جغرافیایِ جدید انرژی جهان؛ دنیا در برابر بحرانهای انرژی مصون شده است؟ | ضربهگیران شگفتانگیز در برابر شوک تنگه هرمز
اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: رویدادهای پنج ماه گذشته، علاوه بر اینکه نشان دادهاند سیستم انرژی جهانی چگونه توانست بسته شدن تنگه هرمز را تحمل کند، مسائل دیگری را نیز آشکارکردهاند. این رویدادها نشان دادهاند که چگونه تغییرات تدریجی اما واقعی در این سیستم، واقعیتها و خطرات ژئوپلیتیکی جدیدی را ایجاد کرده است - به ویژه اینکه چگونه تغییرات در منابع عرضه و تقاضای انرژی، جغرافیای شوکهای نفتی را از نو ترسیم کرده است.
به گزارش اقتصادنیوز، با آغاز جنگ علیه ایران و بسته شدن تنگه هرمز بسیاری از تحلیل گران سناریوهای فاجعه آمیزی را برای بازار جهانی نفت پیش بینی می کردند. با این همه، در عمل بازار انرژی توانست این شوک را تا حدودی جذب کند.
جیسون بوردوف، مدیر موسس مرکز سیاست جهانی انرژی و استاد دانشکده امور بینالملل و عمومی دانشگاه کلمبیا، مگان ال. اوسالیوان، مدیر مرکز علوم و امور بینالملل بلفر و جین کرکپاتریک استاد روابط بینالملل در دانشکده هاروارد کندی، با انتشار یادداشتی با عنوان «سایه بلند شوک ایران» در فارن افرز، ضمن بررسی ریشه های این موضوع هشدار داده اند که احتمالا بازار انرژی قادر نخواهد بود موج دوم شوک را جذب کند.
«اقتصادنیوز» این مقاله مفصل را در دو بخش ترجمه کرده که در ادامه بخش اول آن ارائه می شود.
خطرات بزرگ مرحله دوم بحران
تقریباً با هر معیاری، انتظار می رود در آینده جهان با بحران انرژی بسیار شدیدتری دست و پنجه نرم کند. تنگه هرمز، که پیش از این تقریباً یک پنجم از منابع نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد، ماههاست که عملاً بسته شده است. با این حال، وقتی این سناریوها را در مقابل سناریوهای کابوسوارِ در نظر گرفته شده در آغاز جنگ در نظر بگیریم، قیمت نفت همچنان پایین مانده و بازارهای گاز طبیعی انعطافپذیر بودهاند. اقتصاد جهانی تاکنون از رکودی که بسیاری از شوکهای انرژی گذشته ایجاد کرده بودند، اجتناب کرده است.
میتوان نتیجه گرفت که هشدارهای اولیه نسبت به خطرات اختلال در عرضه انرژی اغراقآمیز بوده، اما چنین خوش خیالی گمراهکننده خواهد بود. بحران هرمز تاکنون به لطف ترکیبی غیرمعمول از شرایط مطلوب بازار و سالها سرمایهگذاری در حوزه امنیتی انرژی، تنها منجر به افزایش اندک قیمت نفت شده است. قبل از شروع جنگ، بازارهای نفت عرضه بیش از حد داشتند، ذخایر نسبتاً بالا بودند، عربستان سعودی و امارات متحده عربی خطوط لولهای در اطراف تنگه ساخته بودند و دولتها و شرکتها ذخایر اضطراری و تجاری جمعآوری کرده بودند. علاوه بر این، چین با کاهش واردات خود، با استفاده از ظرفیت عظیم خود برای محدود کردن میزان نفتی که برای ذخیرهسازی میخرد، در انبار نگه میدارد، برای صادرات پالایش میکند و در داخل مصرف میکند، به تثبیت تعادل جهانی نفت کمک کرد.
اقتصادنیوز: جنگهای ایران و اوکراین دیگر شوکهای موازی نیستند. آنها اکنون در حال ترکیب همافزایی هستند و پیامدهایشان اقتصاد و سیاست را در سراسر جهان متاثر ساخته است.
اما ممکن است این شرایط پایدار نباشد. اگر این درگیری وارد مرحله جدیدی از نبردهای شدید شود و موجب سرایت به فراتر از جبهههای کنونی شود و تنگه همچنان مسدود بماند، بازارهای نفت که اکنون تحت فشار کمبود محصولات پالایششده مانند دیزل و سوخت جت هستند، میتوانند شاهد افزایش قیمت نفت خام باشند. اما حتی اگر درگیریها در منطقه کاهش یابد، احتمالاً خطر مداوم علیه کشتیرانی در تنگه همچنان باقی خواهد ماند، زیرا عبور و مرور یا کاملاً تحت کنترل ایران خواهد بود یا حداقل، در هر زمانی در معرض اختلال به اراده ایران قرار خواهد گرفت.
سناریوی خوشبینانهتر در چند ماه آینده، به جز تغییر رویکرد بزرگ و بعید در تهران، یک خیال واهی به نظر میرسد. در نتیجه نباید به نتیجه نسبتاً خوشبینانه پنج ماه گذشته برای بازارهای انرژی دلخوش بود. تکیهگاههایی که به جهان کمک کردند تا آن ماهها را مدیریت کند، اکنون نخنماتر شدهاند: ذخایر کاهش یافتهاند، تقاضا در حال افزایش است، مسیرهای جایگزین آسیبپذیرتر میشوند و زیرساختها همچنان مورد حمله قرار میگیرند و در برخی موارد، تعمیر آنها سالها طول خواهد کشید. مرحله دوم بحران هرمز میتواند به مراتب مخربتر از مرحله اول باشد.
تاب آوری رو به زوال؛ جهان در برابر بحرانهای انرژی مصون شده؟
علاوه بر این، مرحله اول بحران، به رغم قیمتهای جهانی نفت، بدون دردسر نبود. تغییر نسبتاً ملایم قیمتهای معیار جهانی، توزیع کاملاً نامتوازن درد را پنهان میکرد. در واقع، آسیا و اروپا قیمتهای بالا، کمبودها، جیرهبندی، فشار مالی و کاهش اجباری مصرف را تحمل میکردند، در حالی که ایالات متحده و چین سطوح جدیدی از انعطاف و نفوذ را نشان دادند.
اثرات تأخیری نیز در افق پدیدار میشوند. به دلیل بحران در پالایش، قیمت دیزل و سایر فرآوردههای نفتی بسیار بالاتر از حد معمول قیمتهای فعلی نفت است. همچنین شوک کنونی، پر کردن مجدد موجودی گاز طبیعی اروپا را دشوارتر و پرهزینهتر میکند و این قاره را با سطوح ذخیرهسازی پایینتر از حد معمول و آسیبپذیری بیشتر در برابر محدودیت های انرژی و ژئوپلیتیکی در زمستان آینده مواجه میکند.
آن چه در پنج ماه گذشته اتفاق افتاد به معنی این نیست که جهان در برابر بحرانهای انرژی مصون شده است، بلکه ثمره این است که نیروهای بازار، سیاستها و سرمایهگذاریهای دولتی در امنیت انرژی نتیجه دادهاند. بدون تلاشهای مجدد برای بازسازی، در دنیای ژئوپلیتیکی امروز که از هم گسیخته است، این تابآوری به سرعت از بین خواهد رفت. بنابراین، قبل از اینکه مرحله بعدی این بحران آشکار شود، سیاستگذاران باید چگونگی این انعطافپذیری را تحلیل کنند.
علاوه بر این، آنها باید اذعان کنند که همانطور که سیستم انرژی از دهه 1970 تغییر کرده است، نحوه انعکاس شوکهای انرژی در سراسر جهان و اقدامات لازم برای محافظت در برابر آنها نیز تغییر کرده است. درک این پویاییها، جهان را در موقعیت بهتری برای شوک انرژی اجتنابناپذیر بعدی قرار میدهد.
پشت پرده یک واکنش خاموش
وقتی تهران چند روز پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه، تنگه هرمز را بست، رئیس آژانس بینالمللی انرژی (IEA) آن را «بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» نامید. اما حتی با اینکه تنگه تقریباً به طور کامل برای تقریباً چهار ماه بسته ماند - تا زمانی که واشنگتن و تهران در اواسط ژوئن تفاهمنامهای امضا کردند - نفت خام برنت در مقایسه با حدود 70 دلار در هر بشکه در زمان شروع جنگ، به طور متوسط کمی بیش از 100 دلار در هر بشکه بود.
با این حال، اوج 126 دلار در هر بشکه، در ماه آوریل، بسیار کمتر از 200 دلار در هر بشکه بود که تحلیلگران باتجربه در مورد آن هشدار داده بودند. حتی پس از آنکه تهران در ماه ژوئیه، پس از فروپاشی آتشبس، دوباره تنگه را به روی ترانزیت نفتی بست، قیمت هر بشکه به محدوده ۸۰ دلار سقوط کرد.
عوامل زیادی در این واکنش نسبتاً خاموش قیمت نقش داشتند. همانطور که انتظار میرفت، تقاضای نفت در واکنش به عرضه موجود، کاهش یابد. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، تقاضا در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ تقریباً پنج میلیون بشکه در روز کاهش یافت، زیرا کاهش عرضه و افزایش قیمتها باعث شد مصرفکنندگان مصرف خود را کاهش داده و بسیاری از دولتها اقدامات اضطراری برای سهمیهبندی سوخت اعمال کردند. اما تعدیل تقاضای ناشی از قیمت به آن شدتی که انتظار میرفت، نبود. این امر تا حدی به این دلیل بود که این یک لحظه نسبتاً مطلوب در چرخه نفت بود. پیشبینی میشد که عرضه امسال از تقاضا پیشی بگیرد، موجودی نفت نسبتاً پر بود، کشورهای اوپک با سرعتی سریعتر از حد انتظار عرضه را افزایش داده بودند و تحریمهای شدیدتر علیه روسیه به این معنی بود که عرضه بیشتر روسیه از طریق نفتکشهای شناور و آماده بهرهبرداری بود.
لفاظیهای سیاسی نیز در پایین نگه داشتن حق بیمه ریسک ژئوپلیتیکی نقش داشتند. ادعاهای مکرر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در بیانیههای عمومی و پستهای رسانههای اجتماعی، مبنی بر قریبالوقوع بودن حل و فصل این درگیری، اغلب در لحظات حساس بازار مطرح میشد و باعث کاهش قیمتها میشد.
احتمال بازگشت ناگهانی میلیونها بشکه در روز به بازاری که پیش از بحران نیز با مازاد عرضه مواجه بود، شرطبندیهای بزرگ روی قیمتهای بالاتر را برای معاملهگران پرخطرتر میکرد. این شرایط، حداقل به طور موقت، ارتباط بین قیمتها و کمبود اساسی نفت را تضعیف کرد.
مهمتر از این پویاییها در کاهش بحران نفتی که ممکن بود به وجود بیاید، سرمایهگذاریهای گذشته دولت در زیرساختها بود. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به سرعت ظرفیت خطوط لولهای را که از تنگه هرمز عبور میکنند، به حداکثر رساندند. این خطوط لوله سالها پیش دقیقاً به عنوان بیمهای در برابر این نوع اختلال ساخته شده بودند. این مسیرها در مجموع بیش از پنج میلیون بشکه اضافی در روز را به بازارهای جهانی منتقل میکردند. این خطوط لوله در کنار صادرات نفت ایران که تا اواخر آوریل ادامه داشت، صادرات نفت خلیج فارس را به حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز کاهش داد، و کل آن ۲۰ میلیون بشکه در روز را از بازار خارج نکرد.
ضربه گیران شگفت انگیز
ذخیره مؤثر نفت در مخازن نیز این فشار را کاهش داد. معاملهگران و شرکتهای انرژی سطح بالایی از فرآوردههای نفتی تجاری موجود در انبار خود را برداشتند. حتی مهمتر از آن، آژانس بینالمللی انرژی که پس از بحران نفتی ۱۹۷۳ تأسیس شد، بزرگترین آزادسازی ذخایر اضطراری نفت اعضای خود را هماهنگ کرد. برداشتهای تجاری و آزادسازیهای دولتی، تقریباً پنج تا شش میلیون بشکه در روز از اختلال عرضه را جبران میکند.
در ایالات متحده، افزایش تولید نفت و برداشت از ذخایر تجاری و استراتژیک باعث شد صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی ایالات متحده به سطوح تاریخی افزایش یابد و نقش این کشور را در بازار انرژی جهانی متحول کند. در طول بهار، ایالات متحده به بزرگترین صادرکننده نفت جهان تبدیل شد و برای اولین بار از زمان جنگ جهانی دوم، برای مدت کوتاهی به صادرکننده خالص نفت خام تبدیل شد.
شاید شگفتانگیزترین ضربهگیر در این بحران، چین بود. پکن واردات نفت خود را تا ماه ژوئن تقریباً پنج میلیون بشکه در روز کاهش داد و فشار بر بازار جهانی را کاهش داد. اگرچه تعیین ارقام دقیق دشوار است زیرا چین دادههای رسمی در مورد موجودیهای خود منتشر نمیکند، پکن خرید نفت را برای پر کردن ذخایر استراتژیک خود متوقف کرد و حتی مقداری نفت از موجودیهای خود آزاد کرد (بیشتر ذخایر تجاری به جای ذخایر استراتژیک). این کشور صادرات فرآوردههای نفتی تصفیه شده مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت به کشورهای همسایه را محدود کرد و در نتیجه نیاز به واردات نفت خام برای تغذیه پالایشگاههای داخلی خود را کاهش داد و از بازار جهانی نفت خام محافظت کرد، حتی اگر به کشورهای شرق آسیا که به صادرات فرآوردههای آن وابسته بودند، فشار وارد میکرد.
علاوه بر این، تقاضای داخلی نفت چین در پاسخ به قیمتهای بالاتر و اقدامات صرفهجویی کاهش یافت. گاز طبیعی مایع، با وجود اینکه کالایی بسیار متفاوت است، مسیر مشابهی با نفت را طی کرد. بسته شدن تنگه هرمز و حملات ایران به تأسیسات گاز ال ان جی، بیشتر صادرات گاز قطر را که تقریباً یک پنجم عرضه جهانی گاز را تشکیل میدهد، قطع کرد. اما قیمت گاز طبیعی و برق کمتر از آنچه بسیاری پیشبینی میکردند افزایش یافت؛ قیمتهای معیار گاز اروپا از تقریباً 35 دلار به 70 دلار در هر مگاوات ساعت دو برابر شد - که هنوز بسیار کمتر از اوج خود در حدود 350 دلار در هر مگاوات ساعت است که در سال 2022 در پی حمله تمام عیار روسیه به اوکراین به دست آمد.
پروژههای جدید مایعسازی، به ویژه در ایالات متحده، در حال افزایش بودند و تخمین زده میشود که 40 تا 50 درصد از حجم از دست رفته از خلیج فارس را جبران میکنند. صادرکنندگان معتبر مانند نیجریه و مالزی نیز گاز بیشتری از حد انتظار تحویل دادند و تقاضای آسیا تعدیل شد. برخی از تأسیسات از گاز به زغال سنگ روی آوردند در حالی که برخی از کاربران صنعتی مصرف را به طور کلی کاهش دادند. اروپا از ظرفیت واردات گاز که از سال ۲۰۲۲ ایجاد کرده بود و همچنین از منابع انرژی تجدیدپذیر بیشتر سود برد، اگرچه هنوز مجبور بود برای محمولههای کمیاب با آسیا رقابت کند، از ذخایر کم خود استفاده کند و با کاهش قابل توجه تقاضا به دلیل قیمتهای بالا که کسبوکارها را مجبور به کاهش تولید کرد، مواجه شود.
جغرافیای جدید
رویدادهای پنج ماه گذشته، علاوه بر اینکه نشان دادهاند سیستم انرژی جهانی چگونه توانست بسته شدن تنگه هرمز را تحمل کند، مسائل دیگری را نیز آشکارکردهاند. این رویدادها نشان دادهاند که چگونه تغییرات تدریجی اما واقعی در این سیستم، واقعیتها و خطرات ژئوپلیتیکی جدیدی را ایجاد کرده است - به ویژه اینکه چگونه تغییرات در منابع عرضه و تقاضای انرژی، جغرافیای شوکهای نفتی را از نو ترسیم کرده است.
کشورهایی که به بهترین شکل میتوانند اختلالات را جذب کنند و کشورهایی که مجبور به تحمل بیشترین هزینهها هستند، دیگر مانند گذشته نیستند.
ایالات متحده امروز در مقایسه با حداقل نیم قرن گذشته، در برابر شوکهای نفتی بسیار مقاومتر شده است. از آنجا که نفت در بازار جهانی قیمتگذاری میشود، آمریکاییها از قیمتهای بالاتر بنزین مصون نبودند. اما ایالات متحده این اختلال را بسیار بهتر از یک دهه پیش تحمل کرد - هم به این دلیل که تولید اقتصادش کمتربه نفت وابسته است و هم به این دلیل که نفت بسیار بیشتری تولید میکند.
اقتصاد ایالات متحده تقریباً چهار برابر بزرگتر از سال ۱۹۷۳ است، اما تقاضای داخلی نفت تنها کمی بیشتر از دهه ۱۹۷۰ است. و در حالی که این کشور تنها دو دهه پیش ۶۰ درصد از نفت مورد نیاز خود را وارد میکرد، اکنون بزرگترین تولیدکننده جهان و یک صادرکننده خالص عمده است.
این تغییر به این معنی است که اگرچه قیمتهای بالاتر هزینهها را برای مصرفکنندگان آمریکایی افزایش میدهد، اما برای تولیدکنندگان، کارگران و سهامداران آمریکایی نیز درآمد ایجاد میکند. اقتصاددانان فدرال رزرو دالاس تخمین زدهاند که یک شوک نفتی مشابه امسال، رشد تولید ناخالص داخلی واقعی ایالات متحده را در سال ۱۹۸۰ به میزان ۵.۶ درصد کاهش میداد، در حالی که این رقم امروز تنها ۰.۳ درصد است.
علاوه بر این، افزایش قیمت ناشی از بحران هرمز در ایالات متحده کمتر از آسیا و اروپا بود، جایی که کمبودها، قیمت تحویل نفت را برای دورههایی بسیار بالاتر از قیمت معامله شده در بازار آتی قرار داد.
در یک بازار جهانی، ایالات متحده در نهایت با فشارهای مشابهی روبرو خواهد شد، اما این رویداد نشان میدهد که تولید داخلی فراوان، دوره ارزشمندی از مصونیت در برابر اختلالاتی را که اقتصادهای وابسته به واردات بیشتر از آن بیبهرهاند، به ایالات متحده میدهد.
این تضاد با سایر نقاط جهان در مورد گاز طبیعی حتی بیشتر مشهود بود. اختلال در جریان گاز طبیعی مایع از طریق تنگه هرمز، قیمتها را در اروپا و آسیا به 20 دلار در هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (BTU) رساند، در حالی که قیمتهای گاز طبیعی معیار ایالات متحده زیر 3 دلار در هر میلیون BTU باقی ماند. تولید فراوان گاز داخلی ایالات متحده و بازار نسبتاً مستقل آن، تا حد زیادی آن را از شوک جهانی محافظت کرد. لوکاس دیویس اقتصاددان اوایل امسال محاسبه کرد که قطع ارتباط بین قیمتهای گاز طبیعی ایالات متحده و جهان، در طول دو دهه گذشته تقریباً 5 تریلیون دلار برای مصرفکنندگان آمریکایی صرفهجویی کرده است.
محافظت بیشتر آمریکاییها از شوکهای جهانی نفت و گاز، یک دوگانگی ناخوشایند ایجاد میکند: کشوری که در حال ایجاد تحولات قابل توجه در سیستم بینالمللی است، از عواقب اقدامات خود نیز نسبتاً مصون است. برای دههها، استفاده واشنگتن از اجبار اقتصادی و نظامی، حداقل تا حدی، به دلیل آسیبی که چنین اقداماتی میتوانست به ایالات متحده وارد کند، از جمله از طریق شوکهای نفتی، محدود شده بود. همانطور که این محدودیت تضعیف میشود، انگیزه برای خویشتنداری نیز ممکن است کاهش یابد.
نقش چین در بحرانهای جهانی انرژی نیز تغییر کرده است. کاهش چشمگیر واردات نفت این کشور، نقش محوری آن را در جذب شوکهای عرضه نشان داد. چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت و تاکنون بزرگترین دارنده ذخایر نفتی، میتواند با تنظیم میزان خرید، صادرات، ذخیرهسازی یا آزادسازی نفت، تعادل انرژی جهانی را تغییر دهد، تواناییای که ممکن است در مرحله بعدی این بحران حتی مهمتر شود.
در حالی که ذخایر نفت در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) کاهش یافته است، به نظر میرسد چین تنها مقدار کمی از ذخایر تخمینی ۱.۴ میلیارد بشکهای خود را برداشت کرده است. جلوگیری از افزایش شدید قیمت در چند ماه آینده ممکن است تا حدی به تمایل پکن برای استفاده از این ذخایر بستگی داشته باشد.
این پویایی جدید به چین منبع بالقوه قدرتمندی از نفوذ ژئوپلیتیکی در آینده میدهد. برای دههها، روسای جمهور ایالات متحده در طول بحرانهای نفتی با رهبران عربستان سعودی تماس گرفتهاند تا از آنها بخواهند ظرفیت تولید اضافی را آزاد کنند. اگر ذخایر چین به یکی از آخرین خطوط دفاعی در برابر افزایش قیمتهای جهانی آسیبزا تبدیل شود، پکن ممکن است جایگاه مشابهی را به دست آورد.
در حالی که جغرافیای جدید شوکهای نفتی، قدرت ایالات متحده و چین را نسبت به سایر کشورها بهبود میبخشد، بار متعادلسازی بازار نفت اکنون به سمت کشورهای واردکننده فقیرتر منتقل شده است. در دهههای گذشته، کاهش تقاضای مورد نیاز برای جبران کمبود عرضه، عمدتاً از اقتصادهای پیشرفتهای ناشی میشد که بیشترین نفت را مصرف میکردند. با این حال، امروزه کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) کمتر از نیمی از تقاضای جهانی نفت را تشکیل میدهند - در مقایسه با سه چهارم تقاضا در سال ۱۹۷۰. اکنون، تقاضای نفت در اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه که دارای موانع مالی ضعیفتر و ظرفیت کمتری برای جذب قیمتهای بالاتر هستند، بیشتر است، به این معنی که کاهش تقاضا زودتر و با قیمتهای پایینتر، با جیرهبندی و کاهش اجباری مصرف، رخ میدهد.
این الگو به ویژه در آسیا، جایی که بسیاری از اقتصادها به شدت به نفت خام و فرآوردههای پالایششده خاورمیانه وابسته هستند، قابل مشاهده بوده است. سوخت جت در سال جاری به یکی از حادترین نقاط فشار تبدیل شد و قیمتهای لحظهای آن برای مدت کوتاهی در برخی مناطق به نزدیک ۲۰۰ دلار در هر بشکه رسید.
دهها کشور در حال توسعه و بازارهای نوظهور نزدیک به ۲۰۰ اقدام اضطراری، از جمله دستورالعملهای صرفهجویی، یارانههای سوخت برای تعلیق مالیات و تلاشهای اضطراری برای تأمین منابع جایگزین، اتخاذ کردند. بنگلادش استفاده از کولر گازی را محدود کرد، لائوس هفته تحصیلی را کوتاه کرد و سریلانکا یک روز تعطیل عمومی دیگر اعلام کرد.
کمبود گاز مایع، خانوارها و رستورانها در هند را مجبور به کاهش مصرف کرد؛ کنیا و نیجریه افزایش قیمت سوخت را محدود کردند یا مالیات سوخت را به حالت تعلیق درآوردند و بار را از دوش مصرفکنندگان به بودجههای عمومی که از قبل هم تحت فشار بودند، منتقل کردند.
بنابراین، شوک نسبتاً خفیف قیمت جهانی، نتیجه اختلال خفیفتری در عرضه نفت نیست. بازار با قیمت پایینتری در حال متعادل شدن است زیرا کشورهای کمدرآمد به طور نامتناسبی بار آن را متحمل میشوند. چنین شوکهایی ممکن است برای واشنگتن یا بروکسل قابل مدیریت به نظر برسند، تنها به این دلیل که بخش عمدهای از این تعدیل در کشورهای آسیبپذیرتر اتفاق میافتد، جایی که پیامدهای سیاسی و حتی امنیتی ممکن است برای مدتی کاملاً آشکار نباشد.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه