تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصاد
لینک : econews.ir/5x4352190
شناسه : 4352190
تاریخ :
تضعیف نفوذ آمریکا در خلیج فارس؛ اژدهای زرد بدون شلیک یک گلوله برنده شد! اقتصاد ایران: در یک‌چهارم قرن گذشته، آمریکا سه مداخله بزرگ نظامی در خاورمیانه انجام داده و هزینه‌های مالی، نظامی و سیاسی سنگینی پرداخته است. در همین مدت، چین تمرکز خود را بر توسعه صنعت، فناوری و گسترش روابط اقتصادی و دیپلماتیک قرار داده است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

 به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، در حالی که جنگ ایران در طول هفته‌های گذشته با دوره‌هایی از تشدید و کاهش تنش همراه بوده، یک واقعیت بیش از هر چیز دیگری آشکار شده است: «بزرگ‌ترین برنده این بحران، چین بود.»

حال پکن بدون ورود مستقیم به جنگ، بدون صرف هزینه‌های هنگفت نظامی و بدون پرداخت بهای سیاسی، توانسته تا جایگاه خود را در خاورمیانه و اقتصاد جهانی تقویت کند.

کاهش نفوذ آمریکا در منطقه

فرید زکریا در فارن پالیسی نوشت: یکی از اهداف بلندمدت چین، کاهش وابستگی کشورهای خاورمیانه به چتر امنیتی آمریکا بوده است. این هدف اکنون و با وجود جنگ ایران، بیش از گذشته در حال تحقق است. 

در تمامی این سال ها، چین هرگز تلاش نکرده تا خود را جایگزین آمریکا به‌عنوان ضامن امنیت منطقه کند، چرا که چنین نقشی مستلزم هزینه‌های نظامی و سیاسی سنگین است. در عوض، راهبرد پکن همواره بر سوق دادن کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به سمت ایجاد توازن میان واشنگتن، تهران و پکن بوده است.

جنگ اخیر باعث تسریع این روند شد. حالا متحدان عرب آمریکا به خوبی دریافته اند که واشنگتن جنگ را با تصمیمات متغیر و بدون توجه کافی به پیامدهای آن برای اقتصاد، زیرساخت‌ها و امنیت منطقه، مدیریت می کند.

در نتیجه، در حالی که امارات متحده عربی همچنان به همکاری نزدیک با آمریکا و اسرائیل ادامه می‌دهد، کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر، عمان، عراق و حتی تا حدی ترکیه، بیش از گذشته به دنبال سیاستی متوازن هستند؛ یعنی حفظ روابط با آمریکا، همزمان با گسترش گفت‌وگو با ایران و تعمیق همکاری با چین.

چنین آرایشی دقیقا همان نظم منطقه‌ای است که پکن سال‌ها برای شکل‌گیری آن تلاش کرده بود. چین در سال ۲۰۲۳ میانجی احیای روابط دیپلماتیک ایران و عربستان شد و پس از آن نیز همکاری‌های دفاعی و فناوری خود را با کشورهای خلیج فارس گسترش داد. عربستان به خرید پهپادها و موشک‌های چینی روی آورد، رزمایش مشترک دریایی با چین برگزار کرد و درباره تولید داخلی پهپادهای «وینگ لونگ» مذاکره کرد. بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ نیز بیش از ۸۰ درصد صادرات دفاعی چین به خاورمیانه راهی کشورهای حوزه خلیج فارس شد. 

آمادگی برای شوک نفتی برگ برنده پکن بود

در نگاه نخست، جنگی که عرضه نفت را تهدید می‌کند باید برای کشوری مانند چین که حدود ۷۰ درصد نفت خود را وارد می‌کند، زیان‌بار باشد؛ اما پکن سال‌ها خود را برای چنین بحرانی آماده کرده بود.

این کشور با متنوع کردن منابع واردات نفت خود، بزرگ‌ترین ذخایر راهبردی نفت جهان را ایجاد کرد. همچنین با کاهش وابستگی به زغال‌سنگ، ظرفیت نیروگاه‌های هسته‌ای را افزایش داد و همزمان سرمایه‌گذاری عظیمی روی برق‌رسانی و انرژی‌های تجدیدپذیر انجام داد.

اکنون حدود ۳۰ درصد ار مصرف انرژی چین از برق تأمین می‌شود؛ رقمی که نزدیک به ۴۰ درصد بیشتر از آمریکا و اروپا است. همچنین چین در سال ۲۰۲۴ بیش از نیمی از ظرفیت جدید انرژی خورشیدی و بادی جهان در چین نصب شد.

به همین دلیل، این کشور در طول جنگ توانست تا واردات نفت خود را به حدود چهار میلیون بشکه در روز کاهش دهد؛ اقدامی که بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان قادر به انجام آن نبودند.

بحران انرژی و ویترین فناوری‌های چینی

تداوم ناامنی انرژی باعث شده تا بسیاری از کشورها برای کاهش وابستگی به نفت، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک را افزایش دهند؛ روندی که بیشترین سود آن نصیب چین می‌شود.

چین حدود ۹۱ درصد ظرفیت تولید پنل‌های خورشیدی جهان و ۸۹ درصد ظرفیت تولید باتری‌های لیتیوم-یونی را در اختیار دارد. همچنین شرکت‌های چینی دست‌کم ۷۰ درصد فناوری‌های اصلی حوزه انرژی پاک را تولید می‌کنند.

هرچه نگرانی درباره امنیت انرژی بیشتر شود، تقاضای جهانی برای پنل‌های خورشیدی، باتری‌ها، خودروهای برقی، توربین‌های بادی و شبکه‌های برق نیز افزایش می‌یابد؛ محصولاتی که چین در بسیاری از آنها بازیگر مسلط بازار جهانی است.

انرژی تجدیدپذیر

گامی دیگر برای کاهش سلطه دلار

جنگ همچنین به یکی دیگر از اهداف راهبردی چین کمک کرده است؛ کاهش وابستگی تجارت جهانی به دلار.

نویسنده مدعی شد: بر اساس گزارش‌ها، ایران اجازه عبور برخی نفتکش‌ها از تنگه هرمز را مشروط به انجام مبادلات با یوان چین یا ارزهای دیجیتال کرده است. چین نیز در سال‌های اخیر همراه با شرکای خود تلاش کرده تا سهم یوان را در تجارت بین‌المللی افزایش دهد تا وابستگی به نظام مالی مبتنی بر دلار و تحریم‌های آمریکا کاهش یابد.

اگرچه این روند تدریجی خواهد بود، اما اکنون نشانه‌های حرکت به سمت کاهش سلطه دلار بیش از گذشته آشکار شده است.

موازنه آسیب و تقویت اعتبار !

جنگ ایران در حالی آغاز شد که دولت ترامپ اهداف بزرگی مانند تغییر حکومت، نابودی برنامه هسته‌ای ایران، از بین بردن توان موشکی تهران و پایان دادن به حمایت ایران از نیروهای نیابتی را مطرح می‌کرد.

اما در عمل، هیچ‌یک از این اهداف محقق نشد. حال تمرکز اصلی واشنگتن بیشتر بر بازگشایی تنگه هرمز قرار گرفته؛ آبراهی که پیش از آغاز جنگ نیز باز بود.

این جنگ در کنار اینکه میلیاردها دلار هزینه نظامی برای آمریکا به همراه داشت، بخش قابل توجهی از ذخایر مهمات این کشور را مصرف کرد، منابع نظامی را از آسیا منحرف ساخته و نگرانی متحدان واشنگتن را افزایش داد.

در مقابل، چین تقریبا بدون هزینه، همچنان به خرید نفت ایران ادامه داد، روابط خود با کشورهای عربی را حفظ کرد و از ورود مستقیم به بحران پرهیز نمود؛ همان الگویی که سیاست خارجی پکن طی سال‌های اخیر بر آن استوار بوده است، یعنی پرهیز از تقابل مستقیم و افزایش تدریجی نفوذ.

برنده جنگ کشوری بود که وارد میدان نشد

در یک‌چهارم قرن گذشته، آمریکا سه مداخله بزرگ نظامی در خاورمیانه انجام داده و هزینه‌های مالی، نظامی و سیاسی سنگینی پرداخته است. در همین مدت، چین تمرکز خود را بر توسعه صنعت، فناوری و گسترش روابط اقتصادی و دیپلماتیک قرار داده است.

البته جنگ اخیر برای چین نیز بدون هزینه نبوده و افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش رشد اقتصاد جهانی بر این کشور نیز تأثیر گذاشته است. اما در معادله قدرت، آنچه اهمیت دارد مقایسه سود و زیان نسبی بازیگران است.

در شرایطی که آمریکا با فرسایش اعتبار، افزایش هزینه‌ها و تضعیف نفوذ منطقه‌ای روبه‌رو شده، چین توانسته بدون شلیک حتی یک گلوله، جایگاه خود را در خاورمیانه و نظم بین‌المللی تقویت کند.