هگست تایم یا ونس تایم؟ | روایتی از آخرین ساعات پیش از تصمیم ترامپ | آیا هنوز می توان به دیپلماسی امیدوار بود؟

اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: محتمل‌ترین ارزیابی در این لحظه این نیست که «حمله امشب قطعی است»، بلکه این است که واشنگتن وارد خطرناک‌ترین مرحله پیش از حمله شده است؛ مرحله‌ای که یک شکست در دیپلماسی یا یک حادثه در میدان می‌تواند تصمیم نهایی را تغییر دهد.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، هنوز چند روزی از زمانی که دونالد ترامپ از «مذاکراتی بسیار دوستانه» با ایران سخن می‌گفت نگذشته بود که فضای کاخ سفید بار دیگر تغییر کرد. آنچه ابتدا تنها یک تهدید لفظی به نظر می‌رسید، حالا در گزارش‌های پیاپی رسانه‌های آمریکایی به طرحی عملیاتی تبدیل شده است؛ طرحی که از اتاق وضعیت کاخ سفید تا کمپ دیوید، از جلسات محرمانه فرماندهان ارتش تا رایزنی‌های واشنگتن با اسرائیل امتداد پیدا کرده و تنها یک امضا با اجرا فاصله دارد.

طی کمتر از ۲۴ ساعت، رسانه‌های آمریکایی هر کدام بخشی از روند تصمیم گیری در کاخ سفید را مخابره کرده‌اند. یکی از صدور تصمیم برای آغاز جنگ تمام عیار خبر داد. دیگری از دیدارهای ترامپ با خالد بن سلمان وزیر دفاع سعود و نتانیاهو در اتاق بیضی، رسانه‌ای دیگر از اهداف حمله آمریکا گفت و برخی دیگر همچنان در گمانه‌زنی اینکه ترامپ دستور حمله را صادر می‌کند؟ برخی از این رسانه‌ها معتقدند که شاید امروز دیپلماسی بار دیگر گره‌گشا باشد و شاید وال استریت‌ژورنال که خبر تصمیم ترامپ برای حمله را قطعی دانسته پاسخ انتظارات جهان باشد. با این شرایط اگر این گزارش‌ها را کنار هم بگذاریم، تصویری شکل می‌گیرد که با روایت‌های روزهای گذشته تفاوت دارد؛ دیگر بحث بر سر این نیست که آیا واشنگتن گزینه نظامی را بررسی می‌کند یا نه، بلکه پرسش اصلی این است که آیا آخرین فرصت برای دیپلماسی پیش از صدور فرمان حمله از دست خواهد رفت یا خیر؟ آیا هنوز می‌توان امیدوار بود که گفت‌گوهایی که ترامپ به آن اشاره دارد خروجی مثبتی به نفع «نه به جنگ» داشته باشد؟ 

 ترامپ در گفتگویی با «ریل امریکنز ویس» که روز جمعه منتشر شد مدعی شد: ما می‌خواهیم یک توافق واقعی داشته باشیم، من توافق صوری یا ساختگی نمی‌خواهم. 

او می گوید مذاکرات در جریان است اما از خروجی این مذاکره تقریبا کسی مطلع نیست.

آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، تغییر لحن خود ترامپ است. رئیس‌جمهوری که همین هفته از توقف حملات برای ایجاد فرصت مذاکره سخن می‌گفت، اکنون در نشست کابینه در کمپ دیوید از «ضربه‌ای سخت» حرف می‌زند؛ ضربه‌ای که به گفته او آن‌قدر ادامه خواهد یافت تا تهران «دیگر نتواند ادامه دهد.» این تغییر لحن، تنها یک موضع‌گیری سیاسی نیست؛ به نوشته وال‌استریت ژورنال، پشت این جملات هفته‌ها جلسه محرمانه، ارزیابی اطلاعاتی و طرح‌های عملیاتی قرار دارد.

وال‌استریت ژورنال در رمزگشایی این اخبار نوشت: برخلاف گزارش‌های اولیه که از «بررسی گزینه حمله» سخن می‌گفتند، این روزنامه نوشت ترامپ در کمپ دیوید، طرحی را که فرماندهان نظامی روی میز او گذاشته بودند، تأیید کرده است؛ عملیاتی که می‌تواند از همین آخر هفته آغاز شود و چند روز ادامه داشته باشد. با این حال، مقام‌های آمریکایی یک نکته را نیز هم‌زمان مطرح می‌کنند؛ هنوز فرمان نهایی صادر نشده است و اگر در آخرین لحظه روزنه‌ای برای دیپلماسی باز شود، رئیس‌جمهور آمریکا ممکن است اجرای همین طرح را متوقف کند.

همین نکته، تفاوت مهم وضعیت امروز با هفته‌های گذشته است. کاخ سفید دیگر میان «جنگ یا مذاکره» انتخاب نمی‌کند؛ بلکه هر دو مسیر را به طور هم‌زمان پیش می‌برد. از یک سو، ارتش برای سناریوی حمله آماده می‌شود و از سوی دیگر، دیپلماسی آخرین فرصت خود را تجربه می‌کند. آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی می‌نویسد هدف از حمله احتمالی، افزایش فشار بر تهران برای پذیرش شروط واشنگتن در مذاکرات است؛ فشاری که این بار ممکن است نه بر مراکز نظامی، بلکه بر قلب زیرساخت‌های انرژی ایران وارد شود.

اما آنچه در گزارش‌های جدید بیش از همه توجه‌ها را جلب کرده، تغییر ماهیت اهداف احتمالی آمریکاست. اگر در دورهای پیشین تنش میان تهران و واشنگتن، بحث اصلی بر سر مراکز نظامی، برنامه موشکی یا تأسیسات هسته‌ای بود، این بار نام بخش دیگری از زیرساخت‌های ایران به میان آمده است؛ انرژی و در کنار آن جنگ کریدورها. حالا دیگر رسانه‌ها به صراحت اذعان دارند که مساله هسته‌ای ایران دروغی بیش نیست. امروز جنگ بر سر انرژی و کریدورها برای خفقان چین است و ایران ما تنها یک قربانی است. 

حالا امروز در واشنگتن، گزینه‌ای روی میز قرار گرفته که می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان نظامی داشته باشد؛ حمله به نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و دیگر تأسیسات حیاتی انرژی ایران. به نوشته آکسیوس، مقام‌های آمریکایی در حال بررسی حمله به اهدافی هستند که بتواند فشار اقتصادی و سیاسی بر تهران را افزایش دهد؛ اقدامی که از نگاه طراحان آن، می‌تواند محاسبات ایران در مذاکرات را تغییر دهد.

اما همین گزینه، نگرانی‌های جدی را در داخل آمریکا نیز برانگیخته است. زیرا حمله به زیرساخت‌های انرژی برخلاف یک عملیات محدود علیه اهداف نظامی، می‌تواند پیامدهایی گسترده‌تر برای اقتصاد ایران، بازار جهانی انرژی و حتی امنیت منطقه داشته باشد به این معنا که این فشار حداکثری شاید تبدیل به فشار حداکثری به جهان تلقی شود.

 سی‌بی‌اس نیوز در گزارش‌ خود از بررسی سناریویی خبر داده است که در آن نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و تأسیسات مرتبط با انرژی ایران در میان اهداف احتمالی قرار دارند. حتی به گفته این رسانه‌ها، در برخی بحث‌های داخلی آمریکا موضوع قطع برق تهران نیز مطرح شده است؛ سناریویی که نشان می‌دهد بخشی از محاسبات واشنگتن، بر وارد کردن فشار مستقیم به ساختارهای حیاتی کشور متمرکز شده است.

با این حال، این گزینه مخالفانی نیز در داخل دولت آمریکا دارد. برخی مشاوران سیاسی کاخ سفید نگران هستند که حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی، نه تنها تهران را به عقب‌نشینی وادار نکند، بلکه زمینه را برای واکنشی گسترده‌تر از سوی ایران فراهم کند.

یک امضا تا جنگ بی‌پایان / «واشنگتن وارد خطرناک‌ترین مرحله پیش از حمله شده است» / فاصله میان توافق و جنگ تمام‌عیار صرفا یک خطای محاسباتی است

از فشار حداکثری تا آزمون یک راهبرد پرریسک

در پشت تصمیم احتمالی ترامپ، یک پرسش اساسی وجود دارد؛ آیا فشار نظامی شدید می‌تواند ایران را به تغییر رفتار وادار کند یا تنها جنگ را وارد مرحله‌ای غیرقابل پیش‌بینی خواهد کرد؟

رئیس‌جمهور آمریکا معتقد است پاسخ این پرسش روشن است. او بارها گفته است که افزایش فشار، تهران را ناچار خواهد کرد میان ادامه تقابل و بازگشت به مذاکره یکی را انتخاب کند.

اما در سوی دیگر، برخی مقام‌های آمریکایی نگرانند که این محاسبه بیش از حد ساده‌انگارانه باشد. آنها معتقدند ایران در سال‌های گذشته نشان داده است که حتی در شرایط فشار شدید نیز ابزارهای متعددی برای پاسخ در اختیار دارد؛ از توان موشکی گرفته تا شبکه متحدان منطقه‌ای.

وال‌استریت ژورنال در گزارش خود به یکی از نگرانی‌های مهم پنتاگون نیز اشاره کرده است؛ ذخایر مهمات آمریکا.

به نوشته این روزنامه، مشاوران نظامی ترامپ درباره یک کارزار گسترده هوایی دو هفته‌ای برای کاهش توان موشکی ایران هشدار داده‌اند، اما هم‌زمان نگرانی‌هایی درباره کاهش ذخایر برخی مهمات وجود دارد. این موضوع می‌تواند بر تصمیم‌گیری واشنگتن اثر بگذارد؛ زیرا یک عملیات کوتاه و محدود با یک جنگ فرسایشی تفاوت اساسی دارد.

در واقع، مسئله اصلی برای پنتاگون تنها توانایی آغاز حمله نیست، بلکه توانایی مدیریت پیامدهای آن است.

تهران چگونه به محاسبات واشنگتن نگاه می‌کند؟

در تهران نیز نشانه‌ها حاکی از آن است که مقام‌های ایرانی سناریوی حمله گسترده را جدی گرفته‌اند. آکسیوس به نقل از خبرگزاری تسنیم نوشت: یک مقام ارشد امنیتی ایران گزارش داده که حمله به زیرساخت‌های ایران با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد. این مقام ایرانی گفته است که ایران طرحی برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی اسرائیل و همچنین زیرساخت‌های انرژی آمریکا در منطقه آماده کرده است.

این موضع نشان می‌دهد محاسبه دو طرف تا حد زیادی بر پایه یک منطق بازدارندگی شکل گرفته است؛ واشنگتن معتقد است فشار بیشتر می‌تواند تهران را وادار به عقب‌نشینی کند و تهران معتقد است نشان دادن هزینه‌های احتمالی حمله می‌تواند آمریکا را از اجرای آن منصرف کند.

در چنین شرایطی، کوچک‌ترین حادثه می‌تواند به عاملی برای تغییر مسیر تبدیل شود.

یک امضا تا جنگ بی‌پایان / «واشنگتن وارد خطرناک‌ترین مرحله پیش از حمله شده است» / فاصله میان توافق و جنگ تمام‌عیار صرفا یک خطای محاسباتی است

تنگه هرمز؛ نقطه‌ای که نگرانی‌ها را چند برابر می‌کند

در میان همه متغیرهای این بحران، تنگه هرمز جایگاه ویژه‌ای دارد. ترامپ پیش‌تر هشدار داده بود که هرگونه حمله تازه به کشتی‌ها در این مسیر با پاسخ آمریکا علیه زیرساخت‌های ایران مواجه خواهد شد. این تهدید در شرایطی مطرح شده که هرگونه اختلال در عبور انرژی از هرمز می‌تواند بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، نگرانی واشنگتن تنها درباره میدان نبرد ایران نیست؛ بلکه درباره واکنش بازارهای جهانی، قیمت نفت و واکنش متحدان آمریکا در منطقه نیز هست. از نگاه برخی تحلیلگران، همین ملاحظات اقتصادی یکی از دلایلی است که باعث شده کاخ سفید میان دو مسیر حرکت کند؛ تهدید نظامی برای افزایش فشار و تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از ورود به جنگی که پایان آن مشخص نیست.

در همین باره شبکه خبری سی‌ان‌ان نیز در گزارشی از جرئیاتی پرده برداشت که نشان می‌دهد سعودی نیز نگران این حملات است. در گزارش این شبکه خبری آمده است که خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان که سفری از پیش اعلام‌نشده روز چهارشنبه همزمان با سفر نتانیاهو به واشنگتن داشت، پیامی را از سوی برادرش، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به ترامپ و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، منتقل کرد.

پیام ریاض روشن بود: عربستان خواهان کاهش تنش در جنگ ایران است و ادامه درگیری می‌تواند خطرات بزرگی برای منطقه به همراه داشته باشد. اما تنها یک روز پیش از آن، ترامپ پیام کاملاً متفاوتی از سوی متحد نزدیک دیگر خود دریافت کرده بود.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در دیدار با ترامپ در دفتر بیضی کاخ سفید، نسبت به موفقیت دیپلماسی با ایران ابراز تردید کرده بود.

به گفته مقام‌های اسرائیلی، نتانیاهو معتقد بود تهران آماده یک توافق واقعی نیست و به همین دلیل، دو طرف به جای تمرکز بر مذاکرات، درباره گزینه‌های افزایش فشار بر ایران گفت‌وگو کردند؛ از جمله احتمال بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار.

اگرچه این دو دیدار به صورت جداگانه و بدون هماهنگی قبلی در برنامه کاخ سفید قرار گرفته بود، اما همزمانی آنها نشان‌دهنده شکاف بزرگی بود که اکنون در برابر ترامپ قرار دارد.

جنگی که هنوز آغاز نشده؛ آیا ترامپ واقعاً امشب فرمان حمله را صادر می‌کند؟

در واشنگتن، تصمیم‌های بزرگ نظامی معمولاً در لحظه‌ای که رئیس‌جمهور پشت تریبون می‌رود اعلام نمی‌شوند. پیش از آن، هفته‌ها جلسه، اختلاف نظر، ارزیابی اطلاعاتی و سنجش هزینه‌ها در پشت درهای بسته جریان دارد.

اکنون درباره ایران نیز نشانه‌ها حاکی از همین مرحله است؛ مرحله‌ای که در آن گزینه نظامی از روی کاغذ به میز عملیات منتقل شده، اما هنوز مشخص نیست آیا به مرحله اجرا خواهد رسید یا نه.

گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر یک تصویر دوگانه ارائه می‌کنند: از یک سو، وال‌استریت ژورنال از تأیید طرح حمله توسط دونالد ترامپ و آماده بودن یک عملیات چندروزه خبر داده است؛ از سوی دیگر، همین گزارش تأکید می‌کند که رئیس‌جمهور آمریکا همچنان راه بازگشت به مذاکره را برای خود باز گذاشته است.این همان نقطه‌ای است که تحلیلگران تلاش می‌کنند از میان نشانه‌های نظامی و سیاسی، مسیر بعدی واشنگتن را پیش‌بینی کنند.

مقامات دو طرف به صراحت اعلام نکرده‌اند که درواقع مسیر به چه سمتی می‌رود؟ خروجی واقعی از مذاکره در دست نیست از اتاق‌های جنگ هم تنها هشدار و تهدید به گوش می‌رسد اما آنچه که ما می‌دانیم منابع اگاه در رسانه‌ها هستند که خود این امر نیز جای شائبه دارد. پس از جنگ 12 روزه علیه ایران، رسانه‌های آمریکایی درباره ایران همان روالی را در پیش گرفتند که برای هموار کردن مسیر جرج بوش برای حمله به عراق رفتند. جنگ عراق در واقع دستپخت رسانه‌های آمریکا بود. با روایت‌های گوناگون و با همین ترفند منابع آگاه مسیر را برای یک جنگ تمام عیار علیه صدام حسین هموار کردند. حتی اگر ترامپ تصمیمی به حمله نداشته باشد این رسانه‌ها هستند که با ترغیب او را برای حمله به ایران مصمم‌تر می‌کنند. 

از گزارش‌هایی درباره شکست ترامپ در برابر ایران و پیروزی راهبردی ایران، تا اخباری که به نقل از منابع آگاه بدون راستی آزمایی منتشر می‌شود. مانند همان عملیات‌های پرچم دورغین که به زعم آن‌ها تمامی این حملات از سوی ایران است. در نوع خود این نیز یک عملیات پرچم دروغین علیه کشورمان است اما با سلاح قلم و روایت های ناقص و گه‌گاه دروغین... پس اگر ترامپ هم نخواهد رسانه‌ها این را می‌خواهند. رسانه‌هایی نظیر نیوریورک تایمز و سی‌ان‌ان که در جنگ عراق هم نقش بسزایی داشتند امروز نیز خط حمله به ترامپ با تحریک شکست او و رسانه‌های جنگ طلب بر ادامه جنگ و پیروزی تاکید می‌کنند. روندی که در ایران ما نیز به وضوح قابل مشاهده است، به همین صورت مسیر جنگ و صلح را برای کشور تعیین می‌کند. 

با این حساب مشخص نیست که منابع آگاه به رسانه‌ها چقدر واقعیت دارد یا خیر؟ چیزی که می‌دانیم این است که ترامپ همه گزینه‌ها را بررسی کرده است. تسلیحات لازم به خاورمیانه اعزام شده و ترتیبات امنیتی انجام شده و مانده است اینکه آیا امشب خبری از مذاکره به گوش می‌رسد یا خیر؟ تنها این موضوع تعیین کننده است.

یک امضا تا جنگ بی‌پایان / «واشنگتن وارد خطرناک‌ترین مرحله پیش از حمله شده است» / فاصله میان توافق و جنگ تمام‌عیار صرفا یک خطای محاسباتی است

اندیشکده‌های آمریکایی؛ مشکل اصلی فقط آغاز جنگ نیست، پایان آن است

در محافل فکری آمریکا، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا ایالات متحده توانایی حمله به ایران را دارد یا نه. تقریباً همه تحلیلگران نظامی معتقدند واشنگتن از نظر توان هوایی، اطلاعاتی و فناوری برتری قابل توجهی دارد. اما مساله‌ای که فعلا ناظران از پاسخ آن عاجز مانده‌اند این است: پس از حمله چه اتفاقی خواهد افتاد؟

مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS) در تحلیل‌های خود درباره جنگ ایران هشدار داده است که گسترش درگیری میان آمریکا و ایران می‌تواند فراتر از میدان نبرد مستقیم پیش برود و امنیت خلیج فارس، زیرساخت‌های انرژی و ثبات منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. این مرکز تأکید کرده است که مدیریت پیامدهای یک جنگ گسترده، به اندازه اجرای عملیات اولیه اهمیت دارد.

این همان نگرانی‌ای است که در داخل پنتاگون نیز دیده می‌شود؛ جایی که مسئله فقط نابودی یک هدف مشخص نیست، بلکه جلوگیری از تبدیل یک عملیات محدود به یک جنگ فرسایشی است.

وال‌استریت ژورنال نیز در گزارش خود به همین نگرانی اشاره کرده و نوشته است که مشاوران نظامی ترامپ درباره یک کارزار هوایی طولانی‌تر علیه توان موشکی ایران بررسی‌هایی انجام داده‌اند، اما همزمان مسئله ذخایر مهمات آمریکا به عنوان یک عامل محدودکننده مطرح شده است.

شورای آتلانتیک: محتمل‌ترین پایان، صلحی ناپایدار است

در سوی دیگر، تحلیلگران اروپایی و آمریکایی نیز درباره پایان این بحران هشدار داده‌اند. شورای آتلانتیک (Atlantic Council) در بررسی سناریوهای آینده جنگ ایران، یکی از محتمل‌ترین مسیرها را نه پیروزی کامل یک طرف، بلکه نوعی توافق شکننده و صلح ناپایدار ارزیابی کرده است؛ وضعیتی که در آن هیچ‌یک از طرفین به تمام اهداف خود نمی‌رسند اما برای جلوگیری از هزینه‌های بیشتر، به سمت کاهش تنش حرکت می‌کنند.

این ارزیابی اهمیت زیادی دارد، زیرا یکی از دشوارترین پرسش‌ها برای کاخ سفید همین است: آیا حمله‌ای که برای وادار کردن ایران به مذاکره طراحی شده، در نهایت به همان مذاکره منجر خواهد شد یا مسیر را به سمت جنگ طولانی‌تر تغییر خواهد داد؟

در نهایت! چرا ترامپ ممکن است حمله کند یا نکند؟

با توجه به تحولات منطقه و گزارش رسانه‌های آمریکا؛ نخست، نگاه شخصی ترامپ به مذاکره است. او بارها گفته است که فشار نظامی می‌تواند طرف مقابل را به توافق وادار کند. اکنون نیز در شرایطی که از روند مذاکرات ناراضی است، به نظر می‌رسد معتقد است ایران تنها زمانی امتیاز خواهد داد که هزینه ادامه مقاومت افزایش یابد.

دوم، مسئله برنامه هسته‌ای ایران است. وال‌استریت ژورنال گزارش داده یکی از اهداف احتمالی مورد توجه آمریکا، منطقه‌ای موسوم به «Pickaxe Mountain» است که طبق ادعاهای اطلاعاتی اسرائیل، محل نگهداری تجهیزات مرتبط با غنی‌سازی است.

سوم، مجموعه حوادث اخیر در منطقه است که از نگاه واشنگتن نشان‌دهنده افزایش فشار ایران بر نیروهای آمریکایی و متحدانش تلقی می‌شود. آسوشیتدپرس نیز گزارش داده کاخ سفید پس از فروپاشی توافق آتش‌بس و تشدید تنش‌ها، گزینه حملات جدید را بررسی می‌کند.

در مقابل، عوامل بازدارنده نیز کم نیستند.

نخست، خطر گسترش جنگ. حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران می‌تواند واکنش تهران را به دنبال داشته باشد؛ واکنشی که ممکن است پایگاه‌های آمریکا در منطقه، اسرائیل یا مسیرهای انرژی را درگیر کند. همانطور که مقامات نظامی ایران اعلام کرده‌اند تمامی زیرساخت‌های منطقه که متعلق به آمریکا است مورد هدف قرار خواهد گرفت که ترامپ و خانواده او کم سرمایه در خاورمیانه ندارند و این مساله برای رئیس جمهور آمریکا بسیار مهم است.

دوم، نگرانی اقتصادی. هرگونه اختلال گسترده در تنگه هرمز می‌تواند بازار جهانی نفت را تحت فشار قرار دهد. سی‌بی‌اس نیوز نیز به افزایش نگرانی‌ها درباره بازار انرژی و پیامدهای اقتصادی جنگ اشاره کرده است.

سوم، مسئله افکار عمومی آمریکا. جنگی که قرار بود کوتاه باشد، اگر طولانی شود، می‌تواند هزینه سیاسی برای رئیس‌جمهور آمریکا ایجاد کند که مهمترین آن انتخابات میاندوره‌ای کنگره است.

با توجه به این مسائل هنوز پاسخ به این سؤال، بر اساس اطلاعات موجود، یک «بله» یا «خیر» قطعی نیست.

آنچه می‌توان با اطمینان گفت این است:

  • آمریکا گزینه نظامی را از مرحله تهدید لفظی عبور داده و طرح عملیاتی آماده کرده است.
  • اهداف احتمالی، به‌ویژه زیرساخت‌های انرژی، بررسی شده‌اند.
  • ترامپ از نظر سیاسی به سمت موضع سخت‌تر حرکت کرده است.
  • اما هنوز نشانه قطعی از صدور فرمان نهایی برای حمله در همین شب وجود ندارد.

در واقع، آنچه اکنون در واشنگتن جریان دارد، یک بازی با دو ساعت جنگ و ساعت دیپلماسی است و به زبان فعالان توئیتر اکنون هگست تایم است یا ونس تایم؟ 

ساعت جنگ می‌گوید ارتش آماده است، اهداف مشخص شده‌اند و رئیس‌جمهور ناراضی است. اما ساعت دیپلماسی هنوز متوقف نشده است؛ زیرا حتی در گزارش‌هایی که از آماده‌سازی حمله سخن می‌گویند، یک نکته مشترک وجود دارد: اگر ایران و آمریکا به نقطه‌ای از توافق برسند، ترامپ ممکن است ماشه عملیات را نکشد.

با اینحال کارولین لویت سخنگوی کاخ سفید هم تلویحا گفته است که امکان حمله وجود دارد او در پاسخ به خبر وال استریت‌ژورنال که نوشت؛ ترامپ دستور حمله‌ای تازه به ایران را صادر کرد. گفت: رئیس جمهور دست روی دست نمی‌گذارد. «ایران همچنان هزینه خواهد پرداخت تا زمانی که به میز مذاکره بازگردد؛ آن هم به شیوه‌ای که رئیس‌جمهور ترامپ آن را معنادار بداند.»

بنابراین، محتمل‌ترین ارزیابی در این لحظه این نیست که «حمله امشب قطعی است»، بلکه این است که واشنگتن وارد خطرناک‌ترین مرحله پیش از حمله شده است؛ مرحله‌ای که یک شکست در دیپلماسی یا یک حادثه در میدان می‌تواند تصمیم نهایی را تغییر دهد. تصمیمی که نه فقط ایران و منطقه بلکه آرایش جهان را یا به نظم یا به بی‌نظمی مطلق می‌کشاند در آنصورت آیا اژدهای زرد هم بالاخره بیدار می‌شود؟ آیا این ابرقدرت چینی که تمامی دغدغه آمریکایی‌ها رسیدن به آن است بالاخره اقدامی خواهد کرد؟ یا تنها طرفین را به کاهش تنش و به مذاکره دعوت خواهد کرد؟ پس از درگیر کردن روسیه در باتلاق اوکراین، ایران نیز اگر در باتلاق این جنگ بماند آن موقع شاید چینی‌ها از خواب خرگوشی بیدار شوند! 

و در نهایت شاید مهم‌ترین پرسش نه این باشد که آیا آمریکا توان حمله دارد؛ بلکه این باشد که آیا ترامپ حاضر است هزینه جنگی را بپردازد که ممکن است آغازش آسان‌تر از پایانش باشد؟ پایانی که هیچکس از هولناکی آن سخن نمی‌گوید...

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ