«سلاحِ انرژی» بازگشته است؛ چگونه جهان از شوک بعدی جان سالم به در میبرد؟ | خطر واقعی بحرانِ هرمز شوکی نیست که جهان متحمل شد!
اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: خطر واقعی بحران هرمز شوکی نیست که جهان متحمل شد، بلکه اعتماد بیش از حدی است که ممکن است ایجاد کند.
به گزارش اقتصادنیوز، با آغاز جنگ علیه ایران و بسته شدن تنگه هرمز بسیاری از تحلیل گران سناریوهای فاجعه آمیزی را برای بازار جهانی نفت پیش بینی می کردند. با این همه، در عمل بازار انرژی توانست این شوک را تا حدودی جذب کند.
جیسون بوردوف، مدیر موسس مرکز سیاست جهانی انرژی و استاد دانشکده امور بینالملل و عمومی دانشگاه کلمبیا، مگان ال. اوسالیوان، مدیر مرکز علوم و امور بینالملل بلفر و جین کرکپاتریک استاد روابط بینالملل در دانشکده هاروارد کندی، با انتشار یادداشتی با عنوان «سایه بلند شوک ایران» در فارنافرز، ضمن بررسی ریشه های این موضوع هشدار داده اند که احتمالا بازار انرژی قادر نخواهد بود موج دوم شوک را جذب کند.
اقتصادنیوز این مقاله مفصل را در دو بخش ترجمه کرده که بخش اول پیش از این با عنوان «جغرافیایِ جدید انرژی جهان...» منتشر شده و در ادامه بخش دوم و پایانی آن ارائه می شود.
شکست کامل؟
یکی از مزایای احتمالی جنگ اخیر - و نگرانیهای تازهای که در مورد امنیت انرژی ایجاد کرده - این است که میتواند تغییر به سمت یک سیستم انرژی با کربن کمتر را تسریع کند. همانطور که فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی، در ماه آوریل گفت: «درک از ریسک و اطمینان تغییر خواهد کرد. دولتها استراتژیهای انرژی خود را بررسی خواهند کرد. شتاب قابل توجهی در بخش انرژیهای تجدیدپذیر و انرژی هستهای و تغییر بیشتر به سمت آیندهای برقیتر وجود خواهد داشت».
اقتصادنیوز: جنگهای ایران و اوکراین دیگر شوکهای موازی نیستند. آنها اکنون در حال ترکیب همافزایی هستند و پیامدهایشان اقتصاد و سیاست را در سراسر جهان متاثر ساخته است.
دلایل مهمی برای امیدواری در این زمینه وجود دارد. شوک نفتی سال ۱۹۷۳ سرمایهگذاری در انرژی هستهای، انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری را تسریع کرد که مصرف سوختهای فسیلی اقتصاد جهانی را حتی سریعتر از سیاستهای اقلیمی در سالهای پس از توافق پاریس ۲۰۱۵ کاهش داد. در سال ۲۰۲۲، پس از حمله تمام عیار روسیه به اوکراین، تولید انرژی خورشیدی در اروپا ۲۴ درصد افزایش یافت که بیش از دو برابر نرخ رشد سالهای گذشته است.
کشورهایی که در معرض شوک نفتی فعلی قرار گرفتهاند، انگیزههای قدرتمندی برای برقی کردن بیشتر حملونقل و تولید برق از منابع داخلی امن، از جمله باد، خورشید، انرژی زیستی و انرژی هستهای، خواهند داشت. حتی ایالات متحده، که در حال حاضر از حوزه انرژی نسبتاً ایمن است، درک بهتری از این دارد که امنیت واقعی انرژی ریشه در بهرهوری و افزایش عرضه انرژی منابع تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی و بادی – و نه فقط نفت و گاز – دارد.
با این حال، این نتیجهای حتمی نیست. انعطافپذیری نسبی بازارهای جهانی در پنج ماه اول اختلال هرمز میتواند اعتماد به سازگاری سیستم جهانی نفت و گاز را تقویت کند - نه اینکه ترس از آن را تشدید کند. برخی از کشورهای واردکننده بدون شک این اختلال را دلیلی برای کاهش وابستگی خود به نفت میدانند، اما بسیاری ممکن است به عکس درس بگیرند. اگر سناریوی کابوسوار برنامهریزی امنیت انرژی نسبتاً قابل مدیریت باشد، دولتها ممکن است به این نتیجه برسند که سیستم نفت و گاز در مقایسه با جایگزینها کاملاً ایمن است و عملیترین مسیر، ادامه سرمایهگذاری در انعطافپذیری سیستم نفت و گاز، و نه فراتر رفتن از آن است. خطر واقعی بحران هرمز، اعتماد به نفس بیش از حدی است که ممکن است ایجاد کند.
واکنشهای اولیه نشان میدهد که تمرکز بر ایجاد این تابآوری به همان اندازه تمرکز بر تنوعبخشی به منابع سوختهای فسیلی است. چندین کشور خلیج فارس پیش از این برنامههایی را برای گسترش یا ساخت ظرفیت خط لوله جدید برای دور زدن تنگه هرمز اعلام کردهاند که احتمالاً اهمیت آن را به عنوان یک گلوگاه در عرض چند سال کاهش میدهد. اقتصادهای نوظهور مانند هند، آفریقای جنوبی و آسیای جنوب شرقی برنامههایی را برای افزایش الزامات ذخایر نفت تجاری، ایجاد ذخایر استراتژیک نفت و گاز دولتی و گسترش ظرفیت پالایش داخلی اعلام کردهاند.
پس از این بحران، برخی از دولتها ممکن است حتی در افزایش وابستگی خود به چین، که بر زنجیرههای تأمین انرژی پاک، به ویژه برای مواد معدنی حیاتی، باتریها، پنلهای خورشیدی و وسایل نقلیه الکتریکی تسلط دارد، تردید بیشتری داشته باشند.
واکنش پکن به بحران هرمز ممکن است از جذابیت این بدهبستان بکاهد. در حالی که ایالات متحده تاکنون در برابر درخواستها برای محدود کردن صادرات نفتوگاز، که مبتنی بر یک باور غلط مبنی بر محافظت از مصرفکنندگان و مشاغل آمریکایی است، مقاومت کرده، یکی از اولین اقدامات چین اولویت دادن به منافع چین، محدود کردن صادرات فرآوردههای نفتی تصفیه شده بود که هزینههای قابل توجهی را بر کشورهای سراسر آسیا تحمیل کرد.
دولتهای منطقه که در حال بررسی اتکای بیشتر به زنجیرههای تأمین انرژی پاک چین هستند، ممکن است این ماجرا را به عنوان یک هشدار تلقی کنند و به جای افزایش اتکای خود به فناوریها و محصولات انرژی چین، به دنبال سرمایهگذاری بیشتر در تابآوری سیستمهای نفت و گاز خود و تنوعبخشی به واردات نفت و گاز خود باشند.
در نهایت، امنیت انرژی مترادف با انرژی پاک نیست. جستجوی منابع داخلی امن و مقرون به صرفه میتواند دولتها را به همان راحتی که به سمت انرژی خورشیدی، بادی، زمینگرمایی یا هستهای سوق میدهد، به سمت زغال سنگ نیز سوق دهد. حداقل در کوتاهمدت، زغال سنگ بخشی از اقدامات واکنش اضطراری در چندین کشور آسیایی بوده است: ژاپن اجازه استفاده بیشتر از نیروگاههای زغال سنگ قدیمیتر و کمبازدهتر را داده، کره جنوبی محدودیتهای تولید زغال سنگ را برداشته، چین مصرف زغال سنگ را در بخش شیمیایی خود افزایش داده و هند برنامه خود را برای صرف 4 میلیارد دلار برای توسعه صنعت تبدیل زغال سنگ به مواد شیمیایی تسریع کرده است.
شرکت مشاوره انرژی ریستاد پیشبینی کرده که تقاضای اضافی زغال سنگ منطقه ناشی از کمبود گاز طبیعی تقریباً 70 میلیون تن در سال 2026 خواهد بود. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، مصرف جهانی زغال سنگ امسال به رکورد جدیدی خواهد رسید. تغییراتی که در پی این بحران انرژی رخ خواهد داد، فرصتهایی را برای گذار به انرژی سبزتر ایجاد خواهد کرد.
درسهایی برای آینده
اگرچه بحران هرمز به پایان نرسیده، اما در حال حاضر درسهایی را برای چگونگی آماده شدن دولتها برای شوک انرژی بعدی ارائه داده است. با این حال، نکته اصلی بیشتر یک هشدار است تا یک درس.
رضایتی که در مورد اختلال عظیم جریان نفت در پنج ماه گذشته ایجاد شده، نباید به ماههای آینده منتقل شود. اگر درگیریهای مجدد در ایران منجر به دوره دیگری از اختلال طولانی مدت شود، اقتصاد جهانی برای مهار آسیبهای آن با قدرت بیشتری تلاش خواهد کرد.
اقتصادنیوز: رویدادهای پنج ماه گذشته، علاوه بر اینکه نشان دادهاند سیستم انرژی جهانی چگونه توانست بسته شدن تنگه هرمز را تحمل کند، مسائل دیگری را نیز آشکارکردهاند. این رویدادها نشان دادهاند که چگونه تغییرات تدریجی اما واقعی در این سیستم، واقعیتها و خطرات ژئوپلیتیکی جدیدی را ایجاد کرده است - به ویژه اینکه چگونه تغییرات در منابع عرضه و تقاضای انرژی، جغرافیای شوکهای نفتی را از نو ترسیم کرده است.
تشدید تهدیدات در دریای سرخ میتواند خط لوله عربستان سعودی را که در کاهش بحران هرمز ضروری بوده، به خطر بیندازد. موجودی نفت جهانی اکنون به طور قابل توجهی کاهش یافته و بشکههای ذخیره شده توسط چین به عنوان یکی از اصلیترین موانع در برابر اختلال مداوم عرضه باقی مانده است.
نیاز به پر کردن مجدد موجودیها و ایجاد ذخایر استراتژیک قویتر نفت نیز ممکن است تقاضا را افزایش دهد. پنج رکنی که در کاهش ضربه بحران هرمز ضروری بودند، برای کاهش شوکهای آینده، هر زمان که رخ دهند، ضروری خواهند بود: بهرهوری انرژی، عرضه متنوع، بازارهای یکپارچه، افزایش تولید داخلی و کمک به کشورهایی که آسیبپذیریهای آنها برای همه خطر ایجاد میکند.
اولین و مطمئنترین لایه دفاعی در برابر شوک نفتی، استفاده کمتر از نفت در وهله اول است. جهان توانست اختلال اولیه هرمز را تا حدی تحمل کند زیرا برای تولید هر دلار از تولید اقتصادی به نفت بسیار کمتری نسبت به گذشته نیاز دارد. با توجه به دلار ثابت سال ۲۰۱۵، اقتصاد جهانی در سال ۱۹۷۳ به ازای هر ۱۰۰۰ دلار تولید ناخالص داخلی، کمی کمتر از یک بشکه نفت مصرف میکرد.
تا سال ۲۰۱۹، آخرین سال قبل از اختلال همهگیری، این رقم بیش از نصف کاهش یافته بود. به گفته کریستوف رول، اقتصاددان ارشد سابق شرکت بریتیش پترولیوم، از آنجا که بسیاری از اقتصادها اکنون وابستگی کمتری به نفت دارند، قیمتهای امروز باید با احتساب تورم، تقریباً چهار برابر افزایش یابد تا شوک اقتصادی پس از انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ را بازتولید کند.
پنجاه سال پس از آنکه فیزیکدان آموری لاوینز در مجله فارن افرز از «مسیر نرم» به سوی امنیت انرژی با تمرکز بر بهرهوری و فناوریهای توزیعشده دفاع کرد، یکی از بینشهای اصلی او همچنان به همان اندازه صادق است: سیاستگذارانی که به دنبال کاهش اثرات شوکهای آینده هستند، باید تلاشهای خود را برای کاهش وابستگی اقتصاد به نفت دو برابر کنند. دلیل کاهش وابستگی به نفت نه تنها زیستمحیطی، بلکه استراتژیک نیز هست. استانداردهای قویتر بهرهوری، پذیرش گستردهتر خودروهای برقی و حملونقل عمومی بهتر، همگی آسیبپذیری در برابر شوکهای نفتی را کاهش میدهند.
امنیت انرژی همچنین به سپرهای قوی در برابر اختلالات عرضه نیاز دارد. این ابزارها هزینه دارند و به عنوان نوعی بیمه نامه در برابر شوکهای انرژی عمل میکنند. از آنجا که هیچ شرکت واحدی هزینه شوکهای قیمت انرژی را برای جامعه متحمل نمیشود، بخش خصوصی تمایل دارد در این اقدامات حفاظتی سرمایهگذاری کمتری انجام دهد و تشکیل آنها را به اقدام دولت وابسته کند.
با گسترش خطرات ژئوپلیتیکی، تابآوری انرژی نیازمند سرمایهگذاری بیشتر در ذخایر استراتژیک، خطوط لوله و بنادر جایگزین، ظرفیت پالایش داخلی و سایر سرمایهگذاریهای زائد است که ممکن است در مواقع عادی ناکارآمد به نظر برسند اما در یک بحران ضروری میشوند.
تنوعبخشی به بازارها و مسیرهای عرضه نیز یک سپر مشابه و ضروری است. علاوه بر گسترش خطوط لوله عربستان و امارات در اطراف تنگه هرمز، عراق و کویت در حال بررسی مسیرهای جدید برای خروج از خلیج فارس هستند و سایر تولیدکنندگان به دنبال ذخیره نفت در نزدیکی مشتریان خارج از هرمز هستند. همزمان با افزایش تهدیدهای حوثیها علیه تنگه باب المندب، ممکن است به توسعه ظرفیت خط لوله از طریق دریای سرخ نیز علاقهمند شوند.
در خارج از خاورمیانه، کانادا در تلاش است تا زیرساختهای نفت و گاز طبیعی مایع را که قادر به خدماترسانی به بازارهای آسیا و اروپا هستند، گسترش دهد، تا حدی برای کاهش وابستگی به بازار ایالات متحده. خریداران آسیایی از طریق قراردادهای بلندمدت جدید گاز با صادرکنندگانی مانند استرالیا، مالزی و ایالات متحده به دنبال امنیت بیشتر در تأمین منابع هستند.
بازارهای انرژی یکپارچه نیز منبع امنیت هستند، نه یک کالای لوکس که با افزایش قیمتها به حالت تعلیق درآیند. دولتها باید در برابر فشارها برای عقبنشینی از آنها مقاومت کنند، همانطور که چین هنگام محدود کردن صادرات محصولات پالایششده خود این کار را انجام داد. نیروهای بازار، ضربه جریانهای انرژی از دست رفته را کاهش دادهاند: وقتی کمبودها از طریق تنگه هرمز قیمت انرژی را در مناطق خاصی افزایش داد، شرکتهای تجاری و شرکتهای انرژی، تانکرهای خود را به سمت خریدارانی که مایل به پرداخت بیشترین هزینه بودند، تغییر مسیر دادند. وقتی ترس از کمبود سوخت جت، قیمتها را حتی بالاتر برد، پالایشگاهها عملیات خود را برای تولید سوخت جت بیشتر و بنزین و گازوئیل کمتر تنظیم کردند. برای مثال، طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، در ماه مارس، پالایشگاههای اروپایی تولید سوخت جت را نسبت به سال گذشته ۲۲ درصد افزایش دادند و نیاز منطقه به واردات خارجی را بیش از نصف کاهش دادند.
مزایای تولید داخلی در حال حاضر برخی از کشورها را به تجدیدنظر در سیاستها سوق داده است. به عنوان مثال، در بریتانیا، اندی برنهام، نخست وزیر، شروع به کاهش رویکرد محدودکننده دولت کارگر در توسعه نفت و گاز در دریای شمال کرده است. چندین کشور اروپایی، از جمله بلژیک، دانمارک و ایتالیا، نیز شروع به بازنگری در مقاومت دیرینه خود در برابر انرژی هستهای کردهاند.
در نهایت، سیستمی که برای تحمل بدترین عواقب به آسیبپذیرترین افراد متکی باشد، نمیتواند در درازمدت مقاوم باشد و منجر به بیثباتی سیاسی و اقتصادی میشود. تقویت توانایی کشورهای کمدرآمد برای تحمل شوکهای انرژی، نیازمند کمک در حوزه انرژی پاک - از جمله پشتیبانی مالی و فنی برای تسریع برقرسانی، بهبود بهرهوری انرژی و گسترش منابع انرژی داخلی ایمن و کمکربن - خواهد بود.
بحران هرمز همچنین نشان میدهد که چرا این کشورها از کمکهای هدفمند دقیق در توسعه و زیرساختهای نفت و گاز بهرهمند خواهند شد. اگرچه بانکهای توسعه چندجانبه تا حد زیادی از تأمین مالی سوختهای فسیلی عقبنشینی کردهاند، اما این سیستم برای دههها ادامه خواهد داشت. پشتیبانی گزینشی برای ذخیرهسازی، پالایش، خطوط لوله و بنادر میتواند آسیبپذیریها را کاهش دهد و پایه و اساس پایدارتری را برای گذار چند دههای به انرژی پاکتر فراهم کند.
دانش، قدرت است؛ بازگشت سلاح انرژی
خطر واقعی بحران هرمز شوکی نیست که جهان متحمل شد، بلکه اعتماد بیش از حدی است که ممکن است ایجاد کند. بسته شدن مهمترین گلوگاه نفتی جهان باید اقتصاد جهانی را به رکود میکشاند، و اینکه این اتفاق نیفتاده، بسیاری را به این نتیجه میرساند که خطرات امنیت انرژی دیگر اهمیتی ندارند.
عکس این موضوع صادق است. ضربهگیرهایی که تاکنون اختلال را به حداقل رساندهاند، تنها تا مدتی دوام خواهند آورد و اگر جهان قرار است شوکهای آینده را تحمل کند، باید این ضربهگیرها تقویت شوند. علاوه بر این، ترس از امنیت انرژی به تنهایی برای پیشبرد گذار به انرژی پاک کافی نخواهد بود. انجام این کار نیازمند تلاش و اراده هماهنگ است.
این بحران همچنین تعادل قدرت جدیدی را در سیاست انرژی آشکار کرده است. اختلالی که یک نسل پیش میتوانست واشنگتن را فروتن کند، در عوض ایالات متحده را از هر اقتصاد بزرگی منزویتر کرد، زیرا هزینهها بر کشورهایی که کمترین توانایی تحمل آنها را داشتند، غلبه کرد. در حالی که شوکهای انرژی زمانی قدرتمندان را منضبط میکرد، اکنون به طور فزایندهای آسیبپذیران را مجازات میکند و قویترها را مصون میدارد. ابرقدرتی که از عواقب آشفتگیای که به ایجاد آن کمک میکند، در امان باشد، دلایل کمتری برای خویشتنداری دارد و کشوری که میتواند بازار را به دلخواه خود ثابت یا متزلزل کند - چه ایالات متحده باشد چه چین - اهرمی برای مقابله با آن دشوار است.
شوک انرژی بعدی دقیقاً شبیه بحران هرمز نخواهد بود. اما این شوک درسهای مهمی برای چگونگی آماده شدن برای نبرد بعدی ارائه میدهد. اکنون که سلاح انرژی بازگشته است، آن لحظه ممکن است زودتر از آنچه فکر میکنیم فرا برسد.
در حالی که اقتصادهای دولتی مانند اقتصاد چین ممکن است به سادگی به پالایشگاهها دستور دهند که با ظرفیت کمتری فعالیت کنند، در اقتصادهای بازارمحور، نیروهای بازار به هدایت منابع کمیاب به جایی که بیشترین ارزش را دارند، تشویق به صرفهجویی و تغییر تولید به سمت سوختهایی که مصرفکنندگان بیشترین نیاز را دارند، کمک میکنند. اگر بحران هرمز در مرحله بعدی خود تشدید شود و قیمتها افزایش یابد، واشنگتن ممکن است با فشار سیاسی بیشتری برای محدود کردن صادرات نفت مواجه شود، با این باور که انجام این کار قیمتهای داخلی را کاهش میدهد.
تسلیم شدن در برابر چنین فشارهایی اشتباه خواهد بود. ممنوعیت صادرات به اعتبار ایالات متحده به عنوان یک تأمینکننده غیرسیاسی آسیب میرساند، به متحدان آسیب میرساند، سیگنالهای قیمت را تحریف میکند و انگیزهها را برای سرمایهگذاری در ظرفیت تولید و پالایش ایالات متحده تضعیف میکند، که در نهایت هزینههای آمریکاییها را افزایش میدهد.
گسترش پایه تولید داخلی یکی دیگر از ارکان تابآوری است. بحران هرمز ارزش استراتژیک تبدیل ایالات متحده از یک واردکننده بزرگ نفت به یک تولیدکننده و صادرکننده پیشرو را نشان داد. درس عبرت برای سایر کشورها صرفاً تولید نفت و گاز بیشتر نیست، بلکه ایجاد سبد متنوعی از منابع انرژی داخلی قابل اعتماد - از جمله نفت و گاز در صورت لزوم، و همچنین منابع تجدیدپذیر، هستهای و سایر منابع - است که میزان مواجهه آنها با بحرانها را کاهش میدهد و در صورت بروز بحران، گزینههای بیشتری در اختیار دولتها قرار میدهد.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه