یادداشت| تحلیلی درباره متغیری کمتر دیدهشده در جنگهای طولانی
اقتصاد ایران: جنگ ایران و آمریکا نشان داد قدرت فقط در توان ضربهزدن نیست؛در توان بازسازی، ادامه دادن و برهمزدن محاسبات است.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، امیرحسین رجبی معمار، کارشناس بین الملل و مسائل غرب آسیا در یادداشتی نوشت:
جنگی که از 9 اسفند 1404 با حملات مشترک آمریکا و رژیم اشغالگر قدس علیه ایران آغاز شد، فقط یک رویارویی نظامی نبود؛ آزمونی برای یک فرض راهبردی نیز بود: آیا میتوان با وارد کردن ضربهای سنگین به زیرساختهای نظامی، موشکی و هستهای ایران، ظرفیت قدرت این کشور را برای مدت طولانی از میان برد؟
اهداف اعلامشده واشنگتن شامل جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، نابودی توان موشکی و ضربه به زیرساخت تولید موشک بود. در مقاطع مختلف، مقامهای آمریکایی از وارد کردن ضربات تعیینکننده به ظرفیتهای ایران سخن گفتند. با این حال، گزارشهای بعدی نشان دادند که جنگ نتوانسته همه اهداف اعلامشده آمریکا را محقق کند و درگیری به یک رویارویی طولانی تبدیل شده است. بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که چه چیزی در ایران منهدم شد؛ مسئله مهمتر این است که چه چیزی پس از آن انهدام دوباره ساخته شد.
تفاوت میان موجودی قدرت و ظرفیت قدرت
در جنگهای کلاسیک، قدرت را اغلب با موجودی اندازه میگرفتند: تعداد موشک، هواپیما، پهپاد، ناو، سامانه پدافندی یا حجم مهمات. این معیار هنوز مهم است، اما برای جنگ طولانی کافی نیست.
قدرت واقعی را باید در دو سطح دید: نخست، آنچه یک کشور در لحظه در اختیار دارد و دوم، توانایی آن کشور برای بازگرداندن ظرفیت ازدسترفته به میدان. این تفاوت، همان متغیری است که میتوان آن را «ظرفیت بازتولید قدرت» نامید. اگر کشوری صد واحد توان نظامی داشته باشد و در اثر جنگ پنجاه واحد آن را از دست بدهد، مسئله فقط این نیست که پنجاه واحد باقی مانده است. باید پرسید آیا آن کشور میتواند ده، بیست یا پنجاه واحد ازدسترفته را دوباره تولید کند و با چه سرعتی.
در جنگ فرسایشی، این فاصله زمانی اهمیت حیاتی پیدا میکند. فرسایش زمانی به نتیجه راهبردی میرسد که سرعت تخریب از سرعت بازسازی بیشتر باشد. اگر چرخه تولید، تعمیر، جایگزینی و سازماندهی مجدد همچنان فعال بماند، ضربه نظامی الزاماً به حذف قدرت منجر نمیشود.
قدرت ایران؛ محصول چهار دهه فشار
اهمیت این نظریه برای ایران در سابقه چهار دههای کشور در مواجهه با تحریم، محدودیت فناوری و فشار خارجی است. ایران طی این سالها صرفاً به انبار کردن تجهیزات نپرداخته است؛ بخشی از راهبرد آن به ایجاد دانش فنی، تربیت نیروی انسانی، توسعه صنایع داخلی و ساخت زنجیرههای تأمین اختصاص یافته است.
این مسیر البته به معنای بیاثر بودن حملات یا مصونیت زیرساختهای ایران نیست. گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا در 2 تیر 1405 از خسارت سنگین به بخشی از زیرساختهای نظامی و تولیدی ایران سخن به میان آورده و همزمان بر دشواری ارزیابی کامل میزان تخریب ظرفیتهای زیرزمینی تأکید دارد. همین نکته مهم است.
اگر دشمن پس از یک جنگ گسترده همچنان ناچار باشد درباره میزان واقعی ظرفیت باقیمانده و سرعت بازسازی ایران ارزیابی انجام دهد، یعنی مسئله از «انهدام» به «تداوم ظرفیت» منتقل شده است.
در اینجا تجربه تحریم برای ایران یک اهمیت راهبردی پیدا میکند: بخشی از ساختار صنعتی و دفاعی کشور پیش از جنگ نیز در شرایط محدودیت و فشار شکل گرفته بود. بنابراین جنگ، ساختاری را وارد بحران کرد که سالها با فرض محدودیت منابع و فشار خارجی کار کرده بود.
کارخانه، بخشی از میدان نبرد است
در چنین جنگی، کارخانه دیگر پشت جبهه نیست. خط تولید موشک و پهپاد، مرکز تعمیر، ماشینآلات دقیق، مواد اولیه، نیروی متخصص، آزمایشگاه، نرمافزار، شبکه تأمین و حتی مسیرهای جایگزین وارد معادله امنیت ملی میشوند.
گزارشهای تحلیلی درباره بازسازی توان نظامی ایران نیز بر اهمیت ماشینآلات، تجهیزات تولید، مواد اولیه و قطعات دوکاربردی تأکید کردهاند. پس ضربه به یک کارخانه زمانی تعیینکننده است که بتواند چرخه تولید را متوقف کند، نه اینکه فقط بخشی از خروجی آن را کاهش دهد. این تفاوت برای آینده جنگهای ایران اهمیت زیادی دارد: بازدارندگی آینده فقط به تعداد موشکهای موجود وابسته نیست؛ به تعداد موشکهایی که ایران میتواند پس از یک ضربه دوباره تولید کند نیز وابسته خواهد بود.
آمریکا نیز با مسئله بازتولید روبهرو شد و این قاعده البته فقط درباره ایران صدق نمیکند. آمریکا از بزرگترین ظرفیتهای صنعتی و فناوری دفاعی جهان برخوردار است، اما جنگ طولانی نشان داد حتی چنین قدرتی نیز با مسئله مصرف و جایگزینی مواجه است. دفتر بودجه کنگره آمریکا در 24 شهریور 1405 اعلام کرد هزینه عملیات نظامی آمریکا در جنگ با ایران تا 10 مرداد 1405 حدود 38 میلیارد دلار بوده است؛ رقمی که هزینه جایگزینی مهمات و تجهیزات ازدسترفته، عملیات، سوخت و پشتیبانی را نیز دربر میگیرد.
در 26 شهریور 1405 نیز رویترز گزارش داد لاکهید مارتین برای افزایش تولید مهمات و رهگیرها سرمایهگذاری 8 تا 9 میلیارد دلاری انجام میدهد. این شرکت همچنین پس از توافقی در 15 مرداد 1405، نخستین محموله قطعات رهگیرهای پاتریوت را در 6 شهریور 1405 از جنرال موتورز دریافت کرد. این اتفاق از خود رقم هزینهها مهمتر است: جنگ، حتی اقتصاد صنعتی آمریکا را مجبور کرده است سرعت بازتولید مهمات را به یک مسئله فوری تبدیل کند. بنابراین معیار قدرت را نمیتوان برای ایران یکطرفه تعریف کرد. همان معیاری که ظرفیت بازسازی ایران را میسنجد، ظرفیت بازسازی آمریکا را نیز باید بسنجد.
چرا اهداف جنگ را باید از نتیجه جنگ جدا کرد؟
اینجا یک تفکیک ضروری وجود دارد. آمریکا و رژیم اشغالگر قدس توانستند خسارات سنگینی به ایران وارد کنند. این واقعیت را نمیتوان با تحلیلهای تبلیغاتی حذف کرد.
اما «وارد کردن خسارت» با «تحقق هدف راهبردی» یکسان نیست. اگر هدف، از میان بردن ظرفیت موشکی ایران، جلوگیری پایدار از بازسازی آن و حل دائمی مسئله هستهای بوده باشد، استمرار جنگ و باقی ماندن ایران بهعنوان یک بازیگر دارای توان پاسخ و بازسازی نشان میدهد که میان ضربه نظامی و تحقق هدف سیاسی ـ راهبردی فاصله وجود دارد.
گزارش 27 شهریور 1405 رویترز نیز با اشاره به ادامه جنگ پس از بیش از شش ماه، از محقق نشدن کامل اهدافی که دونالد ترامپ برای جنگ مطرح کرده بود سخن گفت. این همان جایی است که میتوان به یک نتیجه مهم درباره ایران رسید: برد در جنگ لزوماً به معنای نداشتن خسارت نیست؛ گاهی به معنای آن است که دشمن با وجود وارد کردن خسارت، نتوانسته ظرفیت تصمیمگیری و ادامه حیات راهبردی طرف مقابل را از بین ببرد.
از توان ضربه تا توان ادامه دادن
تجربه این جنگ، مفهوم قدرت را یک گام جلوتر میبرد. قدرت فقط توان ضربه زدن نیست. قدرت، توان تحمل ضربه، بازسازی ظرفیت، ادامه عملیات، حفظ استقلال تصمیمگیری و وادار کردن طرف مقابل به محاسبه مجدد نیز هست.
از این منظر، ایران در برابر یک آزمون کمسابقه قرار گرفت: کشوری که با چهار دهه تحریم وارد جنگ شد، خسارت دید، بخشی از ظرفیتهایش آسیب دید، اما اصل چرخه قدرت آن از میان نرفت. در طرف مقابل نیز آمریکا با ظرفیت عظیم اقتصادی و صنعتی خود ناچار شد برای جبران مصرف مهمات و تقویت زنجیره تولید، سرمایهگذاری و سازماندهی تازهای انجام دهد. این یعنی جنگ، مفهوم «ذخیره» را به «چرخه» تبدیل کرده است. و این شاید مهمترین درس راهبردی جنگ باشد.
نتیجه؛ قدرتی که پس از ضربه باقی میماند
در نهایت، سؤال آینده دیگر فقط این نیست که ایران چه تعداد موشک، پهپاد یا سامانه در اختیار دارد. سؤال مهمتر این است که اگر فردا دوباره بخشی از این ظرفیت منهدم شود، ایران با چه سرعتی میتواند آن را بازسازی کند؟
پاسخ به این سؤال، بخشی از بازدارندگی آینده جمهوری اسلامی ایران را شکل خواهد داد. جنگی که آمریکا و رژیم اشغالگر قدس با هدف تغییر موازنه قدرت علیه ایران آغاز کردند، دستکم یک واقعیت را آشکار کرد: قدرت کشوری مانند ایران را نمیتوان فقط در موجودی روز نخست جستوجو کرد. بخش مهمی از قدرت ایران در توان دوباره ساختن نهفته است.
از همینجا باید یک گام جلوتر رفت: تجربه جنگ نباید فقط به فهرستی از خسارتها یا پیروزیهای تاکتیکی تبدیل شود؛ باید به یک قاعده برای دکترین آینده تبدیل شود. هر سامانهای که تولید میشود، هر کارخانهای که ساخته میشود، هر نیروی متخصصی که تربیت میشود و هر زنجیره تأمینی که داخلی یا جایگزین میشود، باید با این پرسش سنجیده شود که در صورت جنگ بعدی، چقدر سریع میتواند قدرت ازدسترفته را به میدان بازگرداند. در جنگهای طولانی، آنکه فقط ضربه میزند قدرت ندارد؛ آنکه پس از ضربه هنوز میتواند قدرت بسازد، تعریف کاملتری از قدرت ارائه میکند.
انتهای پیام/
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه