفت: من در جریان انجام یک پروژه به یکسری مطلب نیاز پیدا کردم و سراغ مجله کمان رفتم و پس از مطالعه مطالب آن احساس کردم هدایتالله بهبودی باید یادداشتهای روزانهای داشته باشد و فکر کردم که از یادداشتهایش میشود برای انجام پروژهام استفاده کنم. با ایشان مطرح کردم، زمان خواستند تا فکر کنند و بعد لطف کردند و پذیرفتند. درواقع به من اعتماد کردند و یادداشتهایشان را به من سپردند و من برای پروژه آنها را مطالعه کردم. بین کار به این نتیجه رسیدم که همین یادداشتها پرونده کاملی درباره نشریه کمان است و چون چند سال در کتابخانه در بخش نشریات کار میکردم، نشریه کمان همیشه مورد علاقه من بود. خیلیها هم سراغش را میگرفتند. بعد از سالها که تعطیل شده بود، هنوز مورد نظر و توجه بسیاری از دانشجوها و علاقهمندان بود.
او ادامه داد: از آقای بهبودی خواستم که اگر صلاح میدانند این اجازه را بدهند که من بخش مربوط به کمان را مجزا کنم از بین یادداشتها. باز لطف کردند به من این اجازه را دادند که بخشهای کمان را هم جدا کنم. بسیار برایم خواندنی بود. با خواندن یادداشتها تصورم درباره پیدایش نشریه عوض شد. فکر نمیکردم کارِ اینقدر پرچالش و سختی باشد. مخصوصا چون بانیان نشریه این دو چهره بزرگوار (مرتضی سرهنگی و هدایتالله بهبودی) بودند و به نوعی موردتوجه هم بودند، فکر میکردم که همهچیز خیلی ساده و روان پیش رفته، ولی متوجه شدم چه سختیهایی پشتصحنه این نشریه در زمان خودش وجود داشته است. از نظر من ادبیات تازه و شیرینی درباره جنگ و انقلاب داشته است و کار نویی هم بوده: از لحاظ طراحی و گرافیک گرفته تا انتخاب موضوع، تنوع موضوع و شکل چیدهشدن مطالب.
گردآورنده یادداشتهای نشریه کمان عنوان کرد: به نظرم که نویسندههای خوبی را حتی از شهرستان، شناسایی کردند و پرورش دادند که الان خیلی از آنها نویسندههای به نامی هستند. بچههای کمان نشان دادند که اگر یک تیم خوب کنار هم قرار بگیرند و به کاری اراده کنند و اعتقاد داشته باشند، موفق میشوند حتی با وجود کمبود امکانات و تمام سختیهایی که روبهروی آنهاست. یادداشتهای هدایتالله بهبودی بسیار شیرین و خواندنی، بسیار شفاف و با صراحت نوشته شده که خواندن آنها خیلی برایم لذتبخش بود. باز هم ممنونم که به من اعتماد کردید.
کمان شبیه هیچکدام از نشریات جبهه انقلاب نبود
در ادامه هدایتالله بهبودی با اشاره به سوابق مطبوعاتیاش در روزنامه جمهوری اسلامی گفت: پس از روزنامه جمهوری اسلامی به حوزه هنری رفتیم. در آغاز فعالیتمان در آنجا، فصلنامهای با عنوان «کتاب مقاومت» منتشر کردیم که چهار یا پنج شماره از آن به چاپ رسید. بااینحال، آن آرزو همچنان در ذهن ما باقی بود. سرانجام پس از خروج از روزنامه ایران، در سال ۱۳۷۵ امتیاز نشریه «کمان» را دریافت کردیم و حدود هشت سال با آن زندگی کردیم و کار را پیش بردیم. این فاصله زمانی علت خاصی نداشت؛ اگر امکانات فراهم بود، شاید دو سال زودتر امتیاز را میگرفتیم و همان زمان کار را آغاز میکردیم. واقعیت این است که برای زندگی کردن، انسان ناگزیر است معاش خود را تأمین کند و برای تولید و نوشتن نیز باید دانش و آگاهی خود را بهروز نگه دارد و با منابع و اطلاعات تازه در ارتباط باشد. ما بهتدریج امکان رشد و تقویت بنیه علمی و فکری خود را از دست داده بودیم و احساس میکردم خطر تکرار، نشریه «کمان» را تهدید میکند.
او ادامه داد: کارهایی که در نشریه انجام میشد. عمدتا داوطلبانه بود. یک روز ما در همین دفتری که الان درباره خط تلفنش صحبت کردند، نشسته بودیم. نمیدانم تماس گرفتند یا نه، بالاخره در باز شد و دو نفر آمدند و گفتند ما آمادهایم این نشریه را در نماز جمعه یا جاهای دیگر بفروشیم. حضور اینها عین مژده بود برای ما. الان مسعود انصاری که اینجا نشسته و درس حوزه علمیه خوانده است، به دفتر نشریه میآمد و نشریه را میگرفت و در نمازجمعه میفروخت و پولش را عیناً بدون اینکه پول یک لیوان آب بردارد، برمیگرداند. این یکی از راههای کسب درآمد نشریه بود و فعالیت چنین دوستانی باعث شد که نشریه کمان دوام بیاورد.
مسعود انصاری در ادامه صحبتهای بهبودی گفت: من سال اول از خیابان یخچال رد میشدم، یک کیوسک روزنامهفروشی بود که هنوزم هست. به روزنامهها و مجلات نگاه کردم. خیلی برایم مهم بود که در کیوسک چه مجلاتی میآید. کمان در همان شماره اول که سربازی با کلاه خود روی جلد بود، توجهم را جلب کرد. آنموقع هیچ شناختی از هدایتالله بهبودی و مرتضی سرهنگی نداشتم. دوست مشترکی من و دوستم را معرفی کرد. ما رفتیم و صحبت کردیم و از شماره دوم و سوم نشریه بود که آن را به نمازجمعه بردیم و فروختیم. به نظرم سبک کار کمان خاص بود و شبیه هیچ نشریه حزباللهی نبود و پخش آن را به عهده گرفتیم؛ چون فضای خاصی از جنگ و انقلاب را نشان میداد و باید دیده میشد.
او افزود: اگر قدری دست به قلم دارم، مدیون این بزرگواران هستم و از طریق آنها با حاجقاسم سلیمانی آشنا شدم؛ چون در نشریه کمان خاطرات لشکر ثارالله هم منتشر میشد. در کمان احمد دهقان مینوشت، محمدرضا بایرامی و نویسندگان دیگری قلم میزدند. با خواندن مطالب آنها کمکم با فضای نوشتن آشنا شدم.
هدایتالله بهبودی در ادامه با معرفی کوروش پارسانژاد، طراح نشریه کمان اظهار کرد: این نشریه چهار ستون داشت؛ یکی به رحمت خدا رفت، یکی دیگر از تهران خارج شده بهواسطه مسائل جسمی که دارد، گفت نمیتوانم بیایم و جایش خالی است، اما خیاط نشریه کمان، کوروش پارسانژاد بود که ایشان دو هفته یک بار لباسی که برای نشریه دوخته بود، پرو میکرد. ما چون باور داشتیم فکرمان درست است و بهترین مطالب را مینویسم پس باید بهترین لباس را هم داشته باشد. کوروش با ما آشنا بود، وقتی خواستیم به اعضای تحریریه کمان بپیوندد، قبول کرد و آمد. با کار در نشریه کمان تجربه تازهای به دست آورد و یک نگاه گرافیکی خاصی را در این نشریه پیاده کرد.
گرافیک خاص کمان مدیون فضای آزاد آزمایش ایدههای نو است
کوروش پارسانژاد در ادامه گفت: شاید کار در نشریه کمان به جهت رفقای خوبی که داشتیم از بهترین دورههای کاری من بود و همه دور همدیگر جمع شده بودیم. هر کس در جایی قرار داشت و سرش به کار خودش بود. بدون اینکه سرک بکشد در بخشی که مرتبط با دیگری بود. قبل از نشریه کمان، من با سرهنگی و بهبودی در زمینه طراحی جلد کتاب کار کرده بودم. بنابراین کار کردن در نشریه کمان با فضایی که برایتان شرح دادم، بهسرعت برای من جایگاه خاصی پیدا کرد. یک کار دلی بود که به مدت هشت سال هر دو هفته یک بار برای آن طراحی میکردم. این کار در زمانی بود که نشریات رونق داشت و نشریه در مدت هشت سال بدون تأخیر منتشر میشد. در همان زمان مجلات دیگری که از سوی مجموعههای خصوصی منتشر میشد با تأخیر همراه بود. گاهی در سال ۱۲ شماره هم منتشر نمیشد، ماهنامههایی که نظمی در انتشار نداشتند؛ ولی فکر کنم کمان طی هشت سال در ۲۰۰ شماره منتشر شد.
او افزود: واقعا وقتی فکر میکنم آن دوران جزء خاطرات خوب و حرفهای من بود و هیچ مسئلهای پیش نیامد که ذهن مرا آزرده کند. حالا در اغلب جلساتی که برای نشریه کمان برگزار میشد، این جمله را تکرار میکنم وقتی به شماره دویست رسیدیم، واقعا این انرژی در من بود که دویست شماره دیگر هم از کمان دربیاوریم و همراه آن تجربههای کاری جدید در این فضا کسب و ایدههای نو را آزمایش کنم؛ اما متأسفانه عمر نشریه کمان به دنیا نبود.
پارسانژاد با تشریح روند شکلگیری هویت بصری کمان گفت: «کمان» مجلهای دو رنگ بود اما اگر دقت کرده باشید، همان سبزهای زیتونی و قرمزهای متمایل به آجری را در شمارههای مختلف آن میبینید. تصور میکنم بخشی از تأثیری که این مجله بر نوجوانان آنوقت و شاید همنسلان شما گذاشت، به سلیقه و دریافت خودتان بازمیگردد. از سوی دیگر، در مورد خودم طبیعی است که تجربههای پیشین و همان سلیقه درونی، در شکلگیری کار تأثیر داشته باشد. متناسب با موضوع مجله که جنگ بود، از زاویههای تند، خطوط شکسته و عناصر بصری الهامگرفته از فرم یونیفرمها یا طراحی لوگو استفاده شد؛ عناصری که به آنها علاقه داشتم و بهتدریج در «کمان» بسط یافت و در طول سالها کاملتر شد. هنگام کار، هیچ اصراری نداشتم که بخواهم بهطور برنامهریزیشده مخاطب جذب کنم. بیشتر به حسی که خودم داشتم وفادار بودم و به دلیل فضای آزادی که فراهم بود، میتوانستم آن حس را بیواسطه و راحت تجربه و اجرا کنم.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه