به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، امیرحسین خالقی، اقتصاددان، در پاسخ به این پرسش « آیا رفع تحریمها بهتنهایی میتواند اقتصاد ایران را وارد مسیر رشد پایدار کند یا اصلاحات داخلی پیششرط آن است؟» اظهار کرد: رفع تحریم مهمترین و پیش نیاز هرگونه رستگاری برای ایران و ایرانی است! اینجا باید محکم ایستاد گفت، توسعه با تحریم نداریم! در شرایط تحریم، یا به همان گفته مشهور «شرایط حساس کنونی» از اساس توسعه کالای لوکس میشود، افق تصمیم گیریها کوتاه است و گذران امروز دیگری فرصتی برای اندیشیدن به فردا نمی گذارد.
خالقی گفت: بدون رفع تحریم اصلاحاتی صورت نمیگیرد، گروههای سیاسی همه دنبال بهره گیری بیشتر از کیکی هستند که مدام در حال کوچک شدن است. تصور میکند تجربه تحریمهای فلج کننده از ابتدای دهه 1390 هم همین را نشان میدهد. اینکه میشود در تحریم هم کارهایی کرد که بهتر از اوضاع کنونی باشد یک بحث است، اینکه کل یک اقتصاد سطح جدیدی از ثروت و رفاه را تجربه کند، چیزی دیگر!
او همچنین در پاسخ به این پرسش « اقتصاد ایران برای ورود به یک دوره جدید توسعه، ابتدا باید کدام مشکلات ساختاری را حل کند؟» نیز گفت: محورهای کلی را بارها از من عاقلترها گفتهاند؛ از هزینه ها و بودجه دولتی بگیرید تا نظام مالی و صندوق های بازنشستگی و محیط زیست و فهرستی طولانی دیگر؛ تحریم را که عرض کردم گام نخست است؛ بحران ناکارآمدی دولت که نیاز به گفتن ندارد و داریم به نوعی دولت ورشکسته نزدیک میشویم ولی راستش فکر میکنم محوری که کمتر اشاره شده «اصلاح حقوقی» است، به جای قوه مجریه باید رفت سراغ اصلاح حقوقی رفت. پیشنیاز هر بهبود برابری حقوقی افراد، نظم بخشی به مناسبات آنها و مهار ارادههای خاص است و این یعنی رفتن به سوی حاکمیت قانون.
تغییر مثبتی در راه توسعه که رخ نداده
حتی همان کوره راه قبلی هم مه آلودتر شده!
خالقی در پاسخ به این پرسش «آیا شرایط امروز ایران و با پشت سر گذاشتن جنگ، با دورههای قبل از تحریم تفاوتی ایجاد کرده که الگوی توسعه کشور را تغییر دهد؟» اظهار کرد: جنگ تمام نشده که ما برای بعدش فکر کنیم، متاسفانه فکر میکنم جنگ بعدی ویرانگرتر خواهد بود و مطمئن نیستیم بعد از آن چه رخ میدهد؛ تغییر مثبتی در راه توسعه که رخ نداده حتی همان کوره راه قبلی هم مه آلودتر شده! حرکت در مسیر تولید ثروت که اسمش را توسعه میگذاریم یعنی اجماع در سطح نخبگان برای زدن به راهی پرخطر. تا وقتی اهالی سیاست برای حذف حریف هیچ مرزی ندارند طبیعی است که تا تولد ایده توسعه هم فاصله داریم؛ اوضاع چنان به هم ریخته که رخ ندادن ابرتورم و قحطی هم نوعی دستاورد تلقی میشود چه رسد به توسعه و تفننهایی از این دست!
او همچنین در پاسخ به این پرسش «مهمترین ویژگیهایی که ایران میتواند از تجربه آمریکا، اروپا و چین یاد بگیرد چیست؟» گفت: میتواند این باشد که بدون نوعی گشودگی به بیرون باید با تولید ثروت خداحافظی کرد، تفاوتی نمیکند چه درجهای از دخالت دولت را تجربه میکنیم؛ حتی در نمونه چین در اواخر دهه 1970 هم دیدیم زمانی می توان در مسیر رشد پیش رفت که از انزوا فاصله بگیریم. قدرت در دنیای جدید را نمیتوان با ماموریت غیرممکن «تاثیر نپذیرفتن از دیگری» تعریف کرد بلکه «در مرکز بودن» توصیفی بهتری از قدرت را در قرن 21 دست می دهد. باید به یاد داشت دولت موتور توسعه نیست هموارکننده مسیر آن است.