مصطفی هاشمیطبا: خاموشی صنایع، نتیجه نبود اولویتبندی در حکمرانی انرژی است | کشور بدون جلوگیری از اسراف نابود میشود
اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: مصطفی هاشمیطبا معتقد است که ما در کشورمان اسراف میکنیم. کشور بدون جلوگیری از اسراف نابود میشود.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از تجارت فردا، بحران ناترازی انرژی در ایران، مسئله فنی یا محدود به صنعت برق نیست، بلکه یکی از مهمترین چالشهای حکمرانی اقتصادی در کشور است. در شرایطی که دولت بر حفظ تولید، صادرات و جلوگیری از خاموشی صنایع تاکید میکند، محدودیت برق واحدهای بزرگ صنعتی، بهویژه صنعت فولاد، همچنان ادامه دارد. البته ناترازی امروز نتیجه سالها سرمایهگذاری ناکافی در زیرساختهای انرژی، قیمتگذاری نامناسب، مصرف بیرویه و ناهماهنگی میان سیاستهای صنعتی و انرژی است. مصطفی هاشمیطبا، معاون رئیس دولت اصلاحات، بر این باور است که خاموشی صنایع تنها نشانهای از یک مسئله عمیقتر است؛ مسئلهای که به نحوه تخصیص منابع محدود، مدیریت مصرف و توانایی نظام حکمرانی در تعیین اولویتهای توسعهای کشور بازمیگردد.
*****
* برخی بر این باورند که ناترازیهای امروز اقتصاد ایران، از برق و گاز گرفته تا آب و بودجه، بیش از آنکه محصول کمبود منابع باشند، نتیجه نبود اولویتگذاری در نظام حکمرانی است. آیا شما نیز ریشه اصلی ناترازیها را در ناتوانی در انتخاب و پایبندی به اولویتها میدانید؟
مسئله ناترازی در کشور ما، موضوع جدیدی نیست و نتیجه سالها تصمیمگیری و سیاستگذاری اشتباه بوده است که در زمینهها و عرصههای مختلف این مسئله به چشم میآید. اشکال اصلی نظام حکمرانی اقتصادی این است که ما در عرصههای مختلف حکمرانی، اولویتبندی نداریم. برای نمونه، نمیدانیم اولویتهایمان چیست؛ آیا عدالت میخواهیم یا مبارزه با استکبار؟ آیا جنگ و درگیری و تنش میخواهیم یا ثبات، توسعه و رفاه؟ قبل از هر چیز باید بدانیم که چه چیزی میخواهیم و آن را در اولویت قرار دهیم. نمیتوانیم همزمان جنگ کنیم و پرچم مبارزه با استکبار را برافرازیم و همزمان هم توسعه و رفاه مردم را بخواهیم و آن را درست به پیش ببریم. این شاید نه غیرممکن، اما بسیار سخت و تا حد زیادی، نشدنی است. این موارد در کنار هم، با نظام عقلانی جور در نمیآیند. ما همزمان نمیتوانیم چند اولویت را با همدیگر داشته باشیم یا آنها را با هم بخواهیم. پس به باورم، مهمترین مسئله، باید تعیین اولویتها باشد. همچنان که قبل از ورود به هر مسئلهای، مانند حل ناترازیها، باید بدانیم اولویتهایمان چیست.
* همانطور که اشاره کردید، یکی از ریشههای ناترازی، فقدان اولویتگذاری در حکمرانی است، چرا در ایران هنگام مواجهه با کمبود انرژی، معمولاً مصرف خانگی و تجاری در اولویت قرار میگیرد و بخش تولید و صنعت هزینه این ناترازی را میپردازند؟
البته این جریان نبود اولویتبندی، تنها مختص چهار دهه گذشته در نظام حکمرانی نیست و چهبسا که قبل از انقلاب، اولویتبندیها رعایت نمیشد. برای نمونه دولتها در ایران (چه قبل و چه بعد از انقلاب) همیشه اولویت نخست و مهم را تنها مصرف مردم قرار دادهاند. در کشورهای پیشرفته، مصرف شهروندان در درجه نخست قرار نمیگیرد و این البته بهمعنای اهمیت ندادن به افکار عمومی نیست، بلکه این مسئله در راستای تامین نیاز و منافع همه بخشها در اقتصاد است. برای مثال، در آلمان مغازهها از ساعت 7 بعدازظهر به بعد، تعطیل هستند. این مسئله به این معنا نیست که آنان عقلشان به این موضوع نمیرسد که روشنایی، نور یا چراغ خوب نیست، بلکه هدف آنان از این دست کارها و اقدامات این است که در هر برههای از زمان بهصورت بهینه مصرف کنند. در ایران برخلاف کشورهای پیشرفته، مصرف تجاری و خانگی برق بهدلیل بهای پایین و این رویکرد و بینش که نور، روشنایی و برق خوشیمن و خوب است، بسیار زیاد است. مصارف شخصی و تجاری در سالهای گذشته با وجود ناترازیها و تشدید محدودیتها، قطعی و خاموشیهای سراسری، کم هم نشده است. در شرایط سخت کنونی، اماکن تجاری و دفاتر اداری را ببینید که تا ساعت 10 تا 11 شب باز هستند. مصارف در منازل مسکونی هم متاسفانه همچنان بالاست. در شرایطی که باید بهصورت موضعی در منازل، چراغ روشن کنیم، اما شاهدیم در هال بسیاری از منازل مسکونی، لامپهای زیادی روشن است. در بسیاری از اماکن اداری و تجاری در سطح شهر، روشناییهای زیاد و بیخودی دیده میشد. حتی در اماکن مذهبی هم همین مصرف بیرویه وجود دارد؛ شدت نور در برخی از اماکن مذهبی بسیار بالاست. درحالیکه اصلاً ضرورتی برای هیچ یک از این نوع مصارف وجود ندارد. برای نمونه در انگلیس، منازل مسکونی بهصورت موضعی، چراغ روشن میکنند. این بدان معناست که شهروندان و اعضای خانواده هر جایی که نیاز باشد چراغ یا لامپ روشن میکنند. یا برای مثال، در بسیاری از کشورهای پیشرفته برای مطالعه چراغ خاص با نوری مخصوص وجود دارد. اینطور نیست که در همهجا و برای همه چیز، از لوستر یا آباژور یا وسایل پرمصرف استفاده کنند. برعکس ما در کشورمان بدون حسابوکتاب در منازل یا دفاترمان از لامپ، چراغ یا وسایلی استفاده میکنیم که بسیار پرمصرفاند و این در حالی است که اصلاً نیازی به استفاده از این وسایل پرمصرف نیست. حتی گاه برای هر اتاق هم یک کولر برقی یا اسپیلت جدا نصب میکنیم. به همین دلیل ما بهجای اینکه در مصارفمان قائل به دستهبندی و اولویتبندی باشیم، میخواهیم همه را با هم داشته باشیم.
در کشورمان اسراف کاری عادی شده است و هیچ الگو یا چهارچوبی برای اسراف نکردن نداریم.
* چرا حتی بالاترین مقام اجرایی کشور (رئیسجمهور) نیز نمیتواند با یک دستور، ناترازی را برطرف کند. این موضوع چه تصویری از فاصله میان تصمیمگیری سیاسی و واقعیتهای اقتصادی در حوزه انرژی ارائه میدهد؟
به باورم با دستور دادن هیچ مسئولی، حتی بالاترین مسئول اجرایی کشور، یعنی رئیسجمهور، هم کاری از پیش نمیرود و اتفاق خاصی نمیافتد. زمانی که ما مصارف تجاری و خانگیمان را آزاد گذاشتهایم و هر کس هر چقدر دلش میخواهد مصرف میکند و فقط بهای مصرف را از مصرفکنندگان میگیریم، بهنوعی مسئله حادتر و عمقیتر از آن است که بتوان با یک دستور یا بخشنامه آن را حل کرد. اگرچه در قیمت و بهای انرژی هم جای بحث بسیار زیاد است و نیاز به کارها و مطالعات کارشناسی دقیق همچنان وجود دارد.
در وضعیت کنونی در حوزه انرژی، تقاضا از عرضه پیشی گرفته و شرایط ناترازی پیش آمده است. حتی در صورت تداوم روند موجود، بهتدریج ممکن است شاهد افزایش ناترازیها (افزایش شکاف میان عرضه و تقاضا) هم باشیم. این مسئله ممکن است به نارضایتی بیشتر نیز دامن بزند. بهدلیل کمبود گاز و برق زیادی که نیروگاهها مصرف میکنند، این ناترازیها ممکن است گسترش پیدا کنند و حتی به حوزههای دیگر نیز تسری یابند. البته نیروگاهها از سوخت دیگری به نام مازوت هم استفاده میکنند که مصرف آن بهدلیل گوگردی که دارد، بسیار زیانآور است. بهجای مازوت سوزاندن برای تولید برق و همچنین تعطیلی کارخانهها، باید مصرفکنندگان را موظف به صرفهجویی کنیم. بهجای آنکه مازوت با حداقل چهار درصد گوگرد را در نیروگاهها بسوزانیم، باید برای پالایش آن و گوگردزدایی، سرمایهگذاری کنیم و گاز اکسید سولفور (در مجاورت آب به اسید سولفوریک تبدیل میشود) به ریههای مردم نفرستیم و شهرها را تعطیل نکنیم. بنابراین هم باید چهارچوب و برنامهریزی برای کاهش مصرف را در نظر بگیریم و هم مازاد مصرف را با جریمه سنگین یا قطع انشعاب پاسخ دهیم. آن وقت مدیران، مهندسان و همه مردم با درایت صرفهجویی میکنند.
* اگر ناترازی انرژی را نه یک بحران مقطعی، بلکه نتیجه سالها مصرف غیربهینه، اسراف و کمتوجهی به توسعه زیرساختهای جدید مانند انرژی خورشیدی بدانیم، از نگاه شما، مهمترین اصلاحات ساختاری که باید از امروز آغاز شود، چیست و چرا این اصلاحات تاکنون به نتیجه نرسیدهاند؟
حرف اصلی این است که ما در کشورمان اسراف میکنیم. کشور بدون جلوگیری از اسراف نابود میشود. همه بخشها و همه بازیگران در این اقتصاد (دولت، بخش خصوصی و خانوارها) اسراف میکنند و همین یکی از دلایل پررنگی بوده که باعث شده ناترازی ایجاد شود. هر چند ریشه ناترازیها تنها همین مسئله نیست و دلایلی متعدد با ابعاد متفاوت دارد، اما تولید هر کالایی حد و آستانهای دارد و مصرف بیرویه آن، به شکاف در عرضه و تقاضا و ایجاد ناترازی منجر میشود. ما سالها از انرژی خورشیدی استفاده نکردهایم و تازه در سالهای اخیر به فکر استفاده از آن افتادهایم که تولید برق از آن مسیر هم بسیار آرام پیش میرود. باید برق خورشیدی را بهصورت جدی برای جایگزینی گاز نیروگاهها و بسیاری مصارف دیگر پیگیری کنیم. برای نمونه، هند برنامهای جامع در زمینه تولید برق خورشیدی دارد، ما هم میتوانیم برنامههایی در این زمینه داشته باشیم. اگرچه کنفرانسها، همایشها و نمایشگاههای متعددی در اینباره برپا میشود و بزرگان سیاست و انرژی سخنانی شایسته در اینباره بیان میکنند، اما همه این سخنان حل مسائل را به آینده نامعلوم موکول میکند. بنابراین حل مسئله و رفع مشکل با دستور و بخشنامه اجرا نمیشود، بلکه نیازمند سیستم و مسیر سیستمدهی است.
هیچ ضرورتی ندارد که برخی از دفاتر اداری یا اماکن تجاری یا منازل مسکونی که حد و حصری برای آنها تعیین نشده است، تا پاسی از شب یا نیمههای شب فعالیت کنند.
اینکه برق صنایع قطع میشود و باید دستور داده شود که برق قطع نشود، چاره کار نیست. برای مثال، اگر دولت بهجای مصوبه عدم قطعی برق، با برنامهریزی و هماهنگی با صنایع به چهارچوبی دست یابد که صنایع را موظف کند نسبت به سال گذشته 10 تا 20 درصد کاهش مصرف داشته باشند، آنوقت مهندسان و مدیران صنایع یا بدنه نخبگان و کارشناسی فکر میکنند و با فکر و مشورت از آرای جمعی، سعی میکنند مسیر را به سمتی ببرند که با بهرهوری بیشتر، 20 درصد از مصرف برق واحد تولیدی را کم کنند. اما زمانی که دولت یا نهاد مسئول تصمیم بگیرد برق یک صنعت، بنگاه یا کارخانه را به مدت یک یا چند روز قطع کند یا محدودیتهای برق را اعمال کند، هم ماشینآلات و واحدهای تولیدی ضربه میبینند و بنگاه را دچار خسارت میکنند، در نتیجه، تولید آسیب میبیند و هم اینکه با تعطیلی واحدهای تولیدی و بنگاهها، اشتغال نیز آسیب میبیند و به جمع بیکاران اضافه میشود. درحالیکه بهجای مصوبه و دستورنامه، بهتر است با تعیین اولویتها، برنامهها و هماهنگی با صنایع، چاره اساسی اندیشیده شود.
* با توجه به اینکه شما از نبود یک نظام موثر برای مدیریت مصرف و صرفهجویی سخن گفتید، آیا میتوان گفت آنچه امروز در حوزه انرژی شاهد آن هستیم، بیشتر مدیریت خاموشی است تا مدیریت مصرف؟ این رویکرد چه پیامدهایی برای تولید، اشتغال و سرمایهگذاری در بخشهایی مانند فولاد دارد؟
بارها بسیاری از ما در اماکن عمومی مانند ترمینالهای مسافربری، یا فرودگاهها دیدهایم که در آنجا اصلاً شرایط دمایی همخوان نیست؛ یا بسیار سرد است یا بسیار گرم. یعنی نوع مصرف ما هم بیرویه است و هم اینکه بجا و متناسب نیست. رویه پرمصرف و اسراف فقط مربوط به برق نیست. در گاز هم بسیار مصرف و زیادهروی میکنیم. در گاز هم بسیار اسراف میشود. در برق هم در بخشهای متعدد و زمانهای مختلف اسراف میکنیم. متاسفانه نه الگویی برای مصرف هست و نه چهارچوب و سامانه نظارتی قوی و مدبرانهای هست که جلوی زیادهرویها و اسراف را بگیرد. هر چند بهصورت مقطعی، کارهایی برای مدیریت یا کاهش مصرف بیرویه برق یا گاز اعمال میشود، اما هیچکدام از این طرحها، چاره اساسی و پاسخی پایدار به مسئله نبوده است. الان بدترین شکل انتخابشده و فوری این است که برق را قطع میکنند. وزارت نیرو بهجای آنکه برق مردم را قطع کند، میتوانست یک سیستم برای صرفهجویی طراحی کند، اما این کار را کمتر انجام داده و در این مدت، شیوه نامناسب را بهکار گرفته است. وقتی برق یک کارخانه دو روز قطع شود، کارگرهای آن چه کار باید بکنند؟ درحالیکه میشد به کارخانهها گفت خودتان صرفهجویی کنید و این باعث میشود مهندسان برق دنبال حل مسئله باشند. اگر یک سیستم طراحی میشد، بهجای 30 تا 40 چراغ، پنج چراغ روشن میشد یا بهجای استفاده ۲۴ساعته از کولر، فقط ۱۶ ساعت روشن میشد. بالاخره شهروندان بابت کاهش مصرف برنامهریزیشده و اطلاعرسانیشده، فکری میکردند. اما متاسفانه هیچ سیستمی طراحی نشد و فقط در برنامههای اعلامی، زمان قطعی را میگویند. یا برای نمونه، ماینرهای رمزارز برق زیادی مصرف میکنند. تولیدکننده این ماینرها در کشور زیاد هستند و بعضی از این ماینرها از سوی نهادهای دولتی بهکار گرفته شدهاند که برق زیادی هم مصرف میکنند.
مسئله اسراف
حرف اصلی این است که ما در کشورمان اسراف میکنیم. کشور بدون جلوگیری از اسراف نابود میشود.
* اگر بخواهیم از چرخه تکراری ناترازی، خاموشی و مدیریت مقطعی عبور کنیم، از نگاه شما دولت برای اصلاح حکمرانی انرژی و ایجاد یک نظام پایدار مدیریت مصرف، چه اقدامات مشخص و اولویتداری را باید در دستور کار قرار دهد؟
متاسفانه در کشورمان اسراف امری عادی شده است و هیچ الگو یا چهارچوبی برای اسراف نکردن نداریم. در بسیاری از اماکن عمومی یا منازل مسکونی اسراف میشود. هیچ ضرورتی ندارد که برخی از دفاتر اداری یا اماکن تجاری یا منازل مسکونی که حد و حصری برای آنها تعیین نشده است، تا پاسی از شب یا نیمههای شب فعالیت کنند. زمانی که دولت اولویت تامین برق را به این طیف از مصرفکنندگان میدهد، دیگر معلوم است که در بخش دیگر، برق کارخانهها یا صنایع قطع میشود. به همین دلیل، به نظرم دولت قبل از هر چیز با اولویتبندی و برنامهریزی، باید برنامهای را به واحدهای تولیدی یا صنایع ارائه دهد که آنان را موظف کند هر سال میزان مشخصی از مصرف برق خود را نسبت به سال قبل از آن، کاهش دهند. بنابراین دولت باید سیستمهای مختلف طراحی و به مردم بهصورت شفاف اطلاعرسانی کند. بهجای اینکه برق کارخانهها را هفتهای دو روز قطع کنند یا برق خانهها را مدام قطع کنند و این همه خسارت وارد آید، در برنامهها و چهارچوبهای مختلف به طیفهای متنوع مصرفکنندگان ابلاغ کنند که باید در یک بازه زمانی مشخص نسبت به همان بازه در سال قبل از آن، صرفهجویی کنند. بنگاهها و واحدهای تولیدی همه دارای نیروی متخصص هستند، این نیروها همسو با مدیریت بنگاه باید برنامهریزی کنند که برای کاهش مصرف چهکاری انجام دهند و این در حالی است که از فرآیند همین امور، نوآوریهایی هم شکل میگیرد. دولت باید برای مصارف مربوط به امکان عمومی یا مسکونی برنامههای کاهش مصرف را هم بهطور جدی در دستورکار قرار دهد. نیازی نیست که برخی از امکان عمومی مانند ترمینالهای مسافربری، یا فرودگاهها یا برخی از امکان تجاری مانند پاساژها یا امکان مذهبی مانند مساجد یا منازل مسکونی این همه چراغ روشن نگه دارند و تنها برای اینکه نور داشته باشند، همیشه لامپها را روشن کنند. اگر میخواهیم صرفهجویی اعمال شود، باید بررسی کنیم که مصرف کارخانهها و مردم چقدر و چگونه است. یعنی سیستمی ارائه شود و بگوید براساس این سیستم، برای مثال، باید به این میزان صرفهجویی شود، اگر صرفهجویی کردید، پاداش میگیرید یا اگر بیشازحد مصرف کردید، جریمه میشوید.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه