چرا خطرناک‌ترین روایت‌ها «نیمه‌واقعی»‌ هستند؟

اقتصاد ایران: ایسنا/قزوین وقتی از «اخبار جعلی» حرف می‌زنیم، ذهن اغلب به سمت دروغ‌های آشکار، خبرهای ساختگی و روایت‌های کاملاً جعلی می‌رود؛ اخباری که به‌راحتی می‌توان آن‌ها را تکذیب کرد و کنار گذاشت، اما تجربه بحران‌های اجتماعی، سیاسی و امنیتی در سال‌های اخیر نشان داده است که خطرناک‌ترین اخبار، نه دروغ‌های واضح، بلکه نیمه‌حقیقت‌ها هستند.

روایت‌هایی که ریشه‌ای واقعی دارند، اما با حذف، اغراق، جابه‌جایی یا قاب‌بندی هدفمند، به ابزاری برای جهت‌دهی افکار عمومی تبدیل می‌شوند.

در همین راستا آرزو سلخوری در یادداشتی که با موضوع «اخبار جعلی» نوشته و آن را در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:

«در ادبیات نوین ارتباطات، مفهوم «فیک‌نیوز» سال‌هاست که بازتعریف شده و جای خود را به سه‌گانه‌ای دقیق‌تر داده است: اطلاعات نادرست (Misinformation)، اطلاعات گمراه‌کننده عمدی (Disinformation) و اطلاعات مخرب (Malinformation). فهم این تمایز، به‌ویژه در شرایط بحران و آشوب، برای مخاطب و رسانه حیاتی است، زیرا همه اخبار غلط، یکسان تولید نمی‌شوند و یکسان هم اثر نمی‌گذارند.

اطلاعات نادرست، معمولاً محصول ناآگاهی است. خبری که فردی بدون قصد سوء و با تصور درست بودن، بازنشر می‌کند. این نوع محتوا، اگرچه آسیب‌زا است، اما ریشه در خطای انسانی دارد. در مقابل، اطلاعات گمراه‌کننده آگاهانه تولید می‌شود؛ داده‌هایی که با نیت سیاسی، امنیتی یا ایدئولوژیک دست‌کاری شده‌اند تا مخاطب را به نتیجه‌ای خاص برسانند.

 اما خطرناک‌ترین سطح، اطلاعات مخرب است: خبرهایی که اساساً درست‌اند، اما انتشارشان در یک زمان و زمینه خاص، با هدف ضربه‌زدن به اعتماد، امنیت یا انسجام اجتماعی صورت می‌گیرد.

در بحران‌ها، این سطح سوم بیشترین نقش را ایفا می‌کند. یک ویدئوی واقعی، یک عدد صحیح، یک نقل‌قول درست، اما بدون زمینه، بدون توضیح و دقیقاً در لحظه‌ای حساس. این نوع خبر، به‌دلیل واقعی بودن اجزایش، به‌سختی قابل تکذیب است و درست به همین دلیل، بیشترین اثر روانی را دارد، مخاطب با چیزی مواجه است که «نمی‌شود انکارش کرد»، اما معنای آن به‌کلی تحریف شده است.

نیمه‌حقیقت‌ها معمولاً با تکنیک حذف کار می‌کنند، نه جعل. حذف زمان، حذف پیش‌زمینه، حذف عامل مقایسه. عددی منتشر می‌شود، اما معلوم نیست نسبت به چه چیزی زیاد یا کم است. تصویری پخش می‌شود، اما معلوم نیست مربوط به کجاست و چه زمانی ثبت شده، نقل‌قولی بازنشر می‌شود، اما جمله قبل و بعدش حذف شده است. نتیجه، روایتی است که از نظر فنی «دروغ» نیست، اما از نظر معنایی کاملاً گمراه‌کننده است.

از منظر سواد رسانه‌ای، اینجاست که مهارت مخاطب به چالش کشیده می‌شود. تشخیص دروغ آشکار ساده‌تر است؛ ذهن در برابر تناقض مقاومت می‌کند اما نیمه‌حقیقت، با ذهن همکاری می‌کند. با ترس‌ها، پیش‌فرض‌ها و خشم‌های پیشین مخاطب هم‌راستا می‌شود و دقیقاً همان چیزی را می‌گوید که مخاطب آمادگی شنیدنش را دارد به همین دلیل، نیمه‌واقعی‌ها سریع‌تر باور می‌شوند و دیرتر اصلاح.

نکته مهم دیگر، قاب‌بندی خبری است. یک واقعیت واحد می‌تواند در قاب‌های متفاوت، معانی کاملاً متضاد تولید کند. انتخاب تیتر، زاویه تصویر، ترتیب اطلاعات و حتی لحن روایت، می‌تواند یک اتفاق را به «فاجعه»، «موفقیت»، «سرکوب» یا «ضرورت» تبدیل کند. وقتی این قاب‌بندی آگاهانه و هدفمند باشد، مخاطب بدون آنکه متوجه شود، به سمت برداشت خاصی هدایت می‌شود، بی‌آنکه خبری کاملاً جعلی مصرف کرده باشد.

در شرایط آشوب، این مسئله تشدید می‌شود. سرعت انتشار بالا می‌رود، فرصت تحلیل کم می‌شود و الگوریتم‌ها محتواهای احساسی‌تر را بالا می‌کشند. در چنین فضایی، خبرهای نیمه‌واقعی ایده‌آل‌ترین سوخت‌اند: هم واقعی‌اند، هم تحریک‌کننده، هم قابل دفاع‌اند، هم مخرب.

اینجاست که جنگ روایت‌ها نه با دروغ، بلکه با «واقعیت‌های انتخاب‌شده» پیش می‌رود.

نباید فراموش کرد که رسانه‌های رسمی نیز می‌توانند ناخواسته در دام نیمه‌حقیقت بیفتند. آمارهای بدون توضیح، گزارش‌های فاقد زمینه اجتماعی، یا اطلاع‌رسانی‌های قطره‌چکانی، فضا را برای تفسیرهای مخرب باز می‌کند. در این وضعیت، حتی خبر درست هم می‌تواند به ماده خام شایعه تبدیل شود. سکوت یا ابهام، خود نوعی تولید معناست.

از منظر اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت رسانه‌ها در این نقطه دوچندان می‌شود. انتشار واقعیت کافی نیست؛ توضیح واقعیت ضروری است. رسانه‌ای که فقط داده می‌دهد و از تفسیر مسئولانه شانه خالی می‌کند، عملاً میدان را به روایت‌های غیرمسئول واگذار کرده است. سواد رسانه‌ای بدون رسانه مسئول، کارایی محدودی دارد.

برای مخاطب، مواجهه با اخبار نیمه‌واقعی نیازمند نوعی «شک فعال» است؛ شکی که نه به انکار همه‌چیز منجر می‌شود و نه به پذیرش فوری.

پرسش‌هایی از این دست: چه چیزی گفته نشده؟ این خبر چه زمینه‌ای دارد؟ چرا الان منتشر شده؟ چه احساسی را هدف گرفته؟ پاسخ به این پرسش‌ها، مخاطب را از مصرف‌کننده منفعل به تحلیل‌گر فعال تبدیل می‌کند.

در نهایت، باید پذیرفت که در عصر بحران‌های پی‌درپی، مسأله اصلی فقط تشخیص دروغ نیست؛ تشخیص معناست. معنا همان جایی ساخته می‌شود که واقعیت‌ها کنار هم چیده می‌شوند یا از هم جدا می‌مانند. خطرناک‌ترین اخبار، آن‌هایی نیستند که واقعیت را انکار می‌کنند، بلکه آن‌هایی‌اند که با تکه‌تکه کردن واقعیت، تصویری کاذب اما باورپذیر می‌سازند.

اخبار جعلی همیشه دروغ نمی‌گویند؛ گاهی فقط حقیقت را آن‌قدر هوشمندانه ناقص می‌کنند که نتیجه‌اش از دروغ هم ویرانگرتر می‌شود. در چنین جهانی، سواد رسانه‌ای نه مهارت تشخیص خبر درست، بلکه توان فهم «بازی معنا»ست. و جامعه‌ای که این بازی را نشناسد، دیر یا زود قربانی آن خواهد شد.

انتهای پیام

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ