نسل سرگشته؛ رها شده میان سپندارمذگان و زرق و برق ولنتاین

اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی در چهارراه پرشتاب تمدن معاصر، جایی که سرعت تبادل اطلاعات مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را درهم شکسته، ملت‌ها بیش از هر زمان دیگری با چالش حفظ هویت بنیادین خود در برابر موج‌های جهانی مواجه‌اند. برای جامعه ایران، این چالش ابعادی حادتر دارد و آن تقابل میان میراثی کهن و مصرف‌گرایی مدرن است.

پرسش کلیدی که روح فرهنگ ما را به چالش می‌کشد این است که چرا نسل جوان ایران که ریشه در تمدنی باستانی با آیین‌هایی غنی چون سده، مهرگان و سپندارمذگان دارد، شور و هیجان خود را به جشن‌های وارداتی و یک‌ روزه مانند ولنتاین گره می‌زند؟ آیا این پدیده صرفاً یک تب زودگذر مصرف‌گرایی است که با تبلیغات جهانی تغذیه می‌شود، یا نشانه‌ای هشدار دهنده از یک گسست عمیق‌تر میان هویت تاریخی و نبض زندگی روزمره ما است.

بررسی این معضل فراتر از یک تحلیل ساده جامعه‌شناختی است؛ این یک ارزیابی از کارایی انتقال فرهنگی در هزاره سوم است. جشن‌های ملی ایرانیان، هر یک حامل لایه‌هایی از فلسفه ایرانی درباره عدالت(مهرگان)، پیروزی روشنایی بر تاریکی (سده) و احترام به زن و زمین(سپندارمذگان) و بسیاری دیگر بوده‌اند. این آیین‌ها محصول زیستگاه و تجربه مشترک هزاران ساله بوده‌اند و برای تداوم نیاز به تجربه زیسته جمعی دارند.

اما واقعیت امروز نشان می‌دهد که این بستر جمعی در حال فرسایش است. زندگی شهری، آپارتمان‌نشینی و از دست رفتن فضاهای عمومی و خانوادگی، مراسم آتش‌افروزی سده یا گردهمایی‌های مهرگان را به رویدادهایی آرشیوی تبدیل کرده است. در مقابل، جشن‌های خارجی که غالباً توسط رسانه‌های جهانی با قدرت تبلیغاتی عظیم و پیام‌های ساده شده مانند«ابراز عشق با هدیه» معرفی می‌شوند و فضای خالی فرهنگی را به سرعت اشغال کرده‌اند.

این جشن‌ها، برخلاف آیین‌های کهن که برای فهم آن‌ها نیاز به تفسیر و دانش زمینه‌ای است، به‌ راحتی قابل هضم و مصرف هستند. آن‌ها نمادهایی جهانی(قلب، گل رز، بابا نوئل) دارند که در کسری از ثانیه در شبکه‌های اجتماعی بازتولید می‌شوند و به جوانان این امکان را می‌دهند که بدون نیاز به دانش تاریخی، احساس تعلق عاطفی و مدرنیته را تجربه کنند.

پرسش اینجاست؛ چرا؟ ریشه این دگرگونی کجاست؟ و چگونه می‌توان میان جذابیت فرهنگ جهانی و هویت اصیل ایرانی تعادلی برقرار کرد؟

خداحافظی نسل جدید با آیین‌های نیاکان

مصطفی امیری، جوان خراسانی که تاریخ برگزاری جشن‌های خارجی مانند ولنتاین را بهتر از روزهایی چون سپندارمذگان، معروف به روز عشق ایرانیان، به خاطر دارد، در خصوص علل این بی‌تفاوتی گفت: به نظر من، مشکل اصلی از جایی شروع می‌شود که ما، یعنی نسل جوان، با تاریخ و فرهنگ خودمان زندگی نمی‌کنیم.

وی افزود: گرچه جشن‌های ملی ما، مثل سپندارمذگان، یا سده و نوروز که نام آنها را الان از شما شنیدم و هنوز معنی آنها را نمی‌دانم، ریشه‌های عمیقی در فلسفه و سبک زندگی ایرانی دارند اما این‌ها در مدارس اصلاً آموزش داده نمی‌شوند، کدام یک از این جشن‌ها از تلویزیون پخش می‌شود که بخواهد برای ما جذابیتی داشته باشد و ما را با تاریخ این مراسم‌ آشنا کند؟

نسل سرگشته؛ رهاشده میان سپندارمذگان و زرق و برق ولنتاین

مصطفی بیان کرد: ما با این جشن‌ها تجربه زیسته نداریم؛ یعنی آن‌ها را در زندگی روزمره خود، در خانواده، در دوستانمان، یا حتی در فضاهای عمومی شهر نمی‌بینیم. در مقابل، ولنتاین یا حتی هالووین، با تمام سادگی و شاید بی‌محتوایی ظاهری‌شان، از طریق رسانه‌های جهانی، شبکه‌های اجتماعی، فیلم‌ها و موسیقی به شکلی مداوم و جذاب به ما تزریق می‌شوند.

وی با اشاره به اینکه این جشن‌ها دیگر فقط یک تاریخ نیستند؛ بلکه تبدیل به یک سبک زندگی شده‌اند، اظهار کرد: وقتی می‌بینیم سلبریتی‌های مورد علاقه‌مان، دوستانمان در اینستاگرام، یا حتی شخصیت‌های فیلم‌ها چگونه این روزها را جشن می‌گیرند، ناخودآگاه احساس می‌کنیم که ما هم باید بخشی از این جریان باشیم تا عقب نمانیم.

در واقع جذابیت بصری، پیام‌های ساده و قابل فهم و حس تعلق به یک گروه بزرگ‌تر که این جشن‌ها ایجاد می‌کنند، بسیار قوی‌تر از هر چیز دیگری عمل می‌کند.

جشن‌های خارجی با تجارت و خرید گره خورده‌اند

جشن‌های خارجی اغلب با تجارت و خرید گره خورده‌اند. قلب‌های شکلاتی، گل‌های رز قرمز، کارت‌های تبریک زیبا؛ این‌ها همه چیزهایی هستند که به راحتی در دسترس قرار می‌گیرند و می‌توانند به عنوان یک ابزار برای ابراز احساسات استفاده شوند، بدون اینکه نیاز به درک عمیق فرهنگی داشته باشند.

مهدی دوربین، مغازه‌داری که این روزها ویترین مغازه خود را با عروسک‌ها و تزئینات مختص روز ولنتاین تغییر داده است، در خصوص تمرکز خریدهای جوانان بر مناسبت‌های خارجی، مشاهدات خود را این‌گونه بیان کرد: متأسفانه، جشن‌های ملی ما هنوز نتوانسته‌اند به این شکل در چرخه تجاری مدرن وارد شوند.

انگار که جشن‌های ملی در یک قفسه خاک گرفته‌ای در انبار مانده‌اند، در حالی که ولنتاین هرسال با یک تبلیغات پر زرق و برق و ویترین‌های آماده، جلوی چشم مشتری قرار می‌گیرد.

نسل سرگشته؛ رهاشده میان سپندارمذگان و زرق و برق ولنتاین

وی در پاسخ به این سؤال که ولنتاین چه چیزی دارد که جوان را جذب می‌کند؟ گفت: قلب‌های شکلاتی، گل‌های رز قرمز، کارت‌های تبریک با طرح‌های آماده؛ این‌ها همه چیزهایی هستند که به راحتی در دسترس قرار می‌گیرند و می‌توانند به عنوان یک ابزار ساده و سریع برای ابراز احساسات استفاده شوند، بدون اینکه نیاز به درک عمیق فرهنگی داشته باشند. جوان می‌آید و سریع یک بسته می‌خرد تا احساسش را برساند.

دوربین افزود: در مقابل، سپندارمذگان را در نظر بگیرید واقعاً چه کسی دقیقاً می‌داند که در این روز چه هدایایی باید داد یا چه فعالیت‌هایی باید انجام داد که با روح واقعی این روز همخوانی داشته باشد؟ ما برای این جشن‌ها نه بسته‌بندی آماده داریم، نه پیام‌های جهانیِ از پیش تعیین ‌شده و نه حتی حمایت رسانه‌ای که بتواند آن را به یک کالای پرفروش تبدیل کند. این خلأ باعث می‌شود که جوانان به سمت گزینه‌های آماده و شناخته‌شده‌تر که فروشگاه‌های دیگر هم دارند بروند.

وی خاطرنشان کرد: فکر می‌کنم بخشی از این بی‌تفاوتی به دسترسی و سهولت برمی‌گردد؛ پیدا کردن اطلاعات درباره سده یا مهرگان ممکن است نیاز به جستجو و مطالعه داشته باشد، اما یافتن پست‌های ولنتاین در شبکه‌های اجتماعی، یا دیدن تزئینات مربوط به آن در فروشگاه‌ها، بسیار آسان‌تر است.

این فروشنده کالاهای لوکس گفت: ما مغازه‌دارها هم وقتی می‌بینیم تقاضا برای کالاهای خارجی(ولنتاین) بالاست، طبیعی است که تمام تمرکزمان را روی آن بگذاریم تا جنس روی دستمان نماند. این سهولت، در کنار جذابیت بصری و حس تعلق(حتی کاذب)، باعث می‌شود که مشتریان به طور طبیعی به سمت این جشن‌ها کشیده شوند، حتی اگر این به معنای کم‌توجهی به لباس‌ها و نمادهای ملی باشد که ما کمتر برای فروش آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کنیم.

تغییر سبک زندگی و فاصله نسلی

نخستین عامل، دگرگونی در سبک زندگی جوانان است. نسل‌های گذشته زندگی خود را در بستر سنت‌ها و مناسبات خانوادگی سپری می‌کردند. جشن‌های ایرانی، بخشی از تجربه جمعی خانواده و محله بود. مثلاً جشن سده با آتش‌افروزی، مهرگان با سپاسگزاری از نعمات زمین، یا سپندارمذگان با ابراز محبت در چارچوب خانواده برگزار می‌شد.

اما نسل امروز در شهرهای بزرگ با ساختاری متفاوت رشد کرده است. آپارتمان‌نشینی، محدود شدن روابط همسایگی و گسترش سبک زندگی فردگرا باعث شده بسیاری از آیین‌های جمعی محل برگزاری و بستر اجتماعی خود را از دست بدهند.

یک جامعه‌شناس در خصوص علل دوری جوانان ایرانی از جشن‌های ملی و بی‌تفاوتی نسبت به آنها به ایسنا گفت: وقتی جامعه سنتی به جامعه مصرفی تبدیل می‌شود، آیین‌ها هم از تجربه اجتماعی به تجربه فردی و تجاری بدل می‌شوند. ولنتاین دقیقاً در همین چارچوب جای می‌گیرد؛ جشنی ساده و قابل تکرار که با خرید هدیه، نمادهای عاشقانه و حضور در فضای مجازی معنا پیدا می‌کند.

عباس عابدی افزود: در نظام آموزشی ایران، آشنایی جوانان با میراث فرهنگی ناملموس بسیار سطحی است. بسیاری از دانش‌آموزان هرگز در مدرسه نمی‌آموزند که سپندارمذگان معادل ایرانی روز عشق است و ریشه در احترام به زن، زمین و عشق دارد. در حالی که در کشورهای غربی، آموزش آیین‌ها بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامه مدرسه است؛ کودکان از کارناوال‌های بومی، جشن برداشت محصول یا کریسمس آگاهند و در آن مشارکت دارند.

وی افزود: در ایران، نظام آموزشی بیشتر جنبه نظری و تاریخی دارد تا تجربی؛ دانش‌آموز فقط می‌خواند که جشن سده زمانی در ایران باستان بوده، اما هرگز آن را تجربه نمی‌کند.

عابدی فقدان تجربه زیسته را بزرگ‌ترین عامل فراموشی فرهنگی دانست و بیان کرد: آنچه انسان لمس نکند، در حافظه جمعی او دوام نمی‌آورد.

وی ادامه داد: جشن‌هایی مانند ولنتاین، کریسمس یا هالووین نه تنها مناسبت مذهبی یا تاریخی‌اند، بلکه به مدد تبلیغات جهانی و شبکه‌های اجتماعی، به رویدادهای رسانه‌ای و اقتصادی تبدیل شده‌اند.

فیلم‌ها، موسیقی‌ها، برندهای جهانی و شبکه‌های اجتماعی، هرساله از هفته‌ها قبل مخاطب را برای این جشن‌ها آماده می‌کنند. نتیجه آنکه جوان ایرانی حتی اگر به لحاظ فرهنگی با آن آشنا نباشد، در معرض سیلی از محتواهای جذاب، رنگی و احساسی قرار می‌گیرد.

در مقابل، جشن‌های ملی ما در فضای رسانه‌ای جایگاهی محدود دارند. تبلیغات رسمی معمولاً خشک یا رسمی‌اند و کمتر توانسته‌اند جذابیت بصری و احساسی لازم را برای نسل دیجیتال فراهم کنند.

 کم‌رنگ شدن احساس تعلق ملی در نسل جدید

بخش دیگر مسئله، احساس بی‌تفاوتی یا گاه گسست عاطفی جوانان از هویت تاریخی و ملی خود است. این امر دلایل متعددی دارد و آن بحران‌های اقتصادی، فشارهای اجتماعی، مهاجرت ذهنی یا واقعی و کمبود الگوهای جذاب فرهنگی در فضای رسمی کشور است.

یک پژوهشگر آئین‌های بومی به ایسنا گفت: بسیاری از جوانان احساس می‌کنند که جشن‌های ملی، دیگر به آنها تعلق ندارند یا برای نسل آن‌ها به‌ روز نشده‌اند. در حالی که ولنتاین، با پیام جهانی محبت و بدون محدودیت دینی یا قومی، برایشان احساسی ساده، مدرن و شخصی دارد.

حسن قربانی افزود: وقتی جوان احساس کند که فرهنگ ملی او با نیازهای احساسی‌اش هم‌خوانی ندارد، طبیعی است که به فرهنگی دیگر پناه ببرد؛ فرهنگی که در ظاهر، او را می‌فهمد و با پیام‌هایی ساده(عشق، شادی، دوستی) با او ارتباط برقرار می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: گرچه اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مرزها را شکسته‌اند و در روز ولنتاین، میلیون‌ها پست با هشتگ‌های مشترک در سراسر جهان منتشر می‌شود؛ اما جشن سده یا مهرگان تقریباً در فضای بین‌المللی حضور ندارند.

این پژوهشگر آئین‌های بومی افزود: چون جامعه ما در تولید محتوای جذاب و مدرن برای آیین‌های ملی ضعف دارد، جوانان ناگزیر با الگوهای وارداتی همزادپنداری می‌کنند.

به‌ بیان ساده، وقتی در شبکه‌های اجتماعی فقط ولنتاین را ببینند و کسی درباره سپندارمذگان حرف نزند، طبیعتاً همان اولی را انتخاب می‌کنند.

نسل سرگشته؛ رهاشده میان سپندارمذگان و زرق و برق ولنتاین

وی گفت: گرچه خانواده نخستین بستر انتقال فرهنگ است اما بسیاری از خانواده‌ها نیز خود از آیین‌های کهن بی‌اطلاع‌اند. پدر و مادری که ندانند جشن مهرگان یا روز سپندارمذگان چگونه برگزار می‌شود، نمی‌توانند آن را به فرزندان خود منتقل کنند.

قربانی افزود: متأسفانه نهادهای فرهنگی از وزارت ارشاد تا شهرداری‌ها بیشتر بر مناسبت‌های رسمی تمرکز دارند و به احیای آیین‌های ریشه‌دار مردمی کمتر توجه می‌کنند. در حالی که جامعه مدنی و هنرمندان می‌توانند نقش سازنده‌ای در بازآفرینی مدرن این آیین‌ها داشته باشند.

فراموشی جشن‌های ملی ایران نتیجه دشمن فرهنگی نیست، بلکه نتیجه غفلت فرهنگی خود ماست. آیین‌های ایرانی همچنان عمیق، معنوی و انسان‌محورند؛ اما برای زنده ماندن، باید زبان تازه‌ای پیدا کنند؛ زبانی که نسل جدید آن را بفهمد و در آن مشارکت کند.

جوان امروز، برخلاف تصور عمومی، بی‌ریشه نیست؛ بلکه به دنبال معنا، عشق و هویت است. اگر این نیازها در قالب فرهنگ خودی پاسخ داده شوند، نیازی به پناه بردن به الگوهای وارداتی نخواهد بود. راه‌حل، سرزنش نسل جوان نیست، بلکه ایجاد پیوند دوباره میان هویت ایرانی و هیجان زندگی مدرن است.

تنها زمانی می‌توان جشن‌های ملی را احیا کرد که عشق، موسیقی، شادی، دوستی و امید در قالبی ایرانی به جوان عرضه شود. همان روحی که در ولنتاین جذاب جلوه کرده، اگر در سپندارمذگان یا مهرگان با زبان امروز بازسازی شود، هیچ نیرویی نمی‌تواند آن را از فرهنگ ما جدا سازد.

انتهای پیام

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ