با نقد ادبی، ادبیات انقلاب رشد می‌کند/ شعر هم قدم با رسانه پیش می‌رود

اقتصاد ایران: یک پژوهشگر گفت: فرهنگ نقد ادبی، سرمایه‌ای مهم برای رشد ادبیات است و بدون آن، توسعه آثار ادبی و ارتقای کیفیت تولیدات ممکن نیست. ادبیات پایداری در قالب شعر و ادبیات آیینی جایگاه بهتری دارد.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: ادبیات انقلاب اسلامی پس از گذشت ۴۷ سال، مسیر پیچیده و پرچالشی را پشت سر گذاشته است. در این مدت، آثار متنوعی در قالب رمان، داستان کوتاه، شعر و خاطره منتشر شده‌اند، اما هنوز کمبود تولیدات برجسته‌ای که بتوانند تجربه‌های انسانی و ملموس انقلاب را به مخاطب منتقل کنند، محسوس است. این مسئله تنها ناشی از کمبود نویسنده یا امکانات نیست، بلکه بخش قابل‌توجهی از آن به شیوه روایت و زاویه دید آثار بازمی‌گردد؛ جایی که روایت‌ها اغلب از مرکز کنترل‌شده فراتر نرفته و فرصت ورود به حاشیه‌های زنده و انسانی را پیدا نکرده‌اند.

بررسی مسیر ادبیات انقلاب در چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که علاوه بر کمبود آثار شاخص، چالش‌هایی همچون محدودیت خلاقیت در روایت، دوری از تجربه‌های شخصی و جزئیات انسانی و همچنین ضرورت جذب مخاطب جدید، به شکل ملموسی حضور دارند. این چالش‌ها باعث شده است تا برخی از ارزش‌ها و آموزه‌های انقلاب در ادبیات کمتر دیده شوند و ارتباط نسل‌های امروز با این ادبیات محدود بماند.

به بهانه ایام الله دهه فجر، تصمیم گرفتیم وضعیت ادبیات انقلاب و چالش‌های پیش روی آن را بررسی کنیم و از زاویه دید نویسندگان این حوزه روایت‌ها را مرور کنیم. در همین راستا، با محمد قاسمی‌پور، نویسنده و پژوهشگر، به گفت‌وگو پرداخته‌ایم تا نگاه نویسندگان و مسائل موجود در این حوزه روشن‌تر شود.

* «ادبیات انقلاب» بعد از ۴۷ سال چگونه تعریف می‌شود؟ آیا هنوز با همان تعریف دهه ۶۰ جلو می‌رویم؟

انقلاب اسلامی ایران از ابتدای شکل‌گیری تاکنون، روندی توفنده، شتابان و پرحادثه داشته است. پیش از پیروزی انقلاب، شرایط آرام و مستقری برای برنامه‌ریزان و گردانندگان ایجاد نشده بود و کشور با بحران‌ها و توطئه‌های گسترده داخلی و خارجی مواجه بود. تنها ۱۸ ماه پس از پیروزی انقلاب، ایران با عارضه گسترده‌ای به نام جنگ تحمیلی روبه‌رو شد که ماهیت تحمیلی آن، شرایط و اقتضائات ویژه‌ای را بر کشور تحمیل کرد. این جنگ، تبعات و تأثیرگذاری فراگیری داشت و بسیاری از استان‌ها و مردم تا دورترین نقاط کشور درگیر آن شدند. این وقایع، نهایتاً به شکل‌گیری پدیده‌ای شناخته شده‌ای به نام دفاع مقدس منجر شد که امروز بخش مهمی از تاریخ انقلاب اسلامی ایران را تشکیل می‌دهد.

در طول ۱۸ ماه نخست پس از انقلاب، کشور هنوز در حال استقرار نهادهای قانونی و برنامه‌ریزی‌های اولیه بود. مجلس شورای اسلامی در ۷ خرداد ۱۳۵۹ شروع به کار کرد و تنها چند ماه بعد، در ۳۱ شهریور، جنگ آغاز شد. بنابراین، عملاً قوانین و برنامه‌های منسجمی برای مدیریت این بحران وجود نداشت و همه نهادها با فشار وقایع تاریخی و جنگ مواجه بودند. با این حال، برخی نویسندگان از همان سال‌ها تلاش کردند که وقایع انقلاب و جنگ را برای گروه‌های سنی مختلف، از کودک و نوجوان تا بزرگسال، نگارش و بازتاب دهند.

با وجود این تلاش‌ها، در همان زمان برخی نقدها بر ادبیات دهه اول انقلاب مطرح بود؛ از جمله اینکه چرا رمان‌ها و داستان‌های تراز انقلاب اسلامی تولید نمی‌شوند؟ بسیاری از رمان‌های بزرگ که به تاریخ و حوادث انقلاب می‌پردازند، چند دهه بعد از وقوع رویدادها منتشر شده‌اند. این تأخیر، عمدتاً به دلیل شتاب و پرحادثه بودن تاریخ انقلاب و جنگ است که فرصت برای تأمل و خلق ادبیات بلند و فاخر را محدود می‌کرد.

پس از پایان جنگ، کشور وارد دوره‌ای شد که به لحاظ اقتصادی و سیاسی با نام‌هایی همچون دوران سازندگی، اصلاحات و… شناخته شد. این دوره، جامعه را مشغول مسائل اقتصادی و بازسازی ‌کرد و آرامش و ثبات نسبی برای اندیشه و خلق داستان بلند و سایر گونه‌های ادبی کمتر فراهم بود. در این دوره، شعر به دلیل ویژگی‌های خود، ملموس‌تر و برجسته‌تر عمل می‌کرد و با اقتضای زمان جلو می‌آمد؛ در حالی که رمان و داستان به دلیل نیاز به اندیشه و ساختار عمیق، با محدودیت‌هایی مواجه بود.

دهه‌های پس از جنگ، با تمرکز سیاست‌ها بر سازندگی و بازسازی، کمتر فرصت کافی برای برنامه‌ریزی فرهنگی و ادبی وجود داشت. اگرچه برخی آثار و فعالیت‌ها انجام شد، اما نبود برنامه میان‌مدت و بلندمدت برای ادبیات انقلاب و ادبیات مقاومت، خلأ قابل توجهی ایجاد کرد. سازمان‌های مسئول، از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به جای نقش اصلی خود در زمینه‌سازی و بسترسازی برای خلق آثار ادبی، بیشتر به تصدی‌گری و مدیریت مستقیم تولید پرداختند که این امر از چشم‌انداز و برنامه‌ریزی مؤثر دور بود.

در نیمه اول دهه ۶۰، کمبود آثار ادبی انقلاب در کتابخانه‌ها مشهود بود. نوجوانان و جوانان به ندرت به منابعی دسترسی داشتند که مبارزات انقلابی و پدیده‌های مقاومت را روایت کند. حتی متون ترجمه‌های نیز تنها بخش محدودی از نیاز به خاطرات و تجربیات انقلاب‌ها و جریان‌های آزادی بخش را پوشش می‌داد. آثار مرتبط با مقاومت‌های تاریخی ایرانیان در طول تاریخ و دهه های منجر به ظهور و پیروزی انقلاب اسلامی نیز به صورت محدود در دسترس بود.

با گذشت زمان، ادبیات پایداری و مقاومت در قالب شعر و ادبیات آیینی جایگاه بهتری یافت و نتایج مثبت و قابل توجهی به همراه داشت. این آثار تا حدی توانستند پاسخگوی نیازهای زمان و مقتضیات روز باشند و با خلاقیت و نوآوری همراه شوند. با این حال، در دیگر قالب‌های ادبی، هنوز خلأها محسوس است و توازن کافی میان گونه‌های مختلف ادبی برقرار نشده است.

در مجموع، تجربه نشان می‌دهد که هنرمندان و فعالان ادبی انقلاب، اکنون می‌دانند که چه حوزه‌هایی نیاز به خلق اثر دارد و چه مأموریتی را بر عهده دارند. اما این شناخت نباید تنها به انتظار فراخوان یا سفارش اثر و آثار بزرگداشتی و مناسبتی محدود شود؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی هدفمند و فعالیت مستقل و مستمر است تا ادبیات انقلاب و پایداری بتواند به شکل متوازن و اثرگذار نزد اهالی قلم جاری و ساری شده و استمرار یابد.

* باتوجه به اینکه ما جوایز مختلفی در خصوص انقلاب و جلوگیری از تطهیر پهلوی (جایزه شهید اندرزگو) داریم، نقش چنین جشنواره‌هایی را در پیشرفت ادبیات انقلاب چگونه می‌بینید؟

کارهای ویترینی، نمایشگاهی، جشنواره‌ها و داوری‌ها، تنها زمانی مثمرثمر و منتج به نتیجه می‌شوند که زیرساخت‌های مطالعه و کتاب‌خوانی در نسل‌های جدید فراهم شده باشد. همزمان، بستر توزیع، پخش و فروش ِ بهینه و در دسترس کتاب نیز باید طراحی شده باشد. چرخه تولید کتاب، به ویژه در حوزه ادبیات، همیشه در ضلع پس از نشر دچار نقصان و کاستی بوده است.

امروزه در عصر دیجیتال، با وجود سامانه‌های برنامه‌ریزی و پخش سریع، هنوز دسترسی گسترده به کتاب‌ها با مشکلاتی مواجه است. کشور گسترده، تنوع اقلیم و تعداد زیاد شهرستان‌ها باعث شده است که ارسال یک کتاب به سراسر کشور به سختی و با تأخیر انجام شود. بسیاری از کتاب‌ها دقیق و به موقع به دست مخاطبان نمی‌رسند. این امر نشان می‌دهد که شبکه توزیع و پخش کتاب، به ویژه برای جشنواره‌ها و داوری‌ها، نیازمند برنامه‌ریزی جدی و سامانه‌های مدرن است.

نمایشگاه‌های سالانه کتاب، هرچند مهم هستند، اما به دلیل محدودیت‌های دسترسی و هزینه‌های اضافی برای مخاطبان، پاسخگوی نیاز واقعی جامعه کتاب‌خوان نیستند. افراد علاقه‌مند برای تهیه کتاب مورد نظر مجبورند مسیرهای طولانی طی کنند. این در حالی است که شبکه توزیع و سامانه‌های دیجیتال می‌توانند کتاب‌ها را در کتابفروشی‌های محلی در دسترس قرار دهند.

جوایز ادبی، علاوه بر تشویق مالی نویسندگان، باید برنامه ترویجی و رسانه‌ای نیز داشته باشند. معرفی آثار برگزیده به جامعه کتاب‌خوان و پوشش رسانه‌ای مناسب، اهمیت ویژه‌ای دارد. متأسفانه در برخی اختتامیه‌ها، سالن‌ها نیمه‌پر هستند و بسیاری از مخاطبان حتی نام کتاب‌های برگزیده را نمی‌دانند. این نشان می‌دهد که سازوکار ترویج و اطلاع‌رسانی جوایز ادبی به صورت کامل اجرا نمی‌شود.

در حوزه کتاب‌های تقریظی، شاید وضعیت کمی بهتر باشد؛ زیرا نام اثر سریع‌تر شناخته شده و دسترسی به انحای مختلف آسانتر می‌شود. اما در باقی حوزه‌ها، کمبود برنامه‌ریزی و ناهماهنگی‌های حوزه نشر باعث شده است که کتاب‌های ارزشمند و برگزیده، به درستی به مخاطبان معرفی نشوند. بسیاری از مدیران در تصمیم‌گیری‌های خرید کتاب ورود می‌کنند، اما این اقدامات بدون برنامه بلندمدت و سیستماتیک است و تأثیر پایدار ندارد.

اگر روند تولید و ترویج کتاب متناسب با نیازهای مخاطب و شبکه توزیع نباشد، حتی آثار برگزیده و با ارزش نیز نمی‌توانند اثرگذاری واقعی داشته باشند. به طور مثال، وقتی کتابی برگزیده می‌شود اما به دلیل نبود شبکه پخش و اطلاع‌رسانی، مخاطب آن را نمی‌بیند یا نمی‌تواند خریداری کند، ارزش اثر و جایزه کاهش می‌یابد.

تجربه نشان داده که نویسندگان بدون پژوهشگران و محققان ماهر، نمی‌توانند آثار قوی و مستند تولید کنند. بسیاری از کتاب‌های حوزه خاطره شفاهی، هرچند نگارش نویسنده کامل نبوده، اما با تحقیقات محقق، ثبت و ضبط مستندات به صورت جامع اتفاق افتاده و پژوهش علمی ارزشمندی ارائه شده است. متأسفانه سهم و نقش محققان در جوایز و تقدیرها و جشنواره ها دیده نمی‌شود، در حالی که استمرار و انگیزه پژوهشگران، زیربنای تولید ادبیات قوی و مستند است.

توجه به پژوهشگران و محققانی که اطلاعات و داده‌های اولیه را جمع‌آوری کرده‌اند، ضروری است. در حوزه خاطرات شفاهی، بسیاری از تحقیقات ارزشمند توسط محققان صورت می گیرد، اما تنها نویسنده اثر مورد تقدیر قرار می‌گیرد. این نادیده گرفتن سهم پژوهشگران، روند تولید آثار قوی و مستند را دچار خلل می‌کند و انگیزه محققان را کاهش می‌دهد.

کمبود برنامه‌های ترویجی و رسانه‌ای پس از اعطای جوایز موجب می‌شود که آثار برگزیده در جامعه دیده نشوند. کتاب‌های ارزشمند باید معرفی، نقد و در دسترس مخاطبان قرار گیرند تا اثرگذاری واقعی داشته باشند. فرهنگ نقد ادبی، سرمایه‌ای مهم برای رشد ادبیات است و بدون آن، توسعه آثار ادبی و ارتقای کیفیت تولیدات ممکن نیست.

پرورش منتقدان ادبی، بسترسازی برای نشر نقد مکتوب و فراهم کردن امکانات برای نقد اصولی، ضروری است. در بسیاری از کشورها، یک اثر ادبی توسط هزاران منتقد و پژوهشگر بررسی می‌شود و این فرآیند رشد و ارتقای آثار را تضمین می‌کند. برای ادبیات انقلاب و ادبیات پایداری نیز چنین نظام نقد و بررسی باید ایجاد شود تا نویسندگان و پژوهشگران بتوانند از بازخوردها بهره‌مند شوند و با اطلاع از کاستی‌ها و ملاحظات آثار زمینه افزایش کیفیت آثار بعدی‌شان فراهم شود.

همچنین، نبود برنامه مدون برای ارائه و معرفی آثار پس از اعطای جوایز، باعث می‌شود کتاب‌ها دیده نشوند. یک اثر برگزیده باید همزمان با معرفی به جامعه، نقد و بررسی شود و در دسترس مخاطبان قرار گیرد تا ارزش واقعی خود را نشان دهد. فرهنگ نقد اصولی، سرمایه‌ای مهم برای رشد ادبیات و افزایش کیفیت تولیدات است.

در این راستا، پرورش منتقدان حرفه‌ای، فراهم کردن زمینه نشر نقد مکتوب و استفاده از ظرفیت‌های پایان‌نامه‌های دانشگاهی اهمیت فراوان دارد. نقد اصولی و گسترده آثار ادبی، موجب ارتقای کیفیت و رشد ادبیات می‌شود و نویسندگان می‌توانند از بازخوردها برای بهبود کار خود بهره‌مند شوند.

با توجه به این مسائل، ایجاد سامانه‌های مناسب توزیع و پخش کتاب، برنامه‌های رسانه‌ای برای معرفی آثار برگزیده، توجه به پژوهشگران و محققان، و توسعه فرهنگ نقد اصولی، گام‌های ضروری برای ارتقای ادبیات انقلاب و ادبیات پایداری است. بدون این اقدامات، حتی بهترین آثار نیز نمی‌توانند جایگاه واقعی خود را در جامعه پیدا کنند و اثرگذاری لازم را داشته باشند.

* آیا ادبیات انقلاب ظرفیت بازتعریف و احیا دارد؟

در حوزه ادبیات، هیچ‌گاه دیر نیست و همواره باید به احیا و بازتعریف امید داشت. تجربه و تاریخ نشان می‌دهند که حتی در زمینه رمان، پس از یک انقلاب، امکان خلق و تولید آثار ماندگار وجود دارد. به عنوان مثال، برای انقلاب سال ۱۳۵۷ هنوز دیر نیست و هر روزی که زودتر اقدام شود، بهتر است. سرمایه‌گذاری‌های گذشته در چند دوره ادبی، دستاوردهای قابل نقد و بررسی ایجاد کرده و زمینه را برای ورود شکوفا و پرثمر به نیم‌قرن دوم حیات انقلاب اسلامی فراهم می‌کند.

احیا و بازنگری در ادبیات می‌تواند طی بازه‌های کوتاه یا بلند رخ دهد. سیاست‌گذاری‌های کتاب، سرمایه‌گذاری‌های آموزشی و پرورشی و تقویت نقد ادبی، زمینه‌ساز رشد و ارتقای ادبیات خواهد بود. دسترسی آسان به کتاب و تسهیل توزیع و فروش، مکمل این اقدامات است و می‌تواند فضای ادبی را در سطح گسترده تکان دهد. این فعالیت‌ها نباید محدود به محیط‌های دانشگاهی یا بسته باشد، بلکه باید در سطح جامعه و مخاطبان فراگیر اجرا شود.

در حوزه مخاطب‌شناسی، توجه به گستره مخاطب اهمیت فراوان دارد. نباید دامنه مخاطب را محدود به گروه‌های خاص یا نگاه‌های جناحی کرد. همان‌طور که رهبری معظم انقلاب بر فراگیری مخاطب تأکید دارند، آثار ادبی باید تمامی فارسی‌زبانان را مخاطب قرار دهند، نه صرفاً جغرافیای داخلی ایران. فارسی‌زبانان در سراسر جهان، باید مخاطب آثار ادبی انقلاب باشند.

این نگاه فراگیر، ملهم از زاویه دید روایی قرآن کریم است. قرآن مخاطبان خود را محدود به یک گروه خاص نکرده و با لحن انسانی، تمامی بشر را خطاب قرار می‌دهد. ادبیات انقلاب نیز باید همین رویکرد را اتخاذ کند: تبیین و تحلیل انقلاب، فهم آن برای مخاطبان جهانی و ایجاد آشنایی با رویدادها بدون محدودیت‌های جناحی یا اجتماعی.

محدود کردن دامنه مخاطب به گروه‌های خاص، مانند نگاه صرفاً مذهبی یا سیاسی، یکی از نقاط ضعف فعلی است. آثار ادبی بزرگ، همچون رمان «جنگ و صلح» تولستوی، به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در سطح جهان خوانده می‌شوند؛ زیرا پیام انسانی و جهانی دارند، نه محدود به یک جغرافیا یا گروه خاص. جنگ، به عنوان پدیده‌ای انسانی، احوال، نیازها و عواطف انسان‌ها را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد و مطالعه آن فراتر از مرزهای جغرافیایی اهمیت دارد.

بنابراین، ادبیات انقلاب، رمان، داستان و نمایشنامه‌ها باید با نگاه انسانی و فراگیر تولید شوند؛ به گونه‌ای که مخاطب اصلی انسان باشد، نه یک گروه خاص. تولید آثار باید قابلیت ترجمه و ارائه به زبان‌های دیگر را داشته باشد تا بتواند پیام انقلاب را به جهانیان منتقل کند. مشابه کتب آسمانی، این آثار نباید مخاطب را محدود کنند، بلکه باید عموم انسان‌ها را در نظر بگیرند و تجربه انسانی مشترک را منعکس کنند.

* آیا عبور از برچسب «انقلابی» می‌تواند به نجات این ادبیات کمک کند؟

برچسب‌گذاری‌های ظاهری در حوزه فرهنگ و ادبیات، اگر جایگزین محتوا شوند، نه‌تنها امتیاز محسوب نمی‌شوند، بلکه می‌توانند مسیر را دچار خطا کنند. اطلاق عناوینی مانند «انقلابی»، «ارزشی» یا «اسلامی» به آثار و نهادها، زمانی معنا دارد که این مفاهیم در ذات و بطن عملکرد و محتوا جاری باشد، نه آنکه صرفاً به‌عنوان یک عنوان یا امتیاز حقوقی به کار رود. انقلاب اسلامی، خود عنوانی فراگیر و سایه‌ای گسترده بر زیست اجتماعی و فرهنگی مردم ایران در پنج دهه گذشته بوده و هیچ‌گاه پدیده‌ای بیگانه با زندگی روزمره جامعه نبوده است.

ادبیات، اگر قرار است انقلابی باشد، باید در ماهیت و درون‌مایه خود چنین ویژگی‌ای را حمل کند، نه آنکه با نصب برچسب و اعلان ظاهری، خود را معرفی کند. همان‌گونه که در کنش اجتماعی، عمل بسیجی یا انقلابی با رفتار شناخته می‌شود و نه با تابلو و پلاک، در حوزه فرهنگ نیز این رفتار و اثر است که هویت را آشکار می‌کند. تاریخ نشان داده است که حرکت‌های اصیل و ماندگار، بی‌ادعا و بدون نمایش‌های ظاهری شکل گرفته‌اند؛ نمونه آن، امت‌هایی هستند که با پایبندی به اصول، مسیر خود را پیموده‌اند و در مقابل، جریان‌هایی که از آرمان‌ها فاصله گرفته‌اند، در همان آغاز مسیر متوقف شده‌اند.

در سال‌های دفاع مقدس نیز ادبیات جنگ الزاماً با عنوان و برچسب «ادبیات انقلابی» تولید نمی‌شد. نویسندگان کودک و نوجوان، داستان‌هایی می‌نوشتند که فضای جنگ، بمباران، اعزام و زیست آن روزها را روایت می‌کرد و همان روایت‌ها، روح انقلاب را زنده نگه می‌داشت. آثاری مانند «آتش در خرمن» محصول همان فضا بودند؛ آثاری که در زمانه خود به‌خوبی فهم می‌شدند، زیرا مخاطب در متن همان تجربه زیسته قرار داشت. فاصله گرفتن نسل‌های جدید از آن آثار، بیش از آنکه ناشی از ناتوانی در درک باشد، به فاصله زمانی و تغییر بسترهای زیستی بازمی‌گردد. نوجوان امروز نیز توان فهم و ارتباط دارد، به شرط آنکه اثر، بی‌ادعا، بی‌شعار و صادقانه نوشته شده باشد.

ادبیات انقلاب در طول زمان حرکت کرده و قابلیت همراهی با تحولات را دارد. تجربه نشان داده است که آثار موفق، بدون تظاهر و برچسب، توانسته‌اند مفاهیم انقلاب را بازتاب دهند. رویدادهای مهم انقلاب، از جمله نقش‌آفرینی نیروی هوایی در روند انقلاب و مشخصاً در روز 19 بهمن ۱۳۵۷، ظرفیت‌های فراوانی برای خلق آثار ادبی، داستانی و سینمایی دارند. این پرسش جدی مطرح است که چرا درباره چنین رخدادهایی، با وجود اهمیت تاریخی و تداوم یادآوری آن‌ها در قالب دیدارهای سالانه و تجدید بیعت، آثار ادبی و هنری شاخص و ماندگار خلق نشده است؟ در این حوزه نیز نیازی به برچسب نیست؛ احساس ضرورت و مسئولیت تاریخی باید خود به تولید اثر منجر شود.

گسترش دامنه مخاطبان، یکی از الزامات ادبیات انقلاب است. برداشتن برچسب‌ها به معنای محدود کردن نیست، بلکه راهی برای فراگیرتر شدن مخاطب است. همان‌گونه که درباره انقلاب کبیر فرانسه، نویسندگانی چون ویکتور هوگو با خلق رمان‌هایی مانند «بینوایان» توانستند آگاهی تاریخی و اجتماعی ایجاد کنند، ادبیات انقلاب اسلامی نیز می‌تواند با رمان، روایت‌های داستانی و دراماتیک، تاریخ، مفسده‌های رژیم پهلوی، جریان‌ها و حتی انحراف‌ها را برای نسل‌هایی که آن دوران را تجربه نکرده‌اند، تبیین کند.

ادبیات، قدرتی دارد که اخبار و گزارش‌های روزمره از آن برخوردار نیستند. از طریق داستان می‌توان ماهیت جریان‌هایی مانند سازمان منافقین را برای نسل‌های جدید روشن کرد؛ جریانی که با خشونت، قدرت‌طلبی، التقاط و حذف درون‌گروهی شناخته می‌شود. روایت‌هایی از سرنوشت افرادی چون شهید مجید شریف واقفی، که به دست نیروهای هم‌سازمانی خود به قتل رسید، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به آثار داستانی و دراماتیک دارند. بسیاری از دانشجویان، اساتید و نخبگانی که امروز در دانشگاه صنعتی شریف تحصیل کرده یا تدریس می‌کنند، از این پیشینه تاریخی و ایمان و پایمردی مردی که نامش بر دانشگاه آنهاست کمتر می دانند. در حالی که ادبیات می‌توانست این خلأ را پر کند.

در حوزه تاریخ معاصر، ضعف روایت‌گری ادبی باعث شده است که حتی بحث‌های بی مبنایی چون تطهیر پهلوی مجال طرح پیدا کند. این در حالی است که اسناد و خاطرات منتشرشده از درون ساختار پهلوی، خود گویاترین افشاگری‌ها درباره فساد، وابستگی و تباهی آن دوره هستند. این آثار که امروز به زبان فارسی در دسترس قرار دارند، می‌توانند منبع مهمی برای آشنایی با تاریخ معاصر باشند، اما متأسفانه کمتر به نسل جوان معرفی شده‌اند.

در نهایت، تقویت زبان فارسی، زیربنای تداوم فرهنگ، ادبیات و هنر است. بدون زبان قدرتمند، امکان رشد تمدنی وجود ندارد. حفظ زبان با شعار و ساختارهای اداری محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند تولید قدرت فرهنگی و استمرار حیات تمدنی است. ادبیات و هنر، بازوهای اصلی زبان هستند.

در عصر تکنولوژی، ورود گسترده واژگان جدید، رواج نوشتار مینیمال، پیام‌های کوتاه و تلگرافی و ضعف روزافزون در املا و دستور زبان، زنگ خطری جدی برای آینده زبان فارسی است. این ضعف‌ها حتی به رسانه‌ها، خبرگزاری‌ها و زیرنویس‌های تلویزیونی نیز سرایت کرده است. تا زمانی که زبان تقویت نشود، نمی‌توان به بالندگی ادبیات و فرهنگ امید بست.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ