روایتی از تحصن تاریخی پزشکان بیمارستان قائم مشهد در روزهای پیش از انقلاب

اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی روزهایی که در خیابان‌های مشهد حکومت نظامی بود، یک بیمارستان به پناهگاهی برای انقلابیون تبدیل شد؛ جایی که لباس‌های سفید پزشکان به پرچمی برای اعتراض به حکومت مستبد شاهنشاهی مبدل شده بود.

سیدحسین فتاحی، از پزشکان و فعالان سیاسی دوران انقلاب که سابقه نمایندگی مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه خود دارد، با مرور خاطرات خود از تحصن تاریخی بیمارستان قائم، از روزهایی می‌گوید که قرآن‌خوانی‌های مخفیانه، اعتصاب‌های دانشجویی، بازداشت‌های ساواک و ... ، چگونه مسیر انقلاب را در مشهد شکل داد.

او با حضور در تحریریه ایسنا ضمن مروری بر خاطرات دوران قبل از انقلاب اظهار کرد: من در خانواده‌ مذهبی در مشهد بزرگ شدم و هم محله‌ای مقام معظم رهبری بودم. در دوران سربازی سحری و افطار به سربازان می‌دادم و در پادگان جلسات قرآن برگزار می‌کردیم. من پس از پایان خدمت سربازی به سپاه دانش پیوستم و به الموت قزوین برای معلمی فرستاده شدم. در همان زمانی که جشن‌های دو هزار و پانصدساله درحال برگزاری بود، در الموت فقر مطلق حاکم بود و فضای محرومیت بر زندگی مردم غلبه داشت و مردم آنجا که تات زبان بودند حتی ماشین به چشم خود ندیده بودند و برایشان عجیب و شگفت‌آور بود. من در آنجا جلسات قرآن خوانی گذاشتم و مردم به من اعتماد کردند چون درآن زمان خیلی از خانواده‌ها دختر خودشان را بعد از کلاس چهارم از رفتن به مدرسه منع می‌کردند.

وی با اشاره به اینکه در سال ۱۳۵۱ در دانشگاه فردوسی در رشته پزشکی تحصیل کرده است، افزود: ما در انجمن کتاب دانشگاه کتاب‌های دکتر شریعتی و استاد مطهری را می‌خواندیم که در نهایت منجر به تعطیلی این انجمن شد چون از نظر رژیم این کتاب‌ها غیرقانونی فروخته می‌شد. سال ۱۳۵۳ به دلیل بازداشت هم‌کلاسی‌هایمان دانشجویان اعتصاب کردند.

نماینده مردم مشهد در مجلس چهارم با اشاره به اینکه مرحوم سردار فیروزآبادی هم‌کلاسی من بود و ما با هم با دوچرخه به دانشکده می‌رفتیم، عنوان کرد: از هشتاد نفر کلاس ما، ۲۵ نفر بازداشت شده بودند و درس‌های دانشجویان عقب افتاده بود، من به نمایندگی با رییس دانشگاه مرحوم قوام نصیری صحبت کردم و این باعث شد که او اجازه تحصیل ما را صادر کند، چندی بعد من خدمت آیت‌الله خامنه‌ای در منزلشان در خیابان سرشور رفتم و ایشان به من گفتند ما حکومت خوب می‌خواهیم و در حکومت خوب است که پزشک خوب تربیت می‌شود.

وی با بیان اینکه من و همسرم(که از همکلاسی های من بود) در ۱۶ آذر به صورت مخفیانه ازدواج کردیم، عنوان کرد: فقط خانواده‌های ما در جریان بودند تا مبادا ساواک مانعی برای ما ایجاد کند. پاییز سال ۱۳۵۵ شاه به مشهد آمده بود و در همین حین ساواک من و همسرم را بدلیل داشتن جزوه نماز امام خمینی دستگیر کرد چون که در حاشیه جزوه نوشته بود اسلام دین مجاهد پرور است و ساواک به این علت که دنبال بازداشت چریک‌ها بودند، خیال کردند من و همسرم هم چریک هستیم و ما را دستگیر کردند. همسرم را به زندان زنان بردند که در حال حاضر مکان فعلی بیمارستان دکتر شیخ است. من اعلامیه‌ها را در پشت بام خانه پدرم نگه  می‌داشتم که ساواک موفق به پیدا کردن آنها نشد. بعد از انقلاب معلوم شد چهارنفر از همکلاسی های ما ساواکی بودند. خوشبختانه در نهایت به دلیل اینکه نتوانستند مدرکی از من و همسرم پیدا کنند، ما آزاد شدیم.

وی با اشاره به اینکه در سال ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ همه چهره‌های سرشناس انقلابی از مذهبی تا چپ مانند آیت‌الله‌ خامنه‌ای و شهید هاشمی نژاد را بازداشت یا تبعید کرده بودند و رژیم که خیالش از این جریانات راحت شده بود، مقداری فضای سیاسی را باز کرد، گفت: سال ۱۳۵۶ ما بیشتر در خانه‌ها نوار سخنرانی گوش می‌دادیم و آنها را بین مردم تکثیر و پخش می‌کردیم اما جرقه انقلاب از سرمقاله روزنامه اطلاعات علیه امام خمینی و ماجرای مرگ دکتر شریعتی آغاز شد.

در ادامه این گفت‌‍وگو فتاحی گریزی به رخدادهای مشهد در سال ۱۳۵۷ زد و گفت: پردیس دانشگاه در سطح شهر پراکنده بود و همین مسئله باعث شد که ما در بیمارستان قائم مستقر شویم. راهپیمایی در خیابان کوهسنگی برقرار بود. جمعی از دوستان انقلابی نام بیمارستان ۶ بهمن را به بیمارستان ۱۷ شهریور تغییر دادند.

وی با اشاره به تحصن در بیمارستان قائم کنونی خاطرنشان کرد: گروهی با شعار «جاوید شاه» به خیابان‌ها آمدند و به بیمارستان حمله کردند. آن‌ها درب بیمارستان را از جا کندند و با حمله به خودروهای پزشکان و تخریب آن‌ها، خواستار از بین بردن این تحصن بودند. ما به یکی از بخش‌های بیمارستان رفتیم و درگیری‌ای ایجاد شد که در نتیجه این درگیری آن‌ها عقب‌نشینی کردند اما تانک‌ها در بیرون از بیمارستان مستقر بودند و درگیری به نوعی ادامه پیدا کرد. شرط کوتاه آمدن آن‌ها، بالا بردن عکس شاه بود، اما ما این کار را انجام ندادیم و همین موجب شلیک مستقیم آنها و زخمی شدن برخی از دوستان ما شد.

نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی افزود: شب ۲۵ آبان امام در پاریس سخنرانی انجام داد و همین موضوع باعث شد بیمارستان به محلی برای راهپیمایی تبدیل شود. این تحصن موجب شد کسی جرأت ورود به این مکان را نداشته باشد و شامگاهان برخی افراد با روپوش به‌صورت مخفیانه، کمی آذوقه به ما می‌رساندند. آقای منفرد در ۲۶ آبان شهید شد و ما خواستیم اجازه بگیریم تا پیکر ایشان را تشییع کنیم؛ به همراه رؤسا بیمارستان با روپوش بیرون رفتیم و تشییع انجام شد که به نمادی از انقلاب تبدیل گردید و روزنامه لوموند، این حرکت ما را با تیتر «سفید پوشان انقلاب» توصیف کرد.

این فعال سیاسی درخصوص ادامه اعتراضات آبان‌ماه تشریح کرد: ۲۹ آبان یک راهپیمایی در داخل بیمارستان راه انداختیم. سرکوب‌گران رژیم بیرون بیمارستان با بلندگو و پخش آهنگ سعی داشتند صدا ما اعتراضگران به بیرون از بیمارستان نرسد و در همین راهپیمایی، برخی افراد را بعد از خروج از بیمارستان دستگیر کردند.

فتاحی تیراندازی در نزدیکی حرم را دلیل خشمگین شدن مردم دانست و ادامه داد: این حوادث در تاریخ ۲۸ و ۲۹ آذر اتفاق افتاد. اواخر آذر افرادی را که در آبان‌ماه دستگیر کرده بودند آزاد کردند. در بیمارستان یک کتابخانه وجود داشت که ما در آنجا تحصن کردیم و رئیس بیمارستان را نیز بیرون بردیم تا دستگیر نشود.

وی در ادامه با اشاره به اینکه تحصن تا ۵ دی‌ماه ادامه پیدا کرد و یکی از بزرگ‌ترین تحصن‌ها در مشهد بود، تصریح کرد: در زمان تحصن، تمام خدمات بیمارستان تعطیل بود اما فقط اورژانس فعال بود. با بودجه‌ای که آیت‌الله واعظ طبسی به مبلغ ۲۰۰ تومان می‌دادند، ما یک داروخانه را در اختیار گرفتیم تا خدمات‌رسانی انجام دهیم.

فتاحی اظهار کرد: در نزدیکی بیمارستان، محوطه خالی‌ای وجود داشت که آمبولانس را به تریبون تبدیل کردیم تا آقای خامنه‌ای روی آن سخنرانی کنند. ایشان بیان کردند که بیمارستان را باز کنید و به مردم خدمات بدهید، اما پزشکان گفتند ما افراد ارتشی و کسانی که دفترچه ارتشی دارند را ویزیت نمی‌کنیم و این خود نوعی اعتصاب علیه ارتشی‌ها بود که مساجد را آتش می‌زدند.

نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی با اشاره به اتفاقات تلخ ۹ و ۱۰ دی ماه خاطرنشان کرد: ۹ دی، بچه‌های استانداری اعلام تحصن کردند و مردم خواستار پیوستن به آنها بودند. ما در بیمارستان بودیم و فرصتی برای رفتن به خانه نداشتیم. سپس شاهد بودیم تانک‌های رژیم به سطح خیابان‌ها آمده‌اند، زنانی را به بیمارستان آوردند که آسیب بسیار شدیدی دیده بودند و تانک‌ها از روی آن‌ها رد شده بود. مردم خشمگین شدند و همین باعث شد چند تانک به آتش کشیده شود. برخی کلانتری‌ها را گرفتند و تعدادی فروشگاه‌ها را خالی کردند و مواد آن‌ها را به بیمارستان آوردند که همین موضوع زمینه حمله و تیراندازی به بیمارستان را فراهم کرد. به همین دلیل، ما بیماران را به زیر تخت‌ها بردیم تا آسیبی نبینند. برخی افراد این مواد غذایی را بردند و فضای ناامنی برای بیمارستان به وجود آمد.

روایتی از تحصن تاریخی پزشکان بیمارستان قائم مشهد در روزهای پیش از انقلاب

فتاحی درخصوص پررنگ شدن نقش پزشکان در آن دوران خاطرنشان کرد: فردی عادی به سراغ من آمد و با پرس‌وجو درباره بطری برای ساخت مواد آتش‌زا صحبت کرد. من مانع او شدم، اما او گفت اگر من نروم، تو را می‌زنند. پس از دفاع از بیمارستان و پزشکان، تیر به شکمش خورد و زخمی شد. این اتفاق نمادی شد از اینکه لباس پزشکان در آن زمان بسیار مقدس بود.

وی درخصوص حادثه تلخ و دردناک دهم دی‌ماه تشریح کرد: نیروهای سرکوب‌گر رژیم شاهنشاهی در ۱۰ دی به‌روی مردم آتش گشودند. در گوشه و کنار خیابان‌ها، مردم مورد شلیک مستقیم قرار گرفتند. در روزهای تحصن، تیمسار کاتوزیان به بیمارستان آمد و گفت تحصن را بشکنید. او خواست سخنرانی کند و ما شرط سخنرانی را سر دادن شعار «مرگ بر شاه» گذاشتیم. او نپذیرفت و بیمارستان را ترک کرد. همین باعث شد کینه‌ای نسبت به تحصن شکل بگیرد و در نهایت منجر شد که در دهم دی‌ماه، بدون دلیل و در آرام‌ترین شرایط، به مردم عادی شلیک شود. در حمله ۱۰ دی، بسیاری کشته و بسیاری شهید شدند و سردخانه امام رضا مملو از اجساد کشته‌شدگان و شهدا شد. 

این فعال سیاسی درخصوص افراد موثر در راهنمایی انقلابیون تصریح کرد: رخدادهای سال ۵۷ باعث شد ما برای گرفتن رهنمود به دیدار آقایان خامنه‌ای، طبسی و شهید هاشمی‌نژاد برویم که خانه‌هایشان به پایگاهی برای مشورت انقلابیون تبدیل شده بود.

نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی افزود: با خبر ورود امام در بهمن ماه، تصمیم گرفتیم به تهران عازم شویم. ما اتوبوسی را کرایه کردیم و با آشنایان و برخی دوستان به تهران رفتیم. در آن زمان به‌دلیل بسته شدن فرودگاه توسط بختیار، مردم در دانشگاه تهران تحصن کردند. آقای خامنه‌ای این تحصن را اداره می‌کردند و ما نیز در مسجد دانشگاه مستقر شدیم.

فتاحی حمایت شهید بهشتی از تحصن را بسیار تاثیرگذار دانست و ادامه داد:  ۷ بهمن، شهید بهشتی در بهشت زهرا سخنرانی داشت و ما برای اولین بار ایشان را دیدیم. پس از سخنرانی، به دانشگاه بازگشتیم. من و دکتر فربدی برای گروهی که به استقبال امام می‌رفتند معرفی شدیم. این تحصن تا ۹ بهمن ادامه داشت.

وی با اشاره به نقش موثر مردم برای بازگشایی فرودگاه گفت: ۹ بهمن، مردم به خیابان‌ها ریختند و شعارهایی مانند «وای به حالت بختیار، اگر امام امروز نیاد، مسلسل‌ها بیرون میاد» سر دادند. پس از آن، مردم را به رگبار بستند و بسیاری کشته شدند. بعد اعلام شد که در ۱۱ بهمن فرودگاه باز می‌شود. ما خودمان را به ستاد استقبال امام رساندیم و شهید مفتح به ما کارت تردد فرودگاه داد.

این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: شب قبل از ورود امام، مردم تمام شهر را رفت‌وروب کردند. زن و مرد کنار یکدیگر برای امامی که بسیاری هنوز او را ندیده بودند شهر را تمیز می‌کردند و صحنه‌های دیدنی‌ای رقم خورد.

انتهای پیام

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ