تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4375641
شناسه : 4375641
تاریخ :
چالشی فراتر از یک جنگ نظامی؛ عربستان توان یک جنگ طولانی را دارد اما ... | راهبرد حوثی‌ها تهدید زیرساخت‌های اقتصادی ریاض است اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: ایران و متحدانش برای وارد کردن فشار به عربستان نیازی به تصرف تمامی میدان‌های نفتی این کشور یا همه مسیرهای کشتیرانی به‌طور کامل ندارند، بلکه کافی است تا خطر استفاده از مسیرهایی را افزایش دهند که نفت عربستان از طریق آن‌ها به بازارهای جهانی می‌رسد.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، شاید برتری نظامی و توان اقتصادی عربستان سعودی برای وارد کردن ضربات سنگین به حوثی‌های یمن کافی باشد، اما هیچ تضمینی برای پیروزی راهبردی بر این گروه را فراهم نمی‌کند.

گسترش نفوذ حوثی‌ها در سواحل دریای سرخ و نزدیکی آن‌ها به تنگه باب‌المندب، هم‌زمان با اختلال در زیرساخت‌های انتقال نفت عربستان، ریاض را با چالشی فراتر از یک جنگ نظامی مواجه کرده است. مسئله اصلی اکنون نه صرفاً توان شکست دادن حوثی‌ها، بلکه حفاظت از زیرساخت‌ها و مسیرهای اقتصادی‌ است که آسیب‌پذیری آن‌ها می‌تواند هزینه‌ای سنگین بر اقتصاد عربستان تحمیل کند. 

خبر مرتبط
شکست شرط‌بندی عربستان بر ترامپیسم | جنگ ایران دست آمریکا را بسته است؟ | چرا ترامپ روی بن‌سلمان را زمین زد؟
شکست شرط‌بندی عربستان بر ترامپیسم | جنگ ایران دست آمریکا را بسته است؟ | چرا ترامپ روی بن‌سلمان را زمین زد؟

اقتصادنیوز: برای عربستان سعودی که کمتر از یک سال پیش، پس از تعهد به سرمایه‌گذاری یک تریلیون دلاری در اقتصاد آمریکا، از سوی واشنگتن به عنوان متحد عمده خارج از ناتو معرفی شده بود، این رویکرد با انتظاراتی که از روابط دو کشور وجود داشت فاصله دارد. به تعبیر یکی از تحلیلگران، «شرط‌بندی ریاض روی ترامپیسم شکست خورده است.»

محدودیت قدرت آتش

رونی پی. ساسمیتا در میدل‌ایست ‌مانیتور نوشت: عربستان سعودی توان مالی لازم برای ادامه یک جنگ طولانی را دارد. این کشور می‌تواند هواپیماهای جنگی، موشک‌ها، پهپادها، سامانه‌های پدافندی و تجهیزات اطلاعاتی پیشرفته خریداری کند و خسارت‌هایی را تحمل کند که می‌تواند اقتصاد کشورهای فقیرتر را به ورشکستگی بکشاند.

بااین‌حال، توانایی تأمین هزینه‌های جنگ لزوماً به معنای امکان شکست دادن حوثی‌ها نیست؛ تمایزی که اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

تماس مجدد بن‌سلمان با ترامپ

گزارش‌ها حاکی از آن است که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، هفته گذشته دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفت و از واشنگتن خواست تا مستقیما مواضع حوثی‌ها را هدف قرار دهد. ترامپ با این درخواست موافقت نکرد، اما پذیرفت تا حمایت اطلاعاتی و کمک در شناسایی و تعیین اهداف را در اختیار عربستان قرار دهد.

ترامپ و بن سلمان 2

برتری هوایی لازم، ولی ناکافی است

این تحول نشان می‌دهد که مسئله ریاض کمبود قدرت نظامی نیست؛ بلکه این نتیجه‌گیری است که مشکل حوثی‌ها را نمی‌توان صرفا با اتکا به قدرت آتش حل کرد.

بر اساس برآوردها، عربستان در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۳.۲ میلیارد دلار برای امور نظامی هزینه کرد و در رتبه هشتم بزرگ‌ترین هزینه‌کنندگان نظامی جهان قرار گرفت. این کشور از جنگنده‌های پیشرفته، تسلیحات دقیق، سامانه‌های دفاع هوایی مدرن و دسترسی گسترده به فناوری و اطلاعات نظامی غرب برخوردار است. در مقابل، حوثی‌ها بازیگری غیردولتی با منابع مالی محدود هستند که در یکی از دشوارترین محیط‌های جغرافیایی خاورمیانه فعالیت می‌کنند. با وجود این اختلاف چشمگیر، برتری متعارف نظامی عربستان تاکنون به پیروزی راهبردی قاطع منجر نشده است.

نویسنده مدعی شد: ریاض در سال ۲۰۱۵ با اتکا به برتری هوایی خود وارد جنگ یمن شد. هدف اعلام‌شده، جلوگیری از تثبیت قدرت حوثی‌ها و بازگرداندن دولتی همسو با عربستان بود. این حملات هوایی خسارات گسترده‌ای به بار آورد و پیشروی‌های حوثی‌ها را در مقاطعی کند کرد، اما نتیجه سیاسی مورد نظر عربستان حاصل نشد.

تجربه این جنگ نشان داد که قدرت هوایی، زمانی که طرف مقابل قادر به پراکنده کردن نیروها، بازسازی توان عملیاتی و ادامه فعالیت در سطحی پایین‌تر از جنگ متعارف باشد، ابزار کافی برای حل یک منازعه سیاسی نیست. حوثی‌ها طی یک دهه گذشته خود را با همین عدم توازن تطبیق داده‌اند.

بر اساس داده‌های مؤسسه ACLED، حوثی‌ها از سال ۲۰۱۵ تا آتش‌بس آوریل ۲۰۲۲، نزدیک به هزار حمله راکتی و موشکی و بیش از ۳۵۰ حمله مجزای پهپادی علیه اهدافی در عربستان و امارات انجام دادند. در همین دوره، ماهیت تسلیحات مورد استفاده آن‌ها نیز تغییر کرد. سهم موشک‌های هدایت‌شونده از مجموع حملات راکتی و موشکی حوثی‌ها از حدود ۱۵ درصد در سال ۲۰۱۵ به ۸۹ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافت و حملات پهپادی نیز به‌تدریج از حملات موشکی پیشی گرفت.

تفاوت راهبرد عربستان و حوثی‌ها

ریاض بیشتر تلاش کرده تا با انهدام تجهیزات نظامی و تضعیف توان عملیاتی حوثی‌ها، هزینه اقدامات این گروه را افزایش دهد. در مقابل، حوثی‌ها به‌تدریج راهبردی را دنبال کرده‌اند که هدف آن محروم کردن عربستان از امکان فعالیت امن و قابل پیش‌بینی است. این تفاوت، فاصله میان مجازات نظامی یک دشمن و سلب توانایی او برای فعالیت را نشان می‌دهد.

عربستان می‌تواند سکوی پرتاب موشک را منهدم کند، اما از بین بردن انگیزه‌های سیاسی و اقتصادی‌ که یک نیروی پراکنده موشکی را حفظ می‌کند، بسیار دشوارتر است. همچنین، رهگیری یک پهپاد هم تضمین نمی‌کند که پهپاد بعدی نتواند نقطه‌ضعف دیگری را هدف قرار دهد.

حمله به مراکز فرماندهی هم لزوما دسترسی یک بازیگر به موقعیت جغرافیایی راهبردی را از بین نمی‌برد.

حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی بقیق و خریص، این آسیب‌پذیری را به‌روشنی آشکار کرد. این حمله به‌طور موقت بیش از نیمی از تولید نفت عربستان را از مدار خارج کرد و نزدیک به پنج درصد از عرضه جهانی نفت را تحت تأثیر قرار داد. فارغ از اختلاف‌ها درباره محل آغاز حمله و نقش بازیگران مختلف در آن، پیام راهبردی روشن بود: یک حمله نامتقارن و نسبتا کم‌هزینه می‌تواند خساراتی بسیار سنگین به یکی از مجهزترین کشورهای منطقه وارد کند.

ازاین‌رو، برتری نظامی عربستان را نباید با مصونیت راهبردی این کشور یکسان دانست.

گسترش بحران به فراتر از مرزهای یمن

نویسنده مدعی شد: مهم‌ترین تحول در سال ۲۰۲۶ این است که تهدید حوثی‌ها دیگر صرفاً به کنترل قلمرو در یمن محدود نمی‌شود و ابعاد جغرافیایی و اقتصادی گسترده‌تری پیدا کرده است.

تصرف بندر مخا در ساحل دریای سرخ و پیشروی این گروه به سمت جزیره میون، معروف به پریم، و تنگه باب‌المندب، معادلات راهبردی منطقه را تغییر داده است.

باب‌المندب یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان است که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند. بر اساس گزارش رویترز، نیروهای حوثی در ۱۱ سپتامبر به جزیره راهبردی میون رسیدند و به گذرگاه دریایی که مسیر انتقال انرژی و کالا میان خاورمیانه، اروپا و آسیا به شمار می‌رود، نزدیک‌تر شدند.

این تحول برای عربستان اهمیت ویژه‌ای دارد. ریاض سال‌ها تلاش کرده است تا وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهد. خط لوله شرق به غرب، یکی از ارکان اصلی این راهبرد است؛ زیرا امکان انتقال نفت خام عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ را بدون عبور از تنگه هرمز فراهم می‌کند. بااین‌حال، تحولات کنونی ممکن است همین راهبرد را به نقطه‌ضعف عربستان تبدیل کند.

فشار بر گذرگاه‌های کلیدی؛ از هرمز تا باب‌المندب

درحالی که تنگه هرمز زیر فشار ایران قرار دارد، باب‌المندب بیش از گذشته در معرض حملات حوثی‌هاست. در این میان، خط لوله شرق به غرب نیز در پی حملات پهپادی در عراق دچار اختلال شده است.

رویترز گزارش داده است که توقف فعالیت این خط لوله می‌تواند تا چهار درصد از عرضه جهانی نفت را به خطر بیندازد؛ این در حالی است که تولید نفت عربستان نیز پیش‌تر از سطوح قبلی خود کاهش یافته بود.

چالش اصلی جغرافیای اقتصادی است

در چنین شرایطی، مسئله دیگر صرفا یک جنگ متعارف نیست، بلکه رقابت بر سر قابلیت اطمینان جغرافیای اقتصادی است؛ یعنی این پرسش آیا مسیرهای حیاتی انتقال انرژی و تجارت می‌توانند بدون وقفه و با هزینه‌ای قابل پیش‌بینی فعالیت کنند یا خیر؟

ایران و متحدانش برای وارد کردن فشار به عربستان نیازی به تصرف تمامی میدان‌های نفتی این کشور یا همه مسیرهای کشتیرانی به‌طور کامل ندارند. بلکه کافی است تا خطر استفاده از مسیرهایی را افزایش دهند که نفت عربستان از طریق آن‌ها به بازارهای جهانی می‌رسد.

در این الگوی جنگی، کنترل تمام قلمرو هدف اصلی نیست؛ بلکه ایجاد اهرم فشار بر گذرگاه‌های محدودی اهمیت دارد که حجم عظیمی از تجارت جهانی ناگزیر از آن‌ها عبور می‌کند.

عربستان و یمن

زیرساخت‌های حیاتی؛ هدفی کم‌هزینه با پیامدهای گسترده

توانایی حوثی‌ها برای تهدید زیرساخت‌های اقتصادی، محدود به تحولات اخیر نیست. داده‌های ACLED نشان می‌دهد که این گروه پیش‌تر نیز به‌جای تمرکز صرف بر اهداف نظامی در میدان نبرد، فرودگاه‌ها و تأسیسات هیدروکربنی را هدف قرار داده است.

از سال ۲۰۱۸ تا اوایل سال ۲۰۲۲، حدود ۴۳ درصد از حملات حوثی‌ها علیه عربستان، فرودگاه‌های غیرنظامی و زیرساخت‌های انرژی را هدف گرفت. 

منطق این راهبرد ساده است: هدف قرار دادن دارایی‌هایی که طرف مقابل توان تحمل از دست دادن آن‌ها را ندارد. برای عربستان، این دارایی‌ها شامل تأسیسات نفتی، بنادر، خطوط لوله، فرودگاه‌ها و مسیرهای دریایی است.

در چنین شرایطی، حوثی‌ها برای پیروزی در یک جنگ متعارف به کنترل گسترده سرزمین یا برخورداری از تسلیحات هم‌تراز با عربستان نیاز ندارند. آن‌ها می‌توانند با افزایش هزینه حفظ وضعیت عادی، فشار اقتصادی و امنیتی بر ریاض وارد کنند؛ فشاری که ممکن است سریع‌تر از توان یا تمایل عربستان برای تحمل آن افزایش یابد.

یک پهپاد ارزان‌قیمت می‌تواند عربستان را به استفاده از رهگیرهای بسیار گران‌قیمت وادار کند. حمله‌ای محدود به یک خط لوله ممکن است صادرات میلیون‌ها بشکه نفت را مختل کند. حتی تهدید معتبر علیه کشتیرانی، بدون غرق شدن یک نفتکش، می‌تواند هزینه بیمه را افزایش دهد. اختلال موقت در یک گلوگاه دریایی نیز ممکن است پیامدهای اقتصادی بسیار فراتر از میدان نبرد ایجاد کند.

بنابراین، ارزیابی تهدید حوثی‌ها نباید تنها بر اساس قلمرو تحت کنترل یا شمار تسلیحات آن‌ها انجام شود؛ معیار مهم‌تر، آن میزان از نااطمینانی راهبردی و اقتصادی است که این گروه می‌تواند به عربستان تحمیل کند.

ریاض در دوراهی؛ تشدید درگیری یا از دست دادن دارایی‌ها؟

در چنین بستری، درخواست محمد بن سلمان از ترامپ برای حمله مستقیم به حوثی‌ها معنای روشن‌تری پیدا می‌کند. ولیعهد عربستان لزوما به دنبال آن نبود که واشنگتن جنگ این کشور را به‌جای ریاض پیش ببرد.

هدف او می‌توانست تغییر محاسبات هزینه و فایده از طریق افزودن قدرت نظامی آمریکا به معادله بازدارندگی باشد.

بااین‌حال، مخالفت ترامپ با حملات مستقیم، در کنار موافقت واشنگتن با ارائه حمایت اطلاعاتی و کمک در تعیین اهداف، واقعیتی تازه را آشکار می‌کند: عربستان دیگر نمی‌تواند در هر مسئله امنیتی روی آمریکا حساب کند.

ریاض اکنون با انتخابی دشوار روبه‌روست. اگر از تشدید درگیری خودداری کند، حوثی‌ها ممکن است موقعیت خود را در اطراف باب‌المندب تثبیت کنند و قدرت چانه‌زنی بیشتری به دست آورند.

از سویی اگر عربستان حملات گسترده‌تری را آغاز کند، این خطر وجود دارد که حوثی‌ها زیرساخت‌های نفتی، شهرها، بنادر و مسیرهای کشتیرانی را هدف قرار دهند؛ یعنی همان دارایی‌هایی که عربستان در پی حفاظت از آن‌هاست.

این همان تناقض تشدید تنش است: افزایش فشار نظامی برای مهار دشمن می‌تواند به واکنشی منجر شود که هزینه‌های امنیتی و اقتصادی بیشتری به همراه دارد. یک عملیات گسترده‌تر ممکن است مواضع و مراکز فرماندهی حوثی‌ها را تخریب کند، اما هم‌زمان احتمال حملات تلافی‌جویانه علیه نقاط حساس اقتصاد عربستان را افزایش دهد.

وقتی هزینه حمله کمتر از دفاع می‌شود!

بنابراین، مسئله ضعف نظامی عربستان نیست، بلکه آسیب‌پذیری راهبردی آن است. حوثی‌ها منابع مالی کمتر، قدرت آتش محدودتر و تسلیحات پیشرفته کمتری در اختیار دارند، اما می‌توانند از یک عدم توازن اساسی بهره ببرند؛ اینکه هزینه اجرای یک حمله ممکن است ناچیز باشد، در حالی که هزینه دفاع از همه اهداف بالقوه بسیار سنگین است.