تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4372897
شناسه : 4372897
تاریخ :
جنگِ پنهان روسیه علیه اروپا؛ رخدادهایی که اتفاقی نیستند | تهدید بدون اقدام، یعنی تشویق پوتین به ادامه جنگ! اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: جنگ سایه روسیه علیه ناتو همین حالا هم جریان دارد. مسئله اصلی این است که آیا اروپا و آمریکا پیش از آنکه این جنگ پنهان به یک بحران گسترده و کنترل‌ناپذیر تبدیل شود، راهی برای پاسخ هماهنگ و بازدارنده پیدا خواهند کرد یا نه؟

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، این روزها مجموعه‌ای از رخدادهای مشکوک در کشورهای اروپایی در جریان است؛ از خرابکاری در شبکه‌های برق و تأسیسات دفاعی گرفته تا نفوذ پهپادها و حملات سایبری. اتفاقاتی که شاید نشان‌دهنده الگویی فزاینده از جانب مسکو، بدون پذیرش رسمی مسئولیت، فشار بر اروپا و آزمودن واکنش غرب باشد.

خبر مرتبط
5 اصل کلیدی توافق پایدار اوکراین با روسیه | مأموریت دشوار کوشنر
5 اصل کلیدی توافق پایدار اوکراین با روسیه | مأموریت دشوار کوشنر

اقتصادنیوز: اصل ریگان در مذاکرات با شوروی روشن بود: «اعتماد کن، اما راستی‌آزمایی را فراموش نکن.» همین واقع‌گرایی باید امروز نیز مبنای مذاکرات اوکراین و روسیه قرار گیرد.

رخدادهایی که اتفاقی نیستند!

آلینا پولیاکووا و کریستوفر واکر در نشنال‌اینترست نوشتند: در نگاه نخست، ممکن است که حملات پهپادی به خطوط راه‌آهن در غرب اوکراین، سرنگونی یک پهپاد مسلح توسط جنگنده‌های ناتو در لیتوانی، انفجارهای مشکوک در یک کارخانه دفاعی ایتالیا، آتش‌سوزی عمدی در تأسیسات یک پیمانکار دفاعی استونی، حریق مشکوک در یک مرکز تولید قطعات موشکی در لهستان و خرابکاری در شبکه‌های انتقال برق آلمان، مجموعه‌ای از حوادث پراکنده و کم‌اهمیت به نظر برسند.

اما این رخدادها در کنار یکدیگر، تصویری متفاوت را ایجاد می‌کنند؛ الگویی از اقدامات پنهانی که هدف آن می‌تواند ایجاد بی‌ثباتی، فرسایش توان دفاعی اروپا و سنجش میزان آمادگی کشورهای غربی برای واکنش باشد.

در این میان، مسکو در بسیاری از این موارد توانسته امکان انکار مستقیم مسئولیت خود را حفظ کند.

همچنین، موارد خطرناک دیگری نیز در اروپا رخ داده است؛ از جمله نزدیک شدن پهپادهای مشکوک به مراکز مهم حمل‌ونقل و گزارش‌هایی درباره خرابکاری در زیرساخت‌های حیاتی.

images

جنگ سایه؛ میدان تازه رویارویی روسیه و غرب

درک این مجموعه رخدادها بدون توجه به مفهوم «جنگ سایه» دشوار است. کرملین جنگ اوکراین، عملیات خرابکارانه در کشورهای غربی و حتی سرکوب داخلی را بخش‌هایی جدا از یک درگیری بزرگ‌تر نمی‌بیند، بلکه آنها را در چارچوب یک رویارویی واحد با غرب قرار می‌دهد.

نویسنده مدعی شد: روسیه می‌داند که در یک جنگ متعارف و مستقیم، توان شکست دادن مجموع کشورهای غربی را ندارد. به همین دلیل، کرملین بیش از گذشته به شیوه‌های جنگ سایه متکی شده است؛ یعنی استفاده از شبکه‌های نیابتی ارزان‌قیمت و برون‌سپاری‌شده که از گروه‌های تبهکار محلی تا نیروهای افراطی جذب‌شده را دربرمی‌گیرند.

این شبکه‌ها به مسکو اجازه می‌دهند تا با هزینه پایین و انعطاف‌پذیری بالا در کشورهای مختلف عملیات انجام دهد، در حالی که می‌تواند ارتباط مستقیم حکومت روسیه با این اقدامات را انکار کند.

همزمان، زیرساخت‌های فیزیکی، کابل‌های ارتباطی زیر دریا و شبکه‌های دیجیتال نیز به عرصه این نبرد تبدیل شده‌اند. نتیجه چنین روندی، افزایش فشار بر کشورهای اروپایی است؛ کشورهایی که باید همزمان از مجموعه‌ای از زیرساخت‌های حیاتی خود دفاع کنند و در عین حال، از ورود مستقیم به جنگی گسترده‌تر با روسیه پرهیز کنند.

کرملین

بیشترین خسارت با کمترین میزان ریسک

بررسی‌های «مرکز تحلیل سیاست اروپایی» نیز نشان می‌دهد که ساختار مشوق‌های موجود در کرملین، ریسک‌پذیری تهاجمی را تقویت می‌کند؛ به‌گونه‌ای که اقدامات روسیه معمولا تا نقطه‌ای پیش می‌رود که بیشترین اختلال ممکن را ایجاد کند، اما همچنان اندکی پایین‌تر از سطحی باقی بماند که واکنش نظامی مستقیم غرب را اجتناب‌ناپذیر کند.

سه واقعیت تلخ برای غرب

نخست اینکه سازمان عملیات مخفی روسیه، عمدا از نقاط کور حقوقی، جغرافیایی و سیاسی میان اعضای ناتو استفاده می‌کند. هدف این است که بیشترین آسیب وارد شود، بدون آنکه مسکو آشکارا از خطوطی عبور کند که بتواند واکنش نظامی مستقیم را توجیه کند.

دوم، واکنش کشورهای دموکراتیک هنوز بیش از اندازه پراکنده است. روسیه از همین پراکندگی استفاده می‌کند و عملیات‌های فیزیکی، نفوذ پهپادی، شبکه‌های نیابتی محلی و عملیات‌های اطلاعاتی مبتنی بر هوش مصنوعی را در کنار یکدیگر به کار می‌گیرد.

در این میان، هدف مسکو فقط ایجاد خسارت مادی نیست؛ فرسوده کردن حمایت عمومی از اوکراین، ایجاد اختلاف میان کشورهای غربی و دشوار کردن تصمیم‌گیری سیاسی نیز بخشی از این فشارهاست.

سوم، مقابله با این روند مستقیما با منافع امنیتی آمریکا مرتبط است. امنیت آمریکا تا میزان زیادی، به شبکه‌های انرژی فراآتلانتیک، کابل‌های ارتباطی زیر دریا، زنجیره‌های تأمین و مراکز نظامی اروپایی وابسته است و بخش مهمی از همین زیرساخت‌ها در معرض هدف‌گیری قرار دارند.

اگر حملات فیزیکی روسیه در خاک اروپا به یک امر عادی تبدیل شود، اعتبار بازدارندگی غرب آسیب خواهد دید و خطر کشیده شدن آمریکا به بحرانی بسیار بزرگ‌تر افزایش پیدا خواهد کرد.

اروپا هنوز با ذهنیت دوران صلح واکنش نشان می‌دهد

یکی از دشواری‌های اصلی برای واشنگتن این است که جوامع باز و دموکراتیک اروپایی، به‌طور طبیعی به استانداردهای حقوقی سخت‌گیرانه، اثبات قضایی و اجماع سیاسی متکی هستند. این سازوکارها برای ثبات در دوران صلح ضروری‌ است، اما در مواجهه با شبکه‌های مخفی، ناوگان‌های موسوم به «سایه» و نیروهای نیابتی مورد حمایت دولت‌ها ممکن است به مانعی برای واکنش سریع تبدیل شوند.

در چنین شرایطی، کشورهای غربی باید بتوانند بر اساس الگوهای رفتاری و اطلاعات امنیتی، سریع‌تر تصمیم بگیرند و به جای بررسی تک‌تک حوادث به‌صورت جداگانه، آنها را در چارچوب یک کارزار بزرگ‌تر تحلیل کنند.

ترس از تشدید جنگ نیز خود به بخشی از مشکل تبدیل شده است. اگر مسکو احساس کند حملات پنهانی هزینه چندانی برایش ندارد، طبیعی است که ریسک بیشتری را متحمل شود. از این منظر، پذیرش نوعی تشدید کنترل‌شده و حساب‌شده در کوتاه‌مدت می‌تواند برای جلوگیری از یک بحران بسیار بزرگ‌تر در آینده ضروری باشد.

images (1)

بازدارندگی پراکنده ناتو

در ماه‌های اخیر، کشورهای غربی برخی اقدامات مشترک را برای مقابله با این تهدیدات تقویت کرده‌اند؛ از افزایش گشت‌های دریایی و هوایی بر فراز زیرساخت‌های حساس در منطقه بالتیک گرفته تا ایجاد مراکز مشترک برای شناسایی تهدیدها.

ناتو نیز در مواردی واکنش نشان داده است. برای نمونه، یک جنگنده اف-۱۸ ناتو اخیرا یک پهپاد متخاصم را در حریم هوایی رومانی رهگیری کرد. این چهارمین نقض حریم هوایی این کشور در سال جاری بود.

با این حال، موانع اداری و ساختارهای ملی همچنان مانع شکل‌گیری یک بازدارندگی واقعی هستند.

putin

تهدید بدون اقدام، تشویق پوتین به ادامه جنگ است!

نخستین و مهم‌ترین تغییر آن است که غرب باید به جای واکنش جداگانه به هر حادثه، با کل کارزار روسیه برخورد کند.

کشورهای متحد باید یک چارچوب پاسخ جمعی ایجاد کنند که ظرفیت‌های اطلاعاتی برای شناسایی و نسبت دادن حملات را با یکدیگر ترکیب کند و در صورت تأیید یک الگوی مشخص از اقدامات زیرآستانه‌ای، مجموعه‌ای از اقدامات دیپلماتیک و اقتصادی را به‌صورت هماهنگ فعال سازد.

در این صورت، روسیه دیگر روی این که هر عملیات در یک کشور جداگانه و با واکنشی محدود مواجه خواهد شد، حساب نخواهد کرد.

دوم، اعضای ناتو باید خطوط قرمز مشخصی تعیین کنند، اما نوع واکنش متقابل را کاملا قابل پیش‌بینی نسازند. تهدیدهایی که هیچ‌گاه با اقدام عملی همراه نشوند، تنها ولادیمیر پوتین را به ادامه مسیر تشویق می‌کنند. کشورهای غربی باید محدوده‌های عملیاتی روشن داشته باشند، اما درباره نوع و زمان واکنش خود ابهام راهبردی را حفظ کنند.

این واکنش‌ها می‌تواند طیفی از اقدامات سایبری تهاجمی، توقیف دارایی‌های مرتبط با ناوگان‌های سایه روسیه و مداخلات دریایی هدفمند را دربر بگیرد؛ اقداماتی که هزینه فعالیت‌های پنهانی مسکو را بالا ببرد، بدون آنکه الزاما به جنگ مستقیم منجر شود.

سوم، غرب باید رابطه میان اقدام روسیه و هزینه‌ای که متوجه مسکو می‌شود را برای خود روسیه کاملاً روشن کند.

بازدارندگی زمانی مؤثر است که طرف مقابل بداند عملیات مخفیانه او بدون پاسخ نخواهد ماند. روسیه باید بتواند خسارت مستقیمی را که از اقداماتش متحمل می‌شود، با تصمیمات خود مرتبط کند تا دیگر نتواند پشت انکار مسئولیت پنهان شود.

جنگ به فراتر از مرزهای ناتو می‌رسد

ابعاد این رویارویی تنها به روسیه محدود نیست؛ چرا که چین حمایت‌های مهمی از مسکو ارائه می‌دهد و از این منظر، جنگ سایه بخشی از یک رقابت گسترده‌تر میان قدرت‌های رقیب غرب و دموکراسی‌های اروپایی و آمریکایی است.

کشورهای دموکراتیک اکنون در برابر یک انتخاب قرار دارند: یا همچنان با هر حادثه به‌عنوان یک اتفاق مجزا و محدود برخورد کنند، یا این اقدامات را به‌عنوان اجزای یک کارزار چندلایه و مستمر ببینند.

تداوم رویکرد تدافعی، کند و همراه با تردید، می‌تواند به مسکو این پیام را بدهد که هزینه عملیات پنهانی پایین باقی خواهد ماند.

در مقابل، شناسایی الگوها، ایجاد سازوکار پاسخ جمعی، تعیین خطوط قرمز روشن و تحمیل هزینه‌های ملموس می‌تواند محاسبات روسیه را تغییر دهد.

بنابراین، جنگ سایه روسیه علیه ناتو همین حالا هم جریان دارد. مسئله اصلی این است که آیا اروپا و آمریکا پیش از آنکه این جنگ پنهان به یک بحران گسترده و کنترل‌ناپذیر تبدیل شود، راهی برای پاسخ هماهنگ و بازدارنده پیدا خواهند کرد یا نه.