بهکیش: اقتصاد اروپا با بحران سرمایهگذاری روبهروست اما مدل دولت رفاه شکست نخورده | راست افراطی راهکار منطقی برای مدیریت اقتصاد ندارد
اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان میگوید: تخصیص مبالغ بسیار گسترده به رفاه اجتماعی در اوایل مسیر توسعه، مانع از انجام سرمایهگذاری میشود. این همان اتفاقی است که در ۴۰ سال گذشته در ایران رخ داده است.
به گزارش اقتصادنیوز، اعتراضات و ناآرامیهای اخیر در فرانسه بار دیگر بحث درباره پایداری الگوی دولت رفاه در اروپا و نسبت میان هزینههای اجتماعی، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی را به کانون توجه بازگردانده است. افزایش فشار بر بودجه دولتها، چالشهای نظام مالیاتی، کاهش توان رقابت در حوزه فناوری و در سالهای اخیر رشد هزینههای نظامی اقتصادهای اروپایی را با پرسشهایی جدی درباره آینده مدل توسعه خود مواجه کرده است. در این میان، مقایسه تجربه اروپا با الگوهای اقتصادی آمریکا و چین، فرصتی برای بازاندیشی در مسیر توسعه اقتصاد ایران نیز فراهم میکند.
اقتصادنیوز: در این یادداشت تلاش میشود سه الگوی مهم اقتصاد جهان به صورت خلاصه مرور شود تا بستر مناسب برای بحث در مورد الگوی مناسب برای توسعه ایران به وجود آید.
دکتر محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان، در گفتوگو با اقتصادنیوز با بررسی مزایا و چالشهای الگوی دولت رفاه، از ضرورت ایجاد تعادل میان حمایت اجتماعی و سرمایهگذاری مولد میگوید و با اشاره به تجربه چین، بر نقش رقابتپذیری اقتصاد، گسترش روابط بینالمللی و تقویت بخش خصوصی در دستیابی به رشد پایدار تأکید میکند.
او همچنین معتقد است ایران برای عبور از رکود و بهبود چشمانداز اقتصادی، به بازنگری در نحوه تخصیص منابع و اصلاح موانع سرمایهگذاری نیاز دارد.
متن کامل گفتوگوی تفصیلی اقتصادنیوز با دکتر محمدمهدی بهکیش، پیشِ روی شماست؛
****
*آقای دکتر بهکیش! اعتراضهای خشونت آمیز در فرانسه، توجهات را به وضعیت اقتصادی-سیاسی این کشور و دیگر کشورهای اروپایی جلب کرده است. دولت فرانسه با کسری بودجه، رشد هزینههای استقراض و افزایش بدهی مواجه است. معترضان نیز خواستار افزایش هزینهکردهای دولت هستند. از سوی دیگر مشکلات فعلی منحصر به فرانسه نیست، چند کشور اروپایی دیگر مانند اسپانیا نیز با مشکلات مشابه دست و پنجه نرم میکنند. آیا ریشه بحران در ساختار دولت رفاه است؟ شما پیش از این در گفتوگوها و نوشتههایتان، از سه مدل اقتصادی فعلی در جهان صحبت کردید و تاکید کردید که باید از تجارب جهانی برای آینده ایران الگو بگیریم. مدل دولت رفاه اروپایی را تا چه حد الگوی مناسبی میدانید؟
سیستمهای اقتصادی مبتنی بر دولت رفاه دارای حسنها و البته مشکلاتی هستند. در مدلی که پیشتر مطرح کرده و اقتصاد جهان را به سه گروه اصلی آمریکا، اروپا و چین تقسیم کرده بودم، هر کدام از این الگوها دارای مزایا و معایب خاص خود هستند که ترجیح جوامع را شکل میدهند. برای نمونه، اقتصاد آمریکا بسیار پرتحرک است، حجم سرمایهگذاری در آن بالاست و افرادی که از آن برخوردار میشوند دارای ثروت زیاد و کیفیت زندگی برجستهای هستند، هرچند که وضعیت توزیع درآمد در آن مناسب نیست. آمریکا به دلیل رشد اقتصادی بالا و سرمایهگذاریهای سنگینی که در سالهای گذشته بر روی فناوری انجام داده، امروز حرف اول را در عرصه تکنولوژی میزند و اگر این سرمایهگذاریها صورت نمیگرفت، به مقام فعلی دست نمییافت.
در مقابل، اقتصاد اروپا که تحت عنوان «دولت رفاه» شناخته میشود، بهجای تمرکز بر سرمایهگذاری، بار هزینههای سنگین بهداشت و آموزش را بر عهده گرفته است. در نتیجه، خدمات بهداشتی و آموزشی در غالب کشورهای اروپایی رایگان است، اما از طرف دیگر مالیاتهای بسیار سنگینی از مردم و بنگاهها اخذ میشود. این الگوی اقتصادی دو مشکل عمده ایجاد میکند؛ هرچند مزیت دولت رفاه ارائه خدمات رایگان بهداشتی و آموزشی، فراهم کردن رفاه عمومی گستردهتر و توزیع درآمد مناسبتر به دلیل مالیاتهای سنگین است، اما هنگامی که دولت هزینههای سنگین آموزش و بهداشت را متقبل میشود، منابعی برای سرمایهگذاری باقی نمیماند و رشد اقتصادی در کشورهای اروپایی بسیار پایین میافتد.
در اروپا به دلیل مالیاتهای بالا، پسانداز خانوارها بسیار ناچیز است
علت اصلی این کاهش رشد، افت شدید سرمایهگذاری چه در سطح افراد و چه در سطح بنگاههاست، چرا که بالا بودن نرخ مالیات فرار سرمایه را رقم میزند. بسیاری از صاحبان سرمایه از اروپا به آمریکا منتقل میشوند، زیرا در آمریکا مالیاتها پایینتر بوده و امکان سرمایهگذاری بسیار بیشتری فراهم است. در اروپا به دلیل مالیاتهای بالا، پسانداز خانوارها بسیار ناچیز است و در نتیجه منابع لازم برای سرمایهگذاری جمعآوری نمیشود. پیامد این عدم سرمایهگذاری، عقبماندگی مشهود دولتهای اروپایی در حوزه تکنولوژی است، به طوری که امروز رقابت اصلی در عرصه فناوری دیگر میان آمریکا و اروپا نیست، بلکه میان آمریکا و چین جریان دارد.
در این میان، آمریکا سرمایهگذاریهای بسیار سنگینی انجام میدهد و چین نیز با بهرهگیری از شرایط اقتصادی خود و الگوبرداری و کپیبرداری هوشمندانه از مدلهای آمریکایی، راههای میانبر رشد فناوری را طی کرده و موفق به استفاده مناسب از این الگوها شده است. با این حال، آیا دولت رفاه شکست خورده است؟ خیر، بنده چنین اعتقادی ندارم. برخی از کشورهای اروپایی توانستهاند شرایط نسبتاً مناسبی فراهم کنند، اما برای اصلاح این وضعیت باید هزینههای عمومی، بهداشتی و آموزشی را تا حدی کاهش دهند که این امر البته همانطور که شاهد هستیم با مخالفت شدید عمومی مواجه میشود.
همچنین این کشورها نیازمند اصلاح ساختار مالیاتی خود هستند تا امکان پسانداز برای خانوارها و بنگاهها و در نتیجه انگیزه سرمایهگذاری فراهم شود. اگر دولتهای رفاه نتوانند مسیر سرمایهگذاری را اصلاح کرده و انگیزههای لازم را برای بقا و فعالیت سرمایهداران در اروپا ایجاد نمایند، قطعاً با چالشهای عمیقتری روبهرو خواهند شد.
دولتهای اروپایی در سالهای اخیر با هزینههای بسیار بالای نظامی مواجه شدهاند
علاوه بر این مسائل داخلی، نباید از یاد برد که دولتهای اروپایی در سالهای اخیر با هزینههای بسیار بالای نظامی و جنگی مواجه شدهاند. این فشار از دو جنبه وارد میشود: نخست، فشارهای آمریکا در قالب پیمان ناتو که خواستار افزایش بودجههای نظامی اعضا شده و کشورهایی نظیر آلمان و فرانسه را مجبور به افزایش هزینههای دفاعی کرده است؛ و دوم، مخاطرات ناشی از ریسک درگیری و حمله احتمالی روسیه که دولتهای اروپایی را سوق داده تا بودجههای نظامی خود را افزایش دهند و این موضوع فشار مضاعفی بر بودجه عمومی وارد کرده است.
از منظر تاریخی نیز، اکثر کشورهای اروپایی در گذشته از طریق استعمار و تحت پوشش قرار دادن کشورهای کوچکتر در سراسر جهان، منابع اولیه و بازارهای فروش خود را تأمین میکردند. به عنوان نمونه، بریتانیا سالیان متمادی در هند و سایر مناطق حضور داشت و هم سرمایهگذاری میکرد و هم از منافع آن بهرهمند میشد. اما در قرن بیستم و بیستویکم، با استقلال مستعمرات، این امکان جذب منابع از دست رفت؛ چنانکه امروز اگرچه پرچم بریتانیا همچنان در کانادا یا استرالیا افراشته میشود، اما منابع مالی ملموسی از این کشورها به لندن منتقل نمیشود. بنابراین، دولتهای رفاه تحت فشار این عوامل قرار گرفتهاند و ناگزیر به تجدیدنظر در سیستم خود هستند.
راهکار پیشنهادی بنده این است که بخشی از فعالیتهای آموزشی، بهویژه برای اقشار برخوردار، به بخش خصوصی واگذار شود و ترکیبی بهینه از بخش دولتی و خصوصی ایجاد گردد تا هزینههای دولت کاهش یافته، مالیاتها تعدیل شده و امکان پسانداز و انگیزه سرمایهگذاری ارتقا یابد.
* گفته میشود که از یک سو معترضان به احزاب چپ افراطی گرایش دارند و از سوی دیگر اقبال رای دهندگان نسبت به احزاب راستگرا که سیاستهای ضدمهاجرتی را دنبال میکنند افزایش یافته، در چنین شرایطی که فضای سیاسی فرانسه بیش از پیش دوقطبی شده، آیا دولت فرانسه میتواند به سمت اصلاحات اقتصادی حرکت کند؟
احزاب چپ همواره در ساختار سیاسی اروپا حضور داشتهاند؛ آنها خواهان گسترش مسئولیتهای دولت بوده و موافق جذب مهاجران هستند که همین امر چالشهایی را پدید آورده است. در نقطه مقابل، احزاب راست مواضع شدیدی علیه مهاجرت دارند و خواستار توقف کامل آن هستند. اما به اعتقاد بنده، هیچیک از این دو جریان توان حل اساسی مسائل اروپا را ندارند. راست افراطی قادر به متوقف ساختن کامل مهاجرت نیست، زیرا قاره اروپا با کمبود شدید نیروی انسانی در سطوح مختلف مواجه است و علاوه بر آن، چارچوبها و مقررات حقوق بشر در اروپا به قدری قوی است که مانع از توقف کامل مهاجرت به دلایل انساندوستانه و زیستمحیطی میشود.
برای درک بهتر تفاوتهای بنیادی میان اروپا و آمریکا میتوان چند مثال زد: در آمریکا استفاده از سوختهای فسیلی نظیر نفت و زغالسنگ تقریباً آزاد بوده و به شدت مصرف میشود، در حالی که اروپاییها به دلیل الزامات محیطزیستی، محدودیتهای شدیدی بر سوختهای فسیلی اعمال کردهاند. به عنوان نمونه، فرانسه بیش از ۵۰ تا ۶۰ درصد از برق مورد نیاز خود را از طریق انرژی اتمی تأمین میکند. اگرچه انرژی اتمی در ظاهر ارزان به نظر میرسد، اما به دلیل ریسکهای بالا، در عمل سوختی گرانقیمت محسوب میشود، در حالی که سوختهای فسیلی همچنان ارزانترین گزینه باقی ماندهاند.
راست افراطی راهکار منطقی برای مدیریت اقتصاد ندارد
تفاوت دیگر در حوزه نیروی انسانی و مهاجرت است؛ در حالی که آمریکا مقصد جذب نخبگان بینالمللی است، نخبگان اروپایی به دلیل پویایی بالای اقتصاد آمریکا، فرصتهای شغلی فراوان و جریان مداوم سرمایهگذاری، از اروپا فرار کرده و به بازار آمریکا مهاجرت میکنند. در مقابل، کشورهایی نظیر فرانسه و اسپانیا به محلی برای استراحت و گذران دوران بازنشستگی (مثلاً برای بازنشستگان آمریکایی) تبدیل شدهاند که در آنها ثروت جدیدی خلق نمیشود و سرمایهها در آمریکا کار میکنند و افراد برای بهرهمندی از محیط زیبا و طبیعت سبز به اروپا میآیند. این رویه نیازمند تغییر جدی است.
به نظر بنده، راست افراطی راهکار منطقی برای مدیریت اقتصاد ندارد و تداوم مسیر آن میتواند جوامع را به سمت آنارشی سوق دهد؛ از این رو راهکار اصلی باید در احزاب میانه و از طریق اصلاحات جدی در سیستمهای مالیاتی، انگیزشی و سرمایهگذاری جستجو شود. رویکرد احزاب چپ نیز گرهگشا نخواهد بود. با این وجود، احزاب راست در دو دهه گذشته رشد چشمگیری داشتهاند و هیچ بعید نیست که در انتخابات آینده فرانسه شخصیتی مانند خانم لوپن به پیروزی برسد. اما در نهایت، نجات اقتصاد اروپا منوط به دستیابی به یک راهکار اقتصادی مدون برای ایجاد تعادل و شکلدهی به دولتی قدرتمند و هوشمند است. در حال حاضر دولتهای اروپایی در عرصه هوش مصنوعی عقبماندگی شدیدی دارند؛ به طوری که در کل اروپا شاید تنها بتوان از یک شرکت بزرگ فعال در هوش مصنوعی (در فرانسه) نام برد و مابقی اروپا به دلیل عدم سرمایهگذاری مناسب، سهمی در این فناوری آیندهساز ندارند.
تحولات جاری در اروپا فرصت مغتنمی را برای تبیین ابعاد و مزایا و معایب الگوهای مختلف اقتصادی فراهم میسازد. جامعه باید بداند که هیچ سیستم اقتصادی کاملی در دنیا وجود ندارد و هر الگویی واجد مزایا و معایب خاص خود است.
گاهی اوقات معایب یک سیستم بسیار سنگین است؛ نظیر سیستم اقتصادی فعلی ما در ایران که معایب پرشماری دارد، موجب زیان مردم شده، روند سرمایهگذاری و رشد اقتصادی را منفی کرده و به هیچ وجه قابل دفاع نیست. در طرف مقابل، اقتصاد آمریکا اگرچه از رشد اقتصادی و سرمایهگذاری بسیار مثبتی برخوردار است، اما تنها و بزرگترین چالش آن، عدم تعادل شدید در توزیع درآمدهاست.
بنابراین، جوامع باید برای سالهای آینده به دنبال یافتن یک «نقطه بهینه» میان این الگوها (الگوی اروپایی و آمریکایی) باشند؛ الگویی که بتواند ضمن تشویق و ترغیب سرمایهگذاری، حمایتهای واقعی و امکانات شغلی مناسب را برای اقشار نیازمند فراهم آورد.
اقدامات هوشمندانه چین در فرآیند توسعه
*با توجه به تجربه چین در اولویت دادن به سرمایهگذاری، تقویت بخش خصوصی و گسترش روابط بینالمللی، ایران برای عبور از رکود اقتصادی و حرکت به سمت رشد پایدار، چه اصلاحاتی را باید در اولویت قرار دهد؟
اگر بخواهیم از این بحث توشهای برای اقتصاد کشور خودمان بگیریم، باید توجه داشت که تخصیص مبالغ بسیار گسترده به رفاه اجتماعی در اوایل مسیر توسعه، مانع از انجام سرمایهگذاری میشود. این همان اتفاقی است که در ۴۰ سال گذشته در ایران رخ داده است؛ زیرا منابع ما بیشتر به دو سوی نظامی و رفاهی رفته و برای خلق ثروت و سرمایهگذاری تلاشی صورت نگرفته است.
به همین دلیل در حال حاضر شاهد رشد منفی طولانیمدت و تورم ۱۰۰ درصدی هستیم که البته جنگ نیز به آن کمک کرده، اما بدون جنگ هم وضع اقتصاد بسیار بد بود. این امر نشان میدهد که منابع را نمیتوان صرفاً صرف سوبسید، رانت یا ایجاد شرایطی کرد که فساد در آن رشد کند؛ چرا که با عدم قوانین مناسب و رشد فساد، منابعی برای سرمایهگذاری باقی نمیماند.
شاهد مثال بارز در این زمینه کشور چین است که در زمان آغاز سرمایهگذاری و توسعه، خدمات رفاهی را محدود کرد و نگرانی از ایجاد اختلاف طبقاتی بر اثر سرمایهگذاری را نادیده گرفت. چین شرایط را آزاد گذاشت تا سرمایهگذاریهای بسیار گستردهای صورت گیرد و به همین دلیل به سرعت رشد کرد. ما نیز اگر بخواهیم رشد کنیم، باید در ابتدای حرکت، مسیر سرمایهگذاری را بسیار بازتر از دولتهای رفاهی قرار دهیم و پس از دستیابی به رشد مثبت، کاهش بیکاری و روال مناسب اقتصادی، به تدریج قوانین متعادلکننده برای کاهش اختلاف طبقاتی را به اجرا بگذاریم.
چینیها در فرآیند توسعه خود در چند زمینه بسیار هوشیارانه عمل کردند: نخست اینکه اقتصاد خود را در زمان اوج سرمایهگذاری به شدت رقابتی کردند؛ دوم اینکه اجازه ندادند روابط بینالملل تحت تأثیر خصومتها قرار گیرد و روابط بینالمللی بسیار گستردهای ایجاد نمودند؛ و سوم اینکه به بخش خصوصی به شدت میدان دادند. اگر این سه عامل در هنگام حرکت مد نظر قرار گیرد، آسیبها و مشکلات رخداده در اروپا به مراتب کمتر تکرار خواهد شد.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه