بازی با کارت نفت؛ چرا باید آمریکا در «خوف و رجا» باقی بماند؟
اقتصاد ایران: استفاده از کارت نفت زمانی اثرگذار است که طرف مقابل در وضعیت عدم قطعیت باقی بماند.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم،یکی از نکاتی که در روزهای اخیر در افکار عمومی مطرح شده، این است که آیا ایران باید روند تفاهم اخیر را به تأخیر میانداخت تا ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به پایینترین سطح ممکن برسد و سپس با دست بالاتر وارد مذاکره شود؟
فارغ از اینکه درباره اصل تفاهمنامه چه قضاوتی داشته باشیم، به نظرم در خصوص این گزاره باید یک نکته مهم را مورد توجه قرار داد؛ اینکه استفاده از ابزار نفت بهعنوان یک اهرم فشار، زمانی میتواند اثرگذار باشد که طرف مقابل همچنان در وضعیت عدم قطعیت و میان «خوف و رجا» باقی بماند.
اگر راهبرد ما این باشد که از کارت نفت برای وادار کردن طرف مقابل به پذیرش خواستههای خود استفاده کنیم، باید بدانیم این ابزار محدودیتهایی دارد. بازار انرژی تنها با مسئله عرضه مواجه نیست و بازیگران بزرگ مصرفکننده نفت میتوانند از ابزارهای دیگری مانند مدیریت تقاضا و کاهش مصرف نیز استفاده کنند.
تجربه دوران جنگ نیز مؤید همین موضوع است. در آن مقطع این سؤال مطرح بود که چرا قیمت نفت به اعداد بسیار بالاتری مانند 170 یا 180 دلار نرسید. یکی از دلایل این بود که مصرفکنندگان بزرگ نفت، از جمله چین، ژاپن و تایوان، صرفاً منتظر افزایش عرضه نماندند، بلکه بخشی از سیاست خود را بر کاهش مصرف و مدیریت تقاضا متمرکز کردند.
یعنی اگر در یک طرف بازار کاهش عرضه رخ دهد، طرف مقابل الزاماً فقط یک گزینه ندارد؛ یا باید عرضه جدید پیدا کند یا میتواند بخشی از تقاضا را کاهش دهد. بنابراین اگر قرار بود از ابزار نفت و محدودیت عرضه استفاده کنیم، باید این نکته را در محاسبات خود لحاظ میکردیم.
در خصوص ذخایر استراتژیک نفت آمریکا نیز همین مسئله اهمیت دارد. بررسی روند ذخایر نشان میدهد این ذخایر نسبت به دورهای که نگرانی درباره بسته شدن تنگه هرمز وجود داشت، تغییر محسوسی نکرده و همچنان روند کاهشی خود را طی میکند؛ چراکه آمریکاییها این چشمانداز را داشتند که مسیر صادرات انرژی از منطقه دوباره فعال خواهد شد.
به اعتقاد من، اگر این تصور در طرف آمریکایی شکل میگرفت که تنگه هرمز برای مدت طولانی بسته خواهد ماند و عرضه نفت منطقه دیگر به این زودیها به بازار بازنمیگردد، واشنگتن نیز احتمالاً به سمت گزینههای جایگزین حرکت میکرد؛ از جمله کاهش مصرف و مدیریت تقاضا.
البته این سیاست برای آمریکا هزینههای سنگینی داشت و میتوانست پیامدهای اقتصادی و حتی سیاسی داشته باشد، اما نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت که آنها برای جلوگیری از شوک شدید انرژی، به سراغ چنین راهکارهایی میرفتند.
نمونه چین در همین دوره قابل توجه است. چین توانست حدود 3.5 تا 4.5 میلیون بشکه از مصرف نفت خود کاهش دهد. این اقدام به معنای همسویی سیاسی پکن با واشنگتن نبود؛ اتفاقاً در همین دوره چین از ابزارهای دیگری برای اعمال فشار اقتصادی بر آمریکا استفاده میکرد، اما از منظر مدیریت انرژی، کاهش مصرف یکی از ابزارهای مقابله با کمبود عرضه است.
بنابراین این گزاره که اگر ایران صبر میکرد و تنگه هرمز را همچنان بسته نگه میداشت، ذخایر نفت آمریکا تمام میشد و واشنگتن ناچار به پذیرش خواستههای ایران میشد، به نظرم تحلیل کاملی نیست؛ چراکه طرف مقابل نیز گزینههای دیگری برای مدیریت بحران داشت.
اگر هدف این بود که از کارت نفت بیشترین استفاده را ببریم، شاید منطقیتر این بود که در مقطعی که ذخایر استراتژیک آمریکا به سطوح حساس نزدیک شده بود، با مدیریت شرایط، طرف مقابل را همچنان در وضعیت نگرانی درباره آینده عرضه نفت منطقه نگه داریم.
در کنار این موضوع، یک نکته مهم دیگر نیز وجود دارد و آن تجربه ایران از توافق برجام است. در برجام، ما بهگونهای رفتار کردیم که خروج آمریکا از توافق هزینه زیادی برای واشنگتن ایجاد نکرد. آمریکا از تعهدات خود خارج شد، اما هزینه متناسبی پرداخت نکرد و حتی پس از آن نیز روند اجرای تعهدات ادامه پیدا کرد.
اما در تفاهم اخیر، پیام متفاوتی منتقل شد؛ اینکه اگر طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکند، نمیتواند انتظار داشته باشد ایران همچنان بدون هزینه به تعهدات خود پایبند بماند. این یک تغییر مهم در منطق مواجهه با توافقات است.
به بیان دیگر، نمیتوان انتظار داشت یک طرف هر زمان که خواست توافقی را امضا کند، هر بخشی را که تمایل داشت اجرا کند و بخش دیگری را کنار بگذارد، اما طرف مقابل همچنان خود را متعهد به اجرای کامل توافق بداند.
نکته پایانی اینکه حتی امروز نیز تنگه هرمز به شرایط عادی بازنگشته و حجم عبور نفت و کالا از این مسیر در بهترین حالت تنها بخشی از سطح سابق است. این موضوع نشان میدهد مدیریت چنین ابزارهای راهبردی، نیازمند استفاده دقیق و زمانبندیشده است؛ چراکه ارزش واقعی این ابزارها در حفظ قدرت چانهزنی و ایجاد هزینه برای طرف مقابل نهفته است، نه صرفاً در استفاده حداکثری و بدون محاسبه از آنها.
انتهای پیام/
اکو ایران | ECO IRAN
ترکیه | Turkiye
آذربایجان| Azerbaijan
ترکمنستان|Turkmenistan
تاجیکستان|Tajikistan
قزاقستان |Kazakhstan
قرقیزستان |Kyrgyzstan
ازبکستان |Uzbekistan
افغانستان |Afghanistan
پاکستان | Pakistan
بانک مرکزی
بانک ملّی ایران
بانک ملّت
بانک تجارت
بانک صادرات ایران
بانک ایران زمین
بانک پاسارگاد
بانک آینده
بانک پارسیان
بانک اقتصادنوین
بانک دی
بانک خاورمیانه
بانک سامان
بانک سینا
بانک سرمایه
بانک کارآفرین
بانک گردشگری
بانک رسالت
بانک توسعه تعاون
بانک توسعه صادرات ایران
قرض الحسنه مهر ایران
بانک صنعت و معدن
بانک سپه
بانک مسکن
رفاه کارگران
پست بانک
بانک مشترک ایران و ونزوئلا
صندوق توسعه ملّی
مؤسسه ملل
بیمه مرکزی
بیمه توسعه
بیمه تجارت نو
ازکی
بیمه ایران
بیمه آسیا
بیمه البرز
بیمه دانا
بیمه معلم
بیمه پارسیان
بیمه سینا
بیمه رازی
بیمه سامان
بیمه دی
بیمه ملت
بیمه نوین
بیمه پاسارگاد
بیمه کوثر
بیمه ما
بیمه آرمان
بیمه تعاون
بیمه سرمد
بیمه اتکایی ایرانیان
بیمه امید
بیمه ایران میهن
بیمه متقابل کیش
بیمه آسماری
بیمه حکمت صبا
بیمه زندگی خاورمیانه
کارگزاری مفید
کارگزاری آگاه
کارگزاری کاریزما
کارگزاری مبین سرمایه