هشدار ظریف درباره مذاکرات تکموضوعی میان ایران و آمریکا/ اجماع داخلی میتواند مانع از آن شود که اهرمهای ایران بدون دستاورد هزینه شوند
اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: ظریف نوشت: در یک مذاکره هوشمندانه، همین محدودیت برد موشکها میتواند در کنار تعهدی در پیمان عدم تجاوز برای عدم استفاده ابتدایی از موشک یا انتقال فناوری موشکی به دیگران قرار گیرد و در مقابل، ایران خواستار تضمین متقابل عدم تعرض از سوی آمریکا و متحدانش شود.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، محمدجواد ظریف در مقالهای با اشاره به ورود کشور به مرحله مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی، تأکید کرده است که چارچوبها و پروندههای مذاکره باید با «چشمان باز و آیندهنگری» طراحی شوند و دستاوردهای جنگهای اخیر ایران نباید بدون دریافت امتیاز متقابل، در جریان مذاکرات از دست بروند.
وزیر امور خارجه پیشین ایران نوشته است که دستاوردهای جنگ دوازدهروزه و نبرد چندوجهی رمضان که در یادداشت تفاهم ۲۷ خرداد نیز بازتاب یافته، روند چندینساله کاهش اهرمهای مذاکره ایران را متوقف کرده است؛ با این حال، از نگاه او احتمال ماندگاری این وضعیت یا بهبود آن در آینده قابل پیشبینی چندان زیاد نیست.
ظریف بر همین اساس هشدار داده است که تجربه نشان میدهد مذاکرات تکموضوعی میتواند تنها به خالی شدن دست ایران از دستاوردهای جنگهای اخیر، بدون گرفتن مابهازای مناسب، منجر شود. او راهکار را در مذاکرهای چندوجهی میداند؛ مذاکرهای که نه با هدف ایجاد رابطه دوستانه با آمریکا، بلکه برای مدیریت اختلافات با این کشور و استفاده بهینه و بهموقع از تمامی اهرمهای موجود انجام شود.
او معتقد است این اهرمها میتوانند امکان تثبیت ماهیت جمهوری اسلامی و اصول بنیادین سیاست داخلی و خارجی ایران را در چارچوب مذاکرهای منطقی و واقعبینانه فراهم کنند.
از نگاه ظریف، روش منطقی و تجربهشده برای رسیدن به این هدف آن است که طرفین زمینههای اختلاف را بهروشنی از یکدیگر تفکیک و دیدگاههای خود را برای طرف مقابل تبیین کنند و سپس مذاکرات را در سه مسیر پیش ببرند: جلوگیری از درگیریهای غیرضروری در حوزههای هویتی، بهرهگیری از همپوشانیهای کوتاهمدت و مدیریت ناسازگاریها در حوزه اختلاف منافع.
دسته نخست؛
ظریف در نخستین دسته، پروندههایی را قرار میدهد که هیچیک از دو طرف نمیتوانند یا نمیخواهند آنها را ببندند؛ موضوعاتی که با ماهیت و اصول بنیادین دو نظام سیاسی پیوند دارند.
به نوشته او، ایران آماده نیست از استقلال سیاسی، قانون اساسی، مخالفت سیاسی با سلطه و حضور نظامی آمریکا در منطقه یا عدم شناسایی رژیم صهیونیستی کوتاه بیاید.
در مقابل، ظریف معتقد است آمریکا نیز سیاست سلطهگری، معیارهای دوگانه، حضور در منطقه و حمایت از اسرائیل را کنار نخواهد گذاشت.
از نظر او، در چنین پروندههایی دو طرف باید دیدگاههای اصولی و هویتی خود را بهروشنی بیان کنند، اما در عین حال بر سر خطوط قرمز به توافق برسند تا از درگیری ناخواسته جلوگیری شود.
ظریف برای این موضوع نمونهای نیز ارائه کرده است: آمریکا میتواند متعهد شود که خود و متحدانش از هرگونه تجاوز و اقدام نظامی علیه ایران خودداری کنند و ایران نیز اقدام عملیاتی علیه آمریکا و متحدان آن، از جمله رژیم صهیونیستی، انجام ندهد و در حوزه اقدامات سیاسی و بینالمللی متمرکز شود.
او همچنین نوشته است که آمریکا میتواند حمایت از تأسیس دولت فلسطینی را بپذیرد و ایران نیز از تخریب هر راهکاری که مورد پذیرش مردم فلسطین باشد، خودداری کند.
با این حال، از دیدگاه ظریف، مابهازای مورد انتظار ایران نباید صرفاً به عدم تعرض آمریکا و متحدانش محدود شود. او معتقد است آمریکا باید متعهد شود از هرگونه تهدید علیه یکپارچگی سرزمینی ایران خودداری کند و در عین حال، خواسته ایران باید شامل خروج کشور از فهرست کشورهای حامی تروریسم نیز باشد؛ فهرستی که به گفته او، بیشترین پیامدهای تحریمی اولیه را علیه ایران به همراه داشته است.
ظریف مینویسد راهکارهای متعددی برای رسیدن به چنین هدفی وجود دارد که از جمله آنها میتوان به امضای پیمان عدم تجاوز میان ایران و ایالات متحده اشاره کرد؛ سازوکاری که به گفته او، در یادداشت تفاهم کنونی نیز پیشبینی شده است.
دسته دوم؛
دسته دوم از نگاه ظریف شامل پروندههایی است که در آنها با وجود اختلافات راهبردی میان دو کشور، امکان همکاری کوتاهمدت یا دستکم پرهیز از کارشکنی متقابل وجود دارد.
او در این دسته به موضوعاتی مانند عراق، افغانستان، افراطگرایی، مواد مخدر و مهاجرت از یک سو و همکاریهای علمی و پژوهشی و وضعیت ایرانیان مقیم آمریکا از سوی دیگر اشاره میکند.
ظریف معتقد است حتی اگر دو کشور در اهداف راهبردی خود با یکدیگر ناسازگار باشند، میتوانند در کوتاهمدت با یکدیگر هماهنگ شوند یا دستکم از اقدامات متقابل علیه یکدیگر خودداری کنند.
او برای توضیح پیامدهای نبود چنین هماهنگیای به افغانستان اشاره کرده و نوشته است که این وضعیت در نهایت به سلطه طالبان و خسارت برای هر دو طرف منجر شد.
به اعتقاد ظریف، برشمردن این پروندهها و ایجاد مسیرهای گفتوگو و تماسهای فوری برای هماهنگی، یکی از راههای دستیابی به این هدف است.
او همچنین بازگشایی دفاتر حفاظت منافع در محل سفارتخانههای دو کشور با حضور مدیریتشده دیپلماتهای رسمی طرفین را یکی از سازوکارهای ممکن برای مدیریت چنین موضوعاتی میداند.
از نگاه ظریف، این اقدام میتواند هم به مدیریت اختلافات کمک کند و هم با توجه به «روانشناسی ترامپ»، انگیزهای قوی برای دستیابی به توافق ایجاد کند؛ چرا که ترامپ میتواند ادعا کند اقدامی را انجام داده که رؤسای جمهور پیشین آمریکا توان انجام آن را نداشتند.
دسته سوم؛
ظریف دسته سوم را در حد فاصل دو گروه نخست قرار میدهد؛ یعنی اختلافاتی که دو طرف حتی در کوتاهمدت نیز همپوشانی منافع و دیدگاه ندارند، اما این اختلافات مانند دسته اول با ماهیت نظامهای سیاسی دو طرف پیوند نخوردهاند.
او تحریمهای آمریکا، احکام دادگاههای دو کشور، پروندههای هستهای و موشکی، کنترل هزینههای تسلیحاتی در منطقه، حمایت مالی از تروریسم و پولشویی را از جمله این موارد برمیشمارد.
از نظر ظریف، در این پروندهها نیز باید راههایی برای تبدیل بحرانهای تنشآفرین به اختلافات قابل مدیریت پیدا کرد و گامهایی که هر طرف برای کاهش نگرانیهای طرف مقابل برمیدارد، در کنار مابهازای هر اقدام، بهروشنی مشخص شود.
او کلید حل این پروندهها را دستیابی به یک چارچوب مشترک سیاسی ـ فنی در موضوع غنیسازی میداند؛ چارچوبی که به گفته او میتواند شامل شکل جدیدی از یک کنسرسیوم منطقهای باشد.
ظریف همچنین پیشنهاد میکند که لغو تحریمهای هستهای در کنگره آمریکا در برابر تصویب پروتکل الحاقی در مجلس ایران قرار گیرد و همزمان قانونی تصویب شود که فتوای هستهای رهبری شهید را به یک الزام قانونی تبدیل کند. به اعتقاد او، چنین سازوکاری میتواند زمینه حذف ریشهای تحریمها را فراهم کند.
هرمز؛ اهرمی که نباید از دست برود
ظریف در ادامه یادداشت خود به تنگه هرمز اشاره میکند و مینویسد که در جنگ رمضان، این تنگه به عنوان یک پرونده آنی به موضوع غنیسازی افزوده شده است؛ رویدادی که میتواند بیش از هر زمان دیگری یک اهرم سیاسی و راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند.
با این حال، او تأکید میکند که ارزش این اهرم زمانی به حداکثر میرسد که هم مشروعیت جهانی داشته باشد و هم توان بازدارندگی آن پایدار بماند.
بر همین اساس، ظریف راهبرد بهینه ایران را بهرهبرداری هوشمندانه از تنگه هرمز در چارچوبی میداند که هم منافع ملی را تأمین کند و هم مانع شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران شود.
او معتقد است آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز نهتنها میتواند به شکل صریح یا ضمنی به عنوان تضمینی برای اجرای هر توافقی مورد استفاده قرار گیرد، بلکه ایران باید با بهرهگیری صحیح و واقعبینانه از این اهرم در مذاکرات، آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را به عنوان آورده خود مطرح کند و در مقابل، طرف مقابل باید برای دستیابی به آن، خواستههای ایران را برآورده کند.
هشدار ظریف درباره مذاکره بر سر تسلیحات
وزیر امور خارجه پیشین ایران در ادامه تأکید میکند که موضوعات دیگر نیز باید به شکل هوشمندانه مدیریت شوند. او برای نمونه مینویسد که ورود به مذاکره درباره تسلیحات نباید به معنای خلع سلاح ایران تلقی یا چنین القا شود؛ بلکه باید به دیپلماسی به عنوان ابزاری برای اعمال قدرت اعتماد کرد.
ظریف، نمونه روشن ضرورت استفاده هوشمندانه از دیپلماسی را هدر رفتن اهرمهای مذاکراتی در خارج از محیط مذاکره میداند؛ اقداماتی که به گفته او برای «دفع شر» انجام شدهاند، اما بدون دریافت هیچ مابهازایی صورت گرفتهاند.
او هشدار میدهد: «چنین روشی حتی به دفع شر درازمدت نیز نمیانجامد.»
ظریف در ادامه به محدودیت داوطلبانه برد موشکهای ایران به ۲۰۰۰ کیلومتر توسط فرماندهان نظامی اشاره کرده و مینویسد این محدودیت هزینهای برای ایران داشته، اما در برابر آن نهتنها امتیازی دریافت نشده، بلکه حتی به توقف ادعاهای طرف مقابل نیز منجر نشده است.
از نگاه او، در یک مذاکره هوشمندانه، همین محدودیت برد موشکها میتواند در کنار تعهدی در پیمان عدم تجاوز برای عدم استفاده ابتدایی از موشک یا انتقال فناوری موشکی به دیگران قرار گیرد و در مقابل، ایران خواستار تضمین متقابل عدم تعرض از سوی آمریکا و متحدانش شود.
ظریف همچنین معتقد است این تعهدات میتواند در برابر محدود شدن جنگافزارها و هزینههای تسلیحاتی رژیم صهیونیستی و دیگر کشورهای منطقه و نیز خودداری آمریکا و متحدانش از کارشکنی در خرید تجهیزات پدافندی و آفندی ایران قرار گیرد.
تروریسم؛ اهرم دیگری برای مذاکره
ظریف در بخش دیگری از یادداشت خود به موضوع تروریسم پرداخته و تأکید میکند که ایران، به عنوان قربانی تروریسم، در برابر خواستههای طرف مقابل، خواستههای متعددی دارد.
از نگاه او، خروج ایران و نهادهای ایرانی از فهرست تروریسم و توقف حمایت از گروههای معاند ایرانی از مهمترین این خواستههاست.
وزیر امور خارجه پیشین ایران در پایان بر یک اصل اساسی تأکید میکند: در هیچیک از این موارد نباید اقدامی یکجانبه، صرفاً برای «دفع شر» و بدون مذاکره و دریافت مابهازا انجام شود.
به اعتقاد ظریف، اجماع داخلی میتواند مانع از آن شود که اهرمهای ایران بدون دستاورد هزینه شوند.
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه