چهار مؤلفه زیبایی از نگاه حافظ | ایرج شهبازی: گفتمان مهر باید جایگزین گفتمان جنگ شود | نزد حافظ مقصود از هنر، برخورداری از فضیلت‌ها و توانمندی‌های انسانی است

اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: آیین بزرگداشت حافظ شیرازی امروز، ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵، به همت گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد برگزار شد.

به گزارش اقتصادنیوز، ایرج شهبازی، استاد دانشگاه تهران و حافظ‌پژوه و مولوی‌پژوه، در آیین بزرگداشت حافظ شیرازی که به همت دنیای اقتصاد برگزار شد، با تأکید بر ضرورت احیای آیین‌های ایرانی، پیشنهاد کرد دهه‌ای با عنوان «دهه مهر» در تقویم فرهنگی کشور تعریف شود تا زمینه برگزاری جشن‌ها، نشست‌ها و برنامه‌هایی با محوریت مهرورزی در سراسر ایران فراهم شود.

خبر مرتبط
تأکید حافظ پژوه پیشکسوت بر اهمیت پاسداشت میراث ادبی ایران | بهاءالدین خرمشاهی: حافظ جان جانان است و در کنار سعدی و فردوسی قرار دارد

شهبازی با اشاره به جایگاه جشن مهرگان در فرهنگ ایران گفت: در تقویم ایرانی، هر روز ماه نامی داشته است و هنگامی که نام روز و ماه با یکدیگر مطابقت پیدا می‌کردند، ایرانیان جشنی برگزار می‌کردند. به گفته او، در فرهنگ ایران باستان، این سنت زمینه‌ساز برگزاری جشن‌های متعدد در طول سال بوده است.

او با بیان اینکه جشن مهرگان در کنار نوروز و سده از سه جشن بزرگ فرهنگ ایران‌زمین به شمار می‌رود، توضیح داد که این جشن از شانزدهم مهر آغاز می‌شده و ایرانیان به مدت شش روز با برگزاری محافل شادی، رقص، پایکوبی و شکرگزاری، این مناسبت را گرامی می‌داشتند.

این حافظ‌پژوه با اشاره به هم‌زمانی تولد بزرگان این کشور، حافظ، مولوی، شمس تبریزی، اساتید محمدرضا شجریان و محمدرضا شفیعی کدکنی در مهرماه، پیشنهاد کرد هر سال دهه‌ای با عنوان «دهه مهر» تعریف کرد و در این مدت، سازمان‌ها، نهادها، خانواده‌ها و مجموعه‌های فرهنگی در سراسر کشور برنامه‌هایی برای پاسداشت مهر برگزار کنند.

شهبازی با تأکید بر ضرورت تغییر نگرش انسان‌ها به جنگ و خشونت اظهار کرد: تاریخ چند هزار ساله بشر نشان می‌دهد که انسان‌ها برای رسیدن به اهداف خود بارها به جنگ متوسل شده‌اند، اما حاصل این مسیر چیزی جز ویرانی و تباهی نبوده است. از نظر او، راه برون‌رفت از این وضعیت، جایگزین کردن گفتمان مهر با گفتمان جنگ است.

او با اشاره به وجود جنگ‌افزارهای خطرناک در جهان امروز گفت: مسئله فقط خطرناک‌تر شدن سلاح‌ها نیست، بلکه مصیبت بزرگ‌تر، ذهنیتی است که به خود اجازه می‌دهد جان انسان‌ها را بگیرد و حق حیات آنان را سلب کند.

به باور شهبازی، تا زمانی که این طرز تفکر تغییر نکند و برای حیات انسان‌ها حرمت قائل نشویم، نمی‌توان انتظار رخ دادن اتفاقی خوشایند در زندگی بشر را داشت.

این استاد دانشگاه با اشاره به معنای دوگانه واژه «مهر» به‌عنوان عشق و خورشید، بر پیوند مهرورزی با روشنایی و تعالی روح انسان تأکید کرد. او با خواندن ابیاتی از مولانا و حافظ، مهرورزی را نوعی تمرین برای نورانی شدن دانست و با اشاره به بیت «کمتر از ذره نه‌ای، پست مشو، مهر بورز / تا به خلوتگه خورشید رسی، چرخ‌زنان» بر ضرورت حرکت انسان به سوی روشنایی و عشق تأکید کرد.

شهبازی ضمن تبریک ایام جشن مهرگان ابراز امیدواری کرد که گفتمان مهر جایگزین گفتمان قهر و جنگ شود و انسان‌ها بتوانند در کنار یکدیگر زندگی مسالمت‌آمیزی داشته باشند.

حافظ تمام عمر خود را در عشق ورزیدن به زیبایی سپری کرده است

او سپس به موضوع اصلی سخنرانی خود، یعنی زیبایی از نگاه حافظ، پرداخت و گفت: حافظ یکی از زیبادوست‌ترین انسان‌هاست که تمام عمر خود را در عشق ورزیدن به زیبایی سپری کرده است. به گفته شهبازی، حافظ نه‌تنها شیفته زیبایی‌های طبیعت، از جمله بهار، گل، آسمان و جویبار است، بلکه از ستایش زیبایی انسان نیز خسته نمی‌شود.

این حافظ‌پژوه با اشاره به غزل‌های حافظ درباره زیبایی و معشوق توضیح داد که ستایش‌های او را نمی‌توان صرفاً به عشق به یک فرد خاص محدود کرد. به باور او، حافظ در بسیاری از این اشعار، شیفته اصل زیبایی است و جهان را از منظر زیبایی‌دوستی تجربه می‌کند.

شهبازی با بیان اینکه بیش از ۵۰۰ بار دیوان حافظ را با دقت مطالعه کرده است، گفت که بر اساس بررسی مجموعه اشعار این شاعر، می‌توان چهار مؤلفه اصلی برای زیبایی از نگاه حافظ در نظر گرفت. او در بخش نخست سخنان خود به سه مؤلفه «حسن و جمال»، «ملاحت و نمک» و «آن» پرداخت.

حسن و جمال؛ نخستین مؤلفه زیبایی از نگاه حافظ

شهبازی نخستین مؤلفه زیبایی در نگاه حافظ را حسن و جمال دانست و توضیح داد که در زبان فارسی، واژه «خوبی» هم به زیبایی ظاهری و هم به خیر اخلاقی اشاره دارد. به گفته او، این هم‌پوشانی زبانی نشان می‌دهد که در سنت فرهنگی ایرانی، زیبایی و خیر اخلاقی تا اندازه‌ای به یکدیگر پیوند خورده‌اند.

او با اشاره به اینکه زیبایی را نمی‌توان صرفاً محصول ذهن و سلیقه فردی دانست، اضافه کرد که توافق جمعی افراد بر سر زیبایی یک شخص می‌تواند نشانه‌ای از وجود مؤلفه‌هایی عینی در زیبایی باشد. از نظر شهبازی، کشف زیبایی در نهایت حاصل تطابق میان ذهن و عین است؛ به این معنا که بخشی از زیبایی در جهان بیرونی وجود دارد و ذهن انسان آن را کشف می‌کند.

این استاد دانشگاه با اشاره به توصیف‌های متعدد حافظ از ویژگی‌های ظاهری معشوق گفت که موی بلند، انبوه و سیاه، ابروی کمانی، مژه‌های بلند، چشمان سیاه، لب‌های سرخ و کوچک، خال سیاه و قد بلند از جمله ویژگی‌هایی هستند که در اشعار حافظ بارها مورد ستایش قرار گرفته‌اند.

او در ادامه تأکید کرد که زیبایی به انسان محدود نیست و می‌توان از زیبایی طبیعت، گل‌ها و آسمان نیز سخن گفت. شهبازی همچنین با اشاره به اینکه زیبایی ظاهری تا حد زیادی موهبتی خدادادی است، به این بیت حافظ استناد کرد: «گوهر پاک بباید که شود قابل فیض / ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود.»

ملاحت و نمک؛ عنصری فراتر از زیبایی ظاهری

شهبازی دومین مؤلفه زیبایی در نگاه حافظ را «ملاحت» یا «نمک» دانست و گفت که تعریف دقیق این ویژگی دشوار است و با وجود مطالعات فراوان، همچنان نمی‌توان تعریفی جامع و مانع از آن ارائه کرد.

به گفته او، حسن و جمال بیشتر به زیبایی اندام و ویژگی‌های ظاهری مربوط است، اما ملاحت در حرکات، اشارات، غمزه‌ها و کرشمه‌های فرد آشکار می‌شود. ممکن است فردی از نظر اجزای چهره زیبا نباشد، اما حرکات و رفتارهای او چنان جذابیتی ایجاد کند که بیننده در او جهانی از زیبایی ببیند.

این حافظ‌پژوه برای توضیح تفاوت میان حسن و ملاحت، به روایتی از تاریخ جهانگشای جوینی اشاره کرد که در آن، زرد بودن یکی از دندان‌های کنیزی از محمدامین، پسر هارون‌الرشید، نه‌تنها از جذابیت او نکاسته، بلکه به گفته جوینی، مایه کمال ملاحت او شده بود.

او همچنین با اشاره به اشعار وحشی بافقی درباره لیلی و مجنون توضیح داد که زیبایی از نگاه عاشق الزاماً با ویژگی‌های ظاهری یکسان نیست. در این روایت، مجنون چیزی فراتر از ظاهر لیلی را می‌بیند؛ چیزی که می‌توان آن را نمک و ملاحت دانست.

شهبازی با تأکید بر تفاوت این دو مؤلفه گفت حسن و جمال تا حد زیادی خدادادی است، اما ملاحت می‌تواند با ویژگی‌های رفتاری و اخلاقی ارتباط داشته باشد گفت: آرامش درونی و برخی صفات انسانی می‌توانند در شکل‌گیری جذابیتی مؤثر باشند که از زیبایی ظاهری فراتر می‌رود.

او با اشاره به اینکه حسن و ملاحت در کنار یکدیگر می‌توانند جذابیتی کامل‌تر ایجاد کنند، به این بیت حافظ استناد کرد: «به اتفاق ملاحت جهان گرفت / آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت.»

این استاد دانشگاه در ادامه توضیح داد که زیبایی ظاهری به‌تنهایی لزوماً برای ایجاد عشق پایدار کافی نیست و جذابیتی که از ملاحت و ویژگی‌های درونی فرد ناشی می‌شود، می‌تواند در تداوم رابطه عاطفی نقش داشته باشد.

«آن»؛ سومین مؤلفه زیبایی در نگاه حافظ

شهبازی در ادامه سخنان خود، سومین مؤلفه زیبایی در نگاه حافظ را «آن» معرفی کرد؛ مفهومی که به گفته او، تعریف دقیق و روشنی ندارد و در فرهنگ‌ها نیز معمولاً به‌عنوان نوعی لطافت و جذابیت در زیبایی شناخته می‌شود که قابل درک است، اما به‌سادگی نمی‌توان آن را به زبان آورد.

او با اشاره به دشواری تعریف این مفهوم گفت که «آن» از جمله ویژگی‌هایی است که ممکن است در مواجهه با یک فرد احساس شود، اما توضیح دقیق اینکه این جذابیت از چه عناصر مشخصی تشکیل شده، آسان نیست.

این حافظ‌پژوه با اشاره به تعبیر رایج «مهره مار داشتن» در فرهنگ عامه ایرانی گفت که در پژوهش‌های جدید می‌توان مفهوم «آن» را تا اندازه‌ای با کاریزما مقایسه کرد. با این حال، به گفته شهبازی، میان «آن» و کاریزما تفاوت‌هایی وجود دارد؛ از جمله اینکه کاریزما می‌تواند در خدمت اهداف مثبت یا منفی قرار بگیرد، چنان‌که شخصیت‌هایی مانند هیتلر و استالین نیز توانسته بودند شمار زیادی از افراد را به خود جذب کنند، اما در مسیر ظلم و ویرانی.

او تأکید کرد که «آن» در فرهنگ ایرانی، به‌ویژه در توصیف معشوق، بار معنایی مثبت دارد و برخلاف حسن و جمال که ممکن است به اجزای مشخصی از چهره نسبت داده شود، به کلیت وجود فرد تعلق می‌گیرد. به گفته او، این ویژگی ظاهراً مختص جهان انسانی است و نمی‌توان آن را به‌سادگی به طبیعت یا حیوانات نسبت داد.

شهبازی با اشاره به برخی ابیات حافظ درباره «آن» گفت که این مفهوم می‌تواند از زیبایی ظاهری نیز مهم‌تر باشد. او برای نمونه به این بیت اشاره کرد: «در چشم او که می‌گویند آن خوش‌تر از حسن یار ماست / این دارد و آن ندارد.»

به باور او، این مضمون نشان می‌دهد که زیبایی جسمانی، هرچند اهمیت دارد، به‌تنهایی برای شکل‌گیری جذابیتی کامل کافی نیست. او همچنین با اشاره به ابیاتی مانند «شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد / بنده طلعت آن باش که آنی دارد» توضیح داد که حافظ در پی نوعی جذابیت است که نمی‌توان آن را به ویژگی‌های ظاهری محدود کرد.

این استاد دانشگاه در ادامه به ظرفیت‌های زبان فارسی در مضمون‌آفرینی اشاره کرد و گفت واژه «آن»، به‌عنوان ضمیر اشاره، امکان‌های ویژه‌ای برای تصویرسازی شاعرانه در اختیار شاعران قرار داده است؛ ظرفیتی که حافظ نیز به‌خوبی از آن بهره گرفته است.

هنر؛ چهارمین و مهم‌ترین مؤلفه زیبایی/ واژه‌هایی مانند «دولت»، «سیاست» و «ملت» در گذر از دوره پیشامشروطه به پسامشروطه دستخوش تغییر معنایی شدند

شهبازی چهارمین مؤلفه زیبایی در نگاه حافظ را «هنر» معرفی کرد و برای توضیح معنای این واژه، به تحولات تاریخی زبان فارسی پرداخت.

او با اشاره به انقلاب مشروطه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران گفت این تحول، در کنار آثار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، بر معنای بسیاری از واژه‌های فارسی نیز تأثیر گذاشت. به گفته او، واژه‌هایی مانند «دولت»، «سیاست» و «ملت» در گذر از دوره پیشامشروطه به پسامشروطه دستخوش تغییر معنایی شدند و «هنر» نیز یکی از همین واژه‌هاست.

این حافظ‌پژوه توضیح داد که هنر در زبان فارسی قدیم بیشتر به معنای فضیلت، مهارت و دانایی بود، درحالی‌که در کاربرد امروزی، معنای آن عمدتاً به مفهومی نزدیک به واژه انگلیسی «Art» و فعالیت‌هایی مانند موسیقی، نقاشی و خوش‌نویسی محدود شده است.

او با تأکید بر ضرورت توجه به معنای تاریخی واژه‌ها گفت وقتی حافظ از هنر سخن می‌گوید، نباید لزوماً ذهن را به سمت معنای امروزی این کلمه برد. برای نمونه، در بیت «تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است / راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش»، مقصود از هنر، برخورداری از فضیلت‌ها و توانمندی‌های انسانی است، نه صرفاً مهارت در رشته‌های هنری.

شهبازی با اشاره به تقابل «هنر» و «گوهر» در فرهنگ ایرانی گفت گوهر به امتیازهایی اشاره دارد که فرد به‌واسطه خانواده، تبار یا موقعیت موروثی خود به دست می‌آورد، درحالی‌که هنر بیانگر فضیلت‌هایی است که انسان با تلاش و کوشش شخصی کسب می‌کند.

او با یادآوری این بیت فردوسی که «هنر برتر از گوهر آمد پدید» تأکید کرد که فضیلت اکتسابی می‌تواند ارزشی فراتر از امتیازهای موروثی داشته باشد. به گفته این استاد دانشگاه، از نگاه حافظ نیز زیبایی کامل بدون برخورداری از هنر، به معنای فضیلت‌های انسانی، تحقق پیدا نمی‌کند.

شهبازی در ادامه به ابیاتی از حافظ اشاره کرد که در آنها زیبایی ظاهری برای ایجاد عشق پایدار کافی دانسته نمی‌شود. او از جمله به این بیت استناد کرد: «لطیفه‌ای نهانی که عشق از آن خیزد / که نام آن نه لب لعل و خط زنگاری است.»

به گفته او، حافظ در این بیت تأکید می‌کند که آنچه عشق را در دل انسان‌ها برمی‌انگیزد، صرفاً لب زیبا، خط چهره یا دیگر ویژگی‌های ظاهری نیست، بلکه لطافتی پنهان و عمیق‌تر در میان است. او همچنین با اشاره به این بیت که «جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال / هزار نکته در این کار و بار دلداری است» توضیح داد که دلبری و جذابیت انسانی به مجموعه‌ای از ویژگی‌ها وابسته است که نمی‌توان آنها را تنها در ظاهر خلاصه کرد.

این حافظ‌‌پژوه با خواندن بیت «قلندران حقیقت به نیم جو نخرند / قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است» گفت از نگاه حافظ، حتی زیباترین ظاهر نیز بدون فضیلت‌های انسانی ارزش چندانی در چشم حقیقت‌جویان ندارد.

او همچنین به این بیت از حافظ اشاره کرد: «هزار سلطنت دلبری بدان نرسد / که خویش را به هنر در دلی بگنجانی» و آن را بیانگر این دیدگاه دانست که بالاترین مرتبه دلبری، راه یافتن به دل دیگری از طریق فضیلت و هنر است.

زیبایی کامل؛ ترکیب جمال، ملاحت، «آن» و هنر

شهبازی در جمع‌بندی دیدگاه حافظ درباره زیبایی گفت که زیبایی کامل از ترکیب چهار مؤلفه حسن و جمال، ملاحت، «آن» و هنر شکل می‌گیرد. به گفته او، هنر در این معنا مجموعه‌ای از فضیلت‌های اخلاقی و انسانی را در بر می‌گیرد؛ از جمله خوش‌خلقی، وفاداری، تعهد، مهرورزی، صداقت، پرهیز از فریب و دوری از خودخواهی.

او با اشاره به اینکه این ویژگی‌ها می‌توانند در طول زمان در وجود انسان پرورش پیدا کنند، تأکید کرد که زیبایی حقیقی صرفاً به آنچه فرد از ابتدا با خود دارد محدود نیست، بلکه بخشی از آن حاصل انتخاب‌ها و رفتارهای اوست.

این استاد دانشگاه با اشاره به تفاوت میان زیبایی ظاهری و فضیلت‌های اکتسابی گفت حسن و جمال تا حد زیادی خدادادی است و برای تغییر آن نیز نمی‌توان هر کاری انجام داد؛ ملاحت نیز به‌سادگی قابل دستیابی نیست، اما هنر و فضیلت را می‌توان آموخت، تمرین کرد و در طول زندگی پرورش داد.

شهبازی با تأکید بر اهمیت این مؤلفه در نگاه حافظ گفت برخورداری از فضیلت‌های انسانی می‌تواند زمینه‌ساز نفوذ در دل دیگران و ایجاد رابطه‌ای عمیق‌تر و ماندگارتر شود. او در همین زمینه به این بیت حافظ اشاره کرد: «به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد / تو را در این سخن انکار کار ما نرسد.»

او در پایان، با اشاره به اینکه زیبایی ظاهری و برخی ویژگی‌های شخصیتی ممکن است خارج از اختیار کامل انسان باشند، بر اهمیت انتخاب‌های اخلاقی تأکید کرد و گفت انسان می‌تواند درباره چگونگی رفتار و گفتار خود تصمیم بگیرد.

این حافظ‌پژوه با خواندن ابیاتی از مولانا، سخنان خود را با این مضمون به پایان رساند که زیبایی چهره و زشتی آن لزوماً در اختیار انسان نیست، اما زیبایی یا زشتی گفتار و رفتار تا حد زیادی به انتخاب خود او بستگی دارد. او در پایان ابراز امیدواری کرد که فضیلت و هنر نصیب همگان شود.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ