به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ،همزمان با تشدید جنگ میان آمریکا و ایران و ناکامی حملات هوایی پیدرپی واشنگتن در شکستن مقاومت تهران، برخی گمانهزنیها درباره احتمال ورود نیروهای زمینی آمریکا به این جنگ افزایش یافته است؛ سناریویی که هرچند هنوز قطعی نیست، اما دیگر از سوی مقامهای آمریکایی بهطور کامل رد نمیشود.
تنش ها بر سر تنگه هرمز
جان هالتیوانگر در فارن پالیسی نوشت: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا تاکنون از کنار گذاشتن گزینه اعزام نیروهای زمینی خودداری کرده است. جنگی که اکنون بیش از هر چیز بر سر کنترل تنگه هرمز جریان دارد، بازار جهانی انرژی را با آشفتگی روبهرو کرده و دولت آمریکا نیز همزمان با اعزام نیروهای بیشتر، از جمله یگانهای عملیات ویژه و نیروهای پشتیبانی پزشکی، تلاش کرده تا دامنه گزینههای نظامی خود را گسترش دهد.
در کنگره آمریکا نیز این احتمال به موضوعی جدی تبدیل شده است. نمایندگان در جلسه استماع اخیر از مقامهای ارشد نظامی درباره احتمال آغاز عملیات زمینی سؤال کردند. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، اگرچه از پاسخ مستقیم طفره رفت، اما تأکید کرد که قدرت هوایی محدودیتهای خود را دارد و ارتش آمریکا همواره سناریوهای مختلفی را برای ادامه عملیات آماده نگه میدارد.
عملیات محدود محتمل است؟
نویسنده مدعی شد: فرماندهان بازنشسته و کارشناسان نظامی که با فارن پالیسی گفتوگو کردهاند، معتقدند که آمریکا در حال آماده شدن برای اشغال گسترده ایران نیست. به گفته آنها، چنین عملیاتی به نیرویی بسیار فراتر از حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در منطقه نیاز دارد و در شرایط فعلی نشانهای از تدارک چنین تهاجمی دیده نمیشود.
در مقابل، سناریوی محتملتر اجرای عملیاتهای محدود با مشارکت نیروهای زمینی است؛ از جمله حملات نیروهای ویژه به مراکز نظامی حساس یا تصرف برخی جزایر راهبردی ایران، بهویژه جزیره خارک.
ژنرال بازنشسته جوزف وتل، فرمانده پیشین سنتکام، میگوید که واشنگتن بهدنبال اعزام نیرو به تهران نیست و همچنین نشانهای وجود ندارد که کاخ سفید در حال برنامهریزی برای حمله زمینی به تأسیسات هستهای ایران باشد.
به گفته او، آنچه ممکن است در دستور کار قرار گیرد، عملیاتهای محدود برای هدف قرار دادن مراکز کلیدی نظامی است؛ مأموریتهایی که احتمالا بر نابودی زیرساختهایی تمرکز خواهند داشت که ایران از آنها برای حفظ فشار بر تنگه هرمز استفاده میکند.
از جمله اهداف احتمالی چنین عملیاتهایی میتوان به مراکز فرماندهی، پایگاههای پرتاب موشک، انبارهای مهمات، گرههای ارتباطی و دیگر زیرساختهای نظامی اشاره کرد؛ تأسیساتی که بخش مهمی از توان ایران برای ادامه عملیات در خلیج فارس را تشکیل میدهند.

اشغال سواحل ایران ممکن نیست چون...
اگر هدف آمریکا از عملیات زمینی صرفا حملات محدود نباشد و واشنگتن تصمیم بگیرد تا مناطقی را برای بازگشایی تنگه هرمز از سرزمین اصلی ایران در مجاورت آن را تصرف کند، ابعاد عملیات بهطور کامل تغییر خواهد کرد.
او برآورد میکند که چنین مأموریتی دستکم به ۱۰۰ هزار نیروی نظامی نیاز دارد؛ زیرا منطقه بسیار گسترده است و انتظار می رود که ایران با تمام توان در برابر آن مقاومت کند.
از نگاه این فرمانده پیشین آمریکایی، هرگونه عملیات گسترده با واکنش شدید نیروهای ایرانی روبهرو خواهد شد و آمریکا ناچار است تا خود را برای نبردی بسیار پیچیدهتر از عملیاتهای محدود آماده کند.
جغرافیای ایران بزرگ ترین مانع است
نویسنده مدعی شد: هرچند ارتش ایران در مقایسه با ارتش آمریکا از توان متعارف پایینتری برخوردار است، اما کارشناسان تأکید میکنند که ایران همچنان قادر است تا مقاومت مؤثری از خود نشان دهد.
جغرافیای گسترده کشور، رشتهکوههای متعدد، سواحل طولانی و دشواری انتقال نیرو و تجهیزات، از مهمترین عواملی هستند که هر عملیات زمینی را برای آمریکا بسیار پیچیده میکنند.
در جنگ عراق، ارتش آمریکا از خاک کویت بهعنوان سکوی اصلی عملیات استفاده میکرد؛ اما در مورد ایران، واشنگتن چنین مسیر مطمئن و آمادهای در اختیار ندارد. همین مسئله یکی از مهمترین دلایلی است که بسیاری از تحلیلگران احتمال حمله زمینی گسترده را بسیار پایین ارزیابی میکنند.
ژنرالهای بازنشسته معتقدند بدون وجود یک مسیر لجستیکی امن و پایدار، حفظ نیروها در خاک ایران با دشواریهای فراوان روبهرو خواهد شد و هزینههای عملیات بهشدت افزایش مییابد.
جزیره خارک؛ محتملترین هدف عملیات زمینی
مارک کانسیان، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی آمریکا و مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، احتمال حمله زمینی آمریکا به سرزمین اصلی ایران را تقریبا صفر توصیف میکند. به گفته او، چنین عملیاتی با توجه به اینکه ایران نزدیک به یک میلیون نیروی زمینی در اختیار دارد، فوقالعاده پرخطر خواهد بود.
با این حال، او معتقد است تصرف برخی جزایر راهبردی ایران سناریویی واقعبینانهتر به شمار میرود. از نگاه او، ارتش آمریکا هماکنون نیروهای لازم، از جمله هزاران تفنگدار دریایی و چترباز، را در منطقه در اختیار دارد.
کانسیان تأکید میکند که چنین اقدامی به هیچ وجه یک عملیات ساده نخواهد بود، بلکه یک نبرد بزرگ نظامی محسوب میشود. نیروهای آمریکایی در طول عملیات در معرض حملات موشکی و پهپادی ایران قرار خواهند گرفت و تقریبا تردیدی وجود ندارد که تلفات انسانی نیز به آمریکا تحمیل خواهد شد.
به ادعای او مهمترین هدف از تصرف خارک، وادار کردن ایران به بازگشایی تنگه هرمز خواهد بود. اگرچه این جزیره حدود ۴۰۰ مایل با تنگه هرمز فاصله دارد، اما مهمترین پایانه صادرات نفت ایران محسوب میشود و به همین دلیل، برخی در واشنگتن آن را اهرمی برای افزایش فشار بر تهران میدانند.
با این حال، درباره اثربخشی چنین اقدامی نیز اجماع وجود ندارد. جوزف وتل معتقد است خارک بدون تردید برای ایران اهمیت حیاتی دارد و کنترل آن میتواند بر تصمیمهای تهران اثر بگذارد، اما مشخص نیست که این اقدام تا چه اندازه بتواند به حل بحران تنگه هرمز یا تحقق دیگر اهداف عملیاتی آمریکا کمک کند.
مشکل اصلی فردای بعد از اشغال است
تردیدها درباره عملیات زمینی تنها به محافل نظامی محدود نمیشود و بسیاری از اعضای کنگره آمریکا نیز نسبت به پیامدهای آن هشدار دادهاند.
تد لیو، نماینده دموکرات کنگره و افسر سابق نیروی هوایی آمریکا معتقد است که مسئله اصلی این نیست که ارتش آمریکا توان تصرف یک جزیره را دارد یا خیر؛ بلکه پرسش اساسی این است که پس از اشغال چه اتفاقی رخ خواهد داد.
او هشدار میدهد که نیروهای آمریکایی پس از تصرف هر منطقهای، به طور روزانه در معرض حملات ایران قرار خواهند گرفت و آمریکا ناچار خواهد بودتا برای حفظ آن منطقه، حضور نظامی بلندمدتی را ادامه دهد.
به گفته لیو، هیچ کشوری نمیتواند سرزمینی را تصرف کند و اعلام کند که جنگ پایان یافته است؛ زیرا حفظ آن منطقه به عملیات دائمی، اعزام نیرو، پشتیبانی لجستیکی و تحمل هزینههای سنگین نیاز دارد.

اگر حمله زمینی صورت گیرد...
او نتیجه میگیرد که اگر آمریکا بخواهد بخشی از خاک ایران را برای مدت طولانی در اختیار نگه دارد، این جنگ به نمونه دیگری از جنگهای بیپایان آمریکا تبدیل خواهد شد؛ جنگهایی که خروج از آنها بسیار دشوار است.
برخی جمهوریخواهان نیز نگرانی مشابهی دارند. پت هریگان، نماینده جمهوریخواه کنگره و عضو سابق نیروهای ویژه ارتش آمریکا، در پیامی اعلام کرد که استقرار نیروهای آمریکایی در خاک ایران، درگیری فعلی را به جنگی فرسایشی و طولانی تبدیل خواهد کرد.
ترامپ آمادگی ریسک های بزرگ را دارد
اعزام نیروهای زمینی به ایران تنها یک تصمیم نظامی نیست، بلکه میتواند پیامدهای سیاسی سنگینی را برای ترامپ و حزب جمهوریخواه داشته باشد. جنگ ایران با افزایش قیمت سوخت، محبوبیت چندانی در میان افکار عمومی آمریکا ندارد و بسیاری از جمهوریخواهان نگرانند که ادامه درگیری، اکثریت شکننده این حزب در انتخابات میاندورهای کنگره را به خطر بیندازد.
با این حال، تد لیو معتقد است سابقه تصمیمهای ترامپ نشان میدهد او آمادگی پذیرش ریسکهای بزرگ را دارد و به همین دلیل، احتمال نمیدهد گزینه حمله زمینی را بهطور کامل کنار گذاشته باشد.
گزارشات ناقص پنتاگون به رئیس جمهور
همزمان، گزارشهایی منتشر شده که حاکی از آن است وزارت دفاع آمریکا کاخ سفید را بهطور کامل در جریان کمبود برخی مهمات قرار نداده؛ موضوعی که میتواند گزینههای نظامی واشنگتن را محدود کند. اما کاخ سفید این گزارشها را رد کرده و تأکید دارد رئیسجمهور بهطور مستمر اطلاعات دقیق و بهروز از پنتاگون دریافت میکند.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید مدعی شد که ارتش آمریکا از ذخایر کافی مهمات و تجهیزات برای تحقق اهداف راهبردی ترامپ برخوردار است و عملیات نظامی اخیر نیز نشان داده هر کشوری که با آمریکا درگیر شود، با پاسخ قاطع واشنگتن روبهرو خواهد شد. او افزود رئیسجمهور همزمان از شرکتهای دفاعی خواسته است تولید تسلیحات ساخت آمریکا را افزایش دهند.
واشنگتن به دنبال چیست؟
بااین حال، شاید نیروهای مسلح آمریکا در اجرای مأموریتهایی که به آنها واگذار می شود، عملکرد خوبی داشته باشد، اما مشکل اصلی این است که اهداف بلندمدت و راهبردی این جنگ بارها تغییر کرده و همچنان روشن نیست واشنگتن در نهایت دقیقا به دنبال دستیابی به چه نتیجهای است.