به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، بندر راهبردی چابهار پس از گذشت بیش از یک دهه، همچنان گرفتار بلاتکلیفی در انتخاب شریک تجاری، تأمین بودجه متمرکز و تعیین متولی اجرائی است و کارشناسان نسبت به از دست رفتن فرصتهای ژئوپولیتیکی ایران هشدار میدهند.
محسن مروجی، تحلیلگر مسائل اقتصادی و راهبردی، انتخاب هند بهعنوان شریک اصلی را «اشتباه» خواند و تأکید کرد که ایران برای حفظ نقش خود در کریدورهای منطقه، باید فوراً چین را وارد این پروژه ملی کند.
معطلی یک دههای با شریک اشتباه
مروجی در تحلیلی از دلایل توسعهنیافتگی بندر راهبردی چابهار، پرسش اصلی را متوجه فقدان یک نقشه راه عملیاتی و نهاد متولی تصمیمگیر دانست و بیان کرد: «با گذشت بیش از یک دهه از توافق با هند، هنوز نمیدانیم کدام نهاد باید پاسخگوی این وضعیت باشد.»
وی با اشاره به فرصتسوزی در انتخاب شرکای تجاری تصریح کرد: «اصرار بر حضور هند بهعنوان بازیگر اصلی در چابهار، اشتباه بود.
ما باید چین را وارد میکردیم. روابط تجاری ما با چین بسیار گستردهتر است و چین هم تمایل زیادی برای حضور در این پروژه داشت.
چهبسا اگر تمرکز ما روی چین بود، حتی هند نیز برای عقب نماندن، فعالتر عمل میکرد. نوع تعامل ما در این سالها، وقت کشور را تلف کرده است.»
«بودجه پاشی» به جای تمرکز بر پروژههای راهبردی
مروجی با انتقاد از شیوه تخصیص منابع، یکی از ریشههای عقبماندگی چابهار را توزیع بودجه محدود میان پروژههای متعدد عنوان کرد: «وقتی ۱۰۰ واحد پول داریم اما آن را میان ۵ پروژه که هرکدام ۴۰ واحد نیاز دارند تقسیم میکنیم، هیچکدام به ثمر نمیرسد. باید روی پروژههای راهبردی مانند چابهار تمرکز میکردیم تا در چند سال به نقطه تولید ثروت میرسیدند.»
در ادامه، این تحلیلگر اقتصادی به چالش عملیاتی کامیونهای یکسره خالی پرداخت و گفت: «الان کامیونها خالی به چابهار میروند و پر برمیگردند؛ هزینه حمل برای واردکننده تقریباً دو برابر میشود.
وقتی مسافت حمل دریایی از چابهار کوتاهتر است، صرفهجویی مسافت با هزینههای سنگین دموراژ و معطلی در تخلیه از بین میرود.
نتیجه این است که سودی که در حمل به دست آمده، در تخلیه تبدیل به زیان میشود و عملاً بازرگان ترجیح میدهد مسیرش را به بندرعباس برگرداند. این موضوع باعث شده چابهار از مدار تجارت خارج شود.»
وی با اشاره به مباحثی که این روزها درباره تغییر مسیر ترانزیتی ایران از جبلعلی به گوادر مطرح میشود، آن را «بحثی بسیار اشتباه» دانست و تأکید کرد: «به جای آنکه انرژی خود را صرف ساختن یک جبلعلی جدید در نقطهای دیگر کنیم، باید بر منطقه مَکُّران و تکمیل چابهار متمرکز شویم. میتوانیم همینجا یک هاب منطقهای بسازیم.
چابهار تنها محل توزیع کالای ایران نیست؛ میتواند بار آسیای میانه را پوشش دهد و حلقهای از یک کریدور بزرگ باشد، به شرطی که حلقههای بعدی آن را هم سریعتر تکمیل کنیم و نواقص را برطرف سازیم.»
دو اقدام فوری در چابهار
مروجی با اشاره به دو اقدام فوری برای ایجاد تحول در چابهار ظرف یکی دو سال پیش رو، افزود: «نخست، تمرکز بودجهای به جای توزیع منابع میان دهها پروژه. دوم، جبران اشتباه انتخاب شریک تجاری و اصلاح آن.
اگر این دو اتفاق بیفتد، چابهار میتواند به یک موتور تولید برای کشور تبدیل شود، برای شرق کشور امنیت و اشتغال بیاورد و کلی خدمات جانبی را شکل دهد.
ناامنیهایی که امروز بخشی از آن ریشه در مشکلات اقتصادی دارد، با رونق چابهار کاهش مییابد.»
هشدار ژئوپولیتیکی:
اگر دست روی دست بگذاریم، ایران دور زده میشود
این تحلیلگر در پاسخ به پرسشی درباره پیامدهای ژئوپولیتیکی انتقال سرمایهگذاری احتمالی هند به گوادر یا فجیره امارات طی سه سال آینده، هشدار داد: «ما نقش خود را در کریدورهای جهانی از دست میدهیم.
جاده ابریشم جدید در حال شکلگیری است و چندین مسیر جایگزین به موازات ایران یا با دور زدن کامل آن طراحی شده است.
مسیر نخست از طریق عراق با سرمایهگذاری سنگین در جاده و ریل به ترکیه و اروپا میرسد». مروجی ادامه داد: «مسیر دوم، کریدور اقتصادی ابراهیم بین هند، امارات، عربستان و سپس به سمت اروپا است.
اگر چابهار هرچه سریعتر فعال نشود، ایران در این رقابت حذف خواهد شد و این یعنی از دست دادن یک نعمت بزرگ الهی به نام موقعیت جغرافیایی.»وی تأکید کرد: «نباید زمان را از دست بدهیم.
وقتی مسیرهای جایگزین کاملاً شکل بگیرند، تغییر آنها بسیار دشوار خواهد بود. ما بهترین موقعیت جغرافیایی را داریم، اما اگر منفعل باشیم، دیگران نقش ما را بازی خواهند کرد.
بنادرمان باید به یکدیگر متصل شوند، شبکهای از کریدورهای زمینی داخلی شکل گیرد تا کالا بتواند از چابهار به مرکز ایران، شمال و شمال غرب کشور عبور کند. هرمز را نیز نباید تنها به عنوان یک تنگه دید، بلکه باید به عنوان بخشی از این شبکه توسعهاش دهیم.»
پیشنهاد نهایی: مذاکره با چین و تعریف پروژه ملی
مروجی جمعبندی خود را اینگونه ارائه کرد: «باید موضوع بلاتکلیفی هند را حلوفصل کنیم و رسماً پیشنهاد را روی میز چین بگذاریم.
ما باید با چین وارد مذاکره مستقیم درباره چابهار شویم تا این وضعیت از بلاتکلیفی خارج شود. در کنار آن، چابهار باید به عنوان یک پروژه ملی تعریف شود؛ پروژهای با زمانبندی مشخص، ساختار اجرائی قوی و متولی پاسخگو در بالاترین سطح. مدیریت پروژه در حد کلان کشور دنبال شود و اولویتهای دو تا سهگانهای برای آن تعیین گردد.
ما از زمان داریم عقب میمانیم و هر روز تأخیر، هزینههای جبرانناپذیری برای اقتصاد و امنیت کشور دارد.»
وی در پایان خاطرنشان کرد: «اگر امروز تصمیم درست بگیریم، ظرف یکی دو سال میتوانیم چابهار را به نقطهای راهبردی در تجارت منطقه تبدیل کنیم؛ اما اگر باز هم دست روی دست بگذاریم، کریدورهای موازی به ما میگویند که قطار توسعه بدون ایران حرکت خواهد کرد.»