تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : ورزش
لینک : econews.ir/5x4352287
شناسه : 4352287
تاریخ :
آمریکا جام جهانی را باخت تا جهان را فتح کند؟ اقتصاد ایران: زمانی که ایالات متحده در کنار مکزیک و کانادا برای میزبانی مشترک این مسابقات تلاش می‌کرد، دونالد ترامپ در حال سپری کردن دوره اول ریاست جمهوری خود بود و هیچ کس نمی‌توانست تصور کند که هشت سال آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت - بن‌بست با روسیه، یک بیماری همه‌گیر جهانی، جنگ با ایران، و یا حتی این‌که وقتی جام جهانی بالاخره از راه برسد، ترامپ دوباره رئیس جمهور باشد.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

 به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، زمانی که اسپانیا یا آرژانتین جام جهانی را در روز یک‌شنبه بالای سر ببرند، 13 روز از حذف تیم ملی ایالات متحده گذشته است.

بنا بر گزارش وال‌استریت ژورنال، از این نظر، جام جهانی 2026 یک شکست تکان دهنده بوده است - به خصوص برای هوادارانی که تازه پیراهن‌های ستاره‌دار را به تن کرده و به این موج پیوسته بودند، و چند روز بعد آن را درکمد گذاشتند. آمریکایی‌ها با شکست تیم‌شان در مرحله چهارم نهایی، یک مربی گران قیمت و یک فرصت طلایی برای جذب نسل جدید را از دست دادند.

فراتر از بهانه‌ای برای یواشکی کافه‌ رفتنِ سر ظهر

اما از هر نظر دیگر، جام جهانی را می‌توان یک پیروزی برای آمریکا دانست. این مهمانی یک ماهه که از میامی تا سیاتل امتداد داشت، چیزی فراتر از بهانه‌ای برای رفتن یواشکی به کافه‌ها و رستوران ها در اواسط بعد از ظهر بود، و جنبه‌ای از ایالات متحده را به نمایش گذاشت که به ندرت توجه بقیه جهان را جلب می‌کند. 

1

آن‌ها عاشق هش براون‌ها در وافل هاوس شدند. آ‌ن‌ها ساندویچ سینه مرغ باسیز را کشف کردند. آن‌ها از کمبود حمل و نقل عمومی ابراز تاسف کردند، سپس از ویمو شگفت‌زده شدند. همه اینها چشم‌نواز بود. مقیاس مراکز خرید، اندازه بزرگراه‌ها و گنجینه‌ای که در قفسه‌های فروشگاه‌های مواد غذایی منجمد کاستکو وجود دارد.

در زمانی که شکاف میان اقیانوس اطلس در دوران مدرن گسترده‌تر به نظر نمی‌رسید (کنایه از روابط امریکا و اروپا) و سیاست خارجی ایالات متحده این کشور را حتی با قدیمی‌ترین متحدانش در تضاد قرار داده، جام جهانی یادآوری دقیقی بود که آمریکا هنوز درخششی خیره‌کننده دارد تا بقیه جهان را مجذوب خود کند. ارلینگ هالند، مهاجم تیم نروژ که آنقدر شیفته آمریکا شده بود که با چندین راکون تاکسیدرمی شده ۷۵۰ دلاری که از دالاس خریده بود به خانه رفت، گفت: «از هر نظر، جام جهانی در این‌جا فوق‌العاده بود. من آمریکایی‌ها را دوست دارم. فکر می‌کنم آن‌ها بانمک هم هستند. من از ظاهرشان خوشم می‌آید».

فروریختن تصور فاجعه؛ آمریکایی متفاوت از شبکه‌های اجتماعی

چنین نظرات مثبتی تنها چند هفته پیش بعید به نظر می‌رسید. در آستانه جام جهانی، نگرانی‌ها در مورد قیمت‌های بالای بلیط، حمل‌ونقل آشفته و سیاست‌های محدودکننده مهاجرت این تصور را به وجود آورده بود که ممکن است کل ماجرا به یک فاجعه تمام عیار تبدیل شود.

2

نگرانی‌ها در آستانه مسابقات بیش‌تر شد، زیرا هزاران بلیط بازی افتتاحیه تیم ملی آمریکا به فروش نرفته بود و به یک داور اهل سومالی به دلیل نگرانی‌های امنیتی اجازه ورود داده نشد. همه اینها این تصور واضح را ایجاد می‌کرد که آمریکا واقعاً اهمیتی به نحوه درک جهان از خود نمی‌دهد. با این حال، میلیون‌ها هوادار به ایالات متحده هجوم آوردند - و آنچه یافتند، آمریکایی بود که هیچ شباهتی به آمریکایی که در رسانه‌های اجتماعی در خانه دیده بودند، نداشت.

«بهترین سفیران برند» آمریکا ؛ ورای روش‌های سنتی قدرت نرم

این‌که بیش‌تر این برداشت‌ها خارج از 104 بازی این مسابقات شکل گرفته بود، توضیح می‌دهد که چرا این جام جهانی تأثیر بیش‌تری نسبت به روش‌های سنتی قدرت نرم داشت. برخلاف نمایش کوتاه یک فیلم پرفروش تابستانی یا نمایش بین دو نیمه سوپربول، یا حتی هیاهوی بازی‌های المپیک که با دقت برنامه‌ریزی شده بود، جام جهانی دعوتی برای اقامت 39 روزه در اتاق خواب مهمان آمریکا بود. مسافران خارج از کشور چاره‌ای جز تجربه زندگی واقعی نداشتند.

3

و همانطور که معلوم شد، این استادیوم‌های مدرن یا آتش‌بازی‌های 250 سالگی - یا هر چیز دیگری که ایالات متحده قصد داشت به بقیه جهان نشان دهد - نبود که بازدیدکنندگان را مجذوب خود می‌کرد. بهترین تبلیغ برای آمریکا، صرفاً خود آمریکا بود. 

حتی قبل از مسابقات، مطالعه‌ای توسط انجمن غیرانتفاعی سفر ایالات متحده نشان داد که ۹۱٪ از بازدیدکنندگان از سفر خود خوشحال بودند و تقریباً دو سوم آن‌ها با نظر مساعدتری نسبت به آمریکا به خانه بازگشتند. به گفته این انجمن، مسافران بین‌المللی «بهترین سفیران برند» آمریکا هستند. تمام آن ویدیوهایی که هواداران هلندی بلوک‌های شهر را به امواج نارنجی رنگ تبدیل می‌کردند یا ارتش تارتان اسکاتلند، صرفاً نکته اصلی را به خوبی نشان می‌داد. 

همه چیز در پس‌زمینه فوتبال

به محض شروع مسابقات، آمریکا به سرعت آنچه را که بسیاری از میزبانان قبلاً درک کرده بودند، درک کرد: لحظه‌ای که فوتبال شروع می‌شود، هر چیز دیگری به پس‌زمینه می‌رود.

4

قبل از مسابقات ۲۰۲۲ قطر، یک دهه تیترهای خبری در مورد نقض حقوق بشر منتشر شد و جام جهانی ۲۰۱۸ در روسیه‌ی ولادیمیر پوتین برگزار شد. با این حال، تصاویر ماندگار از هر دو تورنمنت، رقص بزرگان تاریخ مانند کیلیان امباپه و لیونل مسی در زمین است.

زمانی که ایالات متحده در کنار مکزیک و کانادا برای میزبانی مشترک این مسابقات تلاش می‌کرد، دونالد ترامپ در حال سپری کردن دوره اول ریاست جمهوری خود بود و هیچ کس نمی‌توانست تصور کند که هشت سال آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت - بن‌بست با روسیه، یک بیماری همه‌گیر جهانی، جنگ با ایران، و یا حتی این‌که وقتی جام جهانی بالاخره از راه برسد، ترامپ دوباره رئیس جمهور باشد.

فقط گران و گرم؟

البته، هر چه برنامه بیش‌تر ادامه پیدا می‌کرد، نگرانی‌ها در مورد هزینه‌ها، مسائل ژئوپلیتیکی و گرمای شدید فلوریدا در ماه جولای بیشتر از بین می‌رفت. فیفا، نهاد حاکم بر فوتبال جهان، آنقدر مطمئن بود که این جام جهانی موفقیت‌آمیز خواهد بود که در داخل سازمان، پیش‌بینی‌های درآمد خود را در مورد حق پخش تلویزیونی، فروش بلیط و کالاها از ۱۱ میلیارد دلار به ۱۵ میلیارد دلار افزایش داد.

بله، گران بود - به طرز مضحکی گران. و بله، گرم بود - تا اینکه وارد کلیساهای چند میلیارد دلاری و مجهز به تهویه مطبوع NFL در مکان‌هایی مانند دالاس، آتلانتا و لس‌آنجلس می‌شدید. برای طرفداران پروپاقرص فوتبال، مکان‌های مخصوص فوتبال در تورنتو و مکزیکوسیتی وجود داشت که در اروپا بی‌ربط به نظر نمی‌رسید. 

اما این جام جهانی برای طرفداران دوآتشه - یا برای هر کسی که معتقد بود تهویه مطبوع باعث سرماخوردگی می‌شود - نبود. این یک رویداد جهانی برای آمریکا بود تا ثابت کند که هژمونی فرهنگی‌اش می‌تواند محبوب‌ترین ورزش جهان را جذب کند. جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، یک روز قبل از شروع جام جهانی گفت: «شما در مورد بزرگترین قدرت جهان صحبت می‌کنید. البته، نکات خاصی وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند».

با این حال، تجربه هواداران مهمان با کشور بیگانه‌هراسانه‌ای که به آنها القا شده بود به آنجا می‌آیند، متفاوت بود. در این تورنمنت آ‌نها دریافتند که سنت‌ها و آیین‌های روز بازی‌شان صرفاً جشن گرفته نمی‌شود. در بسیاری از موارد، با هواداران بهتر از بازی‌های اروپا یا آمریکای جنوبی رفتار می‌شد. در خانه، هواداران فوتبال اغلب به عنوان اراذل و اوباش خشنی که به اسکورت پلیس نیاز دارند و نمی‌توان به آنها اجازه داد با هم معاشرت کنند، نادیده گرفته می‌شوند. 

در این جام جهانی، مقامات زحمت جداسازی آنها را به خود ندادند، از جمله در نیمه‌نهایی که بین دشمنان قدیمی، انگلیس و آرژانتین، برگزار می‌شد. واحد پلیس فوتبال بریتانیا که با نیروهای انتظامی محلی همکاری می‌کند، حتی از نحوه برخورد آمریکا با هواداران انگلیس که سابقه اوباشگری آنها باعث شده مدت‌ها پس از ترک روش‌های مبارزه‌شان، به عنوان آشوبگر دیده شوند، تمجید کرد. مارک رابرتز، رئیس پلیس UKFPU، گفت: «بسیار خوب است که می‌بینیم... هواداران بر اساس رفتارشان کنترل می‌شوند، نه بر اساس یک شهرت منسوخ».

6

از این نظر، آمریکا دیگر به عنوان یک کشور فوتبالی شناخته می‌شود - هرچند که هنوز هم بسیاری از اصطلاحات آن اشتباه است. مهم نیست که یک نظرسنجی گالوپ قبل از مسابقات نشان داد که آمریکایی‌های بیشتری خود را طرفدار اسکیت می‌دانند تا فوتبال حرفه‌ای. در عرض چند هفته، رتبه‌بندی جام جهانی تمام رکوردهای فوتبال در این کشور را شکست.

طنز جشن گرفتن دویست و پنجاهمین سالگرد تولد آمریکا با یک جشنواره فوتبال عظیم، پنهان نبود. اما از بسیاری جهات، جام جهانی در برجسته کردن آنچه جهان در مورد آمریکا دوست دارد، بهتر از هر پرواز نظامی دیگری عمل کرد.

در حالی که دویست و پنجاهمین سالگرد جام جهانی برای کسانی که یک ملت منزوی و درون‌گرا را به شدت درگیر اختلافات سیاسی و جنگ‌های فرهنگی می‌دانند، جشنی پر از اضطراب بود، جام جهانی نشان داد که این سیاست‌های قطبی‌کننده همیشه لازم نیست آمریکا را تعریف کنند.

وقتی ترامپ وارد می‌شود

البته این به آن معنا نیست که سیاست کاملاً غایب بود. اگرچه ترامپ به طور آشکاری در 103 بازی اول مسابقات غایب بود، اما توانست حضور خود را در عرصه مسائل انضباطی جام جهانی احساس کند. پس از دور یک شانزدهم، تماس شخصی او با اینفانتینو که از فیفا می‌خواست محرومیت یک جلسه‌ای بهترین گلزن تیم آمریکا، فولارین بالوگون، را پس از دریافت کارت قرمز بررسی کند، مانند زنگ زدن به خدمات مشتریان بود.

7

خشم بلژیک پیش از مسابقه‌اش مقابل آمریکایی‌ها به حد ناباوری رسید. رودی گارسیا، سرمربی بلژیک، در آن زمان گفت: «فدراسیون از خودش دفاع نمی‌کند، از تیم ملی دفاع نمی‌کند. از فوتبال به طور کلی دفاع می‌کند».

شکست 4-1 تیم آمریکا خیلی زود به این بحث پایان داد. اما حتی اگر بدترین انگیزه‌های این کشور هنوز در حال شکل‌گیری بود، تایلر آدامز، هافبک آمریکا، احساسی را در مورد تیمش توصیف کرد که می‌توانست کل مسابقات را خلاصه کند. او گفت: «حمایت باورنکردنی بود.در این لحظه، ما آنها را ناامید کردیم. اما فکر می‌کنم در مجموع مردم به سمت تیم جذب شدند زیرا ما قابل درک بودیم - ما دقیقاً همان چیزی را نمایندگی می‌کردیم که ایالات متحده امروز بود».