به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» در گزارشی تحلیلی با بررسی گسترش نفوذ نیروهای صنعا در سواحل دریای سرخ و تنگه بابالمندب، به ارزیابی پیامدهای این تحول برای آزادی کشتیرانی، تجارت و انتقال انرژی، اعتبار امنیتی آمریکا و موازنه قدرت در گلوگاههای راهبردی منطقه پرداخت و با اشاره به افزایش تهدیدها علیه مسیرهای دریایی، خواستار تشکیل یک ائتلاف چندملیتی به رهبری واشنگتن برای مقابله با این وضعیت شد و نوشت: جنگ بر سر گلوگاههای حیاتی دریایی جهان اکنون جبهه دومی پیدا کرده است. بر اساس گزارشها نیروهای مسلح صنعا، طی یک عملیات ۴۸ ساعته در روزهای ۱۰ و ۱۱ سپتامبر، بخشهای زیادی از سواحل دریای سرخ و همچنین جزایر حنیش و میون را تصرف کردند.
پس از پایان این عملیات، محور مقاومت عملاً کنترل یکی دیگر از گلوگاههای حیاتی دریایی جهان یعنی تنگه بابالمندب را به دست آورده است؛ تنگهای که در شرایط عادی، ۲۵ درصد از ترافیک جهانی کانتینری از آن عبور میکند و تاکنون واکنش مشخصی از سوی آمریکا در برابر این تحول دیده نشده است.
اما موضوع فراتر از تحولات داخلی یمن، تنشهای منطقهای یا قیمت جهانی انرژی است. تلاشهای مستمر ایران برای در اختیار گرفتن تنگه هرمز و کنترل بابالمندب توسط صنعا، چالشی اساسی برای آزادی کشتیرانی در جهان است؛ اصلی که آمریکا بیش از دو قرن از آن حمایت کرده است.
در سال ۱۷۸۵، توماس جفرسون که در آن زمان سفیر آمریکا در فرانسه بود، استدلال کرد که اگر آمریکا میخواهد تجارتش آزاد باشد، باید از قدرت نظامی استفاده کند. به همین دلیل، او بعدها در مقام رئیسجمهور، نیروی دریایی آمریکا را علیه دزدان دریایی بربر در لیبی امروزی اعزام کرد.
از زمان آن جنگ، حفظ آزادی کشتیرانی به یکی از ستونهای اصلی راهبرد آمریکا تبدیل شده است. سند راهبرد امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ نیز همانند اسناد پیشین، بر تداوم هدف آمریکا برای «حفظ آزادی کشتیرانی در تمامی مسیرهای حیاتی دریایی» تأکید کرده است.
از زمانی که دولتهای آمریکا در سال ۱۹۸۷ انتشار اسناد راهبردی امنیت ملی را آغاز کردند، ۱۶ مورد از مجموع ۲۰ سند منتشرشده این اصل را مورد تأکید مجدد قرار دادهاند. تهدید علیه آبراههای بینالمللی نیز در دهههای اخیر یکی از عوامل پرتکرار در مداخلات نظامی آمریکا بوده است؛ از جمله در لیبی در سالهای ۱۹۸۱ و ۱۹۸۶، علیه ایران در سال ۱۹۸۸ و علیه صنعا در سال ۲۰۲۵.
تهدید صنعا علیه کشتیرانی جهانی اکنون بهطور چشمگیری گسترش یافته و اعتبار تعهد آمریکا به امنیت دریایی را به چالش کشیده است. صنعا دیگر برای تهدید مؤثر کشتیرانی در دریای سرخ الزاماً به پهپادها و موشکهایی که طی سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در صدها حمله علیه کشتیها به کار گرفتند، نیاز ندارند.
با توجه به مواضعی که این نیروها در امتداد گلوگاه باریک بابالمندب به دست آوردهاند، حفاظت از کشتیرانی دشوارتر خواهد شد؛ زیرا اکنون امکان استفاده از تسلیحات کوتاهبردتر مانند توپخانه، راکتها و تیربارهای سنگین را نیز خواهند داشت. پیامدهای اقتصادی این تحول نیز بلافاصله نمایان شد و قیمت نفت خام از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد.
پیامدهای کنترل جدید صنعا بر بابالمندب بسیار فراتر از خاورمیانه است. محور مقاومت تحت اکنون در حال تثبیت نفوذ خود بر دو مورد از پنج گلوگاه پرتردد انرژی در جهان است. اهمیت این موضوع در آن است که این دو گلوگاه در نزدیکی یکدیگر و در مسیرهای حیاتی انتقال انرژی میان قارهها قرار دارند.
تهدید علیه بابالمندب کشتیها را مجبور میکند مسیر خود را از اطراف آفریقا تغییر دهند. برای یک کشتی کانتینری که در مسیر آسیا ـ اروپا حرکت میکند، این انحراف میتواند ۱۰ تا ۱۲ روز به زمان سفر اضافه کند و حدود یک میلیون دلار هزینه سوخت اضافی در هر سفر رفتوبرگشت به همراه داشته باشد.
افزون بر این، اگر این تحول بدون پاسخ باقی بماند، میتواند پیامدهای زنجیرهای در سراسر جهان ایجاد کند. گلوگاههای خاورمیانه ممکن است نخستین حلقه از زنجیرهای باشند که در آن بازیگران منطقه، تعهد آمریکا به آزادی دریاهای آزاد را در نقاط دیگر نیز آزمایش کنند.
چند روز پس از عملیات اخیر صنعا، کشتیهای چینی در نزدیکی گلوگاه تنگه برینگ که اقیانوس منجمد شمالی را به اقیانوس آرام متصل میکند، مشاهده شدند؛ منطقهای که چین و روسیه در آن رزمایشها و گشتهای مشترک برگزار کردهاند. همچنین ادامه اقدامات روسیه در دریای سیاه، تهدید این کشور علیه گلوگاههای نزدیک به تنگههای دانمارک و ترکیه را برجسته میکند و هشت گلوگاه کلیدی دریای چین جنوبی نیز همچنان در برابر فشار و اجبار چین آسیبپذیر هستند.
در حالی که گزارشها از پیگیری دیپلماسی آمریکا با صنعا حکایت دارند، تلاشهای دیپلماتیک گذشته نتوانست این گروه را بازدارد و اکنون با توجه به گسترش قلمرو تحت کنترل صنعا، احتمال موفقیت این مسیر حتی کمتر است.
نیروهای صنعا توافق استکهلم در سال ۲۰۱۸ را که آنها را ملزم به عقبنشینی از حدیده میکرد، نقض کردند؛ توافقی که حدیده را همچنان به یکی از مراکز مهم عملیات صنعا تبدیل کرده است. همچنین گزارش شده است که نیروهای یمنی مورد حمایت عربستان در ۵ اکتبر بندر المخا را که صنعا در اوایل همین ماه تصرف کرده بودند، بازپس گرفتهاند.
مناسبترین رویکرد، تشکیل یک ائتلاف به رهبری آمریکا برای حفاظت از کشتیرانی جهانی و از بین بردن تهدید صنعاست. آمریکا توان بینظیری برای تشکیل ائتلاف دارد و دهها کشور شریک این کشور ــ بهویژه صادرکنندگان هیدروکربن در خاورمیانه و واردکنندگان انرژی در اروپا و آسیا ــ منافع جدی در تأمین امنیت این دو گلوگاه دارند.
فرانسه اخیراً برای حفاظت از عربستان در برابر حملات صنعا، نیرو، سامانههای پدافند هوایی و رادار به این کشور اعزام کرده و دولت بریتانیا نیز با انجام سوخترسانی هوایی به جنگندههای سعودی موافقت کرده است. در نشست ماه مه نیز ۴۰ کشور تمایل خود را برای حفاظت از کشتیرانی اعلام کردند، هرچند جزئیات نحوه انجام این کار مشخص نشد.
یک نیروی چندجانبه قدرتمند به رهبری آمریکا میتواند اعتبار این کشور را بهعنوان تضمینکننده قابل اتکای امنیت برای شرکایش تقویت کند. در مقابل، کنار ماندن واشنگتن از این بحران، اعتماد کشورهای عربی دوست آمریکا، بهویژه عربستان سعودی که هدف اصلی حملات صنعاست را تضعیف خواهد کرد. چنین رویکردی همچنین میتواند ایران و گروههای همسو با آن را بیش از پیش جسور کند.
آمریکا فرصت محدودی برای بازگرداندن اعتبار تعهد خود به آزادی کشتیرانی در اختیار دارد. خوشبختانه، شرکای واشنگتن میتوانند در این مسیر کمک کنند. قدرت از تعداد بیشتر و نمایش ملموس رهبری آمریکا ناشی میشود.