تاجیک: ایران و آمریکا به دنبال جنگ تمام عیار نیستند | جامعه را از جنگ دور کنیم | باید دست میانجیگران را باز بگذاریم
اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: نصرتالله تاجیک، دیپلمات بازنشسته، با بعید دانستن تبدیل تحرکات اخیر ایران و آمریکا به جنگی تمامعیار، تأکید کرد فشار اقتصادی واشنگتن با هدف کشاندن تهران به مذاکره است و باید مسیر گفتوگو و میانجیگری برای احیای تفاهم اسلامآباد باز بماند.
به گزارش اقتصادنیوز، آیا درگیری نظامی بین ایران و آمریکا وارد مرحله جدیدی شده است؟ یکشنبهشب آمریکا به جزیره لارک حمله کرد؛ اقدامی که از سوی ایران بیپاسخ نماند و تهران در واکنش، دو پایگاه آمریکایی در اردن، از جمله پایگاههای ملک حسین و الازرق، را هدف قرار داد. دونالد ترامپ هم در اظهارات تهدیدآمیزی اعلام کرد که قصد دارد جزیره خارک را «با خاک یکسان» کند. اگرچه دوشنبهشب حمله دیگری میان دو طرف رخ نداد، سهشنبهشب درگیری گسترده تر بود. آیا تحولات اخیر مقدمهای برای دور تازهای از درگیریهاست یا صرفاً بخشی از تقابل تاکتیکی تهران و واشنگتن محسوب میشود؟
اقتصادنیوز: دیاکو حسینی، تحلیلگر روابط بینالملل، معتقد است ترامپ برای عبور از بنبست جنگ و حفظ آرامش بازارها تا انتخابات میاندورهای آمریکا، فعلاً فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کرده، اما در صورت شکست این راهبرد احتمال ازسرگیری درگیری نظامی پس از انتخابات همچنان وجود دارد.
این تحولات در شرایطی رخ داده که آمریکا هفته گذشته «عملیات طرد اقتصادی ایران» را آغاز کرد؛ اقدامی که برخی آن را نشانهای از فاصله گرفتن واشنگتن از گزینه نظامی و تلاش برای اعمال فشار اقتصادی بیشتر بر تهران میدانند. با این حال، حمله به لارک نشان داد که گزینه نظامی همچنان از محاسبات آمریکا خارج نشده است. در سوی دیگر، پاسخ نظامی ایران نیز این پیام را به همراه داشت که تهران در برابر اقدامات واشنگتن واکنش نشان خواهد داد.
همزمان، تلاش برخی کشورهای منطقه برای بازگرداندن ایران و آمریکا به مسیر تفاهم اسلامآباد ادامه دارد؛ تفاهمی که به گفته نصرتالله تاجیک، دیپلمات بازنشسته، منافع ایران در آن بر منافع آمریکا میچربد. او که با اقتصادنیوز گفتگو کرده، معتقد است نباید تحرکات نظامی اخیر را لزوماً نشانه آغاز یک جنگ تمامعیار دانست و در عین حال، با توجه به متغیرهای متعدد، نباید احتمال تغییر معادلات را نیز نادیده گرفت. تاجیک بر این باور است که ایران باید دست میانجیگران را برای یافتن راهحل باز بگذارد و درِ مذاکره را نبندد.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با این تحلیلگر سیاست خارجی را در ادامه بخوانید؛
****
* آقای تاجیک! یکشنبه شب آمریکا به جزیره لارک حمله کرد که از سوی ایران بدون پاسخ نبود و ایران متتقابلا به دو پایگاه آمریکایی در اردن حمله کرد. سه شنبه نیز این درگیری ها در سطحی گسترده تر رخ داد، آیا فکر میکنید که این رخدادها زمینهساز درگیریهای دیگری شود؟
این سؤال بیشتر جنبه نظامی دارد و نظامیها باید به آن پاسخ دهند. اما اگر بخواهیم بعد سیاسی حمله آمریکا به لارک و پاسخ ایران با حمله به پایگاههای آمریکا در اردن، از جمله پایگاه ملک حسین و الازرق، بررسی کنیم، لزوماً نباید به این عملیاتها و تحرکات نظامی، یا به اصطلاح تک و پاتک، بُعد استراتژیک بدهیم. این اقدامات بیشتر جنبه عملیاتی و تاکتیکی دارند برای چنگ و دندان نشان دادن! نه استراتژیک عمل کردن.
پتانسیل جنگ در ایران و آمریکا تخلیه شده است
آمریکا اعلام کرده است که لانچرهای سپاه پاسداران را که درصدد شلیک موشک برای مینریزی در تنگه هرمز بودهاند، هدف قرار داده است. ایران نیز در پاسخ، اقدام متقابلی انجام داده و به احتمال زیاد این ماجرا خیلی گسترده نشود. این اتفاق لزوماً قرار نیست به یک درگیری مداوم یا گسترده تبدیل شود. در ابتدای جنگ، شرایط متفاوت است و ممکن است یک تحرک کوچک هم به یک درگیری تمامعیار منجر شود. اما اکنون تقریباً میتوان گفت که پتانسیل جنگ در هر دو طرف تخلیه شده است.
دو طرف چندان علاقهمند نیستند که جنگ گسترش پیدا کند؛ چرا که هر کدام با مجموعهای از مشکلات و محدودیتهای خاص خود، عمدتاً در داخل، مواجه هستند. طرف آمریکایی ممکن است برای ادامه جنگ با برخی مشکلات بینالمللی و حتی منطقهای نیز روبهرو باشد. بنابراین به نظر نمیرسد تحرکات اخیر به یک جنگ تمامعیار، گسترده و غیر قابل کنترل تبدیل شود.
البته باید این نکته را هم در نظر داشت که در برخی جنگها و درگیریها، شرایط به نسبت بین وزن عوامل ثابت و متغیر بستگی دارد. گاهی اتفاقاتی که در جریان درگیری رخ میدهد، میتواند تعیینکنندهتر از عوامل ثابت یا مؤلفههایی باشد که تحلیلگران آنها را عوامل قطعی میدانند. فرض کنیم یکی از مباحثی که درباره درگیری میان ایران و آمریکا مطرح میشود، بهعنوان یک عامل ثابت، انتخابات آمریکا باشد؛ یعنی تأثیر این جنگ بر انتخابات آمریکا. اما این موضوع ممکن است به شکل دیگری عمل کند.
در مسائل مربوط به انتخابات آمریکا، سیاست خارجی وزن زیادی ندارد
معمولاً در مسائل مربوط به انتخابات آمریکا، سیاست خارجی وزن زیادی ندارد. حالا فرض کنیم موضوع سیاست خارجی، جنگ ایران و آمریکا باشد. آنچه برای مردم آمریکا و کسانی که پای صندوقهای رأی میروند اهمیت دارد، تأثیر این جنگ بر زندگی روزمره آنهاست.
این مسئله ممکن است تحت تأثیر عوامل دیگری قرار بگیرد و حتی اثر جنگ را بر زندگی مردم از بین ببرد؛ یعنی جنگ ادامه داشته باشد، اما تأثیر محسوسی بر زندگی روزمره مردم آمریکا نداشته باشد. در چنین شرایطی، موضوع انتخابات دیگر تأثیر چندانی بر روند جنگ ایران و آمریکا نخواهد داشت.
اتفاقاً نباید روی این مسئله یا پدیده خیلی حساب باز کنیم. قبلاً هم گفتهام که هر عاملی وزن خودش را دارد. حتی ممکن است همین موضوع، همانطور که در مثالی که زدم توضیح دادم، به یک پارامتر بیوزن تبدیل شود. در مقابل، ممکن است یک عامل متغیر در منطقه، جهان، روابط بینالملل یا حتی داخل آمریکا شکل بگیرد که تأثیر آن از انتخابات بیشتر باشد.
بنابراین، به عقیده من، در شرایطی که اکنون من و شما درباره آن صحبت میکنیم، اگر همه عوامل و پارامترها را در نظر بگیریم، وزن عوامل متغیر از عوامل ثابت بیشتر است.
همانطور که گفتم، احتمال اینکه این وضعیت به یک جنگ گسترده و غیر قابل کنترل تبدیل شود، از نظر من زیاد نیست. اما باید این احتمال را هم در نظر گرفت که اگر فردا صبح یک عامل متغیر جدید خودش را نشان دهد، میتواند این فرضیه من را که احتمال گسترش جنگ پایین است، به هم بزند.
به همین دلیل است که میگویم عوامل متغیر، عوامل نوظهور و حتی عواملی که ممکن است اصلاً در محاسبات ما وارد نشده باشند، اگر رخ دهند و خودشان را نشان دهند، میتوانند تمام معادلات را تغییر دهند. همانطور که عرض کردم، ممکن است آنچه در بحث انتخابات آمریکا اهمیت دارد، تأثیر جنگ بر زندگی مردم باشد.
جنگ ایران و آمریکا لزوماً زندگی آمریکاییها را تغییر نمیدهد
بنابراین ممکن است جنگی میان ایران و آمریکا رخ دهد، اما تأثیر محسوسی بر زندگی مردم آمریکا نداشته باشد. فرض کنیم بازار نفت اشباع شود. در چنین شرایطی، جنگ دیگر تأثیر چندانی بر بخش انرژی یا مسائل داخلی آمریکا نخواهد داشت. نمونه آن را میتوان در همین دوره گذشته دید. با وجود اینکه تنگه هرمز و بابالمندب بسته اعلام شدند و ورودی بازار نفت کاهش پیدا کرد، قیمت نفت افزایش پیدا نکرد.
یکی از دلایل این مسئله این بود که چینیها، حالا به هر دلیلی - که بحث ما در اینجا نیست - مصرف نفت خود را کاهش دادند. آنها روزانه چند میلیون بشکه از مصرفشان کم کردند؛ میزانی که میتوانست در واقع تعیینکننده باشد. بنابراین، عواملی که میتوانند در چنین شرایطی اثرگذار باشند، ممکن است پیش از وقوع، از سوی هیچ تحلیلگری پیشبینی نشده باشند. برای مثال، شاید کسی پیشبینی نمیکرد که چین میزان مصرف نفت و انرژی خود را تا این حد کاهش دهد. اما چینیها این موضوع را هم در نظر میگیرند که افزایش قیمت نفت ممکن است تأثیر معکوسی بر صادرات آنها داشته باشد.
به همین دلیل، ممکن است ترجیح دهند از ذخایر استراتژیک خود استفاده کنند و خرید نفت را کاهش دهند تا از شکلگیری چنین شرایطی جلوگیری کنند. البته به عقیده من، چین ممکن است دلایل دیگری هم برای این اقدام داشته باشد. علاوه بر مسائل مربوط به اقتصاد داخلی و صادرات، ممکن است چینیها به این موضوع هم توجه داشته باشند که نظم موجود حفظ شود و از ایجاد بیثباتی در جهان یا آسیب دیدن اقتصاد جهانی جلوگیری شود. این نگرش و رویکرد نیز ممکن است در رفتار چین مصداق داشته باشد.
* پس شما معتقد نیستید که درگیری با آمریکا را بتوان به انتخابات میان دوره کنگره ربط داد.
خیر. به عقیده من وارد کردن موضوع انتخابات شاید خیلی تعیینکننده نباشد.
آمریکا از گزینه نظامی علیه ایران عبور کرد؟
* حملات چند شب اخیر پس از اقدام آمریکا برای آغاز «عملیات طرد اقتصادی ایران» صورت گرفت. برخی تصور میکردند آمریکا به دلیل ناامیدی از دستیابی به اهداف خود از طریق اقدام نظامی، به سمت انزوای اقتصادی ایران رفته است. تحلیل شما از این موضوع چیست؟
بعد از سه جنگی که آمریکا به ایران تحمیل کرد، تقریباً میتوان گفت دولت آمریکا و ترامپ به این نتیجه رسیدند که راهحل ایران، نظامی نیست. جنگ اول ۱۲ روز طول کشید. جنگ دوم، یک جنگ اعتراضی مدنی در دیماه ۱۴۰۴ بود که آمریکا تلاش کرد با توزیع اسلحه میان گروهی از مخالفان ایران، آن را به جنگ شهری تبدیل کند. جنگ سوم نیز که «جنگ رمضان» نام گرفت، ۴۰ روز به طول انجامید.
در مجموع، عملکرد ایران در این سه جنگ باعث شد آمریکا به این جمعبندی برسد که راهحل نظامی برای ایران کارآمد نیست. ایران در حوزه نظامی عملکرد قابلتوجهی داشت و میتوان گفت جامعه جهانی هم از کیفیت عملکرد، واکنش و عملیات ایران، هم از نظر کمیت و هم از جهت حمایت مردمی، شگفتزده شد. در واقع، طراحی آمریکا نتیجه مورد انتظار را نداد و با شکست مواجه شد. اما این بدان مفهوم نیست که ترامپ از ابزار نظامی استفاده نخواهد کرد و استراتژی سرزمین سوخته را کنار گذاشته!
از آن مقطع، ترامپ به این نتیجه رسید که میتواند با همان نظریه «فشار حداکثری» که محاصره دریایی نیز بخشی از آن است، مسیر دیگری را دنبال کند. با این نگاه که محاصره از بمباران بهتر، کم هزینه تر و موثر تر است، او تلاش کرد از طریق فشار اقتصادی، شرایط داخلی ایران را بیثبات کند و مردم را در برابر حکومت بشوراند.
فشار اقتصادی با هدف کشاندن ایران به پای میز مذاکره است
*می توان گفت که این اقدامات برای تشدید فشار برای آوردن تهران پای میز مذاکره ست؟
همانطور که گفتم عملیات نظامی اخیر فینفسه تاکتیکی بود و نباید به آنها جنبه استراتژیک داد. آمریکاییها گفتهاند که ایران خواسته مینریزی کند به همین خاطر وارد عمل شده اند در مقابل هم ایران پاسخ داده است.
اما اگر بگوییم این فشار اقتصادی در واقع با هدف کشاندن ایران به پای میز مذاکره اعمال میشود، به عقیده من این برداشت درستتری است تا اینکه بخواهیم عملیات اخیر را با هدف آوردن ایران پای میز مذاکره مرتبط بدانیم.
در تفاهمنامه اسلامآباد منافع ایران بر منافع آمریکا میچربد
* برخی کشورهای منطقه به دنبال بازگرداندن تهران و واشنگتن به تفاهم اسلامآباد هستند. آیا این اقدام شدنی است یا اگر مذاکره دوباره برقرار شود، آمریکاییها توافق دیگری میخواهند؟ ویژگی آن توافق چه خواهد بود؟
بالاخره این کشورها فعالیت خودشان را میکنند. ما باید ببینیم منافعمان در چیست. به نظر میرسد، آنطور که در رسانهها مطرح میشود، ایران معتقد است که یک دور مذاکره انجام داده، به یک تفاهم رسیده و اکنون میخواهد همان تفاهم اجرایی شود. البته ما از اخبار پشت پرده اطلاعی نداریم و نمیدانیم ایران چه پاسخی به میانجیها میدهد. از سوی دیگر، تلقی آمریکا این است که ایران با هدف قرار دادن آن سه کشتی، در واقع تفاهم را نقض کرده است. من معتقدم باید دست میانجیگران را باز بگذاریم تا بتوانند یک راهحل میانه پیدا کنند. نباید اجازه دهیم شرایط وارد بنبست شود.
منافع ما در اجرای همان تفاهمنامه است. چندین بند این تفاهمنامه در کوتاهمدت به نفع ایران است و در مجموع میتوان گفت منافع ایران در این تفاهمنامه بر منافع آمریکا میچربد. چهبسا ایران معتقد باشد که ترامپ با آن مسیر، یعنی معرفی مسیر جنوبی و اعمال فشار بر عمان، تلاش کرده تفاهمنامه را از حیز انتفاع بیندازد. این برداشت، حرف نادرستی نیست.
ترامپ بعد از امضای تفاهمنامه با ایران تحت فشار و انتقادات قرار گرفت
ترامپ پس از امضای تفاهمنامه و بهرهبرداری از آن در اجلاس گروه ۲۰ در فرانسه، تحت فشار قرار گرفت. بسیاری به او انتقاد کردند؛ هم در داخل آمریکا، هم از سوی اسرائیلیها و هم در سطح بینالمللی. این انتقاد مطرح شد که اگر قرار بود ترامپ به چنین دستاوردهایی برسد، چرا وارد سه جنگ شد؟ این مسئله برای ترامپ بسیار سنگین بود و بهویژه فشار اسرائیلیها در این زمینه کاملاً مشهود بود.
از سوی دیگر، ترامپ سابقه چندان خوبی در اجرای تعهدات و توافقنامههای بینالمللی و دوجانبه ندارد. او هر جا منافعش اقتضا کند، بر اجرای آن بخشهایی تأکید میکند که ممکن است با منافع طرف مقابل همخوانی نداشته باشد. در این مورد نیز چنین مسئلهای میتواند مصداق داشته باشد.
فضای داخلی بسیار قوی علیه تفاهمنامه شکل گرفت
با این حال، ما نباید رفتاری میکردیم که چنین شائبهای به وجود بیاید. بهویژه اینکه متأسفانه یک فضای داخلی بسیار قوی علیه تفاهمنامه شکل گرفت که بخش قابلتوجهی از آن نیز جناحی بود. آلوده شدن سیاست خارجی به مسائل جناحی، به اعتقاد من، آسیبزاست.
سیاست خارجی در نهایت باید به دنبال حداکثر کردن منافع ملی باشد و منافع جناحی در سیاست خارجی معنایی ندارد. با این حال، جناح مقابل دولت با فضایی که ایجاد کرد و سروصدایی که به راه انداخت، متأسفانه زمینه شکلگیری چنین شرایطی را فراهم کرد. اقدامی هم که آمریکاییها آن را مستمسک قرار دادند، یعنی هدف قرار دادن سه کشتی عربستانی، اماراتی و قطری، در واقع تا حد زیادی فضای موجود را متشنج کرد.
باید دست میانجیگران را باز بگذاریم
من معتقدم باید این موضوع را در نظر بگیریم که ما مذاکره کردیم و به یک تفاهمنامه رسیدیم و این اتفاق مثبتی است. نباید در مذاکره را ببندیم و وارد این چرخه شویم که یک طرف بگوید شما تفاهمنامه را نقض کردهاید و طرف مقابل هم بگوید شما آن را نقض کردهاید. باید دست میانجیگران را باز بگذاریم تا پیشنهادهای خود را مطرح کنند و بتوانند راهحلی پیدا کنند.
اینکه دو طرف دست روی دست بگذارند و بگویند « اینجا مرکز جهانه، اگر نه، گزش کن!»، همان کاری است که ملانصرالدین میکرد! به عقیده من در سیاست جواب نمیدهد. سیاست، در هسته اصلی خود، بر مصالحه استوار است؛ یعنی نوعی بدهبستان برای دستیابی به حداکثر منافع ملی. هر طرف به دنبال تأمین منافع خودش است، اما این به آن معنا نیست که منافع یک طرف در همه موارد الزاماً در تضاد با منافع طرف دیگر باشد. هنر میانجیگری و مذاکره، پیدا کردن راهحل در همین نقطه است.
علوم انسانی و علوم سیاسی، چون با انسان سروکار دارند، فرمول ثابتی ندارند. نمیتوان مسائل سیاسی را مانند یک مسئله ریاضی در نظر گرفت و گفت مثلاً این یک مربع دو در دو است. در سیاست باید فکر کرد و راهحل پیدا کرد. حتی به عقیده من، علاوه بر میانجیگری، باید به فضای اجتماعی داخل کشور هم توجه کنیم. فضایی که اکنون در جامعه شکل گرفته و به یک دو قطبی درباره اینکه «مذاکره خوب است یا بد؟» یا «مذاکره کنیم یا تفاهمنامه امضا نکنیم؟» تبدیل شده است. رئیسجمهوری موضعی میگیرد و جناح دیگر در مقابل آن شروع به اعتراض و جنجال میکند. به عقیده من، این رویکرد نتیجهای ندارد.
جامعه را باید از جنگ دور کنیم/ راه حل از دل گفتوگو و مذاکره به وجود میآید
اتفاقاً باید در جامعه و سپهر عمومی اجازه دهیم این مسائل مطرح و درباره آنها بحث شود. باید گفتوگو شکل بگیرد. راهحل از دل گفتوگو و مذاکره به وجود میآید. ما اکنون باید این گفتوگو را در مجامع مختلف شکل دهیم؛ در دانشگاهها، اندیشکدهها و رسانهها، چه رسانههای دیداری و شنیداری و چه رسانههای مکتوب. باید درباره این مسائل بحث کنیم. فکر و اندیشه سیال است و ممکن است راهحلی به ذهن یک نفر برسد که حتی به ذهن یک سیاستمدار بزرگ هم نرسیده باشد. بنابراین باید اجازه دهیم گفتوگو شکل بگیرد و راهحلها مطرح شوند. حالا که هنوز به بنبست نرسیدهایم، نباید اجازه دهیم شرایط به بنبست برسد. نباید وارد دور باطل «مرغ اول بود یا تخممرغ» شویم.
ما باید جامعه را از جنگ دور کنیم و در مقابل، آن را به سمت صلح، ثبات و آرامش ببریم. البته این به معنای تسلیم شدن یا کنار گذاشتن مواضعمان نیست. ما باید بر اصول و منافع خودمان بایستیم. بحث من این است که نباید در مذاکره را ببندیم و بگوییم چون مذاکره کردیم و آمریکا تفاهمنامه را نقض کرده، دیگر مذاکره نمیکنیم. نمیدانم این رویکرد جواب میدهد یا نه، اما خودم بعید میدانم نتیجهبخش باشد. این موضوع باید مورد بحث قرار بگیرد. یک نفر این دیدگاه را مطرح کند، فرد دیگری در مقابل آن پاسخ بدهد و درباره آن گفتوگو شود. باید ببینیم از دل این بحث چه راهحلهایی به دست میآید، چه ابعادی از موضوع روشن میشود و چه مسائلی همچنان مبهم باقی میماند.
ما در حال حاضر چیزی جز تفاهمنامه نداریم. باید دید آمریکاییها چه میخواهند. نهایتاً ممکن است آنها بخواهند مسئله یا روندی را که قرار بوده در مراحل بعدی مطرح شود، در چارچوب اجرای تفاهمنامه پیش بکشند؛ برای مثال، مباحث هستهای و گفتوگو درباره مسائل هستهای.
اگر بتوانیم امتیازی از آمریکا بگیریم که در ادامه تفاهمنامه، وارد مذاکره هستهای شویم، نباید اساساً از مذاکره هراس داشته باشیم. باید موضع اصولی خود را حفظ کنیم، منافع ملی را بهعنوان هدف ترسیم کنیم و آن را پیش چشم داشته باشیم و در همان مسیر حرکت کنیم. نه اینکه بگوییم، مثلاً فرض کنیم، ما اساساً قائل به مذاکره در این موارد نیستیم. حتی درباره موضوع موشکی هم از ابتدا گفتهایم که درباره دکترین دفاع ملی یا دکترین امنیت ملیمان وارد مذاکره نمیشویم. این میتواند بهعنوان یک رویکرد یا استراتژی مطرح باشد.
اما تاکتیک ما میتواند این باشد که در مذاکره حاضر شویم و همین موضع را مطرح کنیم. بگوییم ما سابقه جنگ داریم؛ از جنگ تحمیلی عراق گرفته تا همین سه جنگ اخیر و آسیبهایی که متحمل شدهایم. این تجربه به ما دیکته میکند که توانمندیهای دفاعی و تهاجمی خود را نهتنها حفظ کنیم، بلکه افزایش دهیم.
نباید تاکتیک را برای خودمان به امر مقدس تبدیل کنیم
دنیا، دنیای جنگل است. اینطور نیست که بتوان مسائل را صرفاً با اخلاق، یا به قول معروف با «من بمیرم، تو بمیری» حل کرد. بالاخره اکنون به سمت شرایطی میرویم که به موضوع رسانه شما هم مربوط میشود؛ یعنی کمبود منابع. از این به بعد، طبیعتاً درگیریها بر سر مسائل و منابع بیشتر خواهد شد؛ چه آب باشد، چه هوا، چه محیط زیست، چه سرزمین، چه غذا و چه هر منبع دیگری.
بنابراین، به عقیده من، باید آنچه منافع ما را تأمین میکند، مدنظر داشته باشیم. نباید شکل و تاکتیک را برای خودمان تبدیل به امر ثابت و مقدس کنیم و بگوییم «نه، ما این کار را نمیکنیم». ممکن است در یک مقطع بگوییم این کار را انجام نمیدهیم، اما در مقطع دیگری منافعمان ایجاب کند که برای گرفتن امتیاز، وارد گفتوگو شویم. در نهایت، باید این اقدامات را با هدف تأمین حداکثری منافع ملی دنبال کنیم.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه