نگرانیهای اقتصادی خانوار ایرانی از شروع جنگ جدید و فردایِ بدون درآمد | جنگ فقط صدای انفجار نیست، یک ناامنی چندلایه است!
اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: نگرانی مردم از احتمال بازگشت فضای جنگی، یک نگرانی چندلایه است. امنیت و آسیب به زیرساختها در کنار نگرانی از کمبود کالا، افزایش قیمتها، اجاره مسکن و امنیت شغلی قرار گرفته است.
به گزارش اقتصادنیوز، احتمال شروع مجدد جنگ، برای اکثریت مردم فقط با صدای انفجار و نگرانی درباره امنیت گره نخورده است. در گفتوگو با شهروندان، نگرانی دیگری هم پررنگ است؛ اینکه اگر دوباره شرایط جنگی حاکم شود، با اقتصادی که پیش از این نیز امکان پسانداز و برنامهریزی را از بسیاری از خانوارها گرفته، چه اتفاقی برای درآمد، شغل، اجارهخانه، تحصیل فرزندان و هزینههای روزمره خواهد افتاد؟
برای برخی شهروندان، سؤال اصلی این نیست که «آیا جنگ اتفاق میافتد؟» بلکه این است که اگر اتفاق بیفتد، ماه بعد هنوز حقوقی برای دریافت، اجارهای برای پرداخت و کالایی برای خرید وجود خواهد داشت یا نه؟
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان میگوید: اقتصاد بقا را نباید صرفاً به معنای ناتوانی در خرید کالاهای اساسی دانست؛ بلکه باید آن را وضعیتی دانست که در آن درآمد دیگر نقش ابزار بهبود کیفیت زندگی، امنیت آینده و تحرک اجتماعی را ایفا نمیکند و عمدتاً برای جلوگیری از سقوط بیشتر و حفظ حداقلهای موجود به کار میرود.
اگر جنگ شود حقوقم چه میشود؟
زن ۳۰ ساله مجرد و شاغل، در کنار نگرانیهای امنیتی، نخستین دغدغهاش را نداشتن پسانداز عنوان میکند. او به اقتصادنیوز میگوید: «من مدام به این فکر میکنم که پسانداز ندارم و اگه جنگ شود حقوقم چی می شود؟ آیا ماه بعدی دریافتی دارم که قسط وام بدهم یا نه؟»
او همزمان دانشجوی روانشناسی دانشگاه آزاد است و میگوید با افزایش شدید شهریه، که به گفته او حدود ۱۰۰ درصد بوده، هزینه تحصیل نیز به یکی دیگر از دغدغههایش تبدیل شده و از سوی دیگر در خانهای نزدیک یکی از ارگانهای حکومتی زندگی میکند و همین مسئله باعث شده نگرانی امنیتی نیز برایش جدی باشد.
اما آنچه بیش از همه در صحبتهای او تکرار میشود، بلاتکلیفی است. میگوید در شرایط فعلی نمیتواند برای آینده برنامهریزی کند و هر تصمیمی را با محاسبه هزینهها میسنجد: «هر کاری میخوام شروع کنم، مدام دودوتا چهارتا میکنم و از هر چیز غیرضروری تقریباً میزنم به نفع خرج های ضروریتر.»
جنگی که نگرانی آن از سفره شروع میشود
در میان شهروندان شاغل، نگرانی درباره افزایش دوباره هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید نیز پررنگ است. مرد ۳۲ ساله متأهل و شاغل، تورم و گرانی کالاها، کاهش قدرت خرید، هزینه اجاره مسکن، احتمال کمبود کالا و امنیت شغلی را از مهمترین دغدغههای خود عنوان میکند.
برای این گروه، جنگ میتواند به معنای یک شوک جدید به زندگی اقتصادی باشد؛ شوکی که در صورت افزایش قیمتها یا اختلال در عرضه کالاها، مستقیماً خود را در هزینههای روزمره نشان میدهد.
زن ۳۶ ساله، معلم و متأهل نیز از فشار فزاینده هزینههای زندگی میگوید؛ فشاری که به گفته او، حتی در خریدهای روزمره نیز خود را نشان میدهد. او توضیح میدهد که ناچار است برای کوچکترین هزینهها حسابوکتاب کند، از کیفیت خریدهایش بزند و حتی برخی تفریحات و فعالیتهایی را که پیشتر بخشی از زندگی روزمرهاش بوده، حذف کند. او میگوید: «فعلا تنها هدفم این است که بتوانم درآمد رو به مخارج و قسط و اجاره خانه برسانم.»
نگرانی او به امروز محدود نمیشود؛ مسئله اصلی این است که سال آینده چگونه باید هزینه رهن خانه را تأمین کند. خرید خانه نیز به گفته او دیگر در حد یک آرزو قرار گرفته است.
این شهروند میگوید فشار مداوم برای تصمیمگیری درباره هزینههای کوچک، ذهن او را نیز درگیر کرده است: «این مدام فکر کردن به هزینهها و تصمیم گرفتن مداوم سر چیزهای کوچیک نمیگذارد به اتفاق دیگری فکر کنم؛ رسما با بلندپروازیهایی که شاید تا سال پیش داشتم خداحافظی کردم، اولویتم فقط بقای خودم و خانواده ام شده است.»
خانوادهها از مدرسه و دانشگاه چه میگویند؟
برای خانوادههایی که فرزند دانشآموز یا دانشجو دارند، نگرانی جنگ یک لایه دیگر نیز پیدا میکند؛ سرنوشت آموزش.
یک زن ۴۵ ساله متأهل و خانهدار میگوید بیش از هر چیز نگران وضعیت مدارس و دانشگاه فرزندانش است؛ دانشگاه فرزند او در جنوب کشور قرار دارد و همین موضوع نگرانی او را بیشتر کرده است.
یک زن ۳۵ ساله متأهل و خانهدار نیز سؤال اصلی خود را اینطور مطرح میکند: «آینده آموزش مدارس نامعلوم است و نمیدانم حالا که باز شده است بچههایمان چقدر امنیت دارند؟»
اما تعطیلی مراکز آموزشی برای برخی خانوادهها فقط یک مسئله آموزشی نیست و مستقیماً به درآمد گره میخورد.
یک زن ۴۴ ساله مجرد و شاغل که در کودکستان فعالیت میکند، میگوید اگر آموزش مجازی شود، کودکستان نیز تعطیل خواهد شد و او از نظر اقتصادی آسیب میبیند؛ چرا که نه کارمند شرکتی است و نه رسمی و مانند معلمان تضمینی برای دریافت حقوق در شرایط تعطیلی ندارد.
برای بخشی از مردم، ادامه وضعیت نامعلوم خود به یک فشار تبدیل شده است
در میان پاسخهای مردم، یک عبارت چند بار با شکلهای مختلف تکرار میشود: نگرانی از «بعد از جنگ».
یک مرد ۳۳ ساله مجرد و شاغل میگوید: «بیشتر از خود جنگ، اثراتش در زندگی مشهود است. آدم از یک سنی به بعد بیشتر از خودش نگران انسان های دوروبرش میشود.»
برای یک مرد ۳۵ ساله مجرد و شاغل نیز مسئله اصلی بلاتکلیفی است. او میگوید: «فقط منتظرم جنگ تمام شده و تکلیف زندگی همه مشخص شود.»
در واقع، برای بخشی از مردم، ادامه وضعیت نامعلوم خود به یک فشار تبدیل شده است؛ نه میتوانند با اطمینان برای ماههای آینده برنامهریزی کنند و نه میدانند باید خود را برای چه سطحی از اختلال آماده کنند.
ترس از غافلگیری دوباره
در کنار نگرانیهای اقتصادی، برخی شهروندان درباره نحوه مواجهه جامعه با شرایط اضطراری نیز نگرانی دارند.
یک زن ۲۹ ساله متأهل و شاغل میگوید یکی از دغدغههایش این است که با وجود تجربه قبلی، دوباره مردم غافلگیر شوند و آمادگی لازم را نداشته باشند.
او میگوید ممکن است در چنین شرایطی مردم سراسیمه به سمت پمپبنزینها یا خروجیهای تهران حرکت کنند و معتقد است در وهله اول حفظ آرامش مهم است و داشتن کوله اضطراری و مایحتاج ضروری در خانه میتواند بخشی از آمادگی خانوارها باشد؛ او میگوید:« من دوباره به جمع کردن کولهپشتی فکر میکنم و تهیه غذای کنسروی! بین دوراهی اینکه پولم رو صرف مایحتاج ضروری زمان جنگ کنم یا اینکه پسانداز کنم برا روز مبادا موندم!»
یک زن ۲۸ ساله خانهدار، یکی از نگرانیهای اصلی خود در صورت وقوع دوباره جنگ را تبعات اقتصادی آن میداند. او میگوید: «حقیقتاً تنها نگرانی من این است که به خاطر جنگ همچنان قیمت دلار بالاتر برود و بسیاری از مشاغل تعطیل شوند، چون در روزهای جنگ برخی از شرکتها مرخصی بدون حقوق رد میکنند.»
او ادامه میدهد: «طبیعی است که وقتی جنگ باشد، آدمها سر کار نروند، ولی این منصفانه نیست. کنار خود جنگ، این موضوع یک استرس مضاعف به آدمها میدهد؛ اینکه تا مدت نامعلومی حقوق نداشته باشند و مجبور باشند با همان یک ذره پساندازی که دارند، زندگی کنند.»
خانوارها تا کجا توان تحمل آن را دارند؟
مجموع این روایتها نشان میدهد نگرانی مردم از احتمال بازگشت فضای جنگی، یک نگرانی چندلایه است. امنیت، انفجار و آسیب به زیرساختها در کنار نگرانی از کمبود کالا، افزایش قیمتها، اجاره مسکن و امنیت شغلی قرار گرفته است.
برای خانوادهها، مدرسه و دانشگاه فرزندان نیز به بخشی از همین نگرانی تبدیل شده و برای برخی شاغلان، سؤال اصلی این است که در صورت اختلال در فعالیت اقتصادی، آیا همچنان درآمدی برای پرداخت هزینههای ماهانه خواهند داشت یا نه.
شاید وجه مشترک بسیاری از این روایتها، بیش از ترس از یک اتفاق مشخص، ترس از ناتوانی در برنامهریزی برای آینده باشد؛ آیندهای که در آن حتی تصمیمهای معمولی مانند خرید، اجاره خانه، ادامه تحصیل، پسانداز یا یک تفریح ساده نیز به محاسبهای پرریسک تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، احتمال بازگشت جنگ برای بخشی از جامعه نه فقط به معنای نگرانی درباره جان و امنیت، بلکه به معنای این سؤال است که اگر یک شوک تازه به اقتصاد و زندگی روزمره وارد شود، خانوارها تا کجا توان تحمل آن را دارند؟
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه