«دیگه عذرخواهی نکن دختر»؛ صدایی رسا در جهانی که به زنان آموخته ساکت باشند

اقتصاد ایران: ایسنا/کردستان اگر تا امروز حتی یک‌بار شده برای خواسته‌هایت عذرخواهی کرده باشی، اگر لحظه‌ای سکوت را انتخاب کرده‌ای فقط از ترس آن‌که «زیادی» دیده شوی، و اگر رؤیایی در قلبت داری که سال‌هاست زیر غبار تردید و نگرانی از قضاوت دیگران پنهان مانده است، باید بدانی این کتاب درست برای همان بخش خاموش و منتظر درون تو نوشته شده است؛ برای لحظه‌ای که تصمیم می‌گیری دیگر کوچک نباشی و بی‌هراس، خودِ واقعی‌ات را زندگی کنی.

کتاب «دیگه عذرخواهی نکن دختر!» صرفاً یک کتاب انگیزشی با جملات امیدبخش نیست؛ بلکه یک سیلی‌ بیدارکننده است که خواننده را از خواب عادت‌ها و ترس‌های کهنه بیرون می‌کشد، این اثر صدایی رسا در جهانی است که سال‌ها به زنان آموخته آرام‌تر باشند، کمتر بخواهند، کم‌تر دیده شوند و مدام برای انتخاب‌ها، رؤیاها و حتی بودنِ خود توضیح بدهند و عذرخواهی کنند.

ریچل هالیس در این کتاب با لحنی صادقانه، جسور، گاهی شوخ و گاهی بی‌رحمانه، دستت را می‌گیرد و روبه‌روی آینه می‌نشاند؛ آینه‌ای که نه برای قضاوت و سرزنش، بلکه برای دیدن حقیقت است؛ او بدون شعار و ژست روشنفکری، از شکست‌ها، ترس‌ها، تناقض‌ها و حتی شرم‌های زندگی‌اش سخن می‌گوید، اما نه برای جلب دلسوزی، بلکه برای نشان دادن این حقیقت که هیچ‌کدام از این موانع نمی‌توانند جلوی رشد تو را بگیرند، اگر تصمیم بگیری که بایستی و ادامه دهی.

این کتاب داستان زنی است که فهمیده زندگی کردن با نصف توان خیانت به خود است؛ داستان مادری که آموخته می‌توان هم عاشقانه فرزندان را دوست داشت و هم رویاهای شخصی را جدی گرفت؛ داستان انسانی که پذیرفته است قرار نیست همه او را بفهمند، تحسین کنند یا دوست داشته باشند و این هیچ اشکالی ندارد.

ریچل هالیس در «دیگه عذرخواهی نکن دختر!» با صدایی بلند و شفاف، حقیقتی ساده اما عمیق را فریاد می‌زند کە بیشتر محدودیت‌هایی که ما را در جا نگه داشته‌اند، ساخته و پرداخته باورهای خودمان هستند؛ باورهایی که سال‌ها از جامعه، خانواده، فرهنگ و ترس به ارث برده‌ایم و اکنون وقت آن است که آن‌ها را بشناسیم و پشت سر بگذاریم.

کتاب به شکلی هوشمندانه در سه بخش اصلی تنظیم شده است، در بخش نخست نویسنده به سراغ بهانه‌هایی می‌رود که با ظاهری منطقی و قابل قبول ما را در نقطه‌ای امن اما خفه‌کننده نگه می‌دارند؛ بهانه‌هایی مانند «الان وقتش نیست»، «به اندازه کافی خوب نیستم» یا «دیگران چه می‌گویند»؛ هالیس این دروغ‌های آشنا را یکی‌یکی کنار می‌زند و نشان می‌دهد تا زمانی که این بهانه‌ها شناخته و رها نشوند، هیچ تغییری رخ نخواهد داد.

در ادامه کتاب بر اهمیت عادت‌های ضروری تمرکز می‌کند؛ نه عادت‌های فانتزی و دست‌نیافتنی، بلکه رفتارهایی ساده اما مداوم که اگر هر روز تکرار شوند، فرد را به نسخه‌ای تبدیل می‌کنند که دیگر برای بودنش عذرخواهی نمی‌کند.

از نگاه نویسنده موفقیت یک جهش ناگهانی نیست، بلکه نتیجه تعهد روزانه به انتخاب‌هایی است که شاید در لحظه کوچک به نظر برسند، اما در طول زمان سرنوشت‌ساز می‌شوند.

در بخش پایانی هالیس به مهارت‌های حیاتی می‌پردازد؛ مهارت‌هایی مانند اعتمادبه‌نفس، پشتکار، شجاعت و خودباوری که اغلب به اشتباه ذاتی تلقی می‌شوند؛ او تلاش می‌کند این تصور را تغییر دهد و نشان دهد که این ویژگی‌ها قابل یادگیری، تمرین و تقویت هستند و هر فردی می‌تواند با آگاهی و استمرار، آن‌ها را در خود پرورش دهد.

قدرت اصلی «دیگه عذرخواهی نکن دختر!» در این است که نویسنده ادعای دانستن همه‌چیز را ندارد. ریچل هالیس خود را نه یک استاد بی‌نقص، بلکه دوستی صادق معرفی می‌کند که مسیر را رفته، زمین خورده، دوباره بلند شده و حالا تجربه‌هایش را بی‌واسطه در اختیار دیگران می‌گذارد، این کتاب به خواننده اجازه می‌دهد بدون احساس گناه برای خودش زندگی کند، بدون عذرخواهی بخواهد، بدون ترس بدرخشد و بدون نیاز به تأیید دیگران، احساس کافی بودن داشته باشد.

در نهایت، این کتاب دعوتی است برای دست کشیدن از کوچک نگه‌داشتن خود، برای وفادار ماندن به خویشتن به‌جای راضی کردن همه، و برای زندگی کردن با تمام توان.

«دیگه عذرخواهی نکن دختر!» فقط یک شروع نیست؛ اعلام حضوری است آگاهانه، جسورانه و پرقدرت برای زنانی که تصمیم گرفته‌اند زندگی را نه در حاشیه، بلکه در مرکز آن تجربه کنند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانید: ریچل دوست داشت خودش را به چالش بکشد، برای کارهایی که دوست داشت نهایت تلاش را صرف می‌کرد و شجاعانه برای کارهایی که هرگز شناختی از آن‌ها نداشت وقت می‌گذاشت، زیرا به آن کارها علاقه داشت.

می‌دانست که افرادی در بیرون هستند که او را قضاوت، و شاید هم تحسین کنند و باعث خوشحالی بیشترش شوند؛ اما نگاه دیگران می‌تواند باعث ناراحتی او هم بشود. به هر حال، او اهمیتی به نگاه و قضاوت دیگران نمی‌داد.

او عادت داشت به جلسات ورزش فرزندانش برود و به تماشای آن‌ها بنشیند، اما حالا آن زمان را به کار کردن با رایانه اختصاص داده است. از مدرسه پسرش با او تماس گرفتند و خواستند ببینند که چرا پسر او تنها دانش‌آموز کلاس است که هنوز تمام تکالیف لازم را انجام نداده است؟

او می‌دانست که دیگران درباره نگرش مادرانه‌اش قضاوت می‌کنند، اما او همه قضاوت‌ها را نادیده می‌گرفت و ایمان داشت که فرزندانش او را درک می‌کنند.

گاهی اوقات می‌خواهید نسبت به کاری که انجام می‌دهید متعهد باشید، واقعاً به دیده شدن توسط دیگران نیاز دارید، نه نظر و قضاوت آن‌ها. پس مستقل بودن را تمرین کنید، خودتان در مورد هر چیزی تصمیم بگیرید و نیازی نیست درمورد ایده دیگران فکر کنید.

گاهی اوقات واقعاً به توصیه و مشورت افراد دور و بر نیاز دارید، پس به توصیه آن‌ها گوش دهید و با قلبتان احساسش کنید، اگر نظر دیگران از نگاه‌تان درست است، پس فرصتی برایتان ایجاد شده تا کمبودهایتان را برطرف کنید، اما اگر این توصیه‌ها اساساً انتقاد از شماست، هیچ اهمیتی ندهید و با قدرت به مسیر حرکت خود ادامه دهید.

انتهای‌ پیام

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ